آیا برد الکلاسیکو نقطه آغاز واقعی دوران مورینیو در رئال مادرید است؟
گیرمو رای/اتلتیک:
ژوزه مورینیو روی زانوهایش نشست، زبانش را بیرون آورد و مشت گرهکردهاش را بالا برد. رئال مادرید ۲-۱ بارسلونا را شکست داده بود و این دقیقاً یکی از همان لحظاتی بود که فقط از مورینیو انتظار دارید.
کیلیان امباپه با زدن هر دو گل، قهرمان اصلی این پیروزی بود؛ بردی که فاصله رئال با بارسلونا در صدر جدول لالیگا را به سه امتیاز کاهش داد. اما این الکلاسیکو چیزی فراتر از نتیجه داشت و دو پیام مهم درباره پروژهای که مورینیو در مادرید در حال ساختن آن است، به همراه آورد.
اول اینکه این رئال از نظر کیفیت فنی و ابزارهای لازم، توان رقابت با بارسلونایی را دارد که بهعنوان بخت اول وارد مسابقه شده بود.
و دوم اینکه مورینیو در ۶۳ سالگی هنوز حرفهای زیادی برای گفتن در بالاترین سطح فوتبال اروپا دارد؛ حتی اگر آخرین قهرمانیاش در یک لیگ معتبر به فصل ۱۵-۲۰۱۴ و دومین دوره حضورش در چلسی برگردد.
حتی اگر فقط همین چند ماه ابتدایی فصل را در نظر بگیریم، اتفاقات اخیر تغییر بزرگی برای رئال مادرید محسوب میشوند.
شکستی که شاید رئال به آن نیاز داشت
شکست ۲-۱ مقابل اتلتیکو مادرید در دربی ۲۰ سپتامبر، سؤالات جدی زیادی ایجاد کرده بود.
رئال در آن مسابقه اعتراضهای شدیدی به تصمیمات داوری داشت، اما در داخل باشگاه این واقعیت هم پذیرفته شده بود که عملکرد تیم به اندازه کافی خوب نیست و فقدان یک هافبک با توانایی بیشتر در کنترل مالکیت توپ، موضوعی است که باید دربارهاش بحث شود.
یکی از منابع نزدیک به کادر فنی معتقد است آن شکست فضای اطراف تیم را تغییر داد؛ اما در عین حال، مورینیو و دستیارانش را برای گرفتن تصمیمهای جسورانهتر آزاد کرد.حالا که به عقب نگاه میکنیم، پیروزی ۴-۳ مقابل رم در لیگ قهرمانان در ۱۴ اکتبر را نیز باید یکی از نقاط عطف فصل دانست؛ دستکم از نظر تأثیری که روی روحیه تیم گذاشت.
رئال در آن مسابقه تا هشت دقیقه مانده به پایان وقت قانونی ۳-۱ عقب بود، اما در نهایت به شکلی باورنکردنی ۴-۳ پیروز شد.
مورینیو در آن شب همهچیز را به خطر انداخت؛ البته در شرایطی که گزینه دیگری هم نداشت. آن برد، دومین پیروزی از چهار برد متوالی رئال پیش از سفر به بارسلونا بود.
و در همین مسابقات، نشانههای تغییر آرامآرام ظاهر شدند.

امباپه چگونه گل اول را زد؟
گل اول شاید یکی از تماشاییترین گلهای تاریخ الکلاسیکو نبود، اما نام گلزن چندان غافلگیرکننده به نظر نمیرسید: کیلیان امباپه.
تا آن لحظه، ستاره فرانسوی تأثیر چندانی روی مسابقه نگذاشته بود. یک بار برای عبور از خط دفاع بالای بارسلونا با پائو کوبارسی وارد کورس سرعت شد و در دقیقه ۳۳ نیز ارسال بیرون پای آردا گولر را با ضربهای والی به بالای دروازه فرستاد. با نزدیک شدن به پایان نیمه اول، به نظر میرسید همین صحنه مهمترین حضور امباپه در ۴۵ دقیقه نخست باشد.
اما وقتی امباپه در زمین است، نمیتوان برای مدت زیادی او را از معادله خارج کرد؛ حتی اگر خودش هم نقش چندانی در شکلگیری گلی که میزند نداشته باشد.گل نتیجه یکی از برنامههای مشخص رئال برای ضربه زدن به بارسلونا بود: منزوی کردن ژوائو کانسلو در سمت راست خط دفاعی میزبان.
وقتی در جناح چپ رئال فضا ایجاد شد، برناردو سیلوا با یک پاس عرضی بلند توپ را به مارک کوکوریا رساند. مدافع چپ رئال اجازه نداد توپ از زمین خارج شود و بلافاصله یان دیومانده را در مسیر حرکت به سمت محوطه جریمه راه انداخت.
دیومانده با سرعت پیش رفت و ارسال زمینیاش را به داخل محوطه فرستاد. جرارد مارتین برای دفع توپ وارد عمل شد، اما ضربه مدافع بارسلونا ناخواسته به امباپهای برخورد کرد که از راه رسیده بود و توپ وارد دروازه شد.
گلی خوششانس برای امباپه، اما حاصل حملهای که کاملاً بر اساس برنامه رئال شکل گرفته بود.
این هفتمین گل امباپه در الکلاسیکو از زمان پیوستنش به رئال مادرید در سال ۲۰۲۴ بود. او همچنین با این گل، آمار فصلش را به ۱۳ گل در ۱۳ مسابقه در تمام رقابتها رساند.

تغییرات مورینیو چقدر کلیدی بود؟
رئال مادرید در الکلاسیکوهای اخیر روزهای خوبی نداشت؛ شش شکست در هفت رویارویی رسمی قبلی با بارسلونا و دریافت ۲۴ گل بهخوبی نشان میداد این مسابقه تا چه اندازه به نقطه ضعف مادرید تبدیل شده بود. اما این بار رئال منسجمتر از تمام الکلاسیکوهای اخیر ظاهر شد و بخش بزرگی از این تغییر به تصمیمات ژوزه مورینیو هنگام دفاع برمیگشت.
مورینیو از بازیکنانش خواسته بود بدون توپ تهاجمیتر باشند و به بارسلونا اجازه ندهند مثل بازیهای گذشته با آرامش از عقب زمین بازیسازی کند.بهخصوص از زمان پیوستن امباپه، رئال معمولاً هنگام دفاع به یک ۴-۴-۲ تخت تبدیل میشد. مشکل این ساختار این بود که بازیکنی مثل پدری میتوانست نسبتاً راحت از خط اول پرس عبور کند و بین خطوط صاحب توپ شود.
مورینیو برای الکلاسیکو این ساختار را تغییر داد.
رئال بدون توپ بیشتر در قالب ۴-۲-۳-۱ قرار میگرفت و برای سه هافبک مهم بارسلونا مأمور مستقیم تعیین شده بود: جود بلینگام رودری را تعقیب میکرد، برناردو سیلوا مسئول مهار پدری بود و اورلین شوامنی فرمین لوپز را زیر نظر داشت.
نتیجه کاملاً مشخص بود؛ هافبکهای بارسلونا تقریباً هیچوقت فرصت پیدا نکردند با آزادی همیشگی توپ بگیرند، سرشان را بالا بیاورند و جریان بازی را کنترل کنند.
البته چنین برنامهای فقط زمانی جواب میدهد که تمام تیم در اجرای آن مشارکت داشته باشد. مدافعان میانی رئال، دین هویسن و ابراهیما کوناته، نیز آماده بودند همراه با سایر بازیکنان جلو بیایند و پرس را ادامه دهند.
در شروع مجددهای بارسلونا از دروازه، بارها میشد هویسن را دید که برای تعقیب فرمین از خط دفاع خارج میشود و حتی تا نزدیکی محوطه جریمه بارسا او را دنبال میکند. تصویری که بهخوبی نشان میداد رئال تا چه اندازه برای گرفتن زمان و فضا از حریف جدی است.
بارسلونا سرانجام در نیمه دوم و بعد از لحظهای غفلت رئال روی یک ضربه کرنر به گل تساوی رسید. با نزدیک شدن مسابقه به دقایق پایانی نیز طبیعی بود که فشار میزبان افزایش پیدا کند، اما مادرید همچنان یک تهدید جدی داشت: ضدحمله.
رئال حتی میتوانست زودتر به گل دوم برسد. بلینگام، امباپه و دیومانده در چند انتقال سریع یا پاس آخر را بیش از حد بلند فرستادند یا در لحظه تصمیمگیری انتخاب مناسبی نداشتند و چند موقعیت خوب از دست رفت.
اما در نهایت همان برنامه جواب داد.
در دقایق پایانی، ادواردو کاماوینگا با حرکتی فوقالعاده از میانه میدان پیشروی کرد و موقعیت گل را برای امباپه ساخت؛ مهاجم فرانسوی هم این بار اشتباه نکرد و گل پیروزی را به ثمر رساند.
با توجه به سلطه بارسلونا بر الکلاسیکوهای اخیر، مورینیو بیش از خود نتیجه میتواند از نحوه رقابت تیمش راضی باشد. رئال این بار نه از بارسا ترسید، نه اجازه داد حریف مثل گذشته بازی را در میانه میدان کنترل کند و نه بعد از گل تساوی از هم پاشید.
نتیجه نهایی فقط یک پیروزی در الکلاسیکو نبود؛ فاصلهای که میتوانست به ۹ امتیاز برسد، حالا به تنها سه امتیاز کاهش یافته است.

تغییرات مورینیو چه بود؟
یان دیومانده بالاخره شروع به تأثیرگذاری جدی کرده و اوج گرفتنش دقیقاً همزمان شده با محرومیت چهار جلسهای وینیسیوس جونیور؛ محرومیتی که تا اینجا دو جلسه از آن سپری شده است.
یکی دیگر از تصمیمات مهم مورینیو، استفاده از فدریکو والورده در دفاع راست و دادن نقش مهمتر به آردا گولر در خط میانی بوده است.
اما مقابل بارسلونا یک تغییر مهم دیگر هم اتفاق افتاد: مورینیو بالاخره برناردو سیلوا را به مرکز میدان آورد و او را کنار اورلین شوامنی قرار داد.
در همین مسابقه، ادواردو کاماوینگا نیز یکی از بهترین لحظات فصلش را رقم زد. بازیکنی که در ابتدای فصل فاصله زیادی با بهترین فرم خود داشت، در ساخت گل پیروزی نقش تعیینکنندهای ایفا کرد.تمام این تغییرات در نیوکمپ کنار هم قرار گرفتند.
شدتی که مدتها از رئال ندیده بودیم
رئال مقابل بارسلونا با شدتی بازی کرد که هوادارانش مدتها بود به شکل منظم از این تیم ندیده بودند.
طبیعتاً الکلاسیکو را باید تا حدی مسابقهای مستقل در نظر گرفت. مهمترین بازی تقویم داخلی اسپانیا میتواند انگیزهای ایجاد کند که لزوماً در مسابقات دیگر دیده نمیشود.اما نمایش رئال در نیوکمپ ناگهانی و بدون مقدمه نبود.
تیم مورینیو نشان داد که میتواند با نظم، فداکاری و تمرکز دفاع کند؛ موضوعی که از زمان انتقال امباپه در سال ۲۰۲۴ و مشکلات ناشی از بازی با سه مهاجم، یکی از نگرانیهای اصلی رئال بوده است.
جالب اینکه غیبت وینیسیوس شاید حتی باعث شد تعادل متفاوت و مناسبتری در ترکیب ایجاد شود.
دیومانده در جناح چپ بازی کرد و گولر در سمت راست قرار گرفت. هر دو بدون توپ فوقالعاده زحمت کشیدند؛ زمانی که لازم بود از جلو پرس کردند و وقتی رئال عقب مینشست، تا عمق زمین خودی برگشتند.
دین هویسن در نیمه دوم دو بار با بدن و سرش جلوی ضرباتی را گرفت که میتوانستند به گل تبدیل شوند.مارک کوکوریا تقریباً بدون توقف برای مهار لامین یامال جنگید.
والورده نیز با وجود مشکل همسترینگ ــ طبق گفته مورینیو ــ حدود ۴۰ دقیقه در دفاع راست بازی کرد و کمی بعد از دقیقه ۶۰ جای خود را به دنزل دومفریس داد.شوامنی، برناردو سیلوا و جود بلینگام نیز بارها تا داخل محوطه جریمه خودی عقب نشستند و درست در آخرین لحظه توپهایی حیاتی را پس گرفتند.
اما شاید مهمترین نکته این بود که این تلاش دفاعی، کیفیت رئال هنگام مالکیت توپ را قربانی نکرد.

رئال فقط دفاع نکرد
مادرید ضدحملات خطرناک زیادی ترتیب داد، بارها از عقب زمین با هوشمندی بازیسازی کرد و آنقدر موقعیت ساخت که حتی با وجود پیروزی، این احساس باقی ماند که تیم چند فرصت خوب را هدر داده است.
بعضی از این حملات کیفیت فنی بالایی داشتند.
سرعت و توانایی دیومانده در عبور از مدافع مستقیمش، فضایی را ایجاد کرد که در نهایت به گل نخست امباپه در دقیقه ۴۱ منجر شد؛ گلی که البته خودش هم کمی خوششانس بود.
اما یکی از زیباترین لحظات مسابقه متعلق به جود بلینگام بود.
حرکت او با توپ، ظرافت و تکنیکی داشت که یادآور زینالدین زیدان بود و همان حرکت، آغاز حملهای شد که در دقیقه ۸۷ به گل دوم امباپه انجامید.
گلی که علاوه بر تعیین برنده الکلاسیکو، صدمین گل امباپه برای رئال مادرید بود.مهاجم فرانسوی حالا در این فصل در ۱۳ مسابقه تمام رقابتها ۱۴ گل به ثمر رسانده است.
لونین و کاماوینگا؛ دو قهرمان دیگر الکلاسیکو
پس از گل دوم، تقریباً تمام نیمکت رئال به سمت نقطه کرنر دوید تا همراه بازیکنان جشن بگیرد.
اما بعد از سوت پایان، دو بازیکن بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفتند.
اولی آندری لونین بود.
تیبو کورتوا به دلیل ابتلا به آنفلوآنزا نتوانست بازی کند و لونین جای او را درون دروازه گرفت. کمی بعد از گل تساوی رافینیا، او با واکنشی فوقالعاده ضربه سر جرارد مارتین را مهار کرد؛ سیوی که میتوانست نتیجه مسابقه را کاملاً تغییر دهد.
نفر دوم ادواردو کاماوینگا بود.
او در دقیقه ۷۹ از روی نیمکت وارد زمین شد و در دقایق پایانی با حرکتی درخشان پایهگذار گل پیروزی شد؛ توپی که در نهایت به امباپه رسید تا مهاجم فرانسوی نیوکمپ را ساکت کند.

این برد چه تأثیری بر ادامه فصل رئال خواهد گذاشت؟
وقتی مورینیو در تابستان به مادرید برگشت، شاید بسیاری انتظار داشتند دوباره همان داستان قدیمی تکرار شود؛ مربی قدرتمندی که برای کنترل رختکن وارد جنگ با ستارهها میشود.
بهخصوص که رئال دو فصل بدون جام را پشت سر گذاشته بود؛ دو فصلی که تنشها و درگیریهای داخلی نیز بخشی از داستان باشگاه بودند.
اما برخلاف انتظار، مورینیو تا اینجا نیازی به جنگ قدرت با رختکن نداشته است.
منابعی در کمپ تمرینی رئال که با تیم اصلی کار میکنند میگویند مورینیو و دستیارانش تلاش کردهاند ستارههای تیم احساس راحتی داشته باشند و کادر فنی خود را با نیازهای آنها تطبیق دهد.
البته این به معنای پایین آوردن استانداردها نیست.هدف مورینیو ایجاد تعادلی میان راحتی بازیکنان، حفظ استانداردهای بالا و پیدا کردن بهترین راه برای استفاده از توانایی ستارههایش بوده است.
تعادلی که دو سرمربی قبلی رئال، ژابی آلونسو و آلوارو آربلوا ــ که جالب اینکه هر دو زمانی از شاگردان خود مورینیو بودند ــ نتوانستند به آن برسند.

در رخکتن همه پشت مورینیو هستند
برای توضیح اهمیت پیروزی در الکلاسیکو لزوماً نباید آن را داستان «فتح قلب بازیکنان توسط مورینیو» بدانیم.
اما چند منبع نزدیک به بازیکنان تیم اصلی روی یک نکته اتفاق نظر دارند:
این پیروزی جایگاه مورینیو را در رختکن مستحکمتر کرده و بازیکنان از سرمربیشان حمایت میکنند.
برد در الکلاسیکو روشنترین نشانه تا امروز بود که روند رئال واقعاً مثبت شده است.
همچنین برای اولین بار تصویر واضحتری از سقف توانایی این تیم ارائه کرد.
چند هفته قبل، بعد از شکست در دربی مادرید، سؤال این بود که آیا رئال فعلی اصلاً ابزار کافی برای رقابت با بارسلونا را دارد یا نه.
حالا سؤال تغییر کرده است.
رئال فقط سه امتیاز با بارسلونا فاصله دارد، بازیکنان مهمش یکی پس از دیگری در حال پیدا کردن نقش مناسب خود هستند و تیمی که در ابتدای فصل نامتعادل به نظر میرسید، کمکم نشانههایی از یک ساختار مشخص نشان میدهد.
هنوز برای نتیجهگیری قطعی زود است. یک الکلاسیکو، حتی الکلاسیکویی به این بزرگی، نمیتواند بهتنهایی موفقیت یک پروژه را تضمین کند.
اما پیشرفتی که رئال در هفتههای اخیر داشته، باعث شده نگاه باشگاه به ادامه فصل تغییر کند.
برای اولین بار بعد از مدتی طولانی، رئال مادرید واقعاً باور دارد که میتواند برای قهرمانی بجنگد.
و شاید چند ماه دیگر، وقتی به مسیر دومین دوره حضور ژوزه مورینیو در مادرید نگاه کنیم، همان تصویر او در نیوکمپ بیش از همه در ذهن بماند: روی زانو، زبان بیرون، مشت گرهکرده و در حال جشن گرفتن.
شاید این همان شبی بود که رئال مادریدِ مورینیو واقعاً متولد شد.
بر خلاف ترول های تلگرامی انوار واقعا برناردو بهتر از رودری هست
واقعا مورىنىو حق زىادى به گردن فوتبال دنىا داره
وقتشو با تىم هاى در پىت تاتنهام فنر باغچه تلف کرد
خىلى دوست دارم مربىگرى توماس مولر و لىونل مسى رو ببىنم چى مىشه