خاطرات شگفت‌انگیز جام جهانی: یک گل برای تسکین تحقیر بزرگ (1982)

آماده‌سازی السالوادور برای سفر به اسپانیا به واسطه جنگی که این کشور را ویران کرده بود با مشکلات بسیاری روبرو شد. آنها در ترتیب دادن دیدارهای دوستانه مشکل داشتند و جلسات تمرین بارها نیمه‌کاره رها شد.

هفت‌یک- یکی از ویژگی‌های جزئی‌تر اما بسیار خوشایند جام جهانی 1982 این بود که حتی شادی‌های پس از گل هم کیفیتی شاعرانه داشت. هیچکس لذت تبدیل موفقیت‌آمیز یک عمر تلاش برای رسیدن به گلی درخشان را بهتر از مارکو تاردلی پس از زدن گل دوم ایتالیا در فینال ابراز نکرد؛ زیبایی خیره‌کننده و ترسناکی که برزیل در این تورنمنت به نمایش گذاشت به شکل درخشانی توسط انفجار سوکراتس پس از گل حساسش برابر اتحاد جماهیر شوروی به تصویر کشیده شد و واکنش به گل لوییس رامیرز زاپاتا برای السالوادور برابر مجارستان با ابراز احساساتی دراماتیک به افسانه‌ای فوق‌العاده همراه بود- افسانه‌ای از هراس، لودگی و علیرغم همه این‌ها، موفقیت و قهرمانی.

وقتی رامیرز توپ را در دقیقه 64 بازی اول در این تورنمنت به تور دروازه مجارستان دوخت، با هیجانی مهار نشدنی شروع به دویدن کرد و در نهایت توسط چهار هم تیمی‌ خوشحال و هیجان‌زده‌اش متوقف شد. ما می‌دانیم هیجان او غیرقابل مهار بود چون چند نفر از هم تیمی‌هایش سعی کردند او را متوقف کنند. رامیرز بعدها تایید کرد:” چند نفر از آنها به من گفتند که خوشحالی نکنم. آنها از این می‌ترسیدند که این کار باعث عصبانیت مجارستان شود و ما گل‌های بیشتری دریافت کنیم. اما من خوشحال بودم و طوری شادی کردم انگار تیمم را پیش انداختم.”

البته که اینطور نبود. او صرفا این شکست را به باختی 1-5 تقلیل داد. مشخص نیست که آنها از این موضوع آزرده‌خاطر شدند یا صرفا چون می‌توانستند این کار را انجام دادند اما مجارستان با پنج گل دیگر جواب داد تا بازی با نتیجه 1-10 به پایان برسد که هنوز هم سنگین‌ترین شکست تاریخ جام جهانی به حساب می‌آید. گلی که رامیرز به ثمر رساند تنها یک گل برای تسکین تیمش بود.

 

قد و قامت بلند و تنومند مجارستانی‌ها باعث تعجب بازیکنان السالدور شده بود.

 

همانطور که برخلاف تعبیر متکبرانه عده زیادی در آن زمان، تصمیم معروف اموپو ایلونگا برای جدا شدن از دیوار دفاعی زئیر و دور کردن توپ پیش از آن که برزیل بتواند ضربه آزادش را در جام جهانی 1974 بزند نشان از حماقت آفریقایی نداشت، خوشحالی رامیرز هم نشانگر مردی که خوشحالی خودش را بالاتر از تحقیر ملی می‌داند یا ساده‌لوحی بازیکنی که شرایط را به درستی درک نکرده، نبود.

کاملا برعکس، رامیرز شروع به خوشحالی کرد چون اطمینان داشت که او و هموطنانش اثر مثبتی بر ذهنیت جهانی در زمانی برجای گذاشته‌اند که السالوادور به خاطر کشتار و خونریزی شناخته می‌شد.

در  سال 1969 درگیری‌ای معروف به “جنگ فوتبالی” بین السالوادور و هندوراس درگرفت، زمانی که یک دیدار انتخابی جام جهانی بهانه‌ای برای بحث بر سر سیاست‌های سرزمینی شد و تا جایی شدت گرفت که منجر به درگیری نظامی شد. این درگیری چهار روز طول کشید. جنگ داخلی السالوادور که یک دهه بعد آغاز شد بسیار بیشتر ادامه پیدا کرد و با شکنجه، جوخه‌های اعدام و ویرانی بسیار همراه بود.

نیروهای بی‌رحم دولتی با حمایت دولت آمریکا برای کنترل جنگ سرد با گروه‌های چپ‌گرا وارد مبارزه شدند. شهروندان آسیب بسیاری دیدند. زیربنای متزلزل کوچک‌ترین کشور آمریکای مرکزی از بین رفت. مسابقات انتخابی جام جهانی 1982 به هیچ وجه اولویتی برای آنها نداشت و صعود به این رقابت‌ها بسیار بعید به نظر می‌رسید.

حتی از نقطه نظر کاملا ورزشی، شانس السالوادور برای حضور در اسپانیا بسیار کم بود. مسابقات قهرمانی کونکاکاف 1981 در هندوراس برگزار و به عنوان آخرین مرحله انتخابی این منطقه با تعداد بازی‌های بیشتری انجام شد. این مسابقات به شکل لیگی شش تیمی برگزار شد و انتظار می‌رفت که مکزیک با درخشش هوگو سانچز، ستاره اتلتیکو مادرید، به راحتی در صدر جدول قرار بگیرد. میزبان دومین مدعی صعود بود و امیدهای السالوادور برای رقم زدن شگفتی با قبول شکست در بازی اول برابر کانادا بسیار کمرنگ شد.

با این حال، السالوادور در بازی بعدی توانست عملکردی درخشان را به نمایش گذاشته و توانست خط حمله قدرتمند مکزیک را مهار کند و در دقیقه 81 روی ضدحمله توسط اِوِر فرانسیسکو هرناندز به گل برسد. آنها پس از آن هاییتی را شکست دادند و با کوبا و هندوراس مساوی کردند تا پس از تیم میزبان دوم شوند.

آنها در مسیر حضور در دومین جام جهانی تاریخ این کشور قرار داشتند: اولین بار در سال 1970 بود که شکستی جنجالی برابر مکزیک را تجربه کردند؛ زمانی که تیم میزبان روی ضربه آزادی که به سود السالوادور اعلام شده بود، گل زد (این باعث شد بازیکنان السالوادور دقایق طولانی مشغول اعتراض باشند و سپس با سرکشی تمام توپ را از وسط زمین مستقیما به سمت جایگاه تماشاگران فرستادند). آنها در هر سه بازی‌شان در این تورنمنت شکست خوردند. بدون این که هیچ گلی به ثمر برسانند.

 

السالوادور را تدارک ضعیفی راهی جام جهانی 1982 شد؛ هرچند در گزارش فیفا که توسط مقامات رسمی تهیه شده، این مسئله به شکل دیگری بیان شده است.

 

آماده‌سازی السالوادور برای سفر به اسپانیا به واسطه جنگی که این کشور را ویران کرده بود با مشکلات بسیاری روبرو شد. آنها در ترتیب دادن دیدارهای دوستانه مشکل داشتند و جلسات تمرین بارها نیمه‌کاره رها شد. فرانسیسکو خوول، مدافع این تیم، در مقاله‌ای برای فورفورتو به مارتین مازور، خبرنگار، گفت:” اگر بعضی از ما دیر می‌رسیدیم به این خاطر بود که باید به مردم مجروح که کنار جاده‌ها رها شده بودند، کمک می‌کردیم.”

مائوریسیو آلفارو، هافبک این تیم، درباره دلایل این موضوع توضیح داد که چرا بازیکنان با وجود تمامی موانع، عزمی جزم برای بازی کردن داشتند:” تمام چیزی که می‌دانیم این است که وقتی در دیدارهای انتخابی بازی می‌کردیم، باعث شدیم کشته‌های هر دو طرف کاهش پیدا کند. مردم حداقل برای یک روز متحد شدند. این بزرگترین هدیه ما بود، این کشور در شرایط بسیار بدی قرار داشت و ما تحت فشار بودیم تا شدت این شرایط بد را کاهش دهیم.”

در گزارش فنی فیفا درباره جام جهانی 1982 آمده بود:” السالوادور برنامه آماده‌سازی بسیار خوبی داشت که تمرکز اصلی آن روی استقامت، سرعت و قدرت بود.” سطح کتمان حقیقت در این گزارش به حدی بود که تنها از سوی یک مامور دولتی مجرب قابل نگارش بود:” اما این روند به واسطه شرایط سیاسی خاص این کشور نتوانست در مرحله پایانی به آن شکلی که همه آرزویش را داشتند ادامه پیدا کند.”

فساد و بی‌کفایتی پیچیدگی‌های بیشتری را سر راه بازیکنان السالوادور قرار داد. جوان‌ترین تیم حاضر در اسپانیا آخرین تیمی بود که به این کشور رسید و درست سه روز پیش از بازی برابر مجارستان پس از سفری سه روزه که شامل توقف برای برگزاری با زی دوستانه با باشگاهی برزیلی بود، وارد اسپانیا شد.

این تیم به جای 22 بازیکن قانونی تنها با 20 بازیکن اعزام شده بود چون مقامات تصمیم گرفتند که بعضی از دوستان‌شان را با خود به این سفر ببرند. بازیکنان وقتی از این موضوع باخبر شدند، بسیار خشمگین شدند و سعی کردند بودجه‎ای فراهم کنند تا گیلبرتو کینتروس و میگوئل گونزالس، دو هم تیمی کنار گذاشته شده‌شان، را با خود ببرند اما با توجه به این که همه آنها جز یکی بازیکنان آماتور بودند نتوانستند به اندازه کافی پول جمع کنند.

آنها به اندازه کافی لباس ورزشی نداشتند چون بعضی از لباس‌های ورزشی تحویل شده به آنها گم شده بود. آنها به اندازه کافی توپ هم نداشتند: فیفا 25 توپ تانگو اسپانیا جدید به هر یکی از کشورهای حاضر در جام جهانی اهدا کرده بود اما هیچ یک از توپ‌های اهدا شده به السالوادور به بازیکنان نرسید و همین باعث شد آنها از مجارستان بخواهند که چند توپ به آنها قرض بدهد تا بتوانند پیش از اولین بازی تمرین کنند.

این بازیکنان دوست داشتند روی مثبت کشورشان را به نمایش بگذارند و همین باعث شد از این که پرچم سه گوشی نداشتند تا بتوانند مراسم سنتی تعویض پرچم با حریف پیش از شروع بازی را برگزار کنند، بسیار عصبانی شوند. لوییس گوئوارا مورا، دروازه‌بان 20 ساله، تصمیم گرفت پرچمی بسازد.

او در سال 2007 اینطور به خاطر می‌آورد:” وقتی به اسپانیا رسیدیم، دیدیم که همه تیم‌های دیگر هدایا، پیراهن، پرچم  و حتی کتاب‌های مربوط به تاریخ فوتبال در کشورشان را برای اهدا کردن به رقیب به همراه دارند. اما ما هیچ چیزی نیاورده بودیم. سپس من درخت کاجی پیدا کردم، کمی چوب از آن بریدم و نام السالوادور را روی آن حک کردم. این چیزی بود که ما به آنها هدیه می‌کردیم.”

نظرسنجی صورت گرفته از سوی یک ایستگاه رادیویی در این کشور نشان می‌داد که بیش از 60 درصد شرکت کنندگان پیروزی السالوادور در بازی اول را پیش‌بینی می‌کنند. در همین حال، بازیکنان چیز زیادی از حریفان نمی‌دانستند. مجارستان علیرغم دو شکست در دیدارهای رفت و برگشت برابر شاگردان رون گرینوود توانسته بود در مرحله انتخابی بالاتر از انگلیس صدرنشین گروه شود اما تمام چیزی که بازیکنان السالوادور از آنها دیده بودند ویدیویی کوتاه بود که یک روز پیش از اولین بازی‌شان در این تورنمنت از مدیر برنامه‌ای اسپانیایی خریده بودند.

چند نفر از آنها بعدها تایید کردند که پیش از شروع بازی از دیدن قد بلند بازیکنان مجارستان شگفت‌زده شده بودند. السالوادور که پیش از بازی آگاهی زیادی از حریفش نداشت، برای رویارویی با آنها خیلی آماده نبود. این که مجارستان توانست بهترین پیروزی تاریخ جام جهانی را به ثبت برساند به این دلیل نبود که السالوادور بدترین تیم حاضر در این رقابت‌ها بود، بلکه آنها توانستند از برنامه تاکتیکی نسنجیده و کارشناسی نشده آنها نهایت استفاده را ببرند.

مائوریسیو پیپو رودریگز در 36 سالگی جوان‌ترین سرمربی حاضر در جام جهانی به حساب می‌آمد و تیمش را به زمین فرستاد تا دنیا را با استعداد هجومی‌شان شگفت‎زده کند. آنها از همان ابتدا بسیار هیجان‌زده بودند و اشتباه بودن این سبک بازی از همان ابتدا مشهود بود، چرا که تیبور نیلاسی، مهاجم زیرک مجارستان، توانست اولین گل را در پنجاهمین بازی ملی‌اش در دقیقه چهار وارد دروازه حریف کند.

گابور پولوسکی گل دوم را در دقیقه 11 با استفاده از جاگیری مورا زد که تنها اشتباه واقعا نابجایش در این بازی را انجام داد و وقتی این مهاجم با او روبرو شد، تعادلش را کاملا از دست داد. لاسلو فازکاش خیلی زود بازی را با شوتی از راه دور 0-3 کرد. رودریگز به این نتیجه رسید که باید تغییری صورت بگیرد. او پس از تنها 27 دقیقه یک تعویض انجام داد.

این تغییر با هدف محدود کردن آسیب وارد شده نبود- بلکه رودریگز باور داشت که هنوز می‌توان به بازی برگشت. او رامیرز، مهاجم تیمش، را به جای خوزه لوییس روگامای هافبک به زمین فرستاد. رودریگز به ندرت در طول مسابقات انتخابی از رامیرز استفاده کرده بود اما از سوی هواداران تحت فشار قرار داشت تا بازیکنی که لقب “ال‌پله” را داشت با خود به جام جهانی ببرد. حالا نوبت درخشش او رسیده بود. حضور او در زمین ابتدا روند بازی را عوض کرد، چرا که او با خورخه آلبرتو گونزالس ملقب به ال‌مجیکو، تنها بازیکن حرفه‌ای این تیم، همکاری کرد تا فرانس مساروش، دروازه‌بان مجارستان، پیش از پایان نیمه اول مجبور به انجام چند مهار خوب شود.

کالمان مسولی، سرمربی مجارستان، بین دو نیمه بازیکنانش را به خاطر بی‌تفاوتی‌ و غرورشان سرزنش کرد و به آنها هشدار داد که بازی هنوز تمام نشده است. با این حال، مجارستان در دقیقه 50 بار دیگر توانست از فضاهای وسیع رها شده از سوی مدافعان کناری السالوادور استفاده کرده و نتیجه را 0-4 کند. رودریگز متوجه شد که تیمش بسیار ناهماهنگ است و در آستانه شکستی مفتضحانه قرار دارد.

 

پیش از اینکه السالوادور موفق به گلزنی شود، مجارستان پنج بار دروازه این تیم را باز کرده بود.

 

او بیشتر از همه از شرایط مورا ترسیده بود و به همین دلیل از دروازه‌‍‌بان ذخیره خواست گرم کند اما ادواردو هرناندز حاضر به انجام این کار نشد. رودریگز گفت:” ما بحثی در این باره نکردیم. من می‌خواستم از مورا محافظت کنم که گل‎های بیشتری دریافت نکند اما سپس متوجه شدم که در حال قبول ریسک از بین بردن اعتماد به نفس دو دروازه‌بان در یک روز هستم، بنابراین مورا را در زمین نگه داشتم.” مورا در دقیقه 55 گل دیگری را از تیر نزدیک از فازکاش دریافت کرد تا نتیجه 0-5 شود.

السالوادور هر زمان که می‌توانست دست به حمله می‌زد. جذابیت آرمانگرایانه آنها باعث شده بود که اکثریت 23 هزار تماشاگر حاضر در الچه شیفته آنها شوند، برای آنها فریاد بکشند و هر وقتی ال‌مجیکو توپ را به دست می‌آورد از خود بی‌خود شوند. این مهاجم با دریبل‌هایش در طول بازی درخشان ظاهر شد و در دقیقه 64 از سد دو مدافع گذشت و وارد محوطه جریمه مجارستان شد تا توپ را به سیلوو آکینو برساند. این هافبک شانسش را برای زدن شوت امتحان کرد اما توپ به رامیرز رسید که آن را در فاصله شش متری از دروازه کنترل کرده، روی پاشنه پا چرخید و آن را وارد دروازه کرد.

او غرق در شادی بود، بعضی از هم تیمی‌هایش به دنبالش می‌دویدند تا با او خوشحالی کنند و بعضی دیگر التماسش می‌کردند که آرام باشد. او اولین گل کشوری کوچک و غرق در جنگ را در جام جهانی به ثمر رسانده بود تا نام کشوری را سرفراز کند که به رسانه‎های دنیا از آن به عنوان کشوری غرق در خون نام می‌بردند اما از او خواسته شد که کمی مودبانه رفتار کند. به هرحال هنوز 26 دقیقه زمان باقی مانده بود.

واکنش شدید و ترسناک حریف خیلی زود آغاز شد. لاسلو کیش پنج دقیقه بعد توپی را از روی ضربه کرنر در اختیار گرفته و در فاصله هشت متری از دروازه السالوادور چرخید تا توپی را از پشت سر مورا وارد دروازه کند و حساب کار 1-6 شود. کیش در دقیقه 55 به عنوان بازیکن تعویضی وارد میدان شده بود و در اصل از ترکیب کنار گذاشته شده بود چون سرمربی تیم او را متهم به عدم آمادگی کرده بود.

لازار شِنتس، یکی دیگر از بازیکنان تعویضی، دو دقیقه بعد از فاصله نزدیک گلی را به ثمر رساند تا بازی 1-7 شود. مدافعان السالوادور در آن دقایق تنها مانده بودند چون هم تیمی‌های‌شان در جلوی زمین سرگردان و بدون توپ می‌مانند و همین باعث شده بود که آنها به شدت مضطرب شوند. آنها مدام اقدام به زدن تکل‌هایی می‌کردند که بازیکنان حریف به آسانی از آنها عبور می‌کردند و برتری آنها با ضربه تماشایی کیش که بازی را 1-8 کرد، به تصویر کشیده شد.

کیش هت‌تریک هفت دقیقه‌ای خود را زمانی ثبت کرد که مورا سانتری را درست در مسیر یکی از بازیکنان حریف قرار داد، کاری که لوییس آرکونادا درست 10 روز بعد برابر ایرلند شمالی انجام داد. گل دهم زمانی زده شد که نیلاشی آخرین گل را درست شبیه به اولین گل به ثمر رساند و با ضربه سری از فاصله نزدیک بدون هیچ مانعی دروازه را باز کرد (از اینجا تماشا کنید).

بازیکنان السالوادور تحقیر شدند. سه نفر از آنها شامل خوول، نوربرتو اوئسو و رامون فاگواگا عملا سرمربی را کنار گذاشته و اعلام کردند که آنها تاکتیک‌های دو بازی بعدی را تعیین می‌کنند که برابر حریفانی ترسناک‌تر بود: بلژیک و آرژانتین که مدافع عنوان قهرمانی به حساب می‌آمد.

با این حال اول اعتماد به نفس نابود شده بازیکنان باید بازیابی می‌شد- پیشخدمت‌های هتل‌شان که شاهد این بازی بودند، فردای آن روز به آنها پیشنهاد  انجام بازی تمرینی را دادند. آنها به جای این که در شکست‌شان غرق شوند این پیشنهاد را پذیرفتند و با قدرت از سد آنها عبور کردند. اما حتی این بازی نیز بدون جنجال نبود: وقتی یکی از پیشخدمت‌ها متوجه شد که این بازیکنان لقبی ناخوشایند به او داده‎اند، با عصبانیت با آنها درگیر شد. مدیر هتل این پیشخدمت را به خاطر بی‌ادبی با مهمانان اخراج کرد. نکته جالب اینجا بود که بازیکنان السالوادور تهدید کردند تا زمانی که این پیشخدمت بار دیگر به شغلش برنگردد، اعتصاب غذا می‌کنند.

در حالی که این بازیکنان در حال برنامه‌ریزی برای بازی با بلژیک بودند که می‌دانستند باید در آن منسجم‌تر ظاهر شوند، خبرنگاری از رادیوی محلی مدام به هتل این تیم سر می‌زد تا آنها در جریان اتفاقات کشورشان قرار دهد. وقتی اعلام شد که زمین لرزه‌ آسیب بیشتری به السالوادور زده، ضربات قلب آنها کاهش پیدا کرد.

چهار روز پس از تحقیر برابر مجارستان، السالوادور با عزمی تازه برابر بلژیک قرار گرفت که گای تیس، سرمربی‌اش، عملکردشان در اولین بازی جام جهانی را تاسف‌آورترین نمایش در جام جهانی خوانده بود. این کشور اهل آمریکای مرکزی ساختاری دفاعی‌تر داشت، با حضور مدافعان کناری که به سه مدافع وسط کمک می‌کردند و خط میانی هم از آنها مراقبت می‌کرد. مورا با مهاری یک دست در اوایل بازی برابر ارین فندنبرگ نشان داد که نتیجه تحقیرآمیز در الچه تاثیر بدی روی او نداشته است.

متاسفانه این موفقیت در دقیقه نوزدهم برای مورا تکرار نشد، زمانی که او نتوانست برابر شوت لودو کوک از فاصله 40 متری ایستادگی کند و گل اول به ثمر رسید. اما السالوادور از هم نپاشید و در عوض با تمام وجود تلاش کرد که از دریافت گل‌های بیشتر توسط بلژیک خودداری کند.

 

بعد از شکست سنگین مقابل مجارستان، السالوادور در دو دیدار بعدی برابر بلژیک و آرژانتین عملکرد بهتری داشت.

 

مقاومت آنها برابر آرژانتین تحسین‌برانگیزتر بود، در حالی که مورا بار دیگر چند مهار درخشان داشت تا این که دنیل پاسارلا در نیمه اول از روی نقطه پنالتی دروازه را باز کرد. دنیل برتونی پس از عبور از سد سه مدافع با ضربه پایانی جذابی توانست بازی را در نیمه دوم 0-2 کند اما السالوادور فرصت زیادی در اختیار بازیکنان آرژانتین خصوصا دیه‌گو مارادونا قرار نداد و حتی توانست چندبار روی ضد حملات حریف قدرتمندش را نگران کند.

مجیکو گونزالس در حرکات هجومی به قدری درخشان بود که کادیز پس از این تورنمنت او را به خدمت گرفت، او تقریبا 10 سال را در این باشگاه سپری کرد و هنوز به عنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ این باشگاه از او یاد می‌شود. مارادونا تمجید بسیاری از او کرده و از ال‌مجیکو به عنوان “یکی از 10 بازیکن برتری که تا به حال دیده‌ام” یاد کرد. می‌بینید که السالوادور واقعا چند بازیکن خوب داشت.

حتی مورا که در کشورش به شدت مورد انتقاد بود و پس از بازگشتش بارها با تهدیدهایی روبرو شد، به حدی در اسپانیا باکیفیت ظاهر شده بود که رئال مورسیا او را به خدمت گرفت. او تنها یک سال در این تیم ماند، پس از آن برای دوره کوتاهی به آمریکا رفت و سپس به باشگاهی در السالوادور ملحق شد، جایی که می‌گفت حداقل پنج سال دیگر طول کشید تا بار دیگر در بین مردم کشورش راحت و آرام باشد. بسیاری از هم تیمی‌های او احساس مشابهی داشتند، چون مردانی که به عنوان قهرمان به اسپانیا رفته بودند در بازگشت طرد شده بودند. رودریگز دیگر هرگز مربیگری نکرد.

وقتی زمان گذشت، این بازیکنان با سخت‌گیری کمتری مورد قضاوت قرار گرفتند. فدراسیون فوتبال السالوادور در سال 2007 برای گرامیداشت بیست و پنجمین سالگرد این بازی تصمیم گرفت که به جای پرداختن به تنها اتفاق بد رخ داده برای آنها، دستاوردهای این تیم را مورد تقدیر قرار دهد.

دیداری دوستانه برابر مجارستان ترتیب داده شد تا یادآور همان موقعیت باشد و حضور چندین نفر از بازیکنان حاضر در الچه در این بازی بسیار خاطره‌انگیز بود. مجارستان با دو گل پیش بود که رامیرز به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شد تا غرور السالوادور را برگرداند و این بار نه یک گل، بلکه دو گل به ثمر رساند. ال‌مجیکوی 49 ساله که به وضوح منقلب شده بود گفت:” این تساوی اهمیت بسیاری از نظر روانی برای ما داشت. این حس بسیار خوبی بود که بالاخره توانستیم آن شکست را برای هواداران‌مان جبران کنیم.”

 

عنوان اصلی مقاله: World Cup stunning moments: El Salvador humiliated in Spain نویسنده: Paul Doyle نشریه / وبسایت: Guardian زمان انتشار: 17 می 2018
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.