ادی هاو رؤیای نیوکاسل را به واقعیت تبدیل کرد؛ اما در پایان، دیگر چیزی برای بخشیدن نداشت.
اگر کوین کیگان مردی بود که رؤیای بزرگ را در دل هواداران نیوکاسل زنده کرد، ادی هاو همان کسی بود که آن رؤیا را به واقعیت تبدیل کرد.
جدایی هاو، تنها چند روز پس از درگذشت کیگان، برای بسیاری از هواداران نیوکاسل پایانی احساسی بر دو دوره طلایی تاریخ باشگاه است. کیگان در دهه ۹۰ نیوکاسل را دوباره به سطح اول فوتبال انگلیس رساند و تیمی ساخت که همه عاشقش بودند؛ اما هرگز موفق به فتح جام نشد. سه دهه بعد، هاو همان مأموریت ناتمام را کامل کرد و بزرگترین حسرت تاریخ مدرن باشگاه را پایان داد.
هاو بارها گفته بود تیم افسانهای «The Entertainers» تحت هدایت کیگان الهامبخش دوران جوانیاش بوده است. وقتی در سال ۲۰۲۱ هدایت نیوکاسل را پذیرفت، وعده داد همان انرژی و شور را به باشگاه بازگرداند؛ وعدهای که در نهایت عملی شد.
البته سبک فوتبال این دو مربی تفاوت زیادی داشت. اگر تیمهای کیگان با فوتبال هجومی و گاه بیمحابا شناخته میشدند، نیوکاسلِ هاو تیمی بود که با پرس شدید، دوندگی بیوقفه و روحیه جنگندگی حریفان را از پا درمیآورد. اما هر دو ویژگی مشترکی داشتند؛ آنها روح واقعی نیوکاسل را درک میکردند.
معجزهای که از بقا آغاز شد
وقتی هاو در نوامبر ۲۰۲۱ روی نیمکت نیوکاسل نشست، تیم هنوز حتی یک مسابقه هم نبرده بود و سقوط تقریباً قطعی به نظر میرسید.
اما با جذب بازیکنانی مانند کیران تریپیر، دن برن و برونو گیمارش، شرایط کاملاً تغییر کرد. نیوکاسل نهتنها سقوط نکرد، بلکه با نمایشی فراتر از انتظار فصل را به پایان رساند و دوباره امید را به سنت جیمزز پارک بازگرداند.
فصل بعد، نیوکاسل سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را گرفت و به فینال جام اتحادیه رسید؛ هرچند مقابل منچستریونایتد شکست خورد. اما یک سال بعد، لیورپول را در ومبلی شکست داد و نخستین جام داخلی باشگاه پس از ۷۰ سال را به دست آورد؛ موفقیتی که هاو و شاگردانش را برای همیشه در تاریخ باشگاه جاودانه کرد.

موفقیتی که بهای سنگینی داشت
پس از آن قهرمانی، مشکلات یکی پس از دیگری از راه رسیدند. جدایی پرحاشیه الکساندر ایساک، آشفتگی در نقلوانتقالات، تغییرات مدیریتی و نتایج ضعیف باعث شد روند پیشرفت تیم متوقف شود.
فشار کاری نیز تأثیر خود را بر هاو گذاشت. او تنها یک ماه پس از قهرمانی در جام اتحادیه به دلیل ذاتالریه در بیمارستان بستری شد.
هاو بعدها در گفتوگو با The Athletic گفت:
«این شغل تمام زندگیام را در بر گرفته است. احتمالاً روی سلامتیام تأثیر منفی گذاشته، چون دائماً در شرایط پراسترس قرار داری؛ روز مسابقه، نتایج بد و فشار همیشگی. هیچوقت نمیفهمی اینها چه اثری روی بدنت میگذارند.»
پایان زمانی فرا رسید که دیگر چیزی باقی نمانده بود
هاو تجربه تلخ ماندن بیش از حد در بورنموث را فراموش نکرده بود و نمیخواست همان اشتباه را در نیوکاسل تکرار کند.
پس از شکستهای سنگین مقابل برنتفورد، ساندرلند و کریستال پالاس، او بارها عملکرد خودش را زیر سؤال برد. تا زمانی که احساس میکرد بازیکنان و هواداران پشت او هستند، ادامه داد؛ اما در نهایت به این نتیجه رسید که دیگر انرژی لازم برای ادامه این پروژه را ندارد.
یکی از مدیران ارشد باشگاه پس از شکست مقابل کریستال پالاس جملهای گفت که بهخوبی حالوهوای آن روزهای نیوکاسل را توصیف میکرد:
«آن بازی آخرین فرصت ما برای نجات فصل بود، اما به جای نجاتش، خودمان آخرین مشت خاک را روی تابوت فصل ریختیم.»
ادی هاو نیوکاسل را از آستانه سقوط به قهرمانی رساند، هویت تازهای به باشگاه بخشید و رؤیایی هفتادساله را محقق کرد. اما در پایان، همانطور که عنوان این گزارش میگوید، دیگر چیزی برای بخشیدن نداشت.
ادی هاو؛ وقتی دیگر ادامه دادن معنایی نداشت
موضع اولیه مدیران نیوکاسل این بود که ادی هاو در فصل جدید هم سرمربی تیم بماند، اما تردیدهایی که از بهار گذشته شکل گرفته بود هرگز از بین نرفت. هرچند پیروزی ۳ بر ۱ مقابل برایتون در دوم مه، پس از پنج شکست متوالی در تمامی رقابتها، موقتاً فشارها را کاهش داد، اما سؤال اصلی همچنان باقی ماند: آیا هاو هنوز به پروژه نیوکاسل ایمان داشت؟
ادامه همکاری تنها از روی اجبار، چیزی نبود که نه باشگاه میخواست و نه خود هاو.
مدیران نیوکاسل امیدوار بودند همکاری نزدیک میان هاو، دیوید هاپکینسون (مدیرعامل) و راس ویلسون (مدیر ورزشی) به باشگاه ثباتی بدهد که بسیاری از رقبای لیگ برتری از آن بیبهرهاند. اما وقتی تیم فصل را در رتبه دوازدهم به پایان رساند، این ایده دیگر چندان قانعکننده به نظر نمیرسید.

تابستانی که امید را از بین برد
هاو میخواست احساس کند باشگاه واقعاً از او حمایت میکند، اما مهمتر از آن، میخواست مطمئن باشد که ابزار رقابت در اختیارش قرار خواهد گرفت.
او بهخوبی میدانست تیمی که با فروش آنتونی گوردون و ساندرو تونالی ضعیفتر و مسنتر شده، با هدف باشگاه برای رقابت بر سر بزرگترین افتخارات تا سال ۲۰۳۰ همخوانی ندارد.
از نگاه هاو، این وضعیت فشار غیرضروریای ایجاد میکرد؛ فشاری که باعث میشد هر شکست دوباره به همه یادآوری کند که جایگاه او زیر سؤال است.
جدایی گوردون و تونالی ضربه بزرگی برایش بود. ناکامی باشگاه در جذب جانشینان اصلی برای دومین تابستان متوالی، او را ناامیدتر کرد و ابهام درباره آینده برونو گیمارش نیز آخرین حلقه این زنجیر بود.
بهجای آنکه نیوکاسل وارد مرحلهای تازه شود، هاو احساس میکرد همه چیز دوباره از نقطه صفر آغاز شده است؛ با این تفاوت که این بار خودش زیر شدیدترین فشارها قرار داشت.
«اگر رفتنم به نفع نیوکاسل باشد، میروم»
هاو همیشه تأکید میکرد منافع باشگاه را بالاتر از منافع شخصی خود میداند.
او در ماه آوریل گفته بود:
«فقط میخواهم به نیوکاسل خدمت کنم و کاری را انجام دهم که به نفع باشگاه باشد. اگر روزی رفتن من به سود نیوکاسل باشد، بدون هیچ مشکلی این کار را انجام میدهم. موضوع هرگز خودم نیست.»
اطرافیانش میگویند او همین حرف را بارها در جلسات خصوصی نیز تکرار کرده بود.
پایانی همراه با احترام
جدایی هاو بیش از هر چیز حس اندوه به همراه دارد.
اکثریت هواداران نیوکاسل نه از او خشمگیناند و نه او را مقصر میدانند؛ برعکس، او را مربیای میدانند که آنها را دوباره برنده کرد.
مشکل هاو این نبود که اشتباه کرده باشد، بلکه تیمی که خودش ساخته بود، دیگر شبیه گذشته نبود.
شکست ۴ بر ۱ در دیدار دوستانه مقابل بریستول سیتی تنها نشانهای دیگر از این افول بود.
هاو پس از آن مسابقه گفت:
«هر روزی که سرمربی نیوکاسل هستم، برای من یک روز فوقالعاده است. عاشق این باشگاه هستم و این احساس هرگز تغییر نخواهد کرد.»
اما خودش بهتر از هر کسی میدانست که پایان راه فرا رسیده است.
همانطور که کوین کیگان نگاه نیوکاسل به خودش را تغییر داد، ادی هاو نیز هویت تازهای به این باشگاه بخشید. او با صداقت، شخصیت و تمام وجودش برای نیوکاسل جنگید؛ تا جایی که در نهایت، دیگر چیزی برای بخشیدن نداشت.
کامنتها