رفتن به محتوا

پرسِ بی‌رحم مراکش؛ چگونه محمد وهبی در جام جهانی یک سلاح تاکتیکی ساخت؟

پرس در سال‌های اخیر به یکی از تأثیرگذارترین مفاهیم تاکتیکی فوتبال مدرن تبدیل شده است؛ اما در عین حال، یکی از بدفهمیده‌ترین آنها نیز به شمار می‌رود.

بسیاری از مربیان موفقیت در پرس را صرفاً به آمادگی جسمانی بازیکنان یا جسارت آنها برای هجوم به سمت حریف نسبت می‌دهند، اما مسابقات در بالاترین سطح فوتبال نشان داده است که پرس تنها یک واکنش پس از از دست دادن توپ نیست؛ بلکه رفتاری کاملاً جمعی و از پیش طراحی‌شده است که پیش از رسیدن توپ به حریف شکل می‌گیرد.

تیم ملی مراکش در جام جهانی ۲۰۲۶ نمونه‌ای روشن از اجرای این مفهوم را به نمایش گذاشت.

مراکشی‌ها نه با مالکیت بالای توپ بر بازی‌ها مسلط شدند و نه با اعمال فشاری دائمی بر حریف؛ بلکه با توانایی چشمگیر خود در انتخاب دقیق لحظه مناسب برای یورش به صاحب توپ، حریف را وادار می‌کردند در فضاهایی بازی کند که خودشان از پیش برایش طراحی کرده بودند.

در این تحلیل تاکتیکی و بررسی تئوریک جام جهانی، به شیوه پرس تیم محمد وهبی در تیم ملی مراکش می‌پردازیم و توضیح می‌دهیم که چگونه می‌توان ساختاری مشابه را طراحی، تمرین و اجرا کرد.

  • یک.کنترل گزینه‌های حریف

یکی از رایج‌ترین اشتباهات مربیان جوان، این است که تصور می‌کنند پرس از لحظه‌ای آغاز می‌شود که مهاجم به سمت مدافع میانی حریف یورش می‌برد.

در واقع، پرس چند ثانیه زودتر آغاز می‌شود؛ زمانی که تیم با سازماندهی مناسب، گزینه‌های پیش روی حریف را محدود می‌کند.

تیم ملی مراکش در دیدار مقابل برزیل، نمونه‌ای روشن از اجرای این اصل را به نمایش گذاشت.

زمانی که دروازه‌بان برزیل بازی‌سازی را آغاز می‌کرد، مهاجم مراکش با شتاب مستقیم به سمت او حمله نمی‌کرد. او با یک حرکت مورب، مسیر پاس به هافبک دفاعی را مسدود می‌کرد؛ همزمان وینگرها با نزدیک شدن به مرکز زمین، فضاهای نیم-فضا (Half-space) را می‌بستند تا امکان ارسال پاس به این مناطق از بین برود.

در همین حین، خط هافبک چند متر جلو می‌آمد و عملاً بازیکن صاحب توپ را تنها با دو انتخاب روبه‌رو می‌کرد: ارسال پاس به کناره‌های زمین یا فرستادن یک توپ بلند.

در این صحنه، اسماعیل صیباری با هدایت هم‌تیمی‌هایش از خطوط تیم می‌خواهد چند متر جلوتر بیایند تا مسیر پاس عمودی به هافبک‌های حریف بسته شود. به این ترتیب، روند بازی‌سازی حریف به اجبار به سمت کناره‌های زمین هدایت می‌شود؛ دقیقاً همان فضایی که مراکش از پیش برای آغاز پرس خود در نظر گرفته است.(عکس های 1 و 2)

صیباری با هدایت هم‌تیمی‌ها از آنها می‌خواهد چند متر جلوتر بیایند تا مسیر پاس عمودی به هافبک‌های حریف بسته شود.

دروازه‌بان برزیل بازی‌سازی را آغاز می‌کند.اما مهاجم مراکش با شتاب مستقیم به سمت او حمله نمی‌کرد بلکه با یک حرکت مورب، مسیر پاس به هافبک دفاعی را مسدود می‌کرد.

ایوب بوعدی که در قلب خط میانی قرار گرفته، با جای‌گیری هوشمندانه و هدایت پرس، تلاش می‌کند جریان بازی‌سازی برزیل را به سمت کناره‌های زمین سوق دهد.

همان‌طور که در تصویر مشاهده می‌شود، بازیکنان مراکش با هماهنگی و سیالیت بالایی جابه‌جا می‌شوند. در این ساختار، وظایف به‌صورت پویا میان بازیکنان تقسیم می‌شود؛ در هر لحظه مشخص است چه کسی باید برای اعمال فشار پیشروی کند، چه کسی وظیفه پوشش فضاها را بر عهده بگیردو کدام بازیکن از جایگاه خود خارج شود. این انعطاف‌پذیری در کنار هماهنگی جمعی، یکی از شاخصه‌های اصلی پرس تیم محمد اوهبی است؛ ساختاری که ضمن حفظ انسجام دفاعی، حریف را به سمت مناطقی هدایت می‌کند که از پیش برای به دام انداختن او طراحی شده‌اند.

ایوب بوعدی که در قلب خط میانی قرار گرفته، با جای‌گیری هوشمندانه و هدایت پرس، تلاش می‌کند جریان بازی‌سازی برزیل را به سمت کناره‌های زمین سوق دهد.
بوعدی تلاش می‌کند جریان بازی‌سازی برزیل را به سمت کناره‌های زمین هدایت کند.

دوم:تله‌های پرس مراکش

اگر بازی‌های مراکش را تماشا کنیم، متوجه می‌شویم که این تیم در هر لحظه به حریف حمله نمی‌کرد، بلکه منتظر نشانه‌ها و موقعیت‌های مشخصی می‌ماند تا پرس خود را آغاز کند.

این نشانه‌ها که در فوتبال به آنها «محرک‌های پرس» (Pressing Triggers) گفته می‌شود، عاملی هستند که به پرس یک تیم قدرت و اثربخشی می‌بخشند.

یکی از مهم‌ترین این محرک‌ها، پاس رو به عقب بود.

در چندین صحنه مقابل برزیل، به محض اینکه مدافع میانی توپ را به دروازه‌بان برمی‌گرداند، تمام خط حمله مراکش به‌صورت هماهنگ حرکت می‌کرد و هم‌زمان هافبک‌ها نیز جلو می‌آمدند تا فضاها را ببندند.

هدف آنها این نبود که توپ را مستقیماً از دروازه‌بان پس بگیرند؛ بلکه می‌خواستند اجازه ندهند او با آرامش بازی‌سازی کند و در نهایت او را مجبور کنند توپ را به‌صورت بلند به زمین بفرستد.

السیون برای ساخت بازی دچار مشکل شده.گزینه های مفید برای شروع حمله موثر برزیل تحت فشار هستند.
الیسون گزینه هایی جز کناره ها و ارسال بلند ندارد.
آخر مجبور می شود توپ را بلند به زمین حریف ارسال کند.

این نمونه‌ای روشن از نحوه کار سرمربی مراکش روی زاویه پرس و مسیرهای حرکت بازیکنان است؛ جایی که هدف، وادار کردن دروازه‌بان برزیل به ارسال توپ بلند، ایجاد برتری عددی در یک‌سوم دفاعی و در نهایت بازپس‌گیری مالکیت توپ بود.

در این صحنه، با نزدیک بودن خطوط تیمی و اجرای پرس از سوی مهاجم با یک زاویه مناسب، آلیسون بکر گاهی مجبور می‌شود توپ‌های بلند را به سمت کناره‌ها ارسال کند تا شرایط یک موقعیت ۳ در مقابل ۲ ایجاد شود.

در واقع، هدف پرس‌کننده فقط نزدیک شدن به دروازه‌بان نیست؛ بلکه با بستن مسیرهای کوتاه پاس، او را از انتخاب‌های آسان محروم می‌کند و دروازه‌بان را به سمتی هدایت می‌کند که تیم مدافع از قبل برای آن آماده شده است.

بازیکنی که پرس را انجام می‌دهد، هم‌زمان زاویه پاس عمقی به هافبک را نیز پوشش می‌دهد.
فشار تیمی مراکش بر اساس برتری عددی شکل نگرفته بود.بلکه آنها با محدود کردن گزینه‌های حریف، او را به تصمیمی هدایت می‌کردند که از قبل انتظارش را داشتند.

جمع‌بندی

تیم ملی مراکش در جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که پرس فقط به تلاش فیزیکی و دوندگی زیاد وابسته نیست، بلکه نیازمند یک برنامه تاکتیکی روشن و دقیق است.

این تیم پیش از تلاش برای بازپس‌گیری توپ، ابتدا گزینه‌های حریف را کنترل می‌کرد؛ با خطوطی فشرده حرکت می‌کرد و با استفاده از زوایای هوشمندانه پرس، حریف را مجبور می‌ساخت بازی را در مناطقی ادامه دهد که خود مراکش از قبل برای آن آماده شده بود.

پرس بر پایه حرکات از پیش حفظ‌شده و مکانیکی شکل نمی‌گیرد؛ بلکه بر اساس اصول مشترکی ساخته می‌شود که همه بازیکنان حاضر در زمین آن را درک کرده‌اند.

وقتی یک بازیکن بداند چه زمانی باید پرس کند، چگونه پرس کند و چرا پرس کند، پرس از یک واکنش بی‌هدف و پراکنده به ابزاری واقعی برای کنترل جریان مسابقه تبدیل می‌شود.

کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۴ ۲