آنالیز: اندی رابرتسون به روایت اندی رابرتسون؛ چگونه بهترین مدافع چپ دنیا شدم

این بازیکن 26 ساله در جولای 2017 با انتقالی 10 میلیون پوندی از هال‌سیتی تازه سقوط کرده به آنفیلد آمد و نشان داد که ارزشی بسیار بیشتر از این مبلغ دارد. می‎توان گفت که او کامل‎ترین دفاع چپ حال حاضر دنیای فوتبال به حساب می‌آید.

هفت‌یک- اندی رابرتسون خیلی خوش‌صحبت است. وقتی شروع به صحبت می‎کند مشخص است که از کارش رضایت کامل دارد. او به اتلتیک می‎گوید:” این کار هیجان‌انگیز و لذتبخش است و من دوستش دارم. بله، از نظر فیزیکی به تلاش زیادی نیاز دارد اما من همیشه یک دونده قدرتمند بودم و این انرژی را دارم. شما در تمام ابعاد بازی حضور دارید. همیشه تلاش می‎کنید تا به روش‎های متفاوت روی بازی تاثیرگذار باشید.

آزادی عمل برای حمله وجود دارد و وقتی توپ در اختیار ما نیست، باید دفاع کرد و این یعنی صاحب توپ را دنبال کنیم، تکل بزنیم و تیمی منسجم باشیم. در این کاهش و توقف هیچ فشاری وجود ندارد اما من از آن لذت می‎برم. من همیشه از آن دست بازیکنانی بودم که همه چیز را بیرون از زمین قرار می‌دهند.”

سوال این بود:” بازی در پست دفاع چپ برای لیورپول یورگن کلوپ چگونه است؟”

رابرتسون در طول نیم ساعت جذاب درباره واقعیت‎های متفاوتی از این پست و نحوه تکامل بازی‌اش تحت هدایت کلوپ صحبت کرد. این بازیکن 26 ساله در جولای 2017 با انتقالی 10 میلیون پوندی از هال‌سیتی تازه سقوط کرده به آنفیلد آمد و نشان داد که ارزشی بسیار بیشتر از این مبلغ دارد. او قهرمان چمپیونزلیگ و لیگ برتر است. او کاپیتان تیم ملی اسکاتلند است و می‎توان گفت که او کامل‎ترین دفاع چپ حال حاضر دنیای فوتبال به حساب می‌آید. ما درباره “فضاهای نامطمئن”، تعداد پاس‌های قابل توجه او، همکاری با ترنت الکساندر آرنولد در دفاع راست، تصمیم‌گیری در نبردهای پرفشار، ضربات آزاد و تحلیل‌هایی حرف زدیم که نشان می‌دهد او همیشه آماده است تا در مسابقات بزرگ موفق عمل کند…

***

گل‌سازی

رابرتسون در مجموع دو فصل 19- 2018 و 20- 2019 در تمامی رقابت‌ها 25 پاس گل ارسال کرد و در دیدار ابتدایی فصل 21- 2020 نیز با ارسال پاس گل ویرژیل فن دایک برابر لیدز، روند خود را حفظ کرده است. دو پاس گل در اواخر فصل گذشته که هر دو پس از مسجل شدن قهرمانی لیورپول بود، تجسم بهترین پاس‌های او بود. اولی در دیدار برابر آرسنال ارسال شد که پس از پیروزی او در نبردی هوایی در نزدیکی میانه میدان و سپس حرکت به سمت دروازه حریف بود.

 

او پاس روبرتو فیرمینو را گرفت و  توپ را حفظ کرد…

 

… و با دید درست سادیو مانه را انتخاب کرد که به خوبی ضربه پایانی را به توپ زد.

 

دومی که زیباتر نیز بود در شب اهدای جام ارسال شد. او در ابتدا توپ ارسال شده از یک ضربه آزاد را به محوطه جریمه خودی هدایت کرد و سپس متوجه شانس ضد حمله علیه چلسی شد.

 

پاس مانه را گرفت و حرکتش با توپ را در طول بال چپ ادامه داد…

 

… از خطایی که توسط جورجینیو انجام شد، گریخت…

 

… و دوباره یک توپ خوب برای الکس اوکسلید چمبرلین ارسال کرد…

 

… و او دروازه کپا آریسابالاگا را باز کرد تا بازی 3- 5 شود.

 

در چنین موقعیت‌هایی آیا به دنبال منطقه‌ای خاص یا بازیکن ویژه‌ای هستی؟

می‎گوید:” صادقانه بگویم، اینها با هم فرق می‌کند. هر از گاهی دنبال بازیکن می‎گردی و سعی می‎کنی کسی را انتخاب کنی. همه چیز به بالا نگه داشتن سر و ارزیابی گزینه‎های در دسترس خودت بستگی دارد. آیا کسی موقعیت توپ ربایی دارد؟ آیا کسی با سرعت بسیار به محوطه جریمه نزدیک می‎شود و بهترین گزینه ارسال توپ به سمت دروازه است؟

زمانی‎هایی هست که توپ را ارسال می‎کنم و یا یکی از بازیکنان ما به آن می‎رسد یا مدافعی اشتباه می‎کند. در این شرایط تلاش می‎کنم آن را به سمت فضاهای نامطمئن بفرستم که فضای بین مدافعان و دروازه‎بان است- محدوده‎ای که دروازه‎بان حس می‎کند نمی‎تواند به آنجا بیاید و مدافع نیز نمی‎خواهد پوشش دهد.

باید از آن دست تصمیمات در لحظه بگیرید که می‌خواهید چه کاری انجام دهید. فکر می‌کنم قدرت تصمیم‌گیری‎ام در طول دو سال گذشته بسیار بهتر شده است. احساس می‌کنم به عنوان یک بازیکن پیشرفت کرده‌ام و با خونسردی بیشتری بازی می‌کنم. این تغییر بسیار مهمی برای من است و به همین دلیل است که آمارهایم بیشتر از قبل بالا رفته‌اند.

بله، با تمام قوا و 100درصد توان جلو می‌روی اما گاهی نیاز به لحظه‌ای داری که آرام شوی، ذهنت را مرتب کنی و پاس درست را بفرستی. این چیزی است که من بسیار روی آن کار می‎کنم و پاداش گرفتن پس از این همه تلاش لذتبخش است. من از این‌که زمینه‌ساز گل شوم، لذت می‎برم. این اتفاق احساس خوبی می‎دهد.”

 

این چارت معمول‌ترین پاس‌هایی که دریافت می‌کنی را نشان می‌دهد و همچنین زمانی‌که در هر بازی در نیمه زمین حریف حضور داری…

 

داشتن مجوز حمله و حضور از عمق دفاع برای ارتباط با بازیکنان مقابل، همان چیزی است که معتقدم یک مدافع کناری باید انجام دهد و خوشبختانه این همان شیوه بازی‌ای است که سرمربی از من می‎خواهد؛ بنابراین به خوبی با من سازگار است. من خوش‌شانس هستم. این بازی بر اساس نقاط قوت من است.

وقتی در لیگ برتر برای هال بازی می‎کردم، تفکر تدافعی‎تری داشتیم چون تیم‎ها به ما فشار می‎آوردند. من زیاد جلو نمی‎رفتم. شاید در طول 90 دقیقه یک یا دو بار فرصت داشتم که وارد نیمه زمین حریف شوم. حالا شاید با توجه به مالکیت توپی که در اختیار داریم، در یک بازی 10 یا 11 بار این اتفاق رخ می‎دهد.”

***

برقراری ارتباط با مانه

رابرتسون و مانه در طول دو فصل و نیم گذشته تقریبا همواره بازیکنان ثابت سمت چپ تیم در تیم لیورپول کلوپ بوده‌اند. آنها به خوبی مکمل یکدیگر هستند.

او می‌گوید:” فکر می‌کنم این چیزی است که در طول زمان بهتر و بهتر می‌شود. سادیو و من حالا دیدارهای بسیاری را در کنار هم بازی کرده‌ایم. از زمانی‌که به تیم ملحق شدم، تقریبا در هر دیداری که به میدان رفتم سادیو جلوی من بوده است. رابطه ما فوق‌العاده است. او می‌داند که انتظار من از او برای بازگشت به عقب زمین و کمک کردن در فاز دفاعی چیست. من می‌دانم که انتظار او از من در زمان حمله و تلاش برای ارتباط با او چیست. این چیزی است که موفقیت بسیاری را در این سمت برای ما به ارمغان آورده است.  ما به خوبی با هم ارتباط برقرار می‎کنیم. من برای او فضاسازی می‎کنم تا شوتش را بزند یا گاهی برایش موقعیت به ثمر رساندن گل ایجاد می‎کنم.”

حرکت زیر در دیدار دوستانه پیش فصل برابر آر بی سالزبورگ شکل گرفت.

 

جورجینیو واینالدوم پاسی برای رابرتسون فرستاد اما این بازیکن اسکاتلندی پس از یک بررسی اجمالی با حرکتش حریف را گول زد تا توپ به مانه برسد.

 

این فضا را برای مانه ایجاد کرد که موقعیتش را تثبیت کرده و پاسی به محمد صلاح بدهد که شوتش توسط مدافع برگشت داده شد.

 

رابرتسون می‎گوید:” ما روی بعضی حرکات ترکیبی در تمرینات کار می‎کنیم- کارهای تاکتیکی بسیاری در زمینه چگونگی گشودن دفاع حریف داریم. اما بستگی به تصمیم‌گیری سریع در شرایط سریع در لحظه دارد؛ بنابراین باید بدون آمادگی هم باشد. شما می‌توانید هر تمرینی که می‌خواهید انجام دهید اما در شرایط بازی برای اتخاذ بهترین تصمیم همه چیز متفاوت است.

ما دیدیم که سادیو در طول سه سال گذشته بسیار پیشرفت کرده است. او و شیوه حرکاتش در یک سوم نهایی زمین عالی است. او بازی خود را به سطح کاملا جدیدی آورده است. فکر می‎کنم ما به هم کمک کردیم که به عنوان بازیکن پیشرفت کنیم. کار ما این است که بیشترین مشکل ممکن را برای تیم‌های حریف در سمت راست‌شان ایجاد کنیم و همیشه به دنبال بهتر شدن هستیم.”

***

همکاری با الکساندر آرنولد

ارسال پاس‌ در عرض زمین بین تو و ترنت الکساندر آرنولد به طور فزاینده به یکی از ویژگی‎های بازی لیورپول در فصل قهرمانی تبدیل شد. تفکر پشت این تعویض بازی مداوم به این شکل چیست؟

 

پاس‌های اندی رابرتسون در جریان بازی در فصل 20-2019

 

رابرتسون می‎گوید:” ما می‎دانیم که تیم‎های بسیاری تلاش می‎کنند به ما فشار بیاورند و شرایط را به سمتی ببرند که مرتکب اشتباه شویم. وقتی در سمتی از زمین که توپ حاضر است ما را پرس می‎کنند یعنی معمولا یک بازیکن آزاد در سمت دیگر وجود دارد. به جای ارسال توپ به خط دفاعی یا فرستادن آن به سمت خط میانی گاهی مستقیما سمت بازی را عوض می‎کنیم. و البته که هرچه سریع‌تر بتوانی توپ را به آن سمت ببری، تیم مقابل زمان کمتری برای سازگاری با این شرایط خواهد داشت. این کاری است که سعی داریم انجام دهیم.

تعداد دفعات انجام این کار کافی است اما نکته کلیدی تغییر دادن آن است. شما نمی‎خواهید قابل پیش بینی باشید. ما می‎توانیم آن را در سمت خودمان به جریان دربیاوریم یا به سمت خط میانی ارسال کنیم. گاهی باید توپ را به جو ( گومز) یا ویرژیل (فن دایک) ارسال کنیم یا به خط دفاع بفرستیم.

تغییر منطقه بازی به بخش مهمی از سبک بازی ما تبدیل شده است. وقتی ترنت و من چنین پاس‎هایی را رد و بدل می‎کنیم این شانس را به ما می‎دهد که از بازیکن میانی عبور کنیم و خیلی زود از فاز دفاعی به فاز هجومی برویم. ما باور داریم که هر دو، کیفیت لازم برای این کار را داریم و فکر می‎کنم این را در طول چند سال اخیر نشان دادیم.”

هر دوی شما چقدر روی این موضوع کار می‎کنید؟

“گاهی ترنت و من پس از جلسه تمرینی، می‎مانیم و کمی روی پاس‌های بلند با هم کار می‎کنیم. ترنت تمام استعدادهای لازم را دارد و امری طبیعی برای او است. او همیشه به دنبال این است و قدرت و شیوه ارسال این پاس‎های عرضی باورنکردنی است.

همانطور که بعضی بازیکنان روی پنالتی و ضربات آزاد کار می‎کنند، ما هم روی رساندن توپ به یکدیگر کار می‎کنیم. این کار باعث می‎شود که به دنبال پاس‎های بلند باشیم و در آن موفق شویم. ما می‎دانیم این راه فرار خوبی برای ماست.”

بهترین مثال برای تغییر بازی سریع و خارج کردن حریف از جریان بازی، احتمالا دیدار خانگی برابر منچسترسیتی در نوامبر سال گذشته است. با یک ضربه، خودت را پس از دریافت پاس الکساندر آرنولد آماده کردی و سپس به سرعت پاس زیبایی برای صلاح ارسال کردی تا آن را وارد دروازه کند. او حتی نیاز نداشت که سرعتش را کم کند…

 

الکساندر آرنولد که در سمت راست با دو بازیکن حریف روبرو شده، متوجه آزاد بودن رابرتسون در سمت مقابل می‌شود و …

 

… با یک ارسال بلند، رابرتسون را پشت کایل واکر صاحب توپ می‌کند.

 

رابرتسون هم با یک ارسال دقیق، توپ را در محوطه جریمه برای صلاح می‌فرستد.

 

ضربه سر تماشایی صلاح هم به گل لیورپول منجر می‌شود.

 

 رابرتسون می‎گوید:” بله، مثال خوبی است.

ترنت به قدری با استعداد است که می‎تواند با پای چپش هم همان پاس‎ها را به خوبی ارسال کند. آن یک پاس از سوی او باعث شد پنج بازیکن منچسترسیتی از جریان بازی خارج شود. سپس من توپ خوبی را به محوطه جریمه برای محمد فرستادم تا از آن استفاده کند. ما به سیتی فرصتی برای سازماندهی ندادیم.

منچسترسیتی این کار را با سایر تیم‎ها انجام می‎دهد. بسیاری از تیم‎ها تلاش می‎کنند که به سرعت جریان بازی را تغییر دهند. اما ما در این کار بسیار قدرتمند هستیم و مردم به آن توجه می‎کنند. ترنت و من پاس‌ گل‎های بسیاری را با این سبک ارسال کردیم. همه چیز به سرعت و دقت بستگی دارد. هرچقدر تیم دیگر فرصت کمتری برای سازگاری با مکان قرار گرفتن توپ داشته باشد، شانس شما برای حضور در پشت سر آنها بیشتر است.”

بخش زیادی از نیروی هجومی لیورپول از طرف تو و الکساندر آرنولد از کناره‌های میدان است. اگر او در سمت دیگر میدان با سرعت رو به جلو حرکت کند روی جایگیری تو تاثیری خواهد داشت؟

رابرتسون اظهار داشت:” همه چیز بستگی به این دارد که در اطراف من چه اتفاقی رخ می‎دهد. این تصمیمی است که ما باید بگیریم. به عنوان مثال به بازی با سالزبورگ در لیگ قهرمانان فصل گذشته نگاه کنید. ترنت توپ را فرستاد و من در جایگاه شماره 9 قرار داشتم تا کار را تمام کنم. ” رابرتسون اینجا کمی شکسته نفسی کرد.

 

این در واقع او بود که حرکت را در نیمه زمین لیورپول آغاز کرد، با توپ به سمت جلو رفت…

 

…. پیش از این که آن را به جردن هندرسون بسپارد و به نفوذش از میانه میدان ادامه دهد.

 

هندرسون یک و دوی تمیزی با صلاح کرد؛ سپس پاسی به گوشه سمت چپ سالزبورگ فرستاد تا الکساندر آرنولد به آن برسد…

 

… و مدافع راست پاس گلی به محوطه جریمه ارسال کرد تا رابرتسون در محوطه شش قدم آن را به گل تبدیل کند.

 

رابرتسون می‌گوید:” حمایت دقیقا در همان نقطه بود. هافبک‎های لیورپول در جای درست قرار داشتند و جای من و ترنت را پر کرده بودند بنابراین من می‎توانستم حمله کنم. ترنت و من تلاش کردیم که ابعاد متفاوتی را به تیم اضافه کنیم. گاهی فضاسازی برای هافبک‌‎هاست که به جلو بروند، گاهی برای ماست که به جلو برویم. همه چیز به بررسی شرایط و تصمیم‌گیری بستگی دارد. فکر می‎کنم ما بیشتر اوقات تصمیم درست را می‎گیریم.

تا زمانی‌که حمایت درست صورت بگیرد این آزادی عمل را به ما می‎دهد که هر دو همزمان پیش برویم. اگر اینطور نباشد هر کاری که ترنت انجام بدهد، روی تصمیم‌گیری من تاثیر می‎گذارد و برعکس.”

دیده شده که پس از ضربات آزاد، تو گاهی در دفاع راست بازی می‎کنی تا خطر توپ رفع شود و الکساندر آرنولد در سمت چپ می‌ماند…

رابرتسون اضافه می‎کند:” ما پست‎های تعیین شده خودمان را برای ضربات آزاد داریم. من معمولا در قسمت جلویی محدوده هستم و ترنت معمولا به سمت عقب می‎رود. خصوصا وقتی ضربه در سمت چپ حریف باشد طبیعی است که جایی که هستیم، بمانیم. اگر دو نفوذ مورب انجام دادیم تا به سمت دفاع در پست‌های معمول‌مان قرار بگیریم و توپ به سمت عقب بیاید، سپس هر دو در پست‎های خودمان هستیم. مهم است که تا زمانی که خطر دفع نشده هرجا هستیم بمانیم.

گاهی ما به سرعت وارد ضد حمله می‎شویم، تو خودت را در پست مدافع کناری حریف که به جلو رفته می‎بینی. این چیزی است که من به آن عادت دارم. البته که در سمت چپ راحت‎تر هستم اما سپری کردن چند دقیقه در سمت راست مشکلی ندارد. این بخشی از بازی ماست.

بازی برابر اورتون در فصل گذشته را به خاطر دارید؟ یکی از گل‎های ما با سرعت و درخشش ترنت از سمت چپ و با بازی گرفتن سادیو به ثمر رسید…

 

الکساندر آرنولد که به سمت چپ رفته، با پاس مانه، ضدحمله را آغاز می‌کند.

 

در حالی‌که الکساندر آرنولد توپ را پیش می‌برد، مانه هم با سرعت خود را به محوطه جریمه اورتون می‌رساند.

 

مانه پاس را از الکساندر آرنولد دریافت کرده و با یک شوت دقیق، کار را تمام می‌کند.

 

ما ارزش زیادی برای ضدحملات قائل هستیم. وقتی ضربه آزاد می‎دهیم، باید به درستی دفاع کنیم و سپس به سریع‌ترین شیوه ممکن ضدحمله بزنیم. گاهی این یعنی به عنوان مدافع کناری در سمت مخالف بازی کنی؛ به جای این‌که زمان را برای تغییر دوباره هدر بدهی.”

نوعی از خلق شگفتی نیز در این مورد وجود دارد. تو برابر برنلی در اواخر فصل گل زدی و این اتفاق زمانی رخ داد که در سمت راست روی پاس فابینیو موفق به زدن ضربه سر شدی. آنها انتظار نداشتند که تو آنجا ظاهر شوی…

او می‎گوید:” بله، من به آنجا رفتم تا یک کرنر کوتاه ارسال کنم و همان جا ماندم. فابینیو توپ موربی ارسال کرد و من توانستم آن را وارد دروازه کنم. ببینید این آزادی عملی است که ما داریم. این زیبایی بخشی از تیم بودن است. همه ما تا زمانی‌که حمایت در پشت سرمان درست باشد، آزادی داریم. اگر اینطور نباشد آزادی هم در کار نیست. ما تلاش می‎کنیم ابعاد متفاوتی به سبک بازی‎ و نحوه تلاش‌مان برای خارج کردن حریف از جریان بازی بدهیم.”

***

کرنرها و ضربات آزاد

لیورپول در طول دو فصل گذشته از تیمی معمولی در زمینه ضربات آزاد به تیم اول لیگ برتر تبدیل شده است. آنها به تنهایی در فصل 20- 2019 موفق شدند 11 گل را از روی نقطه کرنر به ثمر برسانند- یک گل بیشتر از دو تیم برتر بعدی در این عرصه که اورتون و وستهام یونایتد هستند. پیتر کراویتس، کمک مربی، وظیفه اصلی را در تحلیل و یافتن نقطه ضعف دفاع حریف برای استفاده شاگردان کلوپ بر عهده دارد.

رابرتسون با خنده می‎گوید:” ما تمرین زیادی روی این موضوع داریم. پیتر عاشق آنهاست! ضربات آزاد افتخار و لذت او هستند. وقتی از روی ضربه شروع مجدد گل می‎زنی، همیشه می‎دانی که پیتر را سربلند کردی. ببینید ضربات شروع مجدد بخش بزرگی از بازی هستند. وقتی بازیکنانی داری که در هوا بسیار خوب هستند مانند ویرژیل، هندرسون، بابی (فیرمینو)، باید بتوانی از این موضوع استفاده کنی و بیشترین بهره را ببری. ارسال توپ و فرار و نفوذ باید درست باشد.” مسئولیت این موضوع تا حد زیادی روی شانه‎های الکساندر آرنولد و رابرتسون است.

 

بازیکن ملی‌پوش اسکاتلندی اولین پاس گل این فصل را با ارسال دقیق برای فن‌دایک فرستاد که با ضربه سر ماهرانه‎ای دروازه لیدز را باز کرد.

 

او در اواخر فصل گذشته نیز موقعیت گلی برای صلاح در ورزشگاه برایتون ساخت که از روی ضربات کار شده کرنر بود.

 

این چیزی است که رابرتسون به شدت روی آن کار کرده است. او پیش از این کرنرزن اصلی تیم نبود. برای او آسان‌تر بود که به توپ برگشتی از یک ضربه شروعِ مجدد ضربه بزند تا این که بخواهد پشت آنها قرار گرفته و ارسال‌شان کند. او تایید می‎کند:” بله، من با آن مشکل داشتم. سال گذشته گاهی وقتی پشت ضربه کرنر قرار می‎گرفتم نمی‎توانستم آنها را درست ارسال کنم. نمی‎دانم چرا. این چیزی بود که می‎خواستم به بازی‎ام اضافه کنم. تلاشم برای این بود که به بقیه ثابت کنم اشتباه می‎کنند.

در طول فصل گذشته بسیار تمرین کردم تا پیشرفت کنم. می‎خواستم گزینه یک بازیکن چپ پا برای کرنرهای تیم را فراهم کنم چون پیش از آن همیشه ترنت یا میلی (جیمز میلنر) که راست پا هستند، آنها را ارسال می‎کردند. من تلاش کردم تا گزینه چپ پا باشم و باور دارم که توانستم این کار را انجام دهم. تا به حال چند کرنر خوب مانند پاس گل برای ویرژیل برابر لیدز ارسال کردم و امیدوارم ادامه داشته باشد.

اینجا نشسته‌ام که بگویم دیگر در زندگی‌ام کرنر بدی نخواهم زد. البته که این اتفاق خواهد افتاد. زمان‌هایی خواهد بود که توپ در جای درست فرود نخواهد آمد. اما اگر بتوانیم به روند درست آن تداوم ببخشم، خوشحال می‎شوم. ترنت و من وظیفه زدن کرنر را بر عهده داریم و این راه خوبی برای ارسال پاس گل است. چه خوب و چه بد باشند، ما همیشه پیش می‎رویم و روی آنها کار می‎کنیم. وقتی تمرین همیشگی در ملوود در زمین بازی جواب می‎دهد، احساس غرور می‎کنیم.”

***

پرتاب‌های اوت

پرتاب اکثر اوت‎ها توسط مدافعان کناری اجتناب‌ناپذیر است و کلوپ با اضافه کردن توماس گرونمارک تاکید زیادی بر این موضوع دارد.

فکر می‎کنید کار کردن با یک متخصص پرتاب اوت چه سودی برای شما داشته است؟

رابرتسون می‎گوید:” صحبت‌های زیادی درباره مدافعان کناری می‎شود چون بسیاری از پرتاب‎ها بر عهده ماست اما باید بگویم که این موضوع به همه تیم بستگی دارد. به دلیل تمرینانی که با توماس داشته‌ایم، همه بیشتر برای پرتاب اوت جابجا می‎شوند.

سطح پرتاب‎ها بالاتر رفته اما حرکات نیز بسیار بهتر شده و این مهم است. همه‌چیز به همین حواشی کوچک بستگی دارد. توپ زیاد از بازی خارج می‎شود؛ بنابراین بازپس‌گیری بهتر مالکیت توپ از پرتاب توپ یا پس گرفتن توپ روی کرنر حریف نیز حیاتی است.

اوایل وقتی به اینجا آمدم، اوت را تنها از روی خط می‎انداختیم و یک نبرد 50-50 برای آن شکل می‎گرفت. حالا وقتی اوتی نصیب‌مان می‎شود همه به چشم ضربه آزاد به آن نگاه می‎کنند که باید نتیجه خوبی داشته باشد. ما با ایجاد موقعیت از این پرتا‎ب‎ها تلاش کردیم تا به اینجا برسیم. ما قطعا پس از کار با توماس بهتر شده‎ایم.”

***

آنالیز

وقتی برای یک بازی آماده می‎شوید یا پس از بازی به اتفاقات رخ داده نگاه می‎کنید داده‎هایی برای بررسی دارید یا تنها تحلیل ویدیویی شکل می‎گیرد؟

رابرتسون می‎گوید:” بیشتر تحلیل ویدیویی است. فکر می‌کنم تماشای تصاویر بهتر از تماشای داده‎هاست. آنالیزورها و سرمربی در این شیوه می‎توانند روی آن صحبت کنند و همه نکته مورد اشاره را می‎بینند. اطمینان دارم که آمارهای بسیاری در دفاتر باشگاه هست اما ما آمار زیادی نمی‎بینیم مگر این‌که درخواست بررسی آنها را داشته باشیم. شیوه ما تماشای تصاویر است. بسیار بهتر است. اشاره به نکته مدنظر در این شیوه روشن‎تر است. ما قطعا بیشتر از آن استفاده می‎کنیم. موضوع دیدن موقعیتی در بازی است که باید به شکل خاصی رخ می‌داده و در واقع چطور رخ داده است.

ما به عنوان یک تیم تحلیل می‎شویم اما تو همیشه خودت را به صورت شخصی هم تحلیل می‎کنی. همیشه می‎دانی بازی بدی داشتی یا خوب بودی، چه کارهایی را خوب انجام دادی و چه کارهایی را خیلی خوب انجام ندادی. همه در فوتبال خود تحلیل‎گری دارند. همه چیز از این جا آغاز می‎شود. ما همه به خودمان نگاه می‎کنیم. همه اینجا این ذهنیت را دارند که می‎توان از هر بازی چیزی یاد گرفت و در بازی بعدی استفاده کرد.”

***

خط دفاعی جلو کشیده

پیروزی قدرتمندانه هفته گذشته برابر چلسی که در تمام نیمه دوم 10 نفره بود اولین کلین شیت در هفت بازی اخیر لیگ برتر را برای لیورپول به همراه داشت.

شاگردان کلوپ در تمام طول فصل گذشته خط دفاعی بسیار امنی داشتند اما پیش از سفر به استمفوردبریج در 13 بازی 21 گل دریافت کردند. لیدز تازه صعود کرده با به ثمر رساندن سه گل در هفته اول مدافع عنوان قهرمانی را به دردسر جدی انداخت. مشکل دفاعی چیست؟

رابرتسون می‎گوید:” صحبت‎های زیادی درباره خط دفاعی جلو کشیده ما می‎شود. اما این کار دلیلی دارد. دلیل آن فشرده کردن بازی و ایجاد فشار روی توپ است.

حرف‎های زیادی پس از بازی با لیدز زده شد اما مهم است که به این موضوع توجه کنیم که مصدومیت ترنت باعث شد او در اردوی پیش فصل حضور نداشته باشد و سپس من، او، ویرژیل و جو همگی به بازی‎های ملی رفتیم. ما پیش از بازی لیدز تنها دو جلسه تمرینی در کنار هم برگزار کردیم. مشخصا وقتی همگی به تیم‎های ملی کشورمان می‎رویم به سبک متفاوتی بازی می‎کنیم بنابراین این عاملی دیگری است که باید آن را در نظر گرفت.

بله، هر سه گل می‌توانست به ثمر نرسد و ما باید این اشتباهات را ریشه کن کنیم اما من نگران نشدم. ما تازه این فصل را آغاز کردیم. ببینید ما دوباره متحد شده و در زمین قدرتمند خواهیم شد. این فقط درباره خط دفاعی و دروازه‎‌بان نیست. ما به عنوان یک تیم دفاع می‎کنیم و تلاش می‎کنیم تا تمام سیستم دفاعی را بهتر کنیم. پیش از قرنطینه در این کار عالی بودیم. پس از قرنطینه روی اشتباهات‌مان گل‌هایی دریافت کردیم.”

چالش ادامه‌دار بازی پشت درهای بسته در طول شیوع ویروس چگونه است؟

رابرتسون از آن دست بازیکنانی است که از انرژی سکوها تغذیه می‌کند. پاسخ او بسیار صادقانه است. او می‌گوید:” واقعیت این است که فوتبال بدون هواداران مزخرف است. به همین سادگی. فوتبال در آن جو بسیار بهتر است. اما ما در یک کسب و کار سرگرم کننده هستیم. ما اینجا هستیم تا مردم را سرگرم کنیم.

اتفاقات جدی در دنیا در جریان است که در حال حاضر اجازه نمی‎دهد هزاران نفر در ورزشگاه‎ها تجمع کنند و ما به این احترام می‎گذاریم. این کار سختی است اما در فکرتان مدام درباره این فکر می‎کنید که آنها چطور هنوز در خانه از شما حمایت می‎کنند. ما هنوز برای آنها می‎جنگیم؛ همانطور که اگر هر هفته ورزشگاه پر بود، این کار را انجام می‎دادیم.

ببینید بازی بدون هواداران مثل همیشه نیست. هیچکس از بازی پشت درهای بسته لذت نمی‎برد اما ما باید با آن کنار بیاییم. خوشحالیم که می‎توانیم بازی کنیم و برای قهرمانی بجنگیم؛ همانطور که فصل گذشته این کار را انجام دادیم. وقتی در نهایت آن روز برسد و آنفیلد بار دیگر پر باشد، عالی خواهد شد. این به شما انگیزه می‎دهد.”

 

روبو، زندگی‌نامه اندی رابرتسون، در دست کنی دالگلیش، اسطوره باشگاه لیورپول

 

فرصت ما رو به پایان است. رابرتسون پس از انتشار کتاب فوق‌العاده‌اش با نام “روبو: حالا ما را باور خواهید کرد” که داستان فصل قهرمانی تاریخی لیورپول است، باید به وظایف رسانه‎ای دیگری رسیدگی کند. سود حاصل از فروش این کتاب به مسال مالی موسسه خیریه‌‌اش AR26 کمک خواهد کرد که وظیفه حمایت از کودکان بی‌بضاعت در اسکاتلند و سپس سراسر بریتانیا را بر عهده دارد.

او راهی طولانی را آمده اما مردی با وجدان اجتماعی است و هرگز ریشه‌های گلاسکویی خود را فراموش نکرده است.

در نهایت چه چیز به تو انگیزه می‌دهد؟ چه چیز باعث می‎شود عطشت برای موفقیت حفظ شود؟

او اضافه می‎کند:” بهترین نکته درباره قهرمانی احساسی است که از جشن گرفتن با خانواده نزدیک، دوستان و هم تیمی‎ها به دست می‌آوری. من دوست ندارم این احساس را یک یا دو بار تجربه کنم؛ می‎خواهم به تجربه کردنش ادامه دهم و این انگیزه من برای پیشروی است. آن احساس بالا بردن آن جام روی سرت. می‌خواهی خاطرات بیشتری بسازی.

ما برای باشگاهی بازی می‎کنیم که این انتظارات در آن وجود دارد. انگیزه من مانند سال گذشته یا سال قبلش است. همه در ملوود همینطور هستند. از زمانی‌که برگشتیم به جام‎هایی که فصل پیش به دست آوردیم حتی اشاره هم نکردیم. این فصل جدیدی است و ما می‎خواهیم دوباره به همه آنها هجوم ببریم. این اتفاق رخ بدهد یا نه، مسئله فقط خواستن نیست.

اگر موفق نشویم، پس تیمی بیشتر از ما شایسته آن بوده است. اگر بار دیگر موفق بشویم، آنوقت صحنه‎هایی باورنکردنی رقم می‌خورد.”

 

عنوان اصلی مقاله: Robertson analyses his game: How to be a left-back for Klopp’s Liverpool نویسنده: James Pearce نشریه / وبسایت: The Athletic زمان انتشار: سپتامبر 2020
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + 12 =

1 دیدگاه ارسال شده است