رفتن به محتوا

پیش از آنکه ال‌کلاسیکو متولد شود؛ دشمنی مادرید و بارسا از کجا آمد؟

فیل بال/When Saturday Comes:

دهه‌هاست که دیدارهای میان بارسلونا و رئال مادرید با نام مشخصی شناخته می‌شوند: «ال‌کلاسیکو». امروز کافی است در هر نقطه‌ای از جهان از «کلاسیکو» صحبت شود تا ذهن بسیاری از فوتبال‌دوستان مستقیماً به نبرد دو غول فوتبال اسپانیا برود.

اما نکته جالب اینجاست که این مسابقه همیشه «ال‌کلاسیکو» نامیده نمی‌شد. در واقع خود رقابت رئال مادرید و بارسلونا بسیار قدیمی‌تر از نامی است که امروزه برای آن استفاده می‌کنیم.

داستان شکل‌گیری این عنوان و اینکه چگونه مسابقه میان باشگاه پایتخت اسپانیا و قدرت بزرگ کاتالونیا به «ال‌کلاسیکو» تبدیل شد، بخشی جذاب از تاریخ فوتبال اسپانیاست.

پیش از آنکه «ال‌کلاسیکو» وجود داشته باشد

بارسلونا در سال ۱۸۹۹ تأسیس شد و باشگاهی که بعدها رئال مادرید نام گرفت، سه سال بعد در سال ۱۹۰۲ شکل گرفت. نخستین رویارویی دو تیم نیز همان سال برگزار شد؛ مسابقه‌ای در جام تاج‌گذاری که بارسلونا آن را با نتیجه ۳ بر یک برد.

اما فوتبال اسپانیا در آن دوران ساختاری کاملاً متفاوت داشت. هنوز خبری از لالیگا نبود و مسابقات دو تیم نیز نظم امروزی را نداشت. بسیاری از رویارویی‌های اولیه آنها در قالب مسابقات جام حذفی یا دیدارهای دوستانه برگزار می‌شد.

تأسیس لالیگا در سال ۱۹۲۹ شرایط را تغییر داد. اولین تقابل رئال مادرید و بارسلونا در تاریخ لیگ اسپانیا روز ۱۷ فوریه همان سال در ورزشگاه لس کورتس برگزار شد. رئال مادرید آن مسابقه را ۲ بر یک برد، هرچند بارسلونا در دیدار برگشت با نتیجه یک بر صفر در چامارتین پیروز شد و در پایان فصل نیز اولین قهرمان تاریخ لالیگا لقب گرفت.

بااین‌حال، حتی در آن دوران نیز کسی این مسابقه را با معنای امروزی «ال‌کلاسیکو» نمی‌شناخت.

نخستین ال‌کلاسیکوی تاریخ لالیگا، ۱۹۲۹

نامی که ابتدا متعلق به بازی دیگری بود

تا فصل ۱۲-۲۰۱۱، پرتکرارترین مسابقه میان دو تیم اسپانیایی، دیدار رئال مادرید و اتلتیک بیلبائو بود. این دو تیم تا آن زمان ۲۱۵ مرتبه مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند؛ تقابلی که امروزه از آن با عنوان «کلاسیکوی قدیمی» یاد می‌شود.

در دسامبر ۲۰۱۱، رئال مادرید و بارسلونا سرانجام از این رکورد عبور کردند، اما تا آن زمان عنوان «کلاسیکو» مدت‌ها بود که صاحب جدیدی پیدا کرده بود.

به‌تدریج و همزمان با افزایش اهمیت رقابت میان رئال مادرید و بارسلونا، این نام نیز آرام‌آرام از یک تقابل به تقابل دیگری منتقل شد. در دهه ۱۹۹۰ بسیاری از مردم و رسانه‌ها دیدار مادرید و بارسا را با این عنوان توصیف می‌کردند، اما در دهه نخست قرن بیست‌ویکم بود که «ال‌کلاسیکو» عملاً به نام اختصاصی این مسابقه تبدیل شد.

نام «کلاسیکو» اصلاً از کجا آمد؟

نکته مهم این است که اصطلاح «کلاسیکو» اساساً اختراع فوتبال اسپانیا نبود.

این واژه مدت‌ها در فوتبال آمریکای لاتین برای توصیف مسابقه میان قدرت‌های بزرگ و رقبای سنتی استفاده می‌شد. نمونه مشهور آن تقابل بوکا جونیورز و ریورپلاته در آرژانتین است که «سوپرکلاسیکو» نامیده می‌شود. در اروگوئه نیز دیدار ناسیونال و پنارول سابقه‌ای طولانی در استفاده از چنین ادبیاتی دارد.

در واقع مفهوم «کلاسیکو» از فوتبال آمریکای لاتین وارد ادبیات فوتبال اروپا شد و در حوالی آغاز قرن بیست‌ویکم استفاده از آن برای مسابقه بارسلونا و رئال مادرید فراگیر شد.

حتی خود باشگاه بارسلونا نیز در مرور تاریخ این رقابت تأکید کرده که «ال‌کلاسیکو» نام نسبتاً جدیدی است و در بخش بزرگی از قرن بیستم از عناوین دیگری برای اشاره به بازی دو تیم استفاده می‌شد.

لادیسلائو کوبالا و آلفردو دی‌استفانو؛ چهره‌های بزرگ دهه ۱۹۵۰

رسانه‌ها نام جدید را تثبیت کردند

رسانه‌ها نقش مهمی در جا انداختن مفهوم امروزی «ال‌کلاسیکو» داشتند و این عنوان به‌شکلی طبیعی میان مردم رواج پیدا کرد؛ آن هم در دوره‌ای که رئال مادرید و بارسلونا به دو قدرت اصلی فوتبال اسپانیا و دو باشگاه بزرگ اروپا تبدیل شده بودند.

البته رقابت آنها مدت‌ها پیش از تثبیت این نام شکل گرفته بود.

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف، نبرد دو باشگاه بر سر انتقال آلفردو دی‌استفانو در دهه ۱۹۵۰ بود. ستاره آرژانتینی سرانجام پیراهن رئال مادرید را پوشید و به یکی از مهم‌ترین بازیکنان تاریخ باشگاه تبدیل شد. دی‌استفانو بعدها بارها برابر بارسلونا درخشید و به یکی از چهره‌های نمادین این رقابت تبدیل شد.

حضور بازیکنان بزرگی مانند لادیسلائو کوبالا و لوئیس سوارز در بارسلونا و دی‌استفانو و فرانس پوشکاش در رئال نیز باعث شد تقابل دو باشگاه از نظر کیفیت فوتبالی ابعاد تازه‌ای پیدا کند.

روزی که بارسا–رئال وارد خانه‌های مردم اسپانیا شد

یکی دیگر از نقاط عطف مهم در ۱۵ فوریه ۱۹۵۹ اتفاق افتاد.

مسابقه رئال مادرید و بارسلونا در سانتیاگو برنابئو به نخستین مسابقه فوتبال تبدیل شد که به‌صورت زنده از تلویزیون اسپانیا پخش می‌شد. تلویزیون در آن زمان هنوز پدیده‌ای تازه در کشور بود و بسیاری از خانواده‌ها حتی دستگاه تلویزیون نداشتند.

تب تماشای مسابقه آن‌قدر بالا رفت که تقاضا برای خرید تلویزیون در مادرید و بارسلونا افزایش یافت. رئال مادرید با حضور دی‌استفانو و پوشکاش آن بازی را یک بر صفر برد.

این مسابقه نشانه‌ای از اتفاقی بزرگ‌تر بود: رقابتی که زمانی تنها در ورزشگاه‌ها دنبال می‌شد، حالا می‌توانست وارد خانه میلیون‌ها نفر شود. چند دهه بعد، همین روند در مقیاسی جهانی تکرار شد.

سال‌های اولیه رقابت رئال و بارسلونا

از کرویف تا «کینتا دل بویتره»

ورود یوهان کرویف به بارسلونا در دهه ۱۹۷۰ فصل تازه‌ای در این رقابت ایجاد کرد. یکی از ماندگارترین لحظات آن دوران، پیروزی ۵ بر صفر بارسلونا در سانتیاگو برنابئو در سال ۱۹۷۴ بود؛ مسابقه‌ای که کرویف در آن نقشی محوری داشت.

در دهه بعد، ورق برگشت.

ظهور نسل مشهور «کینتا دل بویتره» با بازیکنانی چون امیلیو بوتراگوئنیو، میشل و مانولو سانچیس، رئال مادرید را به قدرت مسلط فوتبال اسپانیا در نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ تبدیل کرد.

اما کرویف این بار به‌عنوان مربی به بارسلونا بازگشت و «دریم تیم» را ساخت؛ تیمی که چهار قهرمانی متوالی لالیگا را بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ به دست آورد.

در همان دوران، یکی از مشهورترین نتایج تاریخ تقابل دو باشگاه رقم خورد: بارسلونا در ژانویه ۱۹۹۴ با درخشش روماریو، رئال مادرید را ۵ بر صفر شکست داد. تقریباً یک سال بعد، مادرید دقیقاً با همان نتیجه انتقام گرفت.

رقابت دیگر فقط بر سر بردن یک مسابقه نبود؛ هر نسل داستان و قهرمانان خودش را به این تاریخ اضافه می‌کرد.

ورود به عصر جهانی ال‌کلاسیکو

با آغاز قرن بیست‌ویکم، شرایط برای جهانی‌شدن کامل این مسابقه فراهم شد.

ماجرای انتقال لوئیس فیگو از بارسلونا به رئال مادرید در سال ۲۰۰۰ یکی از مهم‌ترین لحظات این دوران بود. بازگشت فیگو با پیراهن سفید به نیوکمپ فضایی ایجاد کرد که به یکی از نمادهای دشمنی مدرن دو باشگاه تبدیل شد.

سپس عصر «کهکشانی‌ها» فرا رسید؛ تیمی که زین‌الدین زیدان، رونالدو، دیوید بکام، روبرتو کارلوس و فیگو را در کنار یکدیگر قرار داده بود.

بارسلونا نیز با نسل جدید خود پاسخ داد. در سال ۲۰۰۵، رونالدینیو نمایشی فراموش‌نشدنی در برنابئو ارائه کرد و در جریان پیروزی ۳ بر صفر بارسلونا آن‌قدر درخشید که بخشی از هواداران رئال مادرید برای ستاره برزیلی تیم رقیب دست زدند.

اما اوج جهانی‌شدن این مسابقه هنوز در راه بود.

لوئیس فیگو و آغاز دوره مدرن ال‌کلاسیکو

مسی، رونالدو، گواردیولا و مورینیو

شاید هیچ دوره‌ای به اندازه سال‌های حضور همزمان لیونل مسی و کریستیانو رونالدو به جهانی‌شدن برند «ال‌کلاسیکو» کمک نکرد.

در یک سو بارسلونای پپ گواردیولا قرار داشت؛ تیمی که با ژاوی، آندرس اینیستا، سرخیو بوسکتس و مسی یکی از تحسین‌شده‌ترین تیم‌های تاریخ فوتبال را ساخت.

در سوی دیگر رئال مادرید با کریستیانو رونالدو و سپس ژوزه مورینیو قرار گرفت.

رقابت شخصی مسی و رونالدو، تنش دائمی میان تیم‌های گواردیولا و مورینیو و نبرد دو باشگاه برای قهرمانی در اسپانیا و اروپا باعث شد ال‌کلاسیکو از محدوده فوتبال اسپانیا کاملاً خارج شود.

بعدها سه قهرمانی متوالی رئال مادرید زین‌الدین زیدان در لیگ قهرمانان اروپا، در دورانی که بارسلونا همچنان مسی را در اختیار داشت، رقابت برای تبدیل شدن به بزرگ‌ترین باشگاه اسپانیا و اروپا در قرن بیست‌ویکم را شدیدتر کرد.

تصویر مسی که پس از گل دقیقه پایانی خود در پیروزی ۳ بر ۲ سال ۲۰۱۷، پیراهنش را مقابل تماشاگران برنابئو بالا گرفت، یکی از تصاویر نمادین همین عصر است.

کلاسیکو با دربی فرق دارد

در نقاط مختلف جهان مسابقات بزرگی با عناوین مشابه وجود دارند: «سوپرکلاسیکو» میان بوکا جونیورز و ریورپلاته، «کلاسیکو دِ کلاسیکوس» میان چیواس و کلوب آمریکا و «لو کلاسیک» میان المپیک مارسی و پاری‌سن‌ژرمن.

اما یک نکته مهم وجود دارد: «کلاسیکو» لزوماً «دربی» نیست.

در مقاطعی برای تقابل رئال مادرید و بارسلونا نیز از واژه «دربی» استفاده می‌شد، اما این نام‌گذاری دقیق نیست. در تعریف سنتی فوتبال، دربی به تقابل تیم‌هایی گفته می‌شود که از یک شهر یا منطقه جغرافیایی مشترک می‌آیند.

به همین دلیل، رئال مادرید–اتلتیکو مادرید یک دربی است و بارسلونا–اسپانیول نیز دربی بارسلونا محسوب می‌شود؛ اما رئال مادرید و بارسلونا متعلق به دو شهر متفاوت هستند.

همین موضوع یکی از دلایلی بود که «کلاسیکو» در نهایت عنوان مناسب‌تری برای این مسابقه شد.

نامی که تاریخ آن را ساخت

بنابراین نمی‌توان یک روز مشخص را روی تقویم علامت زد و گفت در آن تاریخ، مسابقه رئال مادرید و بارسلونا رسماً «ال‌کلاسیکو» نام گرفت.

این عنوان حاصل یک روند تدریجی بود.

رقابت ورزشی دو باشگاه، ماجرای انتقال بازیکنان بزرگ، دی‌استفانو و کرویف، «کینتا دل بویتره» و «دریم تیم»، انتقال جنجالی فیگو، ظهور کهکشانی‌ها، رونالدینیو، مسی و رونالدو و نبردهای گواردیولا و مورینیو، هرکدام لایه‌ای تازه به اهمیت این مسابقه اضافه کردند.

رسانه‌ها نیز در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ نامی را تثبیت کردند که ریشه‌هایش را باید در فوتبال آمریکای لاتین جست‌وجو کرد.

در نهایت، «ال‌کلاسیکو» نه با یک تصمیم رسمی و نه در یک تاریخ مشخص متولد شد.

تاریخ، رقابت و مجموعه‌ای از بزرگ‌ترین بازیکنان و تیم‌های فوتبال جهان این نام را ساختند؛ تا جایی که امروز «ال‌کلاسیکو» دیگر فقط نام مسابقه‌ای میان رئال مادرید و بارسلونا نیست، بلکه به یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای فوتبال جهان تبدیل شده است.

از راست به چپ:ریمون کوپا،سانتیاگو برنابه ئو و آلفردو دی استفانو

دشمنی رئال مادرید و بارسلونا از کجا آغاز شد؟

دشمنی رئال مادرید و بارسلونا را نمی‌توان به یک مسابقه، یک انتقال جنجالی یا حتی یک اتفاق سیاسی مشخص نسبت داد. این رقابت طی بیش از یک قرن شکل گرفته و فوتبال، سیاست، هویت منطقه‌ای و رقابت بر سر قدرت، هر کدام در دوره‌ای چیزی به آن اضافه کرده‌اند.

دو باشگاه برای نخستین بار در سال ۱۹۰۲ مقابل یکدیگر قرار گرفتند. در آن زمان هنوز خبری از ال‌کلاسیکوی امروزی نبود و حتی لیگ سراسری اسپانیا نیز تشکیل نشده بود. با این حال، مادرید و بارسلونا به‌تدریج به دو مرکز مهم فوتبال کشور تبدیل شدند و رقابت ورزشی میان آن‌ها جدی‌تر شد.

آنچه این رقابت را از بسیاری از شهرآوردهای بزرگ اروپا متمایز کرد، تفاوت هویتی دو شهر بود. مادرید پایتخت و مرکز قدرت سیاسی اسپانیا بود، در حالی که بارسلونا در کاتالونیا قرار داشت؛ منطقه‌ای با زبان، فرهنگ و هویت تاریخی خاص خود. هرچه جنبش‌های کاتالان برای خودمختاری قدرت بیشتری گرفتند، فوتبال نیز بیشتر تحت تأثیر این شکاف قرار گرفت.

در دوران دیکتاتوری فرانسیسکو فرانکو، این تفاوت‌ها حساس‌تر شد. حکومت فرانکو بسیاری از نمودهای هویت مستقل کاتالان را محدود کرد و در سال‌های بعد، بارسلونا برای بخشی از جامعه کاتالونیا به یکی از مکان‌هایی تبدیل شد که می‌توانستند هویت خود را در آن به نمایش بگذارند. شعار معروف «فراتر از یک باشگاه» نیز بعدها همین جایگاه اجتماعی و فرهنگی بارسا را بازتاب می‌داد.

البته روایت ساده‌ای که رئال مادرید را صرفاً «باشگاه فرانکو» و بارسلونا را تنها قربانی حکومت معرفی می‌کند، تمام پیچیدگی تاریخ را نشان نمی‌دهد. هر دو باشگاه در دوره‌های مختلف با حکومت و ساختار قدرت اسپانیا روابط پیچیده‌ای داشتند و خود رئال نیز در جریان جنگ داخلی اسپانیا آسیب‌های جدی دید. با این حال، در حافظه جمعی بسیاری از هواداران، رئال به‌تدریج با پایتخت و قدرت مرکزی و بارسلونا با هویت کاتالان پیوند خورد.

یکی از مهم‌ترین نقاط انفجار این رقابت در سال ۱۹۴۳ رقم خورد. رئال مادرید در دیدار برگشت جام حذفی آن زمان بارسلونا را ۱۱ بر یک شکست داد؛ مسابقه‌ای که دهه‌هاست درباره فضای سیاسی، فشارها و اتفاقات پیرامون آن بحث می‌شود. همین بازی بعدها به یکی از نمادهای تاریخی بی‌اعتمادی میان دو باشگاه تبدیل شد.

در دهه ۱۹۵۰، ماجرای آلفردو دی‌استفانو لایه دیگری به دشمنی اضافه کرد. هر دو باشگاه برای جذب ستاره آرژانتینی تلاش کردند، اما در نهایت دی‌استفانو به رئال مادرید رسید و به چهره اصلی تیمی تبدیل شد که بر فوتبال اسپانیا و اروپا سلطه پیدا کرد. در بارسلونا، نحوه از دست رفتن دی‌استفانو سال‌ها محل بحث و بدگمانی بود.

مورینیو و گواردیولا؛ اوج تنش ال‌کلاسیکوی مدرن

از آنجا به بعد، رقابت ورزشی نیز به اندازه سیاست اهمیت پیدا کرد. رئال با دی‌استفانو به قدرت بزرگ اروپا تبدیل شد و بارسلونا تلاش می‌کرد سلطه رقیب را بشکند. هر قهرمانی، هر تصمیم داوری و هر انتقال بزرگ می‌توانست به فصل تازه‌ای از این دشمنی تبدیل شود.

با پایان دوران فرانکو و بازگشت دموکراسی به اسپانیا، زمینه سیاسی رقابت از بین نرفت. برعکس، با تقویت دوباره هویت کاتالان و افزایش جنبش‌های استقلال‌طلبانه، ال‌کلاسیکو همچنان یکی از صحنه‌هایی بود که اختلاف میان مرکز و کاتالونیا در آن بازتاب پیدا می‌کرد.

در سال ۲۰۰۰، فلورنتینو پرز این دشمنی را به شکلی استادانه وارد انتخابات ریاست رئال مادرید کرد. او وعده داد لوئیس فیگو، بزرگ‌ترین ستاره بارسلونا، را به مادرید خواهد آورد و پس از پیروزی دقیقاً همین کار را انجام داد. برای بسیاری از هواداران بارسا، این فقط یک انتقال فوتبال نبود؛ نوعی خیانت محسوب می‌شد.

دو سال بعد، هنگام بازگشت فیگو به نیوکمپ، خشم هواداران به یکی از معروف‌ترین تصاویر تاریخ ال‌کلاسیکو منجر شد. بطری، سکه و اشیای مختلف به سمت او پرتاب شد و سر خوک معروف کنار زمین افتاد؛ تصویری که هنوز هم نماد دشمنی مدرن دو باشگاه است.

دهه بعد با ظهور لیونل مسی و کریستیانو رونالدو، رقابت ابعاد کاملاً جهانی پیدا کرد. حالا دیگر بحث فقط مادرید و کاتالونیا نبود؛ صدها میلیون نفر در سراسر جهان برای دیدن ال‌کلاسیکو پای تلویزیون می‌نشستند.

رقابت پپ گواردیولا و ژوزه مورینیو نیز آتش را شعله‌ورتر کرد. در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲، مسابقات دو تیم مملو از درگیری، کارت، اعتراض و جنگ روانی بود و حتی روابط بازیکنان اسپانیایی دو تیم را که در تیم ملی هم‌بازی بودند، تحت تأثیر قرار داد.

در همین دوره، بارسلونا با مسی، ژاوی و اینیستا نماد سبک خاص خود شده بود و رئال مادرید با رونالدو و مورینیو می‌خواست سلطه رقیب را در هم بشکند. تقابل دو فلسفه فوتبالی به اختلافات تاریخی و هویتی قبلی اضافه شد.

همزمان، جنبش استقلال کاتالونیا دوباره اوج گرفت. شعارهای استقلال در نیوکمپ شنیده می‌شد و پرچم‌های کاتالان بخش مهمی از فضای ورزشگاه را تشکیل می‌دادند. به این ترتیب سیاست بار دیگر مستقیماً وارد فضای ال‌کلاسیکو شد.

بنابراین دشمنی رئال و بارسلونا محصول یک اتفاق نیست. بیش از صد سال رقابت ورزشی، اختلاف هویتی مادرید و کاتالونیا، دوران فرانکو، ماجرای دی‌استفانو، انتقال فیگو، نبرد مسی و رونالدو و رقابت گواردیولا و مورینیو، لایه‌به‌لایه ال‌کلاسیکوی امروزی را ساخته‌اند.

جالب اینجاست که با وجود تمام این تاریخ، مدیران دو باشگاه همیشه به اندازه هواداران دشمن یکدیگر نبوده‌اند. حتی در دوره‌هایی که تنش روی زمین به بالاترین حد می‌رسید، روابط رسمی میان رئال و بارسلونا می‌توانست کاملاً محترمانه باشد.

شاید همین تناقض مهم‌ترین ویژگی ال‌کلاسیکو باشد: دو باشگاهی که برای تعریف هویت خود به دشمنی با یکدیگر نیاز دارند، اما در عین حال برای حفظ جایگاه و اهمیتشان نیز به وجود یکدیگر وابسته‌اند.

به همین دلیل، وقتی نام «ال‌کلاسیکو» بر این مسابقه ماندگار شد، تنها به قدیمی بودن یک بازی اشاره نمی‌کرد؛ این نام به‌تدریج به عنوانی برای بیش از یک قرن رقابت، قدرت، سیاست، ستاره‌ها، خیانت‌ها و خاطرات مشترک تبدیل شد.

کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۳ ۷