یک نظریه نا محبوب؛چرا رافینیا میتواند دومین برزیلی برتر تاریخ بارسلونا باشد؟
پل بایوس/نیویورک تایمز:
میدانم چیزی که میخواهم بگویم احتمالاً به مذاق بعضیها خوش نمیآید؛ اما بالاخره باید یک نفر این بحث را مطرح کند.
ریسک چنین اظهارنظری را میپذیرم، اما با این حال میخواستم دیدگاهم درباره رافینیا را مطرح کنم. با تمام احترامی که برای نیمار، ریوالدو، رونالدو و چند برزیلی بزرگ دیگر قائلم، رافینیا در مسیری قرار گرفته که میتواند به دومین بازیکن برزیلی برتر تاریخ بارسلونا تبدیل شود.
طبق اعلام بارسلونا، از زمان تأسیس باشگاه در سال ۱۸۹۹ تاکنون ۴۸ بازیکن برزیلی برای این تیم بازی کردهاند. این مطلب قرار نیست تکتک آنها را براساس معیارهایی کاملاً عینی تحلیل کند. مسئله بیشتر احساس کلیای است که از آنها باقی مانده؛ خاطراتی که ساختند، تأثیری که گذاشتند و معنایی که حضورشان هفته به هفته در نیوکمپ برای هواداران داشت.
در ذهن من فقط یک نفر هنوز از دسترس رافینیا در امان است: رونالدینیو.
او به معنای واقعی کلمه همهچیز را تغییر داد.
رونالدینیو پس از انتقال از پاریسنژرمن در ژوئیه ۲۰۰۳ با قراردادی به ارزش حدود ۲۵ میلیون یورو، فضای بارسلونا را بهطور کامل دگرگون کرد. زمانی به باشگاه آمد که بارسا درگیر بحرانی عمیق بود و تنها سه سال بعد، آن را به قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا رساند؛ در این میان، توپ طلای ۲۰۰۵ را هم به دست آورد.

آمار شاید نتواند تمام تأثیر رونالدینیو را نشان دهد؛ هرچند ۹۴ گل و ۷۱ پاس گل در ۲۰۷ بازی بهخودیخود گویای خیلی چیزهاست. چیزی که او را متفاوت میکرد، شور و هیجانی بود که به سکوها میبخشید. هر بار توپ به پایش میرسید، هواداران منتظر جادویی تازه بودند.
اما اگر جایگاه نخست تقریباً بیچونوچرا متعلق به رونالدینیو باشد، بحث واقعی از انتخاب نفر دوم آغاز میشود.
جایگاه نیمار و ریوالدو در میان برزیلیهای بزرگ بارسا
آمار نیمار خارقالعاده است. او طی چهار فصل حضورش در بارسلونا بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷، در ۱۸۶ مسابقه روی ۱۸۱ گل تأثیر مستقیم داشت. سه سال از این دوران را نیز در کنار لیونل مسی، لوئیس سوارز، آندرس اینیستا و ژاوی سپری کرد.
نیمار یکی از عناصر کلیدی یکی از بزرگترین خطوط حمله تاریخ فوتبال بود، اما نحوه جداییاش به میراث او در بارسلونا لطمه زد.
او پنج سال از مسی جوانتر بود و قرار بود در باشگاه بماند و روزی رهبری تیم را در دست بگیرد، اما در عوض تصمیم گرفت راهی پاریسنژرمن شود. انتقال ۲۲۲ میلیون یورویی او تنش شدیدی میان باشگاه فرانسوی و بارسلونا ایجاد کرد.
ریوالدو تقریباً نقطه مقابل نیمار بود؛ تکستاره تیمی رو به افول که زیر سایه گذشته پرافتخار خود تقلا میکرد.
او در سال ۱۹۹۷ به بارسلونا آمد، در سال ۱۹۹۹ توپ طلا را برد و در روزهای سخت باشگاه، تیم را روی دوش خود حمل کرد؛ از جمله پس از انتقال لوئیس فیگو به رئال مادرید در سال ۲۰۰۰.
هتتریک ریوالدو مقابل والنسیا در سال ۲۰۰۱ که با یک ضربه قیچیبرگردان در دقایق پایانی کامل شد و سهمیه لیگ قهرمانان را به قیمت حذف والنسیا برای بارسا به ارمغان آورد، برای همیشه بهعنوان یکی از بزرگترین نمایشهای انفرادی تاریخ نیوکمپ باقی خواهد ماند.

روماریو؛ قطعه نهایی تیم رؤیایی کرایف
روماریو هم مثل رونالدو دوران کوتاه اما فوقالعادهای در بارسلونا داشت. او در تابستان ۱۹۹۳ از آیندهوون به تیم یوهان کرایف پیوست و همان فصل نخست نشان داد چرا یکی از مرگبارترین مهاجمان نسل خود محسوب میشد.
روماریو پیش از شروع فصل وعده داده بود ۳۰ گل در لالیگا بزند و دقیقاً به قولش عمل کرد؛ ۳۰ گل در تنها ۳۳ مسابقه که او را به آقای گل لیگ تبدیل کرد.
اوج نمایش او در الکلاسیکوی ژانویه ۱۹۹۴ رقم خورد؛ جایی که بارسلونا در نیوکمپ رئال مادرید را ۵ بر صفر در هم کوبید و روماریو با هتتریک، ستاره بیچونوچرای مسابقه بود. گل اول او با چرخش معروف و عبور از مدافع رئال هنوز یکی از بهیادماندنیترین گلهای تاریخ الکلاسیکو است.
او همان چیزی بود که «تیم رؤیایی» کرایف کم داشت؛ یک شماره ۹ تمامکننده که برای گل زدن به فضای زیاد یا موقعیتهای متعدد احتیاج نداشت.
بارسلونا در پایان فصل ۹۴-۱۹۹۳ در رقابتی دراماتیک قهرمان لالیگا شد و روماریو یکی از مهمترین عوامل آن قهرمانی بود. با این حال، شکست سنگین مقابل میلان در فینال لیگ قهرمانان اجازه نداد آن فصل به پایانی رؤیایی برسد.
تابستان همان سال، روماریو با برزیل قهرمان جام جهانی ۱۹۹۴ شد و بهعنوان بهترین بازیکن تورنمنت نیز انتخاب شد؛ اما بازگشت دیرهنگام او از تعطیلات، رابطهاش با باشگاه را بهشدت تحت تأثیر قرار داد.
سرانجام دوران روماریو در بارسلونا خیلی زودتر از آنچه انتظار میرفت به پایان رسید و او در ژانویه ۱۹۹۵ راهی فلامنگو شد.
روماریو فرصت پیدا نکرد میراثی طولانی مثل رونالدینیو بسازد، اما در اوج خود یکی از کشندهترین مهاجمانی بود که پیراهن بارسلونا را پوشیده است؛ بازیکنی که فقط یک فصل کامل لازم داشت تا نامش را برای همیشه در تاریخ نیوکمپ ثبت کند.
اینکه هر دو با وجود عملکرد باورنکردنیشان فقط یک فصل در باشگاه ماندند، دلیل قرار گرفتن آنها در رتبههای پایینتر این فهرست است.
روماریو نیز با شرایط خوبی از بارسا جدا نشد. باشگاه تحمل نکرد که او پس از قهرمانی در جام جهانی ۱۹۹۴ دیرتر از موعد به بارسلونا برگردد، چراکه برای انجام چند قرارداد تجاری زمان بیشتری صرف کرده بود.

رونالدو؛ یک فصل برای تبدیل شدن به «پدیده»
رونالدو نازاریو فقط یک فصل پیراهن بارسلونا را پوشید، اما همان یک فصل کافی بود تا نامش برای همیشه در تاریخ باشگاه ماندگار شود. دوران او در نیوکمپ کوتاه بود، اما کیفیتی که در فصل ۹۷-۱۹۹۶ به نمایش گذاشت، هنوز هم یکی از درخشانترین فصلهای فردی یک مهاجم با پیراهن بارسا به شمار میرود.
رونالدو در تابستان ۱۹۹۶ و در حالی که هنوز فقط ۱۹ سال داشت، از آیندهوون به بارسلونا پیوست. خیلی زود مشخص شد که بارسا نه فقط یکی از بهترین مهاجمان جوان دنیا، بلکه بازیکنی را در اختیار گرفته که از نظر قدرت بدنی، سرعت و تکنیک ترکیبی تقریباً بیسابقه داشت.
فصل ۹۷-۱۹۹۶ احتمالاً خالصترین نسخه رونالدو پیش از مصدومیتهای سنگین سالهای بعد بود. مهاجمی که میتوانست توپ را چندین متر جلو بیندازد و با سرعت از مدافع عبور کند، اما همزمان آنقدر تکنیکی بود که در فضاهای کوچک نیز بازیکنان مقابلش را از جریان بازی خارج کند.
معروفترین تصویر از آن رونالدو، گل تاریخیاش مقابل کامپوستلا است؛ جایی که توپ را در زمین خودی گرفت، در حالی که مدافعان تلاش میکردند با کشیدن پیراهن و برخورد فیزیکی متوقفش کنند به حرکت ادامه داد، چند بازیکن را پشت سر گذاشت و در نهایت گل زد. آن گل به یکی از نمادهای دوران کوتاه اما فراموشنشدنی او در بارسلونا تبدیل شد.
اعدادش حتی عجیبتر بودند: ۴۷ گل در ۴۹ مسابقه رسمی. رونالدو در لالیگا نیز ۳۴ گل در ۳۷ مسابقه به ثمر رساند؛ آماری که برای سالها رکورد باشگاه محسوب میشد تا اینکه لیونل مسی در فصل ۱۰-۲۰۰۹ از آن عبور کرد.
آن ۳۴ گل، رونالدو را به پیچیچی لالیگا و برنده کفش طلای اروپا تبدیل کرد. او در همان فصل نقش اصلی را در قهرمانی بارسلونا در جام برندگان جام اروپا، کوپا دلری و سوپرجام اسپانیا ایفا کرد.
در فینال جام برندگان جام اروپا برابر پاریسنژرمن نیز این رونالدو بود که تکگل مسابقه را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند و جام را برای بارسا به ارمغان آورد. تنها حسرت بزرگ آن تیم، از دست دادن قهرمانی لالیگا به رئال مادرید فابیو کاپلو بود.

رونالدو در آن مقطع فقط یک گلزن نبود. شیوه گل زدنش احساس ظهور نوع تازهای از مهاجم را ایجاد میکرد: شماره ۹ی با قدرت یک مهاجم کلاسیک، سرعت یک وینگر و تکنیک یک شماره ۱۰.
عملکردش در بارسلونا آنقدر درخشان بود که در سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ جایزه بهترین بازیکن سال فیفا را به دست آورد و پس از آن فصل فوقالعاده، توپ طلای ۱۹۹۷ نیز به او رسید.
اما داستان او در بارسلونا درست زمانی تمام شد که تصور میشد تازه آغاز شده است. اختلاف میان مدیران باشگاه و نمایندگان رونالدو بر سر قرارداد جدید بالا گرفت و در تابستان ۱۹۹۷، اینتر او را به خدمت گرفت.
به همین دلیل جایگاه رونالدو در تاریخ بارسا موقعیتی عجیب دارد. او نه مانند رونالدینیو سالها چهره یک دوران بود، نه مانند نیمار چند فصل در کنار بهترین نسل باشگاه بازی کرد و نه فرصت داشت آمارش را طی سالها افزایش دهد.رونالدو نیز پنج سال پس از ترک بارسا به رئال مادرید پیوست و همین اتفاق بخشی از علاقهای را که هواداران کاتالان هنوز نسبت به او داشتند، از بین برد.
اما اگر معیار فقط اوج کیفیت یک بازیکن با پیراهن بارسلونا باشد، کنار گذاشتن رونالدو تقریباً غیرممکن است.
او فقط یک فصل در بارسا ماند؛ اما همان یک فصل کافی بود تا هواداران نیوکمپ یکی از ترسناکترین نسخههای یک مهاجم در تاریخ فوتبال را ببینند.
باید اشاره ویژهای هم به اِواریستو دی ماسدو داشت؛ بازیکنی که بهعنوان یکی از نخستین فوقستارههای تاریخ بارسلونا شناخته میشود. او در سال ۱۹۵۶ به باشگاه پیوست و ۱۰۵ گل به ثمر رساند؛ از جمله گلی که برای نخستین بار در تاریخ باعث حذف رئال مادرید از جام باشگاههای اروپا شد.
در این میان نباید از دنی آلوز هم غافل شد. او بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ یکی از مهرههای کلیدی دوران طلایی بارسلونا بود و در بخش بزرگی از این دوره، یکی از بهترین مدافعان راست جهان به شمار میرفت. آلوز بعدها به اتهام تعرض جنسی به چهار سال و نیم زندان محکوم شد، اما این حکم در سال ۲۰۲۵ در دادگاه تجدیدنظر لغو شد.
اما رافینیا میتواند از همه آنها عبور کند.

حتی پیش از شروع فوقالعاده و خیرهکنندهاش در این فصل نیز دلایل محکمی برای چنین ادعایی وجود داشت.
رافینیا در سال ۲۰۲۲ خودش برای پیوستن به بارسلونایی تلاش کرد که شرایط خوبی نداشت؛ تیمی که باید پایههای پروژهای تازه را بنا میکرد و دوباره برای رقابت با رئال مادرید مسلط آن دوران آماده میشد.
او در آن زمان ۲۵ سال داشت و بهعنوان وینگر راست از لیدز جذب شد، اما در فصل نخست مجبور بود زیر سایه عثمان دمبله زندگی کند.پس از انتقال دمبله به پاریسنژرمن، لامین یامال ظهور کرد و رافینیا به سمت چپ منتقل شد.
او صرفاً این تغییر را نپذیرفت؛ در آن نقش شکوفا شد و بهترین نسخه خودش را پیدا کرد.هانسی فلیک بابت این اتفاق شایسته تحسین است.حالا رافینیا به مهاجم مرکزی تبدیل شده و دیدن اینکه تا چه اندازه در این نقش موفق بوده، واقعاً حیرتانگیز است.
اگر بتواند به اندازه کافی سالم بماند تا شروع فوقالعادهاش در فصل ۲۷-۲۰۲۶ را ادامه دهد ــ ۱۴ گل در ۱۰ مسابقه ــ و به بارسلونا برای کسب جامهای بیشتر کمک کند، جایگاهش روی سکوی بهترین برزیلیهای تاریخ باشگاه تثبیت خواهد شد.
بهخصوص اگر بارسلونا بتواند لیگ قهرمانان اروپا را فتح کند، هواداران باید نام رافینیا را درست پایینتر از میراث مقدس رونالدینیو بنویسند.رافینیا تاکنون در ۱۸۷ مسابقه برای بارسلونا ۸۹ گل زده و ۶۲ پاس گل داده است.
این اعداد فوقالعادهاند و با توجه به نقش محوریای که این فصل در تیم دارد، احتمالاً بهتر هم خواهند شد.اما مهمتر از همه، شیوه رهبری او با عملکرد خودش است.
پرس شدید و بیوقفه رافینیا و اینکه هرگز از میزان تلاشش کم نمیکند، پیامی روشن برای تمام همتیمیهایش دارد.داشتن چنین ویژگیهایی در بازیکنی با این میزان استعداد و خلاقیت، اتفاق نادری است. رافینیا به الگویی ایدهآل برای نسلی در بارسلونا تبدیل شده که پتانسیل تعریف یک دوران جدید در تاریخ باشگاه را دارد؛ نسلی شامل بازیکنانی مثل لامین یامال و پائو کوبارسی.
بیدلیل نبود که هانسی فلیک او را بهعنوان کاپیتان این فصل انتخاب کرد.
اینکه نام رافینیا حتی در میان نامزدهای توپ طلای ۲۰۲۶ قرار نگرفت، اتفاقی شرمآور بود که حتی میتواند ارزش خود این جایزه را زیر سؤال ببرد.
اما به نظر میرسد رافینیا راه مفیدی برای هدایت هرگونه ناراحتی و سرخوردگی ناشی از آن پیدا کرده است:
پاسخ دادن در زمین و اثبات حرفش با عملکردش.
ریوالدو هم همه این ویژگی های خوبی برای رافینیا گفتی رو داشت