چه بر سر جاهطلبیهای بزرگ نیوکاسل آمد؟
چه بر سر جاهطلبیهای بزرگ نیوکاسل آمد؟
در اواخر سال ۲۰۲۴، چند ماه پیش از اوجگیری نیوکاسل یونایتد در دوران مدرنش، یاسر الرمیان، رئیس باشگاه، در همایش «مؤسسه ابتکار سرمایهگذاری آینده» در ریاض سخنرانی کرد.
بدیهی است که شکست ۲ بر ۱ نیوکاسل مقابل چلسی، دو روز قبل از آن، موضوع بحث نبود. الرمیان از «افقهای بیپایان» و چالشهای فراوان پیش روی عربستان سعودی و جهان صحبت کرد؛ از فرصتهای هوش مصنوعی گفت و از تهدید تغییرات اقلیمی.
اما مهمترین بخش سخنانش مربوط به تغییر جهت صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) بود؛ نهادی که از سال ۲۰۱۹ ریاست آن را بر عهده دارد. او توضیح داد که در دهه گذشته، سرمایهگذاریهای بینالمللی اولویت اصلی PIF بوده است؛ از خرید سهام شرکتهایی مانند دیزنی، اوبر، فیسبوک گرفته تا خرید باشگاه نیوکاسل یونایتد. اما تأکید کرد که اکنون تمرکز اصلی صندوق «اقتصاد داخلی عربستان» است.
آن زمان این جمله بازتاب چندانی در رسانههای ورزشی پیدا نکرد و خیلی زود، با شروع روند فوقالعاده نیوکاسل که به سهمیه لیگ قهرمانان اروپا و قهرمانی در جام اتحادیه ـ نخستین جام باشگاه از سال ۱۹۶۹ ـ منجر شد، به فراموشی سپرده شد. با این حال، در خود باشگاه، این تغییر رویکرد توجه برخی را جلب کرده بود.
چند هفته پیش از آن، The Athletic گزارشی درباره سه سال نخست مالکیت PIF بر نیوکاسل منتشر کرده بود. کریس وا و جورج کالکین ضمن اشاره به پیشرفتهای باشگاه، جملهای نوشتند که امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. آنها گزارش دادند که برخی در باشگاه «نگران بودند اولویتهای عربستان به سمت سرمایهگذاری داخلی تغییر کرده باشد» و همچنین از «کند بودن روند تصمیمگیری در ساختار مبتنی بر فرآیند» ابراز نارضایتی میکردند.
از سوی دیگر، PIF ناگهان تمرکز خود را به شکل چشمگیری روی لیگ حرفهای عربستان افزایش داده بود. این پرسش مطرح شد که آیا این دو پروژه عظیم و جاهطلبانه فوتبالی واقعاً میتوانند همزمان در کنار یکدیگر پیش بروند؟
این اتفاقات مربوط به سال ۲۰۲۴ است؛ خیلی قبلتر از آنکه الکساندر ایساک، آنتونی گوردون، ساندرو تونالی و برونو گیمارش تصمیم بگیرند آیندهشان را جای دیگری جستوجو کنند. خیلی قبلتر از آنکه نیوکاسل در جذب اهداف بزرگ نقلوانتقالاتی ناکام بماند؛ از یوهان مانزامبی و ویکتور مونیوس که استون ویلا و لیورپول را ترجیح دادند، تا تابستان قبل که لیام دلاپ و ژائو پدرو راهی چلسی شدند، ماتئوس کونیا، برایان امبئومو و بنجامین ششکو منچستریونایتد را انتخاب کردند و هوگو اکیتیکه به لیورپول رفت.
همه این ناکامیها در نهایت به ناامیدی و فرسودگی ادی هاو انجامید؛ مربیای که احساس میکرد باشگاه را تا آخرین حد توان خود پیش برده و دیگر کاری از دستش برنمیآید؛ احساسی که سرانجام با اعلام رسمی جداییاش در روز جمعه تأیید شد.
وقتی نیوکاسل در نوامبر ۲۰۲۱، تنها یک ماه پس از خرید باشگاه توسط PIF، ادی هاو را به خدمت گرفت، تصور عمومی این بود که او معمار مرحله نخست پروژه جدید خواهد بود؛ مربیای که تیم را از قعر جدول لیگ برتر بالا میکشد، پایههای موفقیت را بنا میگذارد و سپس، مطابق الگویی که معمولاً پس از چنین خریدهای عظیمی دیده میشود، جای خود را به مربیای بزرگتر و پرآوازهتر میدهد تا مرحله دوم پروژه و کسب افتخارات بزرگ را هدایت کند.
اما داستان طور دیگری پیش رفت.
انتظار اولیه این بود که نیوکاسل با تکیه بر ثروت و جاهطلبی عربستان به یک ابرقدرت فوتبال تبدیل شود. اما به مرور، این تصویر جای خود را به واقعیتی داد که در آن باشگاه نهتنها زیر فشار قوانین مالی محدود شده بود ـ که واقعیتی انکارناپذیر است ـ بلکه از کمبود ثبات، تمرکز، چشمانداز روشن و انگیزه کافی در سطوح مدیریتی نیز رنج میبرد.

عدهای ممکن است با این تحلیل مخالف باشند. آنها به رشد چشمگیر سرمایهگذاری، افزایش درآمدهای تجاری و مهمتر از همه، تغییر فضای باشگاه نسبت به دوران تاریک و فرسایشی مایک اشلی اشاره میکنند؛ دورانی که نیوکاسل دو بار سقوط کرد و در آستانه سومین سقوط نیز قرار داشت، تا اینکه PIF باشگاه را خرید و ادی هاو را برای نجات تیم منصوب کرد.
بدون تردید، تفاوت نیوکاسل امروز با باشگاه نیمهجان سال ۲۰۲۱ کاملاً آشکار است.
اما در عین حال، تفاوت محسوسی هم میان شور و اعتمادبهنفس روزهای ابتدایی پس از خرید باشگاه ـ زمانی که از ساخت یک «ابر باشگاه»، توسعه ورزشگاه، ساخت کمپ تمرینی جدید و رقابت برای تمام جامهای بزرگ صحبت میشد ـ و دو سال اخیر وجود دارد؛ دورهای که پروژه بهتدریج کند شد و حتی پیش از شوک مربوط به ایساک و افت عملکرد تیم در زمین، این احساس به وجود آمد که شاید مسیر اصلی خود را گم کرده باشد.
البته قوانین کنترل هزینهها بخش مهمی از این ماجرا هستند. همچنین نباید فراموش کرد که باشگاههای بزرگ و سنتی لیگ برتر، همزمان با نهایی شدن خرید نیوکاسل، برای سختتر کردن این قوانین دست به کار شدند و نظارت بسیار شدیدتری بر قراردادهای تجاری با «طرفهای مرتبط» اعمال کردند.
در نتیجه، دیگر امکان خرج کردن بیمحابا و در مقیاسی که رقبا را کاملاً از میدان خارج کند ـ همان کاری که چلسی پس از ورود رومن آبراموویچ و منچسترسیتی پس از مالکیت شیخ منصور در دهه ۲۰۰۰ انجام دادند ـ در دوران قوانین جدید مالی وجود ندارد.
با این حال، تقریباً تمام پیشرفتی که نیوکاسل تا امروز تجربه کرده، بر پایه تصمیمها و زیرساختهایی بنا شده که در همان دوره ابتدایی پس از تغییر مالکیت شکل گرفت؛ از انتخاب ادی هاو بهعنوان سرمربی گرفته تا جذب بازیکنانی مانند کیران تریپیه، برونو گیمارش، نیک پوپ، اسون بوتمان، الکساندر ایساک، آنتونی گوردون، ساندرو تونالی و هاروی بارنز.
نرخ موفقیت نیوکاسل در آن چهار پنجره نخست نقلوانتقالات، زمانی چشمگیرتر به نظر میرسد که بدانیم معمولاً در آغاز دوران مالکان جدید، باشگاهها تصمیمهای پرنوسان و اشتباهات زیادی مرتکب میشوند؛ بهویژه وقتی تحت فشار هستند که از شرایطی دشوار، در کوتاهترین زمان ممکن تیمی مدعی بسازند.
هر کسی که در سومین سالگرد خرید نیوکاسل به مسیر پیشرفت باشگاه نگاه میکرد ـ از جمله The Athletic ـ به یک نتیجه مشترک میرسید: پایههای لازم ساخته شدهاند و حالا وقت آن است که باشگاه یک گام دیگر به جلو بردارد؛ نه فقط در زمین مسابقه، بلکه در توسعه کسبوکار، بهبود فرآیند جذب بازیکن، برنامهریزی برای جانشینپروری و پیشبرد پروژههای ورزشگاه و کمپ تمرینی.
در اواخر سال ۲۰۲۳، نیوکاسل مطالعهای امکانسنجی درباره آینده ورزشگاه آغاز کرد تا مشخص شود آیا ورزشگاه سنت جیمزز پارک بازسازی شود یا باشگاه به ساخت یک ورزشگاه جدید روی بیاورد.
در اوت ۲۰۲۴، برد میلر، مدیر ارشد عملیاتی باشگاه، اعلام کرد که گزارش نهایی «بهزودی» منتشر خواهد شد و مشخص میکند «گام بعدی چیست و باشگاه چه مسیری را در پیش خواهد گرفت.»
در اکتبر همان سال، باشگاه نتایج این بررسی را منتشر کرد و اعلام کرد که هر دو گزینه همچنان با دقت در حال ارزیابی هستند و امیدوار است در اوایل سال ۲۰۲۵ به مرحله تصمیمگیری نهایی برسد.
اما اکنون که در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ قرار داریم، هنوز هیچ تصمیم یا شفافیتی درباره آینده ورزشگاه وجود ندارد.
همچنین هنوز کار ساخت یک کمپ تمرینی جدید آغاز نشده است؛ پروژهای که از همان روزهای نخست پس از تغییر مالکیت، یکی از اولویتهای فوری باشگاه محسوب میشد.
The Athletic در ماه ژانویه فاش کرد که نیوکاسل سرانجام زمینی را برای ساخت یک مجموعه تمرینی مدرن و در سطح جهانی در منطقه وولسینگتون (Woolsington)، نزدیک فرودگاه بینالمللی نیوکاسل، پیدا کرده است؛ اما این بار هم رسیدن به همین نقطه سالها طول کشیده است.
هیچکس تصور نمیکرد زمانی که کمپ تمرینی تیم اول در بنتون (Benton) در سال ۲۰۲۲ پس از مدتها انتظار بازسازی شد، باشگاه مجبور شود تنها چهار سال بعد، در سال ۲۰۲۶، دوباره آن را ارتقا دهد؛ در حالی که هنوز راهحل نهایی و بلندمدت برای کمپ تمرینی مشخص نشده است.

حتی روند رو به رشد تیم زنان نیوکاسل ـ که یکی دیگر از اولویتهای پررنگ پس از تغییر مالکیت معرفی شده بود ـ نیز ظاهراً کند شده است. این تیم فصل گذشته را در میانه جدول لیگ زنان انگلیس (WSL2) به پایان رساند.
در اوایل سال ۲۰۲۳، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) مذاکرات اولیهای را برای سرمایهگذاری در چند باشگاه دیگر اروپایی انجام داد؛ بهویژه باشگاه بلژیکی KV Oostende، با هدف ایجاد مدلی چندباشگاهی مشابه آنچه توسط ردبول، سیتی فوتبال گروپ، BlueCo و دیگر مجموعهها اجرا شده است. اما این پروژه هم هنوز از مرحله ایده فراتر نرفته است.
بخشی از این کاهش شتاب را میتوان به اتفاقات ناخواسته نسبت داد؛ از جمله جدایی دارن ایلز (Darren Eales)، مدیر اجرایی باشگاه، به دلیل مشکلات سلامتی، و همچنین نبود ثبات در سطح مدیریتی پس از جدایی دن اشورث (Dan Ashworth)، مدیر ورزشی باشگاه، که در سال ۲۰۲۴ راهی منچستریونایتد شد.
در شرایطی دیگر، شاید بحران مربوط به الکساندر ایساک با آرامش و مهارت بیشتری مدیریت میشد. اما در عمل، مدیر اجرایی جدید (دیوید هاپکینسون) و مدیر ورزشی جدید (راس ویلسون) زمانی به باشگاه رسیدند که آسیبهای ناشی از یک پنجره نقلوانتقالاتی آشفته و پرتنش، تا حد زیادی ایجاد شده بود.
بخشی از این اتفاقات را میتوان بدشانسی دانست، اما فرار از این احساس دشوار است که پروژه نیوکاسل کمی از مسیر اصلی خود منحرف شده است.
هاپکینسون و ویلسون دوباره تمرکز بیشتری روی پروژههای گسترده باشگاه و استراتژی فوتبالی ایجاد کردهاند، اما نکته اینجاست که بسیاری از پروژههایی که اکنون گفته میشود در مرحله توسعه قرار دارند، همان مواردی هستند که قرار بود از همان زمان نهایی شدن خرید باشگاه ـ نزدیک به پنج سال پیش ـ در اولویت قرار بگیرند.
در چنین شرایطی، شگفتانگیز به نظر میرسد که مرحله اول پروژه نیوکاسل تا این اندازه موفقیتآمیز بود. مانند استون ویلا، آنها نیز به یک انتظار چند دههای برای کسب جام پایان دادند و توانستند دو بار به لیگ قهرمانان اروپا راه پیدا کنند؛ آن هم با بودجهای که شاید بیشتر به یک تیم حاضر در لیگ اروپا شباهت داشت تا یک مدعی واقعی قهرمانی.
همچنین مانند ویلا، نیوکاسل از قوانینی که آنها را در رقابت با قدرتهای تثبیتشده لیگ برتر در موقعیت نامساعد قرار میدهد، بهشدت ناراضی بوده است؛ موضوعی که بار دیگر در بازار نقلوانتقالات تابستانی اخیر خودش را نشان داد.
اما نکته مهم این است: این قوانین ـ البته بیشتر آنها ـ زمانی که PIF باشگاه را خرید، وجود داشتند. پس برنامه چه بود؟
برنامه این بود که باشگاه در بخشهای مختلف سرمایهگذاری و تقویت شود؛ از ورزشگاه و کمپ تمرینی گرفته تا بخش تجاری، جذب بازیکن و شاید ایجاد یک شبکه چندباشگاهی که نیوکاسل در رأس آن قرار داشته باشد. هدف این بود که باشگاه به سطحی برسد که خودش نیروی محرک ادامه مسیر شود و موفقیت، موفقیت بیشتری ایجاد کند.

این برنامه جاهطلبانه بود؛ آنقدر جاهطلبانه که کوچکترین اشتباه در سال اول میتوانست به سقوط باشگاه منجر شود. اما پیشرفتی که بلافاصله پس از تغییر مالکیت رخ داد ـ عبور از قعر جدول لیگ برتر در اواخر ۲۰۲۱ تا رسیدن به رتبه چهارم تنها یک فصل بعد و کسب سهمیه لیگ قهرمانان ـ به پروژه شتاب، اعتمادبهنفس و این احساس را داد که نزد هواداران، شاید هر چیزی ممکن باشد.
در روزهای آینده، باشگاه تلاش خواهد کرد هواداران را متقاعد کند که این مسیر همچنان ادامه دارد؛ با یک چشمانداز بلندمدت جدید و رویکردی جسورانه مبتنی بر جوانگرایی زیر نظر مربی جوان و مورد احترام، ماتیاس یایسل (Matthias Jaissle).
با وجود تمام ناراحتیها درباره جدایی ادی هاو، این تغییر ضروری بود؛ زیرا منطقی نبود فصل جدید را با مربیای آغاز کنند که خودش احساس میکرد دیگر چیزی برای ارائه ندارد.
با این حال، وعدههای بزرگ همراه با معرفی یایسل ـ و شاید بالاخره ارائه یک خبر جدی درباره آینده ورزشگاه ـ در منطقه تاینساید با کمی احتیاط و تردید روبهرو خواهد شد.
وقتی به سخنان یاسر الرمیان در اواخر ۲۰۲۴ نگاه میکنیم، زمانی که حرفهای او با نگرانیهایی که برخی افراد داخل باشگاه داشتند همخوانی پیدا کرد، و همچنین وقتی اتفاقات دو تابستان اخیر را مرور میکنیم، سخت است از این احساس فرار کنیم که پروژه نیوکاسل دیگر مانند گذشته برای او، برای PIF و برای عربستان سعودی در اولویت نیست.
در مورد نیوکاسل، آن «افقهای بیپایان» عربستان، این روزها کمی محدودتر به نظر میرسند.
کامنتها