توپ از خط دفاعی دور شده بود و انگار روی ران راست کاکا نشست؛ لحظهای بعد روی زمین افتاد. دانیله برتا، شماره ۷ آنکونا، خودش را رساند تا با کشیدن پا توپ را بگیرد، اما پدیده جدید میلان با یک سامبررو تماشایی (بردن توپ از بالای سر مدافع) زودتر از او کار را تمام کرد.
مدافع هنوز فرصت نکرده بود برای پس گرفتن توپ خودش را جلو بکشد که ریکی کاکا با روی پا توپ را کنترل کرد و ناگهان به سمت میانه زمین شتاب گرفت. تنها سه گام کافی بود تا او حدود ۱۰ متر از مدافع فاصله بگیرد.
دیگر هیچکس به او نمیرسید. کاکا با پای چپ، کافو را در عمق صاحب توپ کرد و مدافع برزیلی هم توپ را مقابل دروازه برای شوچنکو فرستاد؛ توپی که فقط یک ضربه نهایی کم داشت.
مهاجم اوکراینی هم طبق معمول فرصت را از دست نداد و با زدن دومین گل خودش، در دقیقه ۷۵ خیال میلان را راحت کرد: میلان ۲-۰ آنکونا.
اول سپتامبر ۲۰۰۳ بود. کاکا که در ۱۶ اوت به ایتالیا رسیده بود، فقط ۱۵ روز از ورودش به کشور میگذشت، اما با همان صحنه در نخستین بازی فصل، خودش را در قلب هواداران میلان جا کرد.
و جایگاهش در قلب هواداران میلان را برای همیشه تثبیت کرد.
هواداران میلان امیدوارند موریرا در این تیم یک کاکای جدید باشد
چهره معصوم یک جوان ساده، ارادهای که هیچ مانعی حریفش نمیشد، آن دویدنهای بلند و مطمئن با موهایی که در باد تکان میخورد، ظرافتی که در هر حرکتش دیده میشد و سری که همیشه بالا بود؛ بهاضافه شماره ۲۲ روی پشت پیراهن. این همان تصویری بود که کاکا در میلان ساخت.
کاکا با مبلغ ۸.۵ میلیون یورو به میلان آمد؛ انتقالی که در ابتدا چندان توجهها را جلب نکرد. اما کافی بود آنچلوتی چند بار بازی او را ببیند تا بفهمد میلان بازیکنی معمولی نخریده؛ یک پدیده به سنسیرو آمده بود.
با چنین سابقهای، پوشیدن شماره ۲۲ در میلان ــ شمارهای که زمانی متعلق به کاکا بود و دو سال قبل هم بر تن امرسون رویال قرار داشت ــ انتخابی پرمعناست.
اما موریرا اهل فرار از فشار نیست؛ او از آن بازیکنهایی نیست که وقتی همه منتظر تماشای عملکردش هستند، گرفتار اضطراب شود.»
موریرا در ۱۸ اوت ۲۰۲۶ وارد دنیای روسونری شد؛ دقیقاً ۲۳ سال و دو روز بعد از ورود کاکا به میلان. وینگر بلژیکی-پرتغالی با آن موهای بافتهشده، اهل حرفهای بزرگ و وعدههای پرزرقوبرق نبود؛ حتی خودش اعتراف کرد که از تیترهای پرطمطراقی که باشگاه برای ورودش ساخت، غافلگیر شده است.
اما انتخاب شماره ۲۲ خودش یک پیام بود؛ یک بیانیه، یک دعوت به هواداران:
«خودتان را برای هیجان آماده کنید!»
موریرا پس از گونچالو راموس، دیگر خرید جدید میلان، گرانترین خرید تاریخ باشگاه محسوب میشود. انتقال او دستکم ۴۵ میلیون یورو هزینه داشته و رقم نهایی آن میتواند تا ۶۵ میلیون یورو افزایش پیدا کند.این رقم اما سوژهای شد برای کریخوانی رقبای همشهری. اینتریها با طعنه میگفتند:
«ما با این پول اسپنس، استونز و کورتیس جونز را خریدیم!»
کنایهای که البته با خنده دربارهاش صحبت میکردند.
کمتر از یک ماه پیش، رم برای جذب موریرا مذاکراتش را با پیشنهادی در حدود ۳۰ میلیون یورو آغاز کرده بود. روزنامه فرانسوی اکیپ هم مطمئن بود که استراسبورگ، مالک کارت بازی این بازیکن، با رسیدن پیشنهاد به ۳۵ میلیون یورو حاضر به فروش خواهد شد.
با خود بازیکن تقریباً همه چیز تمام شده به نظر میرسید، اما ناگهان رقم درخواستی باشگاه افزایش پیدا کرد.
ساچا تاوولیری، خبرنگار متخصص فوتبال بلژیک، انتقال را قطعی میدانست و در روزنامه فرانسوی، تصویری شخصی و متفاوت از دوران کودکی این بازیکن ۲۱ ساله ارائه کرده بود:
او واقعاً پرانرژی و بامزه است.در خانوادهای بزرگ شد که زندگی در آن چندان نظم و قاعدهای نداشت و همیشه پر از سر و صدا و رفتوآمد بود. خانهشان همیشه شلوغ بود؛ گاهی حتی نیمهشب شام میخوردند. دیهگو هم در حالی که فقط ۱۰ سال داشت، بعضی شبها تا چهار یا پنج صبح بیدار میماند و بعد میخوابید!
موریرا در کنار مادرش
پدرش المامی، آدمی اجتماعی و عاشق مهمانی بود؛ کسی که آزادی زیادی به او میداد.»
اوایل ماه اوت، موریرا چند عکس در اینستاگرام منتشر کرد که در آنها با پیراهن زرد میلانِ همتیمیاش در تیم ملی، الکسیس سالماکرز، تمرین میکرد. خیلیها همین را یک پیام مخفی تلقی کردند و آن را نشانهای از نزدیک بودن انتقالش به روسونری دانستند.
اما مشکل اینجا بود که در همان مجموعه عکسها، پیراهن اسپورتینگ لیسبون، استونویلا، مراکش و سنگال را هم پوشیده بود. یک جور ترکیب درهموبرهم؛ همان چیزی که فرانسویها به آن «پاتپورری» میگویند. با این حال، در پایان این میلان بود که موریرا را به دست آورد.
او که روی پیراهن جدیدش تصمیم گرفته نام «موریرا جونیور» را بنویسد ــ انتخابی که باعث شده هواداران شوخطبع میلان شباهتهایی میان او و مسیاس پیدا کنند ــ در واقع سومین فوتبالیست حرفهای خانوادهاش است.
پدرش، المامی موریرا، مردی خوشگذران و البته مدیر برنامههای او، کاپیتان سابق تیم ملی گینهبیسائو بوده است. او در دوران بازی، هافبکی مرکزی با اندامی قدرتمند بود؛ با همان موهای بافتهشدهای که بعدها پسرش هم به آن معروف شد. المامی سابقه بازی در پرتغال، اسپانیا، بلژیک، آلمان، صربستان، روسیه و چین را دارد.
پدربزرگ مادری دیهگو، که او را «پاپی» صدا میزند، هم کسی نیست جز هلموت گراف؛ هافبک دفاعی آلمانی ملقب به «گرگ سفید». او نیز مانند داماد و نوهاش سابقه بازی برای استاندارد لیژ را دارد.
دیهگو موریرا در ۶ اوت ۲۰۰۴ در لیژ، شهری که به «شهر آتشین» معروف است، به دنیا آمد. شاید به همین دلیل است که خونِ گرم این شهر را در رگهایش دارد؛ بازیکنی که سبک بازیاش در زمین با یک ویژگی شناخته میشود: غیرقابل پیشبینی بودن.
نقشه حرارتی او در دو سال حضورش در استراسبورگ نشان میدهد بازیکنی است که میتواند در تمام عرض خط حمله حرکت کند، اما در عین حال وقتی تیم نیاز دارد شکاف دفاعی را پر کند، حاضر است ۵۰ یا ۶۰ متر برای بازگشت و کمک دفاعی بدود.
لیام روزنیور، مربی انگلیسی استراسبورگ، در ابتدا موریرا را بهعنوان یک وینگر هجومی به کار میگرفت. با این حال، به مرور او را عقبتر برد و وقتی تیم در سمت چپ خط دفاعی با کمبود بازیکن مواجه شد، موریرا را حتی در پست مدافع چپ هم به میدان فرستاد.
این تغییر نهتنها به موریرا لطمه نزد، بلکه به او کمک کرد درک بهتری از وظایف دفاعی پیدا کند. در ویدیوهای زیادی که از بازیهایش منتشر شده، در کنار دریبلهای تماشایی و مهارتش در کار با توپ، یک ویژگی دیگر هم به چشم میآید: او بازیکنی است که اگر لازم باشد، حاضر است ۵۰ یا حتی ۶۰ متر به عقب برگردد تا اشتباهی را جبران کند یا جای خالی ایجادشده در خط دفاعی را پوشش دهد.
موریرا که در آکادمی بنفیکا رشد کرده بود، در لیگ جوانان اروپا نقش مهمی در قهرمانی تیم داشت؛ حتی در پیروزی ۶-۰ مقابل سالزبورگ در فینال دو پاس گل داد. او تا رده زیر ۲۱ سال نیز عضو تیمهای ملی پایه پرتغال بود.
در ۱۳ مه ۲۰۲۲، نخستین بازیاش در لیگ پرتغال را مقابل پاکوش فریرا انجام داد، اما پس از اینکه حاضر نشد قراردادش را تمدید کند، بهطور دائم به تیم زیر ۲۳ سال منتقل شد.
در تابستان، چلسی او را بهصورت بازیکن آزاد جذب کرد، اما پس از یک پیشفصل ناموفق ــ که با حضورش در جام اتحادیه و تعویض شدن بعد از تنها ۴۵ دقیقه کامل شد ــ مربی وقت تیم، مائوریسیو پوچتینو، تصمیم گرفت او را بهصورت قرضی راهی تیم دیگری کند.
لیون که در آن مقطع با مشکلات شدید مدیریتی روبهرو بود و مجبور بود با احتیاط در بازار فعالیت کند، فرصت را دید و موریرا را جذب کرد؛ اما او دوباره نتوانست انتظارات را برآورده کند.
اما لیون در شرایطی بحرانی قرار داشت؛ رختکن چند دسته شده بود، هواداران ناراضی بودند و در طول این دوره سه مربی مختلف، از جمله فابیو گروسو، روی نیمکت نشستند. در چنین شرایطی، فرصت چندانی به دیهگو نمیرسید.
وقتی مربی وقت فیورنتینا هم در نوامبر، پس از سقوط لیون به قعر جدول، از کار برکنار شد، دیگر مشخص بود که ماجراجویی موریرا در فرانسه به پایان رسیده است.
موریرا در چلسی فرصت کمی برای بازی کردن داشت.
او پس از تنها هفت بازی در لیگ فرانسه (فقط سه بازی بهعنوان بازیکن اصلی)، بدون گل و پاس گل، حتی لقب عجیبی از هواداران گرفت:
در ژانویه، چلسی او را از قرارداد قرضی بازگرداند، اما موریرا دیگر فرصتی برای بازی در تیم اصلی پیدا نکرد.
در همین زمان، لیون با پیروزیهای پیاپی در جدول بالا آمد و حتی به شکلی غیرمنتظره سهمیه اروپایی گرفت؛ بنابراین شرایط برای موریرا تقریباً نمیتوانست بدتر از آن باشد.
در تابستان ۲۰۲۴، رئیس چلسی، تاد بولی، با استفاده از قوانین نقلوانتقالات، با طرف مقابل خود در استراسبورگ به توافق رسید؛ البته این «طرف مقابل» در واقع خودش بود، چون مالک مشترک چلسی و باشگاه آلزاسی محسوب میشود.
موریرا به فرانسه بازگشت و این بار در باشگاهی باثبات، جوان و با فشار کمتر، توانست خودش را نشان دهد.
اگر در لیون موریرا بیشتر بهعنوان پسری جوان دیده میشد که ذهنش بیشتر درگیر رقصهای تیکتاکی در حساب کاربریاش با نام «diegzyyy» بود تا فوتبال، در کرانههای رود راین، بازیکن جدیدی از او متولد شد.
یک رهبر واقعی در رختکن؛ بازیکنی که بعد از پیروزی میتواند همتیمیهایش را بخنداند و در شکستها هم با یک شوخی حسابشده روحیه آنها را بالا ببرد. روی یکی از تیشرتهایش نوشته شده بود:
«اگر بلد نیستند شوخی را بفهمند، به جهنم!»
اما مهمتر از همه، او توانست با نمایشهای سطح بالا و سرعتهای انفجاری که گاهی از ۳۶ کیلومتر بر ساعت هم فراتر میرفت، تیمش را به جلو بکشد.
موریرا در استراسبورگ یکی از ستاره ها بود
موریرا آنقدر پیشرفت کرد که به فهرست تیم ملی بلژیک برای جام جهانی راه یافت و در مرحله یکشانزدهم نهایی مقابل سنگال، با ورود به زمین بهعنوان بازیکن تعویضی، نخستین بازی ملیاش را انجام داد؛ بازیکنی که قرار بود روند مسابقه را تغییر دهد.
اگر موریرا زیر نظر لیام روزنیور در استراسبورگ از نظر دفاعی پیشرفت کرد، در فصل حضور گری اونیل بیشتر در سمت راست زمین به میدان رفت تا بتواند از پای چپش بهترین استفاده را ببرد. خودش هم پس از نمایش درخشان مقابل لیل در ۲۵ ژانویه سال گذشته، درباره این تغییر پست با احتیاط و فروتنی صحبت کرد:
«فرقی نمیکند در چه پستی بازی کنم؛ تا وقتی در زمین هستم، از فوتبال لذت میبرم.»اما کمی بعد، صریحتر درباره این موضوع صحبت کرد:«اینکه در مناطق هجومیتر بازی کنم، اتفاق خوبی است. شاید در این نقش بتوانم گلهای بیشتری بزنم.»
حرفی که بهخوبی نشان میداد موریرا از بازی در نقش هجومیتر استقبال میکند.
در میلان، آموریم میتواند او را در سیستم ۳-۴-۲-۱ که روی آن کار میکند، بهعنوان بازیکنی در تمام طول جناح به کار بگیرد. چون بهجز سالماکرز، هیچ وینگر دیگری در ترکیب میلان پویایی و انرژی او را ندارد.گزینه دیگر این است که دیهگو در نقش هجومیتر، در دو پست پشت سر راموس بازی کند؛ جایی که تلاش خواهد کرد جای لیائو را در قلب هواداران روسونری بگیرد و آمار گلزنیاش را بهتر کند.او فصل گذشته فقط پنج گل زد، اما هشت پاس گل ثبت کرد.
موریرا در ویدیوی معرفی با پیراهن جدیدش گفت:
«در شبکههای اجتماعی همیشه من را در حال شوخی میبینید، اما این به معنی آن نیست که همیشه همینطور هستم. میدانم چه زمانی وقت کار کردن است.»
وقتی یک آشپز شخصی، مربی بدنسازی اختصاصی، ژرژ مندس بهعنوان مدیر برنامه و البته اعتماد مربی را در اختیار داشته باشی، تلاش برای تبدیل شدن به بازیکنی شبیه کاکا کمی آسانتر به نظر میرسد.
البته باید امیدوار بود که میلان بعد از نفرین شماره ۹، گرفتار نفرین شماره ۲۲ هم نشود…
بعضیها به خاطر موهای بافتهشده و نام او، یاد دیگو لاکسالت اروگوئهای افتادهاند(مدافع-وینگ بک سابق میلان)، اما لاکسالت شماره ۹۳ را میپوشید، نه ۲۲.
کامنتها