رفتن به محتوا

تحلیل تاکتیکی:چگونه مارکو سیلوا، معادلات دفاعی آموریم را به هم ریخت؟

یوناش بارش/total football analysis

آث میلان در نخستین بازی خود در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷ لیگ اروپا میزبان بنفیکا بود و در نهایت با شکست ناامیدکننده ۲-۰ در ورزشگاه سن‌سیرو زمین را ترک کرد.

این مسابقه شاهد شروع قدرتمند بنفیکا بود؛ تیم پرتغالی خیلی زود به گل رسید و در نیمه دوم نیز با یک گل دیگر، عملکرد هجومی فرصت‌طلبانه خود از کناره‌ها را تکمیل کرد. این نمایش نشان داد بنفیکا تیمی نیست که در این رقابت‌ها بتوان آن را دست‌کم گرفت.

این پیروزی مهم خارج از خانه به تیم مارکو سیلوا کمک می‌کند تا ادامه مسیرش در لیگ اروپا را با اعتمادبه‌نفس بیشتری دنبال کند؛ چراکه آن‌ها ثابت کردند توانایی شکست هر تیمی در این رقابت‌ها را دارند، حتی تیمی مانند میلان در ورزشگاه خانگی‌اش.

در سوی دیگر، میلان پس از دو تساوی در لیگ، با این شکست دردناک مواجه شد؛ نتیجه‌ای که فشارها را خیلی زود در آغاز فصل روی روبن آموریم افزایش داده است.

منتقدان از همین حالا آموریم را به دلیل این شکست، اشتباهات تکرارشونده دفاعی و عملکرد نه‌چندان قانع‌کننده هجومی تیم مقصر می‌دانند؛ چراکه این نتیجه برای بسیاری غیرمنتظره بود.

در این تحلیل تاکتیکی، مشکلات دفاعی میلان، اشتباهات مداوم این تیم و ناتوانی آن‌ها در مهار تهدیدهای بنفیکا از جناحین بررسی می‌شود.

ترکیب میلان مقابل بنفیکا

آموریم بار دیگر از سیستم همیشگی ۳-۴-۲-۱ خود استفاده کرد. مایک مانیان درون دروازه قرار گرفت و خط دفاع سه‌نفره را فیلیپو تراچیانو، کونی دی‌وینتر و استراهینیا پاولوویچ تشکیل دادند. ساموئل چوکوئزه و داویده بارتساجی نیز در نقش وینگ‌بک‌ها بازی کردند.

در مرکز خط میانی، آردون یاشاری و یونس موسی قرار داشتند و در خط حمله، الفادجو سیسه و اوماری هاچینسون در نقش وینگرهای تهاجمی پشت سر مهاجم نوک، گونزالو راموس بازی کردند.

ترکیب بنفیکا مقابل میلان

در سوی مقابل، مارکو سیلوا تیمش را با سیستم ۴-۲-۳-۱ به میدان فرستاد. آناتولی تروبین دروازه‌بان بود و خط دفاعی را دانیل بانجاکی در سمت راست، آلساندرو سیرکاتی و توماس آرائوخو در مرکز و سوفیان ال کاروانی در سمت چپ تشکیل دادند.

در خط میانی، فردریک آورنس و ژوائو پالینیا به‌عنوان هافبک‌های مرکزی بازی کردند. گئورگی سوداکوف پشت مهاجم قرار داشت و دودی لوکباکیو و یاکوب کامینسکی در جناحین بازی کردند؛ در حالی که جان دوران مهاجم نوک بود.

پیامدهای چرخش ترکیب میلان و اشتباهات فردی در پرس شدید

میلان شروع خوبی در این مسابقه نداشت؛ چراکه مشخص بود بخشی از بازیکنان حاضر در ترکیب اصلی هنوز کاملاً با سیستم آموریم هماهنگ نشده‌اند.

به‌خصوص تراچیانو و هاچینسون در دقایق ابتدایی اشتباهاتی داشتند که باعث شد بنفیکا اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کند.

با توجه به اینکه میلان در خانه بازی می‌کرد، انتظار می‌رفت از همان ابتدا فشار بیشتری روی حریف وارد کند، اما روسونری بسیار محتاطانه بازی کرد و در زمان بازی‌سازی از عقب زمین سرعت کافی نداشت. همین موضوع به بنفیکا اجازه داد از اشتباهات بازیکنان میلان و فضاهای ایجادشده استفاده کند.

اشتباهات تکرارشونده تراچیانو در ارسال پاس‌های دقیق، چندین موقعیت ضدحمله برای بنفیکا ایجاد کرد و در نهایت این تیم توانست مانیان را نیز تحت فشار قرار دهد.

علاوه بر این، پرس فردی هاچینسون به میلان ضربه زد. او در یک صحنه برای پرس شدید مدافع حریف جلو رفت، اما در نتیجه مدافع چپ و هافبک چپ بنفیکا بدون یارگیری باقی ماندند و تیم پرتغالی توانست از جناح چپ خود استفاده کند.

این ناهماهنگی در پرس از بالا و زمان‌بندی اشتباه حرکت هاچینسون می‌توانست حتی به دریافت گل منجر شود.

این مسئله همچنین نشان‌دهنده اشتباهات آموریم در انتخاب ترکیب اولیه بود؛ حتی اگر هدف او استراحت دادن به برخی بازیکنان برای مسابقه آینده سری آ بوده باشد.

وقتی آموریم تصمیم گرفت در این بازی چرخش ایجاد کند، لازم بود بازیکنان جدید زمان بیشتری برای تمرین حرکات گروهی، زمان‌بندی پرس شدید، انتخاب پاس‌های کم‌ریسک و هماهنگی دفاعی تیمی داشته باشند.

عملکرد برخی از این بازیکنان نشان داد که هنوز کاملاً با اصول سیستم جدید آشنا نشده‌اند و نمی‌دانند در چه شرایطی باید از برخی تصمیم‌ها اجتناب کنند.

این ضعف‌ها به بنفیکا اجازه داد تا از نقاط قوت خود استفاده کند؛ تیم مارکو سیلوا به‌تدریج با پاس‌های کوتاه سریع و حرکات هوشمندانه بدون توپ، میلان را تحت فشار قرار داد؛ حرکاتی که هماهنگی بالای میان هافبک‌ها و بازیکنان هجومی این تیم را نشان می‌داد.

دفاع نفر به نفر منفعلانه میلان

بنفیکا موفق شد گل اول خود را عمدتاً به لطف حملات از جناحین و حرکت بسیار خوب یاکوب کامینسکی در نفوذ به داخل زمین به ثمر برساند؛ حرکتی که بعداً دودی لوکباکیو نیز تقریباً مشابه آن را از سمت راست تکرار کرد، زمانی که توپ به او رسید.

این صحنه ضعف دفاعی میلان و رویکرد بیش از حد منفعلانه این تیم در یارگیری نفر به نفر را نشان می‌دهد؛ حتی در شرایطی که بازیکنان میلان تلاش کردند با دو نفره کردن یارگیری، جلوی حریف را بگیرند.

در جریان این گل، هم اوماری هاچینسون و هم ساموئل چوکوئزه تلاش کردند کامینسکی را متوقف کنند و او را تحت فشار دوگانه قرار دهند، اما هیچ‌کدام نتوانستند با سرعت حرکت او هماهنگ شوند.

حتی تراچیانو نیز برای جلوگیری از ادامه حرکت کامینسکی به سمت مرکز زمین جلو آمد، اما این حرکت تأثیر چندانی نداشت؛ او نه توانست مزاحم حرکت بازیکن بنفیکا شود و نه مسیر پاس یا شوت را قطع کند.

وقتی کامینسکی بازی را به سمت راست برای لوکباکیو تغییر داد، این بازیکن نیز به‌راحتی توانست به داخل زمین نفوذ کند و از کنار بارتساجی عبور کند؛ مدافعی که تلاشش برای متوقف کردن مهاجم بنفیکا بسیار منفعلانه و کم‌اثر بود.

بارتساجی به لوکباکیو اجازه داد حرکت افقی خود را ادامه دهد و در نهایت شوت بزند، بدون اینکه تلاش جدی برای مهار او با تکل لغزشی یا حتی متوقف کردنش با خطا انجام دهد.

آردون یاشاری نیز در این گل مسئولیت داشت. او زمانی که بارتساجی در حال دفاع مقابل لوکباکیو بود، فاصله کمی با این بازیکن داشت، اما برای کمک و دو برابر کردن یارگیری جلو نیامد.

اگر یاشاری چند قدم جلوتر می‌رفت و لوکباکیو را تحت فشار قرار می‌داد، مهاجم بنفیکا مجبور می‌شد راه‌حل دیگری به جز شوت‌زنی انتخاب کند یا ضربه‌اش توسط یاشاری بلاک شود؛ چراکه حضور او می‌توانست مسیر شوت را ببندد.

این انفعال دفاعی و ناتوانی در متوقف کردن یا محدود کردن حرکات وینگرهای بنفیکا، چه در سمت راست، چه در سمت چپ و چه هنگام نفوذ آن‌ها به مرکز زمین، نگرانی بزرگی برای میلان ایجاد می‌کند.

این صحنه نشان می‌دهد هنوز مشکلات زیادی در ساختار دفاعی تیم آموریم باقی مانده، به‌خصوص در زمینه یارگیری نفر به نفر، زمان‌بندی کمک دفاعی و دو برابر کردن بازیکن صاحب توپ.

مشکلات میلان در پاس‌کاری هنگام بازی‌سازی و ادامه دفاع منفعلانه

میلان همچنان در هر دو فاز هجومی و دفاعی ناپایدار ظاهر شد؛ آن‌ها نتوانستند ریتم بازی خود را به حریف تحمیل کنند و در مقابل حملات بنفیکا نیز توان همراهی و مقاومت کافی نداشتند.

نگران‌کننده‌تر اینکه میلان با اشتباهاتی که می‌توانست از آن‌ها جلوگیری کند، شرایط را برای خودش در نیمه زمین خودی و هنگام بازی‌سازی از عقب زمین دشوارتر کرد.

در این مسابقه، بسیاری از تصمیم‌های پاس‌کاری در این منطقه اشتباه بود و دقت ارسال‌ها نیز در مجموع قانع‌کننده به نظر نمی‌رسید.

تکرار این مشکلات در یکی از مهم‌ترین مناطق زمین، باعث شد خط دفاعی میلان بیش از پیش تحت فشار قرار بگیرد و نتواند با آرامش و اطمینان کافی بازی کند.

در نتیجه، بازیکنان هجومی بنفیکا فرصت پیدا کردند از هر اشتباه بازیکنان خط دفاع و هافبک میلان استفاده کنند و آن‌ها را به موقعیت‌های گلزنی تبدیل کنند.

نمونه بعدی، سردرگمی میان استراهینیا پاولوویچ و آردون یاشاری را نشان می‌دهد؛ جایی که دفع توپ مدافع صربستانی برای هافبک میلان غیرمنتظره بود و یاشاری نتوانست واکنش لازم را نسبت به این پاس داشته باشد.

این اتفاق باعث شد پاس اشتباه ارسال شود و توپ به گئورگی سوداکوف برسد؛ صحنه‌ای که یک موقعیت بسیار خطرناک گلزنی ایجاد کرد. سوداکوف در نهایت تصمیم گرفت از فاصله دور شوت بزند که ضربه‌اش به تیر دروازه برخورد کرد و می‌توانست وارد دروازه شود.

پاولوویچ در این موقعیت باید توپ را یا به سمت کناره‌ها دفع می‌کرد یا با یک پاس بلند از منطقه خطر خارج می‌شد.

در چنین شرایطی، مدافعان همیشه تشویق می‌شوند از ارسال پاس‌های عمقی به مرکز زمین خودداری کنند؛ به‌خصوص زمانی که بازیکنان حریف در نزدیکی بازیکنی قرار دارند که قرار است توپ را دریافت کند.

اما پاولوویچ چنین کاری نکرد و تصور داشت یاشاری می‌تواند به‌خوبی این پاس را کنترل کند.

این صحنه بار دیگر نشان می‌دهد که هماهنگی میان بازیکنان میلان هنوز به سطح مطلوب نرسیده و آن‌ها برای درک بهتر حرکات یکدیگر به زمان بیشتری نیاز دارند.

واکنش ناکافی میلان در نیمه دوم

نبود پرس گروهی روی مدافعان و هافبک‌های بنفیکا باعث شد میلان نتواند حریف را در زمین خودش تحت فشار قرار دهد. در نتیجه، بنفیکا به‌راحتی بازی‌سازی از عقب زمین را انجام داد؛ چراکه پرس شدید میلان هر بار فقط توسط چند بازیکن به‌صورت فردی انجام می‌شد و همین مسئله فاصله‌هایی میان خطوط مختلف تیم ایجاد می‌کرد. این فضاها به بنفیکا اجازه داد توپ را جلو ببرد، به‌خصوص از طریق جناحین.

مهم‌تر از همه، یارگیری منفعلانه روی دو وینگر بنفیکا تأثیر زیادی روی روند مسابقه داشت؛ چراکه همین ضعف باعث شد فرصت‌های ارزشمندی در اختیار تیم پرتغالی قرار بگیرد.

در نیمه دوم، میلان بازی مستقیم‌تر و عمودی‌تری را در پیش گرفت. حضور کریستین پولیشیچ و الکسیس سالماکرز باعث شد تیم در عمق حمله و نبردهای یک مقابل یک، توانایی بیشتری پیدا کند.

اما مشکل هجومی میلان این بود که برنامه‌های حمله این تیم برای دفاع بنفیکا بیش از حد قابل پیش‌بینی بود.

میلان عمدتاً به نفوذ از کناره‌ها و ارسال توپ به مرکز محوطه جریمه متکی بود، اما منطقه مرکزی از قبل توسط مدافعان بنفیکا شلوغ شده بود؛ چراکه این تیم در فاز دفاعی با سیستم ۵-۴-۱ و خط پنج‌نفره دفاع می‌کرد.

این سبک دفاعی، تأثیرگذاری گونزالو راموس را کاهش داد و کار را برای او دشوار کرد؛ او به‌سختی می‌توانست توپ دریافت کند، بچرخد یا فرصت شوت‌زنی پیدا کند و همین موضوع گزینه‌های هجومی میلان را محدود کرد.

با وجود تلاش‌های هجومی میلان در نیمه دوم، اشتباهات مهم دفاعی همچنان ادامه داشت و همین مسئله مانع بازگشت تیم شد. دریافت گل دوم عملاً امیدهای میلان را از بین برد و روحیه بسیاری از بازیکنان را کاهش داد.

صحنه گل دوم بار دیگر مشکل یارگیری روی کامینسکی را نشان داد. چوکوئزه در دنبال کردن او و جلوگیری از دریافت توپ بسیار منفعل عمل کرد.

در ابتدای این حرکت، کامینسکی با یک حرکت بدون توپ فضا ایجاد کرد تا هم‌تیمی‌اش بتواند برای او پاس ارسال کند، اما چوکوئزه ثابت ماند و حرکت او را دنبال نکرد.

او تنها زمانی به دنبال کامینسکی رفت که بازیکن بنفیکا توپ را دریافت کرده بود؛ یعنی زمانی که دیگر دیر شده بود.

با ادامه حرکت، هم چوکوئزه و هم گابریل گیلـا بیشتر به توپ نگاه کردند و فراموش کردند کامینسکی را داخل محوطه جریمه کنترل کنند؛ اشتباهی که در نهایت به دریافت گل دوم منجر شد.


جمع‌بندی

میلان در این مسابقه هم از نظر هجومی و هم از نظر دفاعی ناکام بود.

نگران‌کننده‌ترین نکته این است که مشکلات دفاعی به یک معضل واقعی برای میلان تبدیل شده و روی عملکرد کلی تیم تأثیر گذاشته است.

برای تیمی مانند میلان، تعداد زیاد اشتباهات دفاعی در هر مسابقه و ناتوانی در اصلاح آن‌ها در جریان بازی، مسئله‌ای بسیار نگران‌کننده است؛ حتی اگر آموریم در این دیدار دست به چرخش ترکیب زده باشد.

حتی پس از ورود ماریو گیلا در نیمه دوم و استفاده از خط دفاعی باتجربه‌تر، مشکلات دفاعی ادامه پیدا کرد؛ میلان گل دوم را دریافت کرد و حتی ممکن بود گل‌های بیشتری هم بخورد.

دفاع منفعلانه، ضعف در یارگیری نفر به نفر و ناتوانی در دو برابر کردن یار مقابل بازیکن صاحب توپ، مسائلی هستند که آموریم باید پیش از پیچیده‌تر شدن شرایط به‌طور جدی بررسی کند.

علاوه بر این، سازماندهی پرس گروهی باید هرچه سریع‌تر اصلاح شود؛ زیرا نمی‌توان اجازه داد بازیکنان به‌صورت انفرادی اقدام به پرس کنند. چنین رویکردی باعث ایجاد شکاف میان خطوط هافبک و دفاع می‌شود؛ همان مشکلی که در این مسابقه به‌وضوح دیده شد.

کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۲ ۸