چلسی از ذهنیت بازنده فاصله گرفته؛ آلونسو حالا باید این روند را ادامه دهد
لیام توآمی/اتلتیک:
شکست، شکست است؛ اما وقتی برابر قهرمان قرار میگیرید، نحوه شکست خوردن اهمیت دارد.
چلسی در چهار سفر قبلی خود به ورزشگاه امارات در لیگ برتر، مقابل آرسنال با مجموع ۱۱-۲ شکست خورده بود.
این روند شامل دیداری در ماه مه ۲۰۲۳ میشد که در آن تیم فرانک لمپارد، سرمربی موقت چلسی، تا دقیقه ۳۴ با سه گل عقب افتاده بود. همچنین شکست آوریل ۲۰۲۴ را دربر میگرفت؛ زمانی که مائوریسیو پوچتینو، جانشین لمپارد، از بازیکنانش خواست ثابت کنند تیمشان چیزی فراتر از «کول پالمر افسی» است، اما در نهایت با نتیجه ۵-۰ شکست خوردند.
در مارس ۲۰۲۵ نیز تیم انزو مارسکا با رویکردی محتاطانه ــ تا مرز ترس و دستپاچگی ــ ۱-۰ باخت. پس از آن هم نوبت به شکست ۲-۱ رسید؛ دیداری که در آن تیم لیام روزنیور دو بار در ضربات ایستگاهی از نظر فیزیکی مغلوب شد و سپس پدرو نتو با دریافت یک کارت قرمز احمقانه، آخرین امیدهای چلسی برای بازگشت به بازی را از بین برد.
این دیدار در واقع بخشی از آن روند شکستها نبود؛ منظور، بازی برگشت نیمهنهایی جام اتحادیه فصل گذشته در فوریه است. چلسی با وجود اینکه در بازی رفت با نتیجه ۳-۲ عقب افتاده بود، در آستانه بازی برگشت مقابل آرسنال در امارات قرار داشت. با این حال، لیام روزنیور برای زنده نگه داشتن شانس تیمش، چلسی را با پنج مدافع به میدان فرستاد و تا دقیقه ۶۰ هم کول پالمر و استوائو را وارد زمین نکرد.
این برنامه لزوماً بد نبود، اما در عین حال اعترافی آشکار و بیپرده به برتری آرسنال بود.
ژابی آلونسو یکشنبه هیچیک از این ملاحظات را در نظر نگرفت؛ آن هم در حالی که آرسنال بیش از هر زمان دیگری قدرتمند به نظر میرسد. تیم میکل آرتتا حالا با پشتوانه قهرمانی در لیگ برتر، اعتمادبهنفس و اعتبار بیشتری دارد و خط دفاعیاش حتی بدون ویلیام سالیبای مصدوم نیز فصل جدید را با همان هیبت نفوذناپذیر آغاز کرده است.
نقطه قوت چلسی در پیروزیهایش مقابل فولام و برایتون، خط حمله قدرتمند و پرتوان این تیم بود. از این منظر، تصمیم آلونسو برای تکیه کردن به سه مهاجم خود برابر آرسنال منطقی به نظر میرسید؛ اما این تصمیم هدفی فراتر از صرفاً انتخاب ترکیب داشت و با فلسفهای که او میخواهد در چلسی بنا کند نیز همخوان بود.

هر تیمی ممکن است روی یک ضربه ایستگاهی غافلگیر شود؛ همانطور که آرسنال در ۷۷ ثانیه نخست مقابل چلسی غافلگیر شد. البته کمی هم شانس در کار بود که توپ مقابل پای مورگان راجرز، در موقعیتی مناسب برای شوت والی، فرود آمد. اما اگر تیم میهمان شش بازیکن را داخل محوطه جریمه آرسنال نمیفرستاد تا روی ضربه ایستگاهی برای توپ بجنگند، چنین موقعیتی هم شکل نمیگرفت؛ ضمن اینکه راجرز و پالمر، دو نفر از بهترین تمامکنندههای چلسی، درست بیرون محوطه منتظر فرصتی برای ضربه نهایی کمین کرده بودند.
آلونسو در نشست خبری پس از بازی گفت:
«نمیخواستیم از همان دقیقه اول عقب بنشینیم، منتظر بمانیم و بازی را به یک مسابقه طولانی تبدیل کنیم. میخواستیم فعال باشیم، در پرسینگ نقش داشته باشیم؛ گاهی بالاتر برویم، گاهی عقبتر بمانیم و مالکیت توپ خوبی داشته باشیم. فکر میکنم در بسیاری از این موارد عملکرد درستی داشتیم.»
چلسی در بخشهای زیادی از نیمه اول مجبور بود برای بقا بجنگد؛ چرا که آرسنال پس از گل زودهنگام راجرز با قدرت به بازی هجومی روی آورد و چه در جریان بازی و چه روی ضربات ایستگاهی، موجهای پیاپی و خشمگینی از فشار روی دروازه چلسی ایجاد کرد.
گل تساوی کای هاورتز تقریباً اجتنابناپذیر به نظر میرسید، اما پس از ۱-۱ شدن بازی، به لطف جاهطلبی هجومی تیم آلونسو که ذرهای از شدت آن کم نشده بود، مسابقه به تعادلی بسیار تماشایی و جذاب رسید.
مارتینز توپ را از روی سر ازری کونسا عبور داد و آن را به راجرز رساند. راجرز هم با ژوائو پدرو پاسکاری کرد، سپس توپ را بهسرعت روی پای راستش آورد و شوتی محکم زد که با فاصلهای اندک از تیر دورتر دروازه داوید رایا به بیرون رفت.
رومئو لاویا در میانه زمین با پرس خود باعث شد آرسنال توپ را از دست بدهد و ریس جیمز نیز ژوائو پدرو را صاحب توپ کرد تا او از فاصله ۴۵ یاردی (حدود ۴۱ متری) شوتی جسورانه را امتحان کند.
در وقتهای تلفشده نیمه اول، نتو یک ضدحمله برقآسا را رهبری کرد، از سمت راست به داخل زد و شوتش به پایه تیر دروازه برخورد کرد.

در این میان، آرسنال هم لحظات بسیار خوبی در حمله داشت؛ بهخصوص زمانی که چرخشهای سریع و هوشمندانه بازیکنان در سمت راست زمین، نقطهضعف سمت چپ خط دفاعی چلسی را هدف میگرفت. وسلی فوفانا احتمالاً بهترین مدافع میانی چلسی بود، اما حتی او هم نتوانست از گرفتار شدن در این چرخوفلک تاکتیکی فرار کند؛ مارتین اودگارد، بوکایو ساکا و بن وایت یکی پس از دیگری به فضاهای مناسب برای ارسال توپ نفوذ میکردند.
چلسی هنگام از دست دادن توپ گاهی دچار آسیبپذیریهای باورنکردنی میشود و اگرچه گل پیروزی اودگارد با یک حرکت تماشایی از سوی هاورتز و فریب مدافع با یک جاخالی هوشمندانه همراه بود، اما حرکتی که به این گل منجر شد برای تعیین تکلیف مسابقهای در این سطح، بیش از حد ساده بود. لاویا از جای خود خارج شد و جیمز هم نتوانست خطری را که در حال شکلگیری بود تشخیص دهد؛ کاری که یک هافبک دفاعیِ واقعی و متخصص تخریب حملات حریف باید انجام میداد.
این همان ضربهای بود که در سالهای اخیر بارها زمینهساز بردهای پرگل آرسنال شده یا دستکم به آنها اجازه داده کنترل بازی را تثبیت کنند. اما چلسی این بار از پا نیفتاد؛ هرگز تسلیم نشد و همچنان برای پیدا کردن راهی به سمت گل تساوی تلاش کرد. آنها حتی در دقایق پایانی تا آستانه رسیدن به گل رفتند؛ زمانی که شوت کاتدار و مهارنشدنی استوائو، داوید رایا را مجبور کرد یک مهار در سطح جهانی انجام دهد.
چلسی یکشنبه ۱۳ شوت به سمت دروازه داشت؛ آماری که در فصل گذشته لیگ برتر، تنها یک تیم میهمان در امارات توانسته بود به آن برسد. بله، این آماری نیست که بتوان بابتش سرود قهرمانی خواند و بله، بعضی از این شوتها تهدید چندانی ایجاد نکردند (مجموع xG چلسی ۰.۳۹ بود که پایینترین میزان آنها از آخرین بازی روزنیور مقابل برایتون در آوریل محسوب میشود). با این حال، خلق موقعیتهای باکیفیت مقابل آرسنال تقریباً غیرممکن است. جاهطلبی در حمله اغلب بهترین چیزی است که یک تیم مقابل آرسنال میتواند از خود نشان دهد.
آلونسو در ادامه گفت:
«باید بهتر شویم و باید از آنها یاد بگیریم، چون این بالاترین سطح است. وقتی قرار است در بالاترین سطح بازی کنیم، میخواهیم در تمام فازهای بازی تا حد امکان کارآمد و دقیق باشیم. اما این جایی است که اکنون قرار داریم؛ این فقط سومین بازی ما در این مرحله جدیدی است که همراه با چلسی آغاز کردهایم. از روحیه و نگرش بازیکنانم خوشحالم.»
این روحیه در قالب مقدار قابلتوجهی کریخوانی و تنش مخصوص دربی لندن خودش را نشان داد؛ از لاویا که مقابل بن وایت ایستاد و با او درگیر لفظی شد، تا ژوائو پدرو که با مایلز لوئیس-اسکلی یک گفتوگوی کاملاً جدی و صریح داشت. راجرز هم در نیمه دوم به دکلان رایس فهماند که دقیقاً چه نظری درباره حرکت همتیمیاش در تیم ملی انگلیس دارد؛ رایس با یک خطای عمدی و ناجوانمردانه، او را بدون توپ سرنگون کرده بود.
بسیاری از هواداران چلسی که برای تماشای بازی به ورزشگاه میروند، آنقدر قدیمی هستند که روزهایی را به یاد بیاورند که تیمشان مرتباً آرسنال را تحت فشار میگذاشت و زورش را به آنها تحمیل میکرد. اما در دوران میکل آرتتا این معادله کاملاً برعکس شده است؛ تا جایی که یکی از مهمترین اهداف آلونسو در بازی یکشنبه، از بین بردن حس حقارت و عقده خودکمبینی بود که به نظر میرسید در ذهن تعداد زیادی از بازیکنانش شکل گرفته است.
در ورزشگاه امارات نشانههای مثبتی در این زمینه دیده شد. چلسی هنوز فاصله زیادی دارد تا بتواند برای قهرمانی لیگ برتر با آرسنال رقابت کند، اما شکست به این شکل میتواند تا حدی اطمینانبخش باشد که آلونسو و بازیکنانش در مسیر درستی قرار گرفتهاند.
کامنتها