چلسیِ ژابی آلونسو؛ بازآفرینی الگوی موفق بایر لورکوزن در لیگ برتر
کوین مارتین/TFA:
وقتی ژابی آلونسو در تابستان ۲۰۲۶، پس از سه فصل حضور در بایر لورکوزن و دورهای کوتاه در رئال مادرید، هدایت چلسی را بر عهده گرفت، برای تصور شکل و سبک بازی تیم جدیدش یک الگوی مشخص وجود داشت: لورکوزنی که در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳ قهرمان بوندسلیگا شد.
با گذشت هفت بازی از حضور آلونسو در لیگ برتر، شباهت دو تیم روی تخته تاکتیکی بهراحتی قابل مشاهده است.
چلسی در پنج بازی از این هفت مسابقه با آرایش ۵-۲-۲-۱ به میدان رفته است.
بااینحال، استفاده از آرایشی یکسان لزوماً به معنای ارائه سبکی یکسان از فوتبال نیست.
آلونسو ایدههای لورکوزن را به لندن آورده است، نه بازیکنان آن تیم را.
او در حال تطبیق اصول فوتبالی خود با گروه متفاوتی از بازیکنان است.
این تغییرات تمام خطوط تیم را در بر میگیرد؛ از نحوه طراحی حملات چلسی گرفته تا مناطقی از زمین که این تیم در آنها توپ را بازپس میگیرد.
این تحلیل آماری و تاکتیکی از ژابی آلونسو و چلسی، یکی از ویژگیهای شاخص فوتبال این مربی اسپانیایی را بررسی میکند؛ اینکه تیمهای او چگونه راه خود را به محوطه جریمه حریف باز میکنند.
ورودهای چلسی به محوطه جریمه
با وجود تفاوتهای میان تیمهای ژابی آلونسو در بایر لورکوزن، رئال مادرید و چلسی، یکی از جنبههای فوتبال او همچنان ثابت مانده است: نحوه ورود تیمهایش به محوطه جریمه حریف.
لورکوزن در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳ بوندسلیگا بهطور میانگین در هر مسابقه ۳۵.۱ بار با موفقیت وارد محوطه جریمه حریف شد. این آمار در رئال مادرید به ۲۸.۴ بار رسید.
حالا پس از گذشت هفت بازی از دوران حضور آلونسو در چلسی، این رقم ۲۸.۳ بار در هر مسابقه است.
از نظر تعداد ورود به محوطه جریمه، آمار چلسی به رئال مادرید شباهت دارد؛ اما شباهت مهمتر به نحوه ایجاد این موقعیتها مربوط میشود.
لورکوزن در بوندسلیگا از نظر ورود به محوطه جریمه با پاس و حمل توپ، در هر دو شاخص رتبه دوم را داشت.
رئال مادرید آلونسو نیز در هر دو شاخص در لالیگا دوم شد، درحالیکه چلسی در حال حاضر بهترتیب در ردههای سوم و چهارم لیگ برتر قرار دارد.
در هر سه لیگ، ترجیح آلونسو یکسان بوده است: رسیدن به محوطه جریمه با پاسکاری و پیشروی با توپ.
در لورکوزن، ۴۵ درصد از ورودهای موفق به محوطه جریمه با پاس، ۲۶ درصد با حمل توپ یا دریبل و ۲۹ درصد با ارسال توپ از کنارهها انجام میشد.
آمار رئال مادرید تقریباً همین الگو را نشان میداد: بهترتیب ۴۴، ۳۲ و ۲۴ درصد. چلسی نیز اکنون با ارقامی مشابه، یعنی ۴۳، ۳۰ و ۲۷ درصد، همین مسیر را دنبال میکند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که چلسی در فصل گذشته چنین رویکردی نداشت.
در دوران هدایت انزو مارسکا و پس از او لیام روزنیور، ارسالها از جناحین ۳۴ درصد از ورودهای موفق چلسی به محوطه جریمه را تشکیل میدادند.
با حضور آلونسو، این سهم به ۲۷ درصد کاهش یافته است؛ در مقابل، سهم حمل توپ و دریبل از محدوده ۲۵ تا ۲۷ درصد به ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
این تغییر شاید چندان بزرگ به نظر نرسد، اما با الگویی همخوانی دارد که در تیمهای قبلی آلونسو نیز دیده میشد.
تیمهای ژابی آلونسو چگونه به محوطه جریمه حریف میرسند؟

چلسی با روشهایی مشابه تیمهای قبلی آلونسو به محوطه جریمه حریف میرسد، اما شیوه ساختن حملاتش متفاوت است.
لورکوزن بهطور میانگین در هر مسابقه ۱۲۴.۷ دریافت توپ در فضای بین خطوط حریف داشت؛ آماری که در بوندسلیگا از همه تیمها بالاتر بود. این رقم در چلسی اکنون تنها ۶۲.۷ است و این تیم در لیگ برتر در رتبه نهم قرار دارد.
چلسی همچنان با روشهایی آشنا به محوطه جریمه میرسد، اما در پیشروی از فضاهای بین خطوط حریف، به اندازه لورکوزن موفق نیست.
چلسی چگونه بازیسازی از عقب زمین را انجام میدهد؟
شباهتهای میان چلسی و لورکوزنِ آلونسو، هنگام بررسی نحوه بازیسازی از عقب زمین، آشکارتر میشود.
بااینحال، این دقیقاً همان بخشی است که چلسی در تکرار عملکرد لورکوزن با مشکل روبهرو میشود.
در دوران هدایت مارسکا و روزنیور، دروازهبان چلسی نقشی محوری در مالکیت توپ داشت. چلسی در این دو دوره، از نظر میزان مشارکت در بازیسازی از عقب زمین، بهترتیب رتبههای اول و دوم لیگ برتر را به خود اختصاص داده بود.
اما با حضور آلونسو، چلسی به رتبه هجدهم سقوط کرده است؛ دقیقاً همان رتبهای که لورکوزن در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳ بوندسلیگا داشت.
حالا مسئولیت پیشروی با توپ بیش از گذشته بر عهده مدافعان میانی قرار گرفته است.
آمار پاسهای آنها نیز این تغییر را تأیید میکند. مدافعان چلسی اکنون هنگام بازیسازی از یکسوم دفاعی زمین، با هر پاس بهطور میانگین از ۰.۸ تا ۰.۹ بازیکن حریف عبور میکنند؛ درحالیکه این رقم در فصل گذشته ۰.۶ بود. به این ترتیب، چلسی تقریباً به آمار ۰.۸ لورکوزن رسیده است.
همچنین، سهم پاسهایی که مدافعان چلسی زیر فشار حریف ارسال میکنند افزایش یافته و از ۲۰ درصد در فصل گذشته به ۲۸ درصد رسیده است؛ رقمی که به آمار ۳۰ درصدی لورکوزن نزدیک است.
این اعداد نشان نمیدهند که چلسی صرفاً به دنبال ارسال توپهای بلند است. این تیم از نظر سهم پاسهای بلند در لیگ برتر رتبه هفدهم را دارد؛ آماری که شباهت دیگری با لورکوزن ایجاد میکند، چراکه تیم آلونسو در این شاخص در بوندسلیگا هجدهم بود.
چلسی تلاش میکند همان کارهایی را انجام دهد که لورکوزن انجام میداد، اما در اجرای آنها به همان اندازه موفق نیست.
لورکوزن ۸۰ درصد از این پاسها را با موفقیت به مقصد میرساند؛ رقمی که هنگام تحت فشار قرار گرفتن به ۶۵ درصد کاهش پیدا میکرد.
چلسی در حال حاضر تنها ۶۷ درصد از این پاسها را تکمیل میکند و زمانی که تحت فشار قرار میگیرد، این میزان به فقط ۴۳ درصد میرسد.
فصل گذشته، نرخ موفقیت کلی پاسهای چلسی در این زمینه ۷۸ درصد بود؛ هرچند آن پاسها معمولاً ریسک کمتری داشتند و زیر فشار کمتری ارسال میشدند.
آمار فردی بازیکنان نیز این تفاوت را برجسته میکند.
لوی کولویل تنها ۴۸ درصد از پاسهایش را زیر فشار حریف با موفقیت تکمیل میکند. این آمار برای وسلی فوفانا ۵۲ درصد، ماکسنس لاکروا ۵۳ درصد و جاش آچیمپونگ ۵۹ درصد است.
در سوی دیگر، در لورکوزن ادموند تاپسوبا ۷۷ درصد، یوناتان تا ۷۵ درصد و اودیلون کُسونو ۷۰ درصد از پاسهای خود را زیر فشار حریف با موفقیت به مقصد میرساندند.
مدافعان میانی چلسی تلاش میکنند توپ را به شیوهای مشابه همتایان خود در لورکوزن به جلو ببرند، اما در اجرای این وظیفه بهمراتب ناکامتر هستند.
مقایسه عملکرد مدافعان میانی در پاسکاری زیر فشار: بایر لورکوزن ۲۰۲۴-۲۰۲۳، رئال مادرید ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و چلسی ۲۰۲۷-۲۰۲۶

بااینحال، آلونسو در یکی از جنبههای بازیسازی انعطافپذیری خود را نشان داده است: ضربات شروع مجدد بازی از دروازه (ضربات دروازه).
در جریان بازی، رویکرد چلسی فارغ از نتیجه مسابقه، نسبتاً ثابت باقی میماند.
زمانی که بازی مساوی است، ۲۵ درصد از پاسهای مدافعان میانی چلسی بلند است. این سهم هنگام پیش بودن تیم به ۲۳ درصد میرسد. نرخ موفقیت این پاسها نیز بهترتیب ۶۴ و ۶۶ درصد است.
اما تفاوت اصلی زمانی آشکار میشود که بازی با ضربه دروازه از سر گرفته میشود.
در شرایطی که نتیجه مساوی است، ضربات دروازه چلسی بهطور میانگین ۳۵ متر پیش میروند؛ فاصلهای که چندان با میانگین ۲۹ متری لورکوزن تفاوت ندارد.
اما زمانی که چلسی از حریف پیش میافتد، این فاصله به ۶۲ متر افزایش پیدا میکند؛ درحالیکه این رقم برای لورکوزن ۳۸ متر بود.
به نظر میرسد آلونسو زمانی که چلسی پیش است، ترجیح میدهد ضربات دروازه را بلندتر ارسال کند؛ بااینحال، در جریان بازی همچنان به همان رویکرد قبلی خود برای بازیسازی از عقب زمین پایبند میماند.
میانگین مسافت ضربات دروازه بر اساس وضعیت نتیجه: بایر لورکوزن ۲۰۲۴-۲۰۲۳، رئال مادرید ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و چلسی ۲۰۲۷-۲۰۲۶

نتیجه، چلسیای است که از مدافعانش انتظار میرود مسئولیت بیشتری در مالکیت توپ بر عهده بگیرند، اما پاسهای آنها به یکسوم میانی زمین، نه بیشتر از فصل گذشته میرسد.
تنها ۱۷ درصد از پاسهایی که از یکسوم دفاعی زمین ارسال میشوند، به یکسوم میانی میرسند؛ درحالیکه این رقم در لورکوزن ۲۳ درصد بود. همچنین، چلسی در رتبهبندی لیگ برتر از نظر تعداد مراحل بازیسازی که خط نخست پرس حریف را میشکنند، از رتبه سوم به رتبه سیزدهم سقوط کرده است.
چلسی همچنان برای عبور از خط نخست پرس حریف و رساندن توپ به خط میانی مشکل دارد.
چرا چلسی در پیشروی از خط میانی مشکل دارد؟
در بایر لورکوزن، بخش زیادی از پیشروی تیم با توپ به کمک گرانیت ژاکا و اکسکییل پالاسیوس انجام میشد.
هر دو بازیکن نقش پررنگی در مالکیت توپ داشتند و بهطور میانگین در هر ۹۰ دقیقه، بهترتیب ۹۶.۵ و ۹۲.۲ پاس ارسال میکردند. آنها با پاسهای خود نیز بهترتیب از ۷ و ۷.۵ بازیکن حریف عبور میکردند.
علاوه بر این، هر دو بیش از ۸۰ درصد پاسهای خود را زیر فشار حریف با موفقیت به مقصد میرساندند. همین توانایی به لورکوزن اجازه میداد حتی زمانی که حریف از جلو پرس میکرد، توپ را از خط میانی عبور دهد و به مناطق جلوتر برساند.
آلونسو در چلسی، از چنین سطحی از توانایی پاسکاری و پیشروی با توپ در میان هافبکهای مرکزی خود برخوردار نیست.
درحالیکه زوج هافبک لورکوزن در هر مسابقه با پاسهای خود مجموعاً از ۱۰۹ بازیکن حریف عبور میکردند، این رقم برای هافبکهای چلسی تنها ۴۰ بازیکن است.
این یکی از بزرگترین تفاوتهای دو تیم به شمار میرود و کمک میکند بفهمیم چرا میانگین دریافت توپ چلسی در فضاهای بین خطوط حریف تنها ۶۲.۷ بار در هر مسابقه است؛ رقمی که در لورکوزن به ۱۲۴.۷ بار میرسید.
مویسس کایسدو ویژگیهای متفاوتی را به این پست میآورد.
او در فصل گذشته بهطور میانگین در هر ۹۰ دقیقه ۵۸.۶ پاس ارسال میکرد و ۱۳.۶ بار توپ را بازپس میگرفت؛ درحالیکه تنها ۹.۸ بار مالکیت توپ را از دست میداد.
نقاط قوت کایسدو در حفظ توپ، پوشش دفاعی و بازپسگیری مالکیت است. کنترل روند پیشروی تیم از طریق پاسکاری، همان نقشی که ژاکا در لورکوزن بر عهده داشت، وظیفه اصلی او نیست.
جردن هندرسون نیز در فصل جاری بهطور میانگین تعداد پاس مشابهی ارسال کرده است؛ هرچند او در هر ۹۰ دقیقه ۱۴.۷ بار مالکیت توپ را از دست میدهد؛ آماری که تقریباً دو برابر رقم فعلی کایسدو، یعنی ۷.۵ بار، است.
چلسی همچنین از ثبات و هماهنگی لازم در خط میانی برخوردار نبوده است.
انزو فرناندز که در فصل گذشته در هر ۹۰ دقیقه با پاسهایش از ۵.۷ بازیکن حریف عبور میکرد، در ماه سپتامبر به منچسترسیتی پیوست. از سوی دیگر، کایسدو نیز به دلیل مصدومیت بخش زیادی از هفت بازی ابتدایی فصل را از دست داد.
آلونسو در خط میانی از رومئو لاویا، ریس جیمز و هندرسون استفاده کرده است. کایسدو و هندرسون نیز برای نخستین بار در دیدار برابر اورتون، همزمان در ترکیب اصلی قرار گرفتند.
البته این نخستین بار نیست که آلونسو با هافبکهایی با چنین ویژگیهایی کار میکند.
در رئال مادرید، اورلین شوامنی، فدریکو والورده، ادواردو کاماوینگا و جود بلینگام همگی بهطور میانگین حدود ۶۰ پاس در هر ۹۰ دقیقه ارسال میکردند و با پاسهای خود از سه تا پنج بازیکن حریف عبور میکردند.
از نظر میزان مشارکت در بازیسازی و توانایی پیشروی با پاس، ویژگیهای این بازیکنان به هافبکهای فعلی چلسی بسیار نزدیکتر بود تا به ژاکا و پالاسیوس در لورکوزن.
مقایسه تعداد پاس هافبکها در هر ۹۰ دقیقه و تعداد بازیکنان حریفی که با هر پاس از جریان بازی خارج میشوند: بایر لورکوزن ۲۰۲۴-۲۰۲۳، رئال مادرید ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و چلسی ۲۰۲۷-۲۰۲۶

والنتین بارکو یکی از بازیکنانی است که میتواند گزینه متفاوتی در اختیار آلونسو قرار دهد.
بارکو در فصل گذشته، هنگام بازی برای استراسبورگ، بهطور میانگین در هر ۹۰ دقیقه با پاسهای خود از ۸ بازیکن حریف عبور میکرد؛ آماری که حتی از ژاکا هم بالاتر بود، آن هم در شرایطی که تعداد پاسهای بسیار کمتری ارسال میکرد.
البته این توانایی با از دست دادن بیشتر مالکیت توپ همراه بود؛ بارکو بهطور میانگین در هر ۹۰ دقیقه ۱۴.۷ بار توپ را از دست میداد.
بارکو تاکنون تنها ۱۳۰ دقیقه در لیگ برای چلسی بازی کرده و از ۱۸ سپتامبر دیگر در ترکیب این تیم به میدان نرفته است.
با کاهش توانایی چلسی در پیشروی از مناطق مرکزی زمین، این تیم بیش از گذشته برای انتقال توپ به جلو به مناطق کناری متکی شده است؛ بهویژه در جناح راست.
ژابی آلونسو چگونه از مناطق کناری زمین در چلسی استفاده میکند؟
از آنجا که چلسی برای پیشروی از مناطق مرکزی زمین با مشکل روبهرو است، بازیکنان کناری نقش مهمتری در انتقال توپ به مناطق جلوتر پیدا کردهاند.
بااینحال، جناحی که آلونسو بیش از همه از آن برای حمله استفاده میکند، در سه تیم او متفاوت بوده است.
در لورکوزن، حملات بهطور تقریباً متوازنی از جناحین و مرکز زمین شکل میگرفتند. این تیم در هر مسابقه بهطور میانگین ۶.۳ بار از جناح چپ، ۶.۸ بار از مرکز و ۷ بار از جناح راست وارد محوطه جریمه حریف میشد.
در رئال مادرید، توازن کاملاً متفاوت بود. بهطور میانگین ۱۰.۶ ورود به محوطه جریمه از جناح چپ شکل میگرفت، درحالیکه این رقم در جناح راست تنها ۳.۷ بود.
چلسی تقریباً الگوی معکوس رئال مادرید را در پیش گرفته است؛ این تیم بهطور میانگین ۶.۳ بار از جناح راست و تنها ۳.۷ بار از جناح چپ وارد محوطه جریمه حریف میشود.
این وضعیت در مقایسه با فصل گذشته چلسی نیز تغییر محسوسی محسوب میشود. آن زمان حملات بیشتری از جناح چپ شکل میگرفت و میانگین ورود به محوطه جریمه از این جناح ۵.۷ بار بود؛ درحالیکه این رقم برای جناح راست ۴.۴ بار ثبت شده بود.
با حضور آلونسو، جناح راست به مسیر اصلی حملات چلسی تبدیل شده است. این تیم در نیمه زمین حریف، بهطور میانگین در هر مسابقه با بازی خود در این جناح از ۴۸ بازیکن حریف عبور میکند؛ درحالیکه این رقم در جناح چپ ۳۶ بازیکن است.
مقایسه ورود به محوطه جریمه از جناحین: بایر لورکوزن ۲۰۲۴-۲۰۲۳، رئال مادرید ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و چلسی ۲۰۲۷-۲۰۲۶

بازیکنان در دسترس آلونسو در هر پست، بخشی از این تفاوتها را توضیح میدهند.
در لورکوزن، جرمی فریمپونگ و الکس گریمالدو از پست وینگبک سهم قابلتوجهی در حملات تیم داشتند.
فریمپونگ بهطور میانگین در هر ۹۰ دقیقه ۱۳.۵ بار در محوطه جریمه حریف صاحب توپ میشد و ۱.۹ شوت میزد. گریمالدو نیز بهترتیب ۸.۴ بار حضور در محوطه جریمه و ۱.۹ شوت در هر ۹۰ دقیقه ثبت میکرد.
در چلسی، پدرو نتو در جناح راست حضوری هجومی مشابه داشته است. او هنگام بازی در پست وینگبک راست، بهطور میانگین در هر ۹۰ دقیقه ۱۰.۲ بار در محوطه جریمه حریف صاحب توپ میشد و ۲.۳ شوت میزد.
در جناح مقابل، پپ چاواریا و جورل هاتو حضور کمتری در مناطق پیشرفته زمین داشتهاند. آنها بهترتیب بهطور میانگین ۴.۳ و ۳.۴ بار در هر ۹۰ دقیقه در محوطه جریمه حریف صاحب توپ شدهاند و هر دو تنها ۰.۳ شوت در هر ۹۰ دقیقه ثبت کردهاند.
آلونسو در انتخاب آرایش تیم نیز انعطافپذیری نشان داده است.
لورکوزن در تمام مسابقات لیگ فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳ با سه مدافع میانی وارد زمین شد، درحالیکه رئال مادرید عمدتاً با چهار مدافع بازی میکرد.
آلونسو در چلسی، پنج بازی از هفت مسابقه لیگ را با آرایش ۵-۲-۲-۱ آغاز کرده است؛ اما در دیدار برابر هالسیتی و اورتون به سیستم ۴-۲-۳-۱ روی آورده است.
او در نیمه دوم دیدار برابر بورنموث نیز همین تغییر را اعمال کرد.
توازن حملات چلسی نیز بسته به آرایش تیم تغییر کرده است.
هنگامی که چلسی با چهار مدافع بازی کرده، ۴۱ درصد از حرکات این تیم در نیمه زمین حریف از جناح راست شکل گرفته است؛ درحالیکه سهم جناح چپ تنها ۲۸ درصد بوده است.
اما با استفاده از سه مدافع میانی، توزیع حملات متوازنتر شده و سهم هر دو جناح به ۳۲ درصد رسیده است.
البته این آمار بر پایه نمونه محدودی شامل تنها دو بازی با چهار مدافع در ترکیب اصلی و یک نیمه اضافه به دست آمده است. بااینحال، اعداد نشان میدهند که آرایش تیم میتواند بر جناحی که چلسی حملات خود را روی آن متمرکز میکند، تأثیر بگذارد.
در دیدار برابر اورتون، نتو در سیستم ۴-۲-۳-۱ بهعنوان وینگر راست بازی کرد و هر دو گل تیمش را به ثمر رساند. او پیشتر در سیستم ۵-۲-۲-۱ در پست وینگبک به میدان رفته بود.
نتو در هر دو نقش سهم مهمی در حملات تیم داشته است، هرچند هر پست وظایف متفاوتی از او میطلبد.
چلسی با تاکتیکهای ژابی آلونسو چگونه گل میزند؟
مشکلات چلسی در پیشروی از خط میانی، بر نحوه خلق موقعیت و به ثمر رساندن گلها نیز تأثیر گذاشته است.
تیمهای آلونسو در لورکوزن و رئال مادرید بخش قابلتوجهی از حملات و گلهای خود را از طریق مالکیت توپ و حملات سازمانیافته ایجاد میکردند؛ اما چلسی بیش از گذشته به حملات انتقالی و ضربات شروع مجدد متکی است.
در لورکوزن، گلها بهطور متوازن میان حملات انتقالی و حملات مبتنی بر مالکیت توپ تقسیم میشدند و هر کدام ۳۶ درصد از مجموع گلهای تیم را تشکیل میدادند.
رئال مادرید نیز الگوی مشابهی داشت و ۳۹ درصد از گلهایش از هر یک از این دو روش به ثمر میرسید.
اما توزیع گلهای چلسی کاملاً متفاوت است.
از مجموع ۱۷ گل چلسی در لیگ برتر با هدایت آلونسو، هشت گل از حملات انتقالی به ثمر رسیدهاند؛ یعنی ۴۷ درصد از کل گلها. شش گل نیز حاصل ضربات شروع مجدد بودهاند که ۳۵ درصد را تشکیل میدهند. در مقابل، تنها سه گل، معادل ۱۸ درصد، از حملات مبتنی بر مالکیت توپ به ثمر رسیدهاند.
مقایسه گلها بر اساس نوع حمله: بایر لورکوزن ۲۰۲۴-۲۰۲۳، رئال مادرید ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و چلسی ۲۰۲۷-۲۰۲۶

بررسی شاخص گلهای مورد انتظار (xG) نشان میدهد که چلسی نهتنها گلهای کمتری از حملات مبتنی بر مالکیت توپ به ثمر میرساند، بلکه از این طریق موقعیتهای گل کمتری نیز خلق میکند.
لورکوزن بهطور میانگین در هر مسابقه از حملات مبتنی بر مالکیت توپ ۰.۸۳ xG تولید میکرد؛ رقمی که تقریباً با آمار رئال مادرید، یعنی ۰.۸۰، برابر بود. اما این شاخص در چلسی اکنون تنها ۰.۴۱ است؛ یعنی تقریباً نصف دو تیم قبلی آلونسو.
اختلاف در حملات انتقالی کمتر است. چلسی بهطور میانگین در هر مسابقه از این نوع حملات ۰.۵۳ xG تولید میکند؛ درحالیکه این رقم در لورکوزن ۰.۸۲ و در رئال مادرید ۰.۷۱ بود.
بااینحال، چلسی در ضربات شروع مجدد عملکرد بهتری دارد و میانگین ۰.۴۲ xG این تیم در هر مسابقه، اندکی بیشتر از آمار ۰.۳۷ لورکوزن است.
چلسی همچنین در تبدیل موقعیتهایی که خارج از جریان حملات طولانی و مبتنی بر مالکیت توپ ایجاد میکند، بسیار موفق بوده است.
این تیم از هشت گل حاصل از حملات انتقالی، تنها با ۳.۷ xG به این تعداد گل رسیده است. همچنین شش گل حاصل از ضربات شروع مجدد، در شرایطی به ثمر رسیدهاند که مجموع گلهای مورد انتظار این تیم از این موقعیتها تنها ۲.۹ xG بوده است.
در مقابل، سه گل چلسی از حملات مبتنی بر مالکیت توپ تقریباً دقیقاً با ۲.۹ xG تولیدشده مطابقت دارد.
چلسی در هفت بازی ابتدایی خود ۱۷ گل از ۱۰.۵ xG به ثمر رسانده است. تقریباً تمام فاصله میان تعداد گلهای واقعی و گلهای مورد انتظار این تیم، به حملات انتقالی و ضربات شروع مجدد مربوط میشود.
پیروزیهای چلسی برابر بورنموث و اورتون نمونههای خوبی برای درک این موضوع هستند.
در دیدار برابر بورنموث، جردن هندرسون، مورگان راجرز و ژوائو پدرو هر سه پس از حملات انتقالی گلزنی کردند. هندرسون یک گل دیگر نیز از روی ضربه آزاد مستقیم به ثمر رساند.
در مقابل اورتون نیز هر دو گل پدرو نتو خارج از جریان حملات طولانی و مبتنی بر مالکیت توپ به ثمر رسیدند؛ گل نخست حاصل یک حمله انتقالی بود و گل دوم از ضربه شروع مجدد به دست آمد.
این تفاوت در عملکرد بازیکنانی که وظیفه نهایی کردن حملات را بر عهده دارند نیز دیده میشود.
در لورکوزن، پست مهاجم نوک بهطور میانگین در هر مسابقه ۰.۷۸ xG تولید میکرد؛ درحالیکه این رقم در چلسی تنها ۰.۳۹ است.
ژوائو پدرو تقریباً بهاندازه ویکتور بونیفیس در لورکوزن توپهایی دریافت میکند که او را از مدافعان حریف عبور میدهند؛ این آمار برای پدرو ۱۷.۷ بار و برای بونیفیس ۱۸.۵ بار در هر ۹۰ دقیقه است. بااینحال، پدرو بسیار کمتر شوت میزند: بهطور میانگین ۲.۶ شوت در هر ۹۰ دقیقه، در مقایسه با ۴.۲ شوت بونیفیس.
آمار گلهای مورد انتظار فردی این دو مهاجم نیز تفاوت قابلتوجهی دارد. xG ژوائو پدرو تنها ۰.۴۴ در هر ۹۰ دقیقه است؛ یعنی کمتر از نصف رقم ۰.۹۳ بونیفیس.
در خروجی هجومی وینگبکها نیز تفاوت مشابهی دیده میشود.
لورکوزن از بازیکنان این دو پست بهطور میانگین ۰.۵۳ xG در هر مسابقه تولید میکرد؛ درحالیکه این رقم برای چلسی تنها ۰.۱۸ است. بخش قابلتوجهی از این اختلاف به جناح چپ مربوط میشود که پیشتر به آن اشاره شد.
با توجه به اینکه تقریباً نیمی از گلهای چلسی از حملات انتقالی به ثمر رسیدهاند، بررسی مناطقی که این تیم در آنها توپ را بازپس میگیرد، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
چلسی در کدام مناطق زمین توپ را بازپس میگیرد؟
تیم بایر لورکوزن در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳ اغلب بهعنوان تیمی با پرسینگ تهاجمی شناخته میشود.
اما این تیم به این دلیل توپ را در مناطق پیشرفته زمین پس نمیگرفت که بیش از همه پرس میکرد؛ بلکه چون توپ را در همان مناطق از دست میداد، فرصت بیشتری برای بازپسگیری آن در اختیار داشت.
چلسیِ فعلی بدون توپ شباهت چندانی به لورکوزن ندارد. بااینحال، اختلاف این دو تیم بیش از آنکه به شدت پرسینگ مربوط باشد، از تفاوت در مناطقی ناشی میشود که بازی در آنها جریان دارد.
لورکوزن از نظر تعداد اقدامات پرسینگ در هر مسابقه، با میانگین ۱۳۳ اقدام، در رتبه آخر بوندسلیگا قرار داشت. این تیم از نظر تعداد اقدامات پرسینگ به ازای هر ۱۰۰ پاس حریف نیز با ثبت عدد ۳۲.۴، دهم بود.
بااینحال، لورکوزن در چند شاخص مهم بازپسگیری توپ در صدر لیگ قرار داشت: این تیم در ۲۸.۶ درصد از موارد، حداکثر ظرف پنج ثانیه پس از ازدستدادن توپ، مالکیت را دوباره به دست میآورد. این رقم در بازه هشتثانیهای به ۴۱.۶ درصد میرسید. لورکوزن همچنین از نظر سهم بازپسگیریهای توپ در نیمه زمین حریف، با ثبت ۳۸.۶ درصد، رتبه نخست را داشت.
این تیم از نظر سهم مالکیت توپ نیز در صدر بوندسلیگا قرار میگرفت و ۶۲ درصد از مجموع پاسهای ردوبدلشده در مسابقاتش متعلق به آن بود.
لورکوزن توپ را در مناطق پیشرفته زمین از دست میداد و به همین دلیل، موقعیت مناسبی برای بازپسگیری سریع آن داشت.
بررسی گستردهتر دادههای چهار فصل از چهار لیگ نیز همین الگو را نشان میدهد.
در بوندسلیگای فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۳، لالیگای فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵، لیگ برتر فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و لیگ برتر فصل ۲۰۲۷-۲۰۲۶، ارتباط نزدیکی میان ارتفاع متوسط محل ازدستدادن توپ و ارتفاع متوسط محل بازپسگیری توپ توسط بازیکنان غیر دروازهبان وجود دارد.
ضریب همبستگی این دو شاخص در بوندسلیگا ۰.۸۷، در لالیگا ۰.۸۷، در لیگ برتر فصل گذشته ۰.۹۲ و در لیگ برتر فصل جاری ۰.۹۱ بوده است.
در هر چهار مجموعه داده، مدل رگرسیون نشان میدهد که ارتفاع محل ازدستدادن توپ، در مقایسه با حجم پرسینگ، نقش بسیار پررنگتری در توضیح محل بازپسگیری توپ دارد. قدرت برازش این مدلها نیز بالا بوده و مقدار (R^2) بین ۰.۷۷ تا ۰.۸۶ قرار داشته است.
مقایسه ارتفاع محل ازدستدادن توپ با ارتفاع محل بازپسگیری آن: بوندسلیگا ۲۰۲۴-۲۰۲۳، لالیگا ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و لیگ برتر در فصلهای ۲۰۲۶-۲۰۲۵ و ۲۰۲۷-۲۰۲۶

وقتی تیمها توپ را در یکسوم هجومی زمین از دست میدهند، در حدود ۲۶ تا ۲۸ درصد از موارد، ظرف پنج ثانیه آن را پس میگیرند.
اما وقتی توپ را در یکسوم دفاعی خود از دست میدهند، این میزان به حدود ۲۱ تا ۲۲ درصد کاهش پیدا میکند.
به بیان دیگر، محل ازدستدادن توپ و محل بازپسگیری آن معمولاً ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند.
لورکوزن در این الگو در نقطهای افراطی قرار داشت. این تیم توپ را بهطور میانگین در فاصله ۶.۴ متری داخل نیمه حریف از دست میداد؛ آماری که از تمام تیمهای بوندسلیگا بالاتر بود. لورکوزن همچنین توپ را بالاتر از هر تیم دیگری پس میگرفت؛ بهطور میانگین در فاصله ۶.۱ متری از خط میانی، در سمت نیمه حریف.
چلسی در همین الگو، در ارتفاع بسیار پایینتری قرار دارد.
اگر تعداد پاسهای حریف را نیز در نظر بگیریم، حجم پرسینگ چلسی شباهت زیادی به لورکوزن دارد. چلسی بهطور میانگین به ازای هر ۱۰۰ پاس حریف ۳۱.۶ اقدام پرسینگ انجام میدهد؛ درحالیکه این رقم برای لورکوزن ۳۲.۴ بود.
بنابراین، تفاوت اصلی در جای دیگری است.
چلسی توپ را بهطور میانگین در فاصله ۲.۸ متری داخل نیمه خودی از دست میدهد، نه در فاصله ۶.۴ متری داخل نیمه حریف، مانند لورکوزن.
بازپسگیری توپ توسط بازیکنان غیر دروازهبان چلسی نیز بهطور میانگین در فاصله ۱۱.۳ متری از خط میانی، در سمت نیمه خودی اتفاق میافتد؛ آماری که این تیم را در رتبه سیزدهم لیگ برتر قرار میدهد. چلسی تنها در ۲۴.۲ درصد از موارد، ظرف پنج ثانیه پس از ازدستدادن توپ دوباره به آن دست پیدا میکند و از این نظر شانزدهم لیگ است.
پایینتر بودن محل بازپسگیری توپ با ماهیت بازی فعلی چلسی همخوانی دارد.
چلسی در مقایسه با لورکوزنِ آلونسو زمان کمتری توپ را در اختیار دارد، اما تفاوت مهمتر به محل ازدستدادن مالکیت توپ مربوط میشود.
لورکوزن مرتباً توپ را در مناطق پیشرفته زمین از دست میداد؛ درحالیکه بازیکنانش از قبل در موقعیتهای مناسبی قرار داشتند تا بلافاصله پرس کنند و توپ را پس بگیرند.
اما چلسی معمولاً توپ را نزدیکتر به نیمه خودی از دست میدهد. در نتیجه، تلاش این تیم برای بازپسگیری توپ نیز در فاصله دورتری از دروازه حریف انجام میشود.
این تفاوت بر نحوه حمله چلسی پس از بازپسگیری توپ نیز تأثیر میگذارد.
لورکوزن اغلب توپ را در مناطق پیشرفته زمین پس میگرفت و بلافاصله به دنبال حمله بود. در مقابل، چلسی بیشتر در مناطق عقبتر توپ را به دست میآورد و تلاش میکند از فضای خالیای بهره ببرد که حریف هنگام پیشروی در زمین بر جای میگذارد.
این رویکرد تاکنون مؤثر بوده است؛ بهطوریکه هشت گل از مجموع ۱۷ گل چلسی در لیگ برتر با هدایت آلونسو، از حملات انتقالی به ثمر رسیدهاند.
چلسی در مناطقی توپ را پس میگیرد که نسخه فعلی تیم آلونسو معمولاً در آنها مالکیت را از دست میدهد.
جمعبندی
آلونسو پس از هفت بازی در چلسی، بخشی از ایدههای خود در لورکوزن و رئال مادرید را به لندن آورده است.
نحوه ورود چلسی به محوطه جریمه حریف آشنا به نظر میرسد، اما مسیری که این تیم برای رسیدن به آنجا طی میکند، تغییر کرده است.
چلسی با بازیکنانی متفاوت از عقب زمین بازیسازی میکند، بیش از گذشته به جناح راست متکی است و بخش مهمی از گلهایش را از حملات انتقالی و ضربات شروع مجدد به ثمر میرساند.
بااینحال، هنوز پرسشهای مهمی درباره مسیر پیشرفت این تیم وجود دارد.
آیا مدافعان میانی چلسی میتوانند در بازیسازی زیر فشار حریف به مهارت و اطمینان بیشتری برسند؟
آیا آلونسو میتواند هافبکی پیدا کند که مانند ژاکا و پالاسیوس در لورکوزن، توانایی پیشروی با توپ از طریق پاسکاری را داشته باشد؟ شاید بارکو بتواند یکی از گزینهها باشد.
و آیا این سیستم میتواند فرصتهای شوتزنی بیشتری برای ژوائو پدرو ایجاد کند؟
آلونسو پس از هفت مسابقه همچنان در حال یافتن راههایی است تا ایدههای فوتبالی خود را با بازیکنان در اختیارش تطبیق دهد.
با جا افتادن بازیکنان در نقشهای جدیدشان، چلسی تا چه اندازه میتواند به تیم آلونسو در لورکوزن نزدیک شود؟
کامنتها