رفتن به محتوا

آیا لیورپول آماده یک تغییر تاریخی است؟ داستان آمیت باتیا و رویای هندی‌ها

ورود آمیت باتیا، سرمایه‌گذار بریتانیایی-هندی، به مذاکرات برای خرید بخشی از سهام لیورپول تنها یک سرمایه‌گذاری معمولی به نظر نمی‌رسد. گمانه‌زنی‌ها درباره حجم سهام مورد مذاکره و حضور احتمالی سرمایه‌گذاران بزرگی مانند جف بزوس، این پرسش را مطرح کرده است که آیا این معامله می‌تواند آغاز پایان دوران جان هنری و فنوی اسپورتس گروپ (FSG) در آنفیلد باشد؛ تغییری که در صورت تحقق، مسیر آینده یکی از بزرگ‌ترین باشگاه‌های فوتبال جهان را دگرگون خواهد کرد.

تا پیش از روز چهارشنبه، احتمالاً بیشتر هواداران لیورپول حتی نام آمیت باتیا را هم نشنیده بودند. اما وقتی برای نخستین بار گزارش شد که این کارآفرین بریتانیایی-هندی هدایت گروهی را بر عهده دارد که قصد خرید بخشی از سهام لیورپول را دارد، سردبیران از من خواستند مقدمه‌ای درباره او بنویسم.

در آن زمان، موضع فنوِی اسپورتس گروپ (FSG)، کنسرسیوم آمریکایی مستقر در بوستون که از سال ۲۰۱۰ مالک لیورپول است، این بود که گروه باتیا در حال مذاکره برای توافقی مشابه معامله سال ۲۰۲۳ با داینستی اکوئیتی است؛ زمانی که آن شرکت سرمایه‌گذاری آمریکایی حدود سه درصد از سهام باشگاه را با مبلغی نزدیک به ۱۵۰ میلیون پوند (۲۰۰ میلیون دلار) خرید.

راستش را بخواهید، سه سال پیش هیچ‌کس از من نخواست درباره داینستی اکوئیتی مطلبی بنویسم؛ چون شرکت‌های سرمایه‌گذاری معمولاً سوژه‌های جذابی نیستند. فروش سه درصد از سهام هم برای FSG معامله‌ای سودآور بود، اما در عمل هیچ تغییری در تصمیم‌گیری‌های باشگاه در آنفیلد ایجاد نکرد. اگر این بار هم معامله گروه باتیا در همین حد باشد، تنها تفاوتش این است که خود باتیا، به‌عنوان یک شخصیت، بسیار جذاب‌تر از داینستی اکوئیتی است.

اما اگر هدف گروه او چیزی فراتر باشد، چه؟اگر آمیت باتیا حتی مهم‌ترین چهره این گروه نباشد، چه؟و اگر FSG فقط به‌دنبال نقد کردن بخشی از سود هنگفت سرمایه‌گذاری سال ۲۰۱۰ خود نباشد و این ماجرا در واقع آغاز پایان دوران جان دبلیو هنری و شرکایش در لیورپول باشد، چه؟

این پرسش‌ها زمانی جدی‌تر شدند که گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه گروه باتیا در حال مذاکره برای خرید ۳۰ درصد از سهام لیورپول است. اما زمانی که اسکای نیوز گزارش داد این گروه از جف بزوس، بنیان‌گذار آمازون، دعوت کرده تا به این کنسرسیوم بپیوندد، این سؤال‌ها به اوج رسیدند.آخر چرا گروه باتیا باید از چهارمین فرد ثروتمند جهان بخواهد برای خرید چیزی که فعلاً فقط یک سهم حدود ۲۰۰ میلیون دلاری است، سرمایه‌گذاری کند؛ مگر اینکه به ثروت بیش از ۲۵۰ میلیارد دلاری او برای خرید کل باشگاه نیاز داشته باشد؟

به همین دلیل، گزارشی که قرار بود صرفاً مروری بر زندگی و فعالیت‌های آمیت باتیا باشد، به موضوعی بسیار بزرگ‌تر تبدیل شد؛ گزارشی که شاید بتواند به مهم‌ترین پرسش این روزهای هواداران لیورپول پاسخ دهد:

آینده باشگاه به کدام سمت می‌رود و چه کسانی قرار است آن را هدایت کنند؟

تنها چیزی که با اطمینان می‌توان گفت این است که پاسخ این سؤال را فقط جان دبلیو هنری و مدیران ارشد فنوِی اسپورتس گروپ می‌دانند؛ و آن‌ها فعلاً قصد ندارند این پاسخ را با دیگران در میان بگذارند.حتی این احتمال هم وجود دارد که خودشان هنوز تصمیم نهایی را نگرفته باشند.

اما این پاسخ، به‌نوعی شانه خالی کردن از سؤال اصلی است؛ بنابراین اجازه بدهید چند سناریویی را که طی روزهای اخیر با چند نفر از فعالان حوزه اقتصاد فوتبال در میان گذاشته‌ام، مطرح کنم. هیچ‌کدام حاضر نشدند به‌صورت رسمی درباره این موضوع صحبت کنند؛ چراکه برخی از آن‌ها ارتباطات فعلی با آمیت باتیا یا فنوِی اسپورتس گروپ (FSG) دارند و نمی‌خواهند این روابط را خدشه‌دار کنند. در مورد بقیه هم احتمالاً ترجیح می‌دهند روزی خودشان چنین ارتباطاتی ایجاد کنند.

اولین نکته مهم این است که گروه باتیا به‌دنبال خرید بیش از سه درصد سهام است. این معامله فقط از این جهت شبیه توافق داینستی اکوئیتی است که یک سرمایه‌گذاری اقلیت محسوب می‌شود و همچنان کنترل باشگاه در اختیار FSG باقی خواهد ماند.

بنابراین، حتی اگر سهم خریداری‌شده به ۳۰ درصد برسد، این معامله شباهتی به توافق «دوستان پرمنغعت»ی سر جیم رتکلیف در منچستریونایتد ندارد.(توضیح مترجم:عبارت «دوستان پرمنفعت» ترجمه‌ی اصطلاح انگلیسی Friends with benefits است. این یک اصطلاح رایج در روابط شخصی است و به رابطه‌ای گفته می‌شود که دو نفر بدون اینکه رابطه رسمی یا تعهد بلندمدت داشته باشند، از بعضی مزایا و صمیمیت‌های یک رابطه برخوردار می‌شوند.)

با این حال، به نظر می‌رسد سهم ۳۰ درصدی، بالاترین حدی است که گروه باتیا در مذاکرات با FSG مطرح کرده است. در حالی که برآورد مشترک کارشناسانی که با آن‌ها صحبت کردم، بیشتر روی عددی بین ۸ تا ۱۰ درصد قرار داشت؛ آن هم بر اساس ارزش‌گذاری کلی حدود ۴.۵ میلیارد پوندی (۶ میلیارد دلاری) برای باشگاه.بنابراین صحبت از مبلغ بسیار قابل توجهی است.

اما میان این درصدهای مختلف سهام، از نظر هزینه و هدف سرمایه‌گذاری، تفاوت بزرگی وجود دارد.وقتی یک سرمایه‌گذار حدود ۱۰ درصد سهام یک باشگاه را می‌خرد، معمولاً این پیام را می‌دهد که به صنعت فوتبال و جایگاه آن کسب‌وکار در این صنعت علاقه دارد؛ اما در عین حال، نشان می‌دهد که به سهامداران اصلی اعتماد دارد و حاضر است در مسیر رشد باشگاه همراه آن‌ها باشد.از طرف دیگر، مالکان اصلی نیز خوشحال خواهند بود که کسی ارزش کار آن‌ها را تشخیص داده و حاضر است بخشی از بار مالی توسعه کسب‌وکار را با آن‌ها تقسیم کند.

اما وقتی سهم به ۳۰ درصد می‌رسد، شرایط متفاوت می‌شود. در چنین سطحی، سرمایه‌گذار مبلغ بسیار زیادی پرداخت کرده و طبیعی است که انتظار داشته باشد در تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته باشد؛ به‌خصوص اینکه از آن پس باید تقریباً یک‌سوم هزینه‌های آینده باشگاه را نیز متحمل شود.

تاریخ فوتبال پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد داشتن سهم قابل توجه اما بدون قدرت تصمیم‌گیری، می‌تواند باعث سرخوردگی شود؛ از علیشیر عثمانوف در آرسنال گرفته تا جان تکستور در کریستال پالاس و شاید حتی خود باتیا در کوئینز پارک رنجرز (که کمی بعد بیشتر درباره آن صحبت خواهد شد).

در همین نقطه بود که دیدگاه کارشناسانی که با آن‌ها صحبت کردم، از یکدیگر فاصله گرفت.از یک سو، با گروهی از سرمایه‌گذاران روبه‌رو هستیم که اکنون تعدادشان به بیش از ۳۰ نفر رسیده است؛ گروهی که نخستین بار در سال ۲۰۰۲ برای خرید باشگاه بیسبال بوستون رد ساکس، ورزشگاه تاریخی فنوی پارک و شبکه تلویزیونی نیو انگلند اسپورتس نتورک (NESN) گرد هم آمدند.

سه چهره اصلی این مجموعه، یعنی جان دبلیو هنری، معامله‌گر سابق بازار کالا که بعدها به سرمایه‌گذاری روی آورد، تام ورنر، مدیر باسابقه صنعت تلویزیون، و مایک گوردون، بانکدار و سرمایه‌گذار، اکنون به‌ترتیب ۷۶، ۷۶ و ۶۱ ساله هستند.

اگرچه هر سه خانواده دارند، اما در فنوی اسپورتس گروپ (FSG) هیچ برنامه جانشینی مشخص و شفافی برای آینده دیده نمی‌شود. همین موضوع این تصور را ایجاد کرده که سرمایه‌گذاری آن‌ها در لیورپول و دیگر دارایی‌های ورزشی، افق زمانی مشخصی دارد و شاید مالکان فعلی، بیش از هر زمان دیگری، به فکر خروج تدریجی از این پروژه باشند.

تام ورنر (سمت چپ)، مایک گوردون و جان هنری قهرمانی لیورپول در سال ۲۰۲۵ را جشن می‌گیرند.

دلایلی هم وجود دارد که این سناریو را تقویت می‌کند.

در نوامبر ۲۰۲۲، فنوی اسپورتس گروپ (FSG) در گفت‌وگو با The Athletic اعلام کرد:

«اگر شرایط و مفاد مناسبی وجود داشته باشد و این موضوع به سود باشگاه لیورپول باشد، پذیرای ورود سهامداران جدید خواهیم بود.»

سه ماه بعد، جان دبلیو هنری که از زمان عذرخواهی از هواداران به‌دلیل تلاش برای پیوستن لیورپول به پروژه شکست‌خورده سوپرلیگ اروپا در آوریل ۲۰۲۱، به‌ندرت درباره باشگاه به‌صورت عمومی صحبت کرده بود، در مصاحبه‌ای با Boston Sports Journal گفت:

«آیا قرار است برای همیشه در انگلیس بمانیم؟ خیر.

آیا لیورپول را می‌فروشیم؟ خیر.

آیا درباره لیورپول با سرمایه‌گذاران مذاکره می‌کنیم؟ بله.

آیا در نهایت اتفاقی خواهد افتاد؟ فکر می‌کنم بله، اما آن اتفاق فروش باشگاه نخواهد بود.»

وقتی این مذاکرات در سپتامبر ۲۰۲۳ به فروش بخشی از سهام باشگاه به داینستی اکوئیتی منتهی شد، مشخص شد که پاسخ هنری به سه سؤال آخر کاملاً درست بوده است.

اما درباره نخستین سؤال چه؟

اکنون سه سال از آن مصاحبه گذشته و هنری نیز سه سال مسن‌تر شده است. علاوه بر این، در اطراف باشگاه لیورپول این موضوع به‌خوبی شناخته شده که او پس از شکست و فروپاشی پروژه سوپرلیگ اروپا، علاقه خود را به مدیریت روزمره باشگاه و حتی به فوتبال اروپا تا حد زیادی از دست داده است.علاوه بر این، فنوی اسپورتس گروپ (FSG) اخیراً نشان داده که در صورت مناسب بودن شرایط، از فروش دارایی‌های بزرگ خود ابایی ندارد. این شرکت، باشگاه هاکی پیتسبورگ پنگوئنز را تنها پنج سال پس از خرید آن، با قیمت ۱.۷ میلیارد دلار واگذار کرد؛ در حالی که این امتیاز لیگ NHL را در سال ۲۰۲۱ با ۹۰۰ میلیون دلار خریده بود.

این معامله سود قابل‌توجهی برای FSG به همراه داشت، اما در مقایسه با سرمایه‌گذاری آن‌ها در لیورپول، رقم چندان چشمگیری محسوب نمی‌شود. گروه آمریکایی در سال ۲۰۱۰ با پرداخت حدود ۳۰۰ میلیون پوند، لیورپول را در شرایطی خرید که باشگاه در آستانه ورشکستگی قرار داشت. اکنون اما ارزش این باشگاه چندین برابر شده و سودی که FSG روی کاغذ از این سرمایه‌گذاری به دست آورده، به حدود ۱۵۰۰ درصد رسیده است؛ رقمی که فروش بخشی یا حتی تمام سهام باشگاه را به گزینه‌ای وسوسه‌انگیز برای مالکان فعلی تبدیل می‌کند.

با این حال، دیدگاه دیگری هم وجود دارد که البته کوتاه‌تر به آن می‌پردازم.

نخست اینکه فنوی اسپورتس گروپ (FSG) اعلام کرده قصد ندارد کنترل باشگاه را واگذار کند. دوم اینکه جان هنری و تام ورنر ۷۶ ساله هستند، نه ۸۶ ساله. سوم اینکه FSG تنها دو سال از پیوستن به یک سرمایه‌گذاری مشترک ۱.۵ میلیارد دلاری با تور جهانی گلف PGA فاصله دارد؛ سرمایه‌گذاری‌ای که افق زمانی مشخص و کوتاه‌مدتی برای آن تعریف نشده است.

چهارم اینکه FSG تنها یک سال از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری تاریخ خود در خرید بازیکن فاصله دارد و همین حالا نیز یک سرمربی جدید، یعنی آندونی ایرائولا، را به خدمت گرفته است. و پنجم اینکه تنها در ماه فوریه امسال بود که لیورپول اعلام کرد درآمد سالانه‌اش به رکورد ۷۰۳ میلیون پوند رسیده است؛ حتی باشگاه توانست سودی هرچند اندک، معادل ۸ میلیون پوند نیز ثبت کند.

Pittsburgh Penguins اخیراً توسط گروه ورزشی فن‌وی (FSG) به فروش رسید.

با در نظر گرفتن همه این عوامل، افزایش روزافزون علاقه غول‌های جهانی استریمینگ به ورزش‌های سطح بالا، رشد بی‌وقفه صنعت شرط‌بندی ورزشی و این واقعیت که ــ اگر از صفت محبوب دونالد ترامپ استفاده کنیم ــ فوتبال، یعنی «بازی زیبا»، هرگز در ایالات متحده تا این اندازه «داغ» و محبوب نبوده است، آیا اکنون بهترین زمان ممکن برای ارزش‌گذاری لیورپول و FSG نیست؟

در حالی که این استدلال‌ها را بررسی می‌کنید، اجازه دهید یک عامل دیگر را هم وارد بحث کنیم؛ عاملی که می‌تواند به سود هر دو طرف این مناظره استفاده شود:

هند و اقتصاد رو به رشد آن.

باشگاهی که بتواند واقعاً به تیم فوتبال هند تبدیل شود (با عرض پوزش از بلکبرن روورز؛ بعید است این افتخار نصیب شما شود)–توضیح مترجم:اشاره‌اش به این است که سال‌ها پیش بلکبرن رورز. توسط شرکت هندی ونکیز (Venky’s) خریداری شد. آن زمان بسیاری تصور می‌کردند بلکبرن به «تیم هند» در فوتبال انگلیس تبدیل می‌شود و از بازار عظیم هواداران هندی بهره می‌برد.

برخی از افرادی که با آن‌ها صحبت کردم، به نکته مهم دیگری هم اشاره کردند. به گفته آن‌ها، ارزش باشگاه‌های فوتبال انگلیس، حتی باشگاهی با جایگاه ویژه لیورپول، از زمانی که داینستی اکوئیتی سهام خود را خرید و همچنین پس از واگذاری باشگاه‌هایی مانند چلسی، اورتون و بورنموث، رشد چشمگیری نداشته است.از سوی دیگر، ناتوانی فوتبال اروپا در کنترل هزینه‌ها باعث شده سودآوری باشگاه‌ها به اتفاقی نادر تبدیل شود؛ به همین دلیل، بهترین راه برای کسب درآمد قابل توجه، فروش باشگاه یا بخشی از سهام آن در زمان مناسب است.

اگر بخواهیم آخرین دلیل را هم به این فرضیه اضافه کنیم که شاید دوران فنوی اسپورتس گروپ (FSG) در لیورپول به پایان خود نزدیک شده باشد، کافی است به شرایط فعلی باشگاه نگاه کنیم.

هواداران لیورپول به‌خوبی می‌دانند که باشگاه در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است. FSG اخیراً تصمیم گرفته از ایده ایجاد شبکه‌ای از باشگاه‌های زیرمجموعه صرف‌نظر کند و همزمان نیز چند تن از مهم‌ترین مدیران و چهره‌های کلیدی باشگاه یا جدا شده‌اند یا در آستانه جدایی هستند؛ از جمله آرنه اسلوت، سرمربی تیم، مایکل ادواردز، مدیر اجرایی فوتبال، و ریچارد هیوز، مدیر ورزشی.اگر همه این نشانه‌ها را کنار هم بگذاریم و فصل ناامیدکننده گذشته لیورپول را هم به آن اضافه کنیم، شاید در نگاه اول نتیجه کاملاً روشن به نظر برسد؛ اینکه زمان فروش سهام و خروج مالکان فعلی فرا رسیده است.

اما آیا واقعاً ماجرا به همین سادگی است؟

اما اینجا ما را به موضوع اصلی این داستان می‌رساند؛ اینکه این گزارش در واقع قرار بود درباره چه کسی باشد:

آمیت باتیا.

او یا بخشی از برنامه FSG برای رساندن لیورپول به آن هدف بزرگ است، یا برعکس، لیورپول بخشی از برنامه باتیا برای رسیدن به آن هدف است.

اگر وقت زیادی برای معرفی او ندارید، کافی است بدانید که آمیت باتیا، ۴۶ ساله، داماد لکشمی میتال، غول صنعت فولاد هند، است؛ فردی که زمانی در رتبه سوم ثروتمندترین افراد جهان در فهرست فوربس قرار داشت، اما اکنون با ثروتی حدود ۳۱.۱ میلیارد دلار تا رتبه هفتادوسوم این فهرست سقوط کرده است.

باتیا در مدارس معتبر هند و لندن تحصیل کرد و سپس در دانشگاه کورنل در ایالت نیویورک، اقتصاد خواند. بعد از آن مدتی در بانک‌های بزرگ و معتبر نیویورک و لندن فعالیت کرد. او در سال ۲۰۰۴ با وانیشا میتال، دختر لکشمی میتال، ازدواج کرد؛ همان سالی که شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر خود با نام Swordfish Investments را تأسیس کرد.

این شرکت که اکنون با نام AyBe Capital شناخته می‌شود، در ۲۵ شرکت در حوزه‌های مختلفی مانند سلامت، رسانه، املاک، فناوری و ورزش سهام دارد. از جمله سرمایه‌گذاری‌های آن می‌توان به باشگاه کریکت London Spirit (در کنار چندین سرمایه‌گذار هندی حوزه فناوری)، کانال یوتیوب کوین پیترسن، ستاره سابق تیم ملی کریکت انگلیس، و لیگ گلف داخل سالن TGL که توسط روری مک‌ایروی و تایگر وودز تأسیس شده، اشاره کرد.

AyBe پیش از این در یک شرکت بیست‌وششم نیز سهام داشت: باشگاه کوئینز پارک رنجرز (QPR) در دسته دوم فوتبال انگلیس.

آمیت باتیا در مراسم رونمایی از پیراهن تیم کویینز پارک رنجرز در سال ۲۰۰۸.

اما باتیا روز چهارشنبه، همزمان با انتشار خبر علاقه‌اش به خرید سهام لیورپول، اعلام کرد که سهام خود در QPR را به مالک اکثریت باشگاه، روبن گنالینگام، واگذار کرده است؛ تصمیمی که به همکاری ۱۹ ساله او با باشگاهی پایان داد که همیشه از آن به‌عنوان «باشگاه محلی من» در غرب لندن یاد می‌کرد.باتیا همچنین رئیس هیئت‌مدیره شرکت Breedon Group است؛ یک شرکت فعال در حوزه مصالح ساختمانی که مالک معادن سنگ و کارخانه‌های سیمان در بریتانیا، آمریکا و جمهوری ایرلند است. او همچنین یکی از شرکای مؤسس شرکت سرمایه‌گذاری املاک Summix Capital محسوب می‌شود.

بنابراین، باتیا فرد بسیار پرمشغله‌ای است؛ اما ظاهراً آن‌قدر مشغله ندارد که از لذت بردن از زندگی غافل شود.

آمیت باتیا؛ از فراری و هلیکوپتر تا مدیریت یک باشگاه مردمی

اگر هواداران لیورپول واقعاً می‌خواهند بدانند چه نوع فردی علاقه‌مند به خرید بخشی از سهام (و شاید در آینده تمام) باشگاه آنهاست، باید مستند «The Four Year Plan» محصول سال ۲۰۱۱ را تماشا کنند؛ فیلمی که پشت صحنه نخستین دوره حضور آمیت باتیا در باشگاه کوئینز پارک رنجرز (QPR) را به تصویر می‌کشد.

نخستین باری که بینندگان این مستند باتیا را می‌بینند، او پشت فرمان یک فراری مشکی با پلاک «AAM IT» از خیابانی در منطقه ثروتمندنشین می‌فر لندن خارج می‌شود. کمی بعد، او سوار هلیکوپتر می‌شود تا همراه با مالک وقت باشگاه و رئیس تیم فرمول یک، فلاویو بریاتوره، برای تماشای دیدار QPR مقابل بیرمنگام سیتی برود؛ مسابقه‌ای که با شکست تیم لندنی همراه شد.

اما یک سال بعد و پس از چند تغییر در کادر مربیگری QPR، تصویری متفاوت از باتیا دیده می‌شود. او در جلسه مالی باشگاه حضور دارد؛ جایی که تصمیم گرفته می‌شود برای صرفه‌جویی سالانه ۱۰ هزار پوندی، تعداد گل‌های تازه در جایگاه‌های ویژه ورزشگاه کاهش پیدا کند.در یکی از صحنه‌های جالب فیلم، باتیا در تماس تلفنی توضیح می‌دهد که بریاتوره و سرمایه‌گذار دیگر باشگاه، یعنی مدیر مشهور فرمول یک برنی اکلستون، از توافق خود برای شراکت ۵۰-۵۰ با او عقب‌نشینی کرده‌اند؛ اتفاقی که او را «به‌شدت سردرگم» کرده بود.

با این حال، پایان مستند حال‌وهوای مثبتی دارد. QPR در سال ۲۰۱۱ قهرمان چمپیونشیپ می‌شود و به لیگ برتر صعود می‌کند؛ پایانی برای یک پروژه چهار ساله غیرمنتظره که بریاتوره طراحی کرده بود. در جشن‌های صعود، یکی از هواداران به باتیا و پسر خردسالش یک بادکنک به شکل جام قهرمانی می‌دهد و آنها را در آغوش می‌گیرد.

مت هاجسون، سازنده این مستند، به The Athletic می‌گوید:

«زیر آن چیزی که بعضی‌ها ممکن است ظاهر یک “ثروتمند سطحی” ببینند، یک تاجر جدی وجود دارد. او همچنین مردی خانواده‌دوست است و من او را فردی بسیار عمیق و احساساتی دیدم. وقتی برای اولین بار با او آشنا شدم جوان‌تر بود، اما در طول فیلم می‌توان دید که چطور رشد می‌کند.»

او ادامه می‌دهد:

«باتیا بسیار کاریزماتیک و بااعتمادبه‌نفس است. از نظر فرهنگی ترکیبی از لندن، آمریکا و هند است و همین موضوع برای من جذاب بود. او به فرهنگ عامه؛ از فیلم و موسیقی گرفته تا تلویزیون و غذا، علاقه دارد و ارتباط خوبی با بازیکنان برقرار کرده بود. آنها او را دوست داشتند، چون مدیری بود که می‌توانستند با او ارتباط برقرار کنند.»

«می‌دانم که QPR را دوست داشت، اما او فردی بسیار جاه‌طلب است؛ همه چیز باید یک مرحله بالاتر باشد. فکر می‌کنم احساس کرد دوره حضورش در QPR به پایان رسیده است.»


افرادی که در دوران حضور باتیا در QPR با او کار کرده‌اند نیز ارزیابی هاجسون را تأیید می‌کنند؛ هرچند برخی از آنها تعجب می کردند که چرا او هرگز قدرت مالی خانواده میتال را به طور کامل در این باشگاه به کار نگرفت.تصور آنها این بود که باتیا در صورت بازگشت QPR به لیگ برتر، سرمایه‌گذاری بزرگ‌تری انجام خواهد داد؛ اما این باشگاه لندنی اکنون وارد دوازدهمین فصل متوالی حضور در سطج دوم فوتبال انگلیس می‌شود.همچنین گفته شده باتیا از کندی پروژه‌های توسعه ورزشگاه لوفتوس رود یا انتقال باشگاه به یک محل جدید ناامید شده بود.

هاجسون می‌گوید:

«تعجب نمی‌کنم که او می‌خواهد برود و دنبال یکی از باشگاه‌های بزرگ جهانی باشد. او در آن محافل سطح بالا رفت‌وآمد دارد. اما در عین حال می‌توانم تصور کنم که رابطه‌ای صمیمی و واقعی با هواداران لیورپول برقرار کند؛ همان‌طور که با هواداران QPR داشت.»

اندی ماری، کوین پیترسن و جان تایسون، تاجر آمریکایی، در کنار آمیت باتیا (نفر دوم از سمت چپ) روی پل نمادین «سوئلکن» در زمین گلف سنت اندروز.

آیا این حلقه‌های سطح بالای اقتصادی شامل بزوس هم می‌شود؟

شاید.خانواده‌های بزوس و میتال هر دو از چهره‌های ثابت فهرست میلیاردرهای مجله فوربس هستند و ارتباطات رو به رشد میان هند و آمریکا نیز یکی از مهم‌ترین داستان‌های اقتصادی سال‌های اخیر به شمار می‌رود.

اما تقریباً تمام افرادی که درباره این موضوع با آنها صحبت کردم، بر یک نکته اتفاق نظر داشتند: اگر آمیت باتیا واقعاً از یکی از افراد خانواده بزوس برای پیوستن به گروه سرمایه‌گذاری خود دعوت کرده باشد، احتمالاً آن فرد جف بزوس نیست؛ بلکه بیشتر احتمال دارد مارک بزوس، برادر ناتنی جف، باشد.

مارک بزوس، مدیر تبلیغات سابق و سهامدار آمازون، اکنون شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی HighPost Capital را اداره می‌کند. برخلاف جف بزوس که طی ۲۰ سال گذشته تمام فرصت‌های خرید یک تیم ورزشی در آمریکای شمالی را رد کرده ــ از جمله فرصت اخیر خرید Seattle Seahawks، قهرمان فعلی NFL ــ مارک علاقه بیشتری به ورزش دارد و شرکتش نیز به دنبال سرمایه‌گذاری در این حوزه بوده است.

The Athletic برای دریافت نظر، با هر دو نفر، یعنی جف و مارک بزوس، تماس گرفته است.


البته باید توجه داشت که خانواده میتال برای انجام یک سرمایه‌گذاری اولیه در لیورپول، چه در حد ۱۰ درصد سهام یا حتی بیشتر، چندان به کمک مالی خارجی نیاز ندارند.

آدیتیا میتال، برادر همسر باتیا و مدیرعامل فعلی شرکت فولاد خانوادگی ArcelorMittal، اخیراً یک میلیارد دلار در پروژه خرید تیم بسکتبال Boston Celtics توسط بیل چیشولم، مدیر یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی، سرمایه‌گذاری کرده است.

همچنین در ماه مه، خانواده میتال ۱.۶۵ میلیارد دلار برای خرید ۷۵ درصد از سهام Rajasthan Royals در لیگ کریکت هند (IPL) و تیم‌های وابسته این باشگاه در لیگ‌های کارائیب و آفریقای جنوبی پرداخت کردند.


بنابراین شاید این داستان کمی پیچیده شده باشد، اما همان‌طور که خواندید، این ماجرا می‌تواند آغاز یک اتفاق بسیار بزرگ باشد؛ یا شاید فقط یک معامله مشابه سرمایه‌گذاری قبلی Dynasty Equity باشد.در پایان، منابع ارشد در FSG به The Athletic گفته‌اند که هر اتفاقی در حال رخ دادن است، هنوز در مراحل بسیار ابتدایی قرار دارد و هیچ تصمیم نهایی گرفته نشده است

.پس هنوز زمان کافی برای تماشای مستند «The Four Year Plan» وجود دارد؛ مستندی که ارزش دیدن دارد.

کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۷ ۳