رفتن به محتوا

انتقالی که ماه‌ها پیش می‌توانست نهایی شود؛پرونده انزو فرناندز چرا این‌قدر طول کشید؟

نیک میلر/نیویورک تایمز:

بین هفته اول آوریل و حدود ساعت ۵ بعدازظهر در روز پایانی نقل‌وانتقالات، اتفاقات بسیار زیادی رخ داد.

اسپانیا قهرمان جهان شد. رونالدینیو در یک وسیله نقلیه کوچک و عجیب‌وغریب، مادونا را در بین دو نیمه فینال جام جهانی وارد زمین کرد. جانی اینفانتینو از پادشاه شکست‌ناپذیر فوتبال که هیچ‌کس نمی‌توانست جایگاهش را تهدید کند، به فردی تبدیل شد که دور دنیا می‌چرخید و از دیگران درخواست حمایت می‌کرد.

کریستال پالاس یک جام اروپایی به دست آورد. ۹ تیم حاضر در لیگ برتر انگلیس سرمربی خود را تغییر دادند. تاتنهام هاتسپر ۳۵۰ میلیون پوند (۴۷۳ میلیون دلار) هزینه کرد و با این حال هنوز یک دروازه‌بان مطمئن یا یک مهاجم نوک قابل اتکا ندارد.اما در تمام این مدت، اتفاقی که رخ نداد ــ اتفاقی که شاید حتی از همه موارد بالا هم اجتناب‌ناپذیرتر به نظر می‌رسید ــ انتقال انزو فرناندز از چلسی به منچسترسیتی بود.

در تاریخ ۳ آوریل، فرناندز توسط لیام روزنیور، سرمربی وقت چلسی، از دو مسابقه کنار گذاشته شد/تعلیق شد؛ پس از اینکه این هافبک در صحبت‌هایی درباره آینده‌اش «از خط قرمز عبور کرد».در آن مقطع، محتمل‌ترین مقصد او رئال مادرید بود، اما خیلی زود منچسترسیتی هم وارد ماجرا شد؛ باشگاهی که از قبل انزو مارسکا، یکی از تحسین‌کنندگان جدی فرناندز، را برای جانشینی پپ گواردیولا آماده کرده بود.

کنار گذاشته شدن فرناندز آغاز پایان بود؛ یا حداقل اولین نشانه آشکار از آغاز پایان.در آن زمان، چلسی می‌توانست تصمیم بگیرد که فرناندز بیشتر از ارزشش دردسر ایجاد می‌کند؛ اینکه زمان فروش بازیکنی رسیده که بدون شک یکی از اعضای ارزشمند تیم بود، اما به هیچ وجه بازیکنی غیرقابل جایگزین محسوب نمی‌شد.

بازیکنی که با کمی خلاقیت و زمان کافی، می‌توانستند جایگزینش کنند و حتی از فروش او سود قابل توجهی هم به دست بیاورند.با این حال، چلسی تا شش ساعت مانده به بسته شدن پنجره نقل‌وانتقالات صبر کرد تا سرانجام با فروش فرناندز به سیتی به توافق برسد.فرآیند پیدا کردن جانشین او همچنان ادامه داشت، اما در آن مرحله دیگر خیلی دیر شده بود:

آن‌ها یا باید فرناندز را می‌فروختند و تا ماه ژانویه تیمی ناقص‌تر در اختیار می‌داشتند، یا بازیکنی را نگه می‌داشتند که رابطه‌اش با باشگاه آسیب دیده بود.مبلغ نهایی انتقال، ۱۲۵ میلیون پوند، کمی پیش از ساعت ۵ عصر روز سه‌شنبه نهایی شد.

توافق برای انتقال انزو فرناندز به منچسترسیتی حدود ساعت ۵ عصر در روز پایانی پنجره نقل‌وانتقالات نهایی شد.

پس از آن، چند هفته‌ای صرف دور زدن موضوع و بازی‌های پشت پرده شد؛ تا اینکه رودری به بارسلونا رفت و منچسترسیتی نیاز فوری‌تری به یک هافبک باتجربه و سطح بالا پیدا کرد.

فرناندز و رودری بازیکنان کاملاً متفاوتی هستند، اما مارسکا ــ که دوباره یادآوری می‌شود، ماه‌ها پیش از انتصاب رسمی‌اش به‌عنوان سرمربی جدید سیتی برای این سمت در نظر گرفته شده بود ــ علاقه زیادی به فرناندز دارد.

سیتی هم برای ایجاد تعادل بیشتر در خط میانی، در کنار خریدهایی مثل الیوت اندرسون و ایوب بوعدی، به کمی اقتدار، تجربه و رهبری نیاز داشت.

سپس چلسی یک ضرب‌الاجل تعیین کرد که بعدها مشخص شد غیرواقع‌بینانه و در نهایت تا حدی متکبرانه بوده است.آن‌ها احتمالاً برای اینکه سیتی را تحت فشار بگذارند، اعلام کردند فرناندز با مبلغ ۱۲۰ میلیون پوند قابل فروش است، اما فقط تا تاریخ ۱۴ اوت.این تاکتیک جواب نداد؛ آن تاریخ فرا رسید و گذشت.

در دنیایی که باشگاه‌ها نمی‌خواهند نشان دهند تحت فشار یا دستور دیگران، به‌خصوص یک رقیب، تصمیم می‌گیرند، سیتی هرگز قرار نبود وارد چنین بازی‌ای شود.

بعد از آن، ۱۸ روز دیگر گذشت و پس از کش‌وقوس‌ها و نمایش‌های بیشتر، سرانجام مبلغ نهایی انتقال توافق شد.چلسی ۵ میلیون پوند بیشتر دریافت کرد، اما وقتی گردوغبار این ماجرا بخوابد و اعضای باشگاه با خودشان صادقانه حساب‌وکتاب کنند، آیا واقعاً فکر خواهند کرد این مبلغ اضافه ارزشش را داشت؟

چون در عمل، این تأخیر باعث شد آن‌ها فرصت جذب یک جانشین مناسب برای فرناندز را از دست بدهند.

انزو مارسکا و انزو فرناندز همراه با چلسی قهرمان جام جهانی باشگاه‌ها شدند.

دو هدف اصلی چلسی برای جانشینی فرناندز در روزهای پایانی پنجره نقل‌وانتقالات، مانو کُنه از رم و لامین کامارا از موناکو بودند.

رم در آخرین لحظات حاضر نشد اجازه جدایی کُنه را بدهد، اما مشکلی نبود؛ چون چند ساعت مانده به پایان پنجره، چلسی با موناکو برای انتقال کامارا به توافق رسید.

اما وقتی ساعت از ۱۱ شب گذشت، ناگهان انتقال کامارا منتفی شد.

چلسی کاملاً حق داشت از اینکه باشگاه فرانسوی از توافق عقب‌نشینی کرده عصبانی باشد، اما سخت است که واقعاً برایشان دلسوزی کرد؛ چون وقتی کارها را به آخرین لحظه موکول می‌کنید، دیگر وقتی اتفاقی غیرمنتظره رخ می‌دهد، فرصت تغییر مسیر ندارید.


آن‌ها شاید بخواهند اوضاع را عادی نشان دهند و وانمود کنند که از گزینه‌های باقی‌مانده‌شان کاملاً راضی هستند، اما واقعیت این است که در حال حاضر فقط یک هافبک میانی مطمئن، ثابت‌شده و در سطح اول فوتبال دارند: مویسس کایسدو.

دیگر گزینه‌های آن‌ها عبارت‌اند از رومئو لاویا؛ بازیکنی بااستعداد که در ۲۲ سالگی هنوز نتوانسته از نظر آمادگی بدنی ثبات داشته باشد، والنتین بارکو؛ بازیکنی که در این سن تجربه محدودی دارد، به‌خصوص در پست هافبک، جردن هندرسون؛ بازیکن ۳۶ ساله‌ای که بیشتر به خاطر شخصیت و ویژگی‌های رهبری‌اش جذب شده تا توانایی فوتبالی، و همچنین چند گزینه اضطراری و موقتی.

در میان این گزینه‌های موقتی، احتمالاً بهترین انتخاب ریس جیمز است؛ بازیکنی که شاید بهتر باشد در خط دفاع بازی کند و خودش هم با مشکلات آمادگی جسمانی و مصدومیت مواجه است.

سیتی از کل این ماجرا در شرایط بهتری خارج شد؛ چون در نهایت بازیکنی را که می‌خواست به دست آورد (حتی اگر هنوز درباره مناسب بودن او برای این تیم پرسش‌هایی وجود داشته باشد).

اما با این حال، همچنان این حس ناخوشایند باقی می‌ماند که همه‌چیز می‌توانست خیلی، خیلی زودتر حل شود؛ اگر فقط آن‌ها نگران ظاهر ماجرا نبودند و از ابتدا کار را تمام می‌کردند.

منچسترسیتی در روز پایانی نقل‌وانتقالات، انزو فرناندز و ایلیمان اندیایه را به خدمت گرفت.

این ماجرا از ابتدا تا انتها واقعاً یک حماسه عجیب و غیرمعمول بود.

نه فقط به این دلیل که چلسی حالا از بازیکنی که سه سال پیش با مبلغی بسیار بالا و غیرمنطقی خرید (با توجه به سابقه و دستاوردهای او در آن زمان)، حدود ۲۰ میلیون پوند سود به دست می‌آورد؛ بازیکنی که در سال‌های بعد اغلب عملکرد بسیار خوبی داشته، اما آن‌قدر خوب نبوده که بتواند به‌طور مداوم مبلغ اولیه انتقالش را توجیه کند، و گاهی حتی به یک نقطه ضعف برای تیم تبدیل شده است.

آه، و نکته دیگر اینکه: فقط یک مشتری برای جذب او وجود داشت.از برخی جهات، چلسی عملکرد خوبی داشت که توانست از ناامیدی همان یک خریدار استفاده کند.سیتی مجبور بود جای رودری را پر کند؛ نه فقط به‌عنوان یک فوتبالیست، بلکه به‌عنوان یک شخصیت مهم در رختکن و رهبر تیم.

بسته به اینکه چقدر خوش‌بینانه به تصمیم‌های سیتی نگاه کنید، می‌توان گفت آن‌ها یا خودشان را به شرایطی رسانده بودند که فرناندز تنها گزینه‌شان بود، یا اینکه محکم ایستاده بودند و این دیدگاه را حفظ کرده بودند که اگر نتوانند جانشینی با کیفیت مشابه پیدا کنند، همان بازیکنان فعلی را حفظ خواهند کرد.

در نهایت، پس از چند دور مذاکره، آن‌ها تقریباً همان مبلغی را پرداخت کردند که چلسی از ابتدا درخواست کرده بود.همه این‌ها باعث می‌شود ــ دست‌کم از نگاه یک ناظر بیرونی ــ کل این داستان شبیه اتلاف کامل زمان به نظر برسد.حالا در پایان پنجره نقل‌وانتقالات، با شرایطی روبه‌رو هستیم که می‌توانست ماه‌ها قبل حل شود، اما به شکلی غیرضروری طولانی شد و در نهایت هزینه سنگینی برای چلسی به همراه داشت.


کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۸ ۴