ستاره غیرمنتظره ایتالیا؛ حالا همه لوکاتلی را می‌خواهند

بعد از یورو، لوکاتلی می تواند به پسکاته برگردد، دریاچه کومو را تماشا کند و همزمان با رسیدن آب به دامن ساحل، به آینده‌اش فکر کند. مثل توپی که زیر پایش است، دنیا هم در اختیار او است تا به هر چیزی که می‌خواهد برسد.

هفت‌یک- مانوئل لوکاتلی دیگر در پسکاته نیست. پسر بچه‌ای که با بازی در ساحل دریاچه کومو بزرگ شد و عصرهای تابستان در میان پشه‌ها ماهیگیری می‌کرد، قرار نبود در ترکیب اصلی یورو حضور داشته باشد.

کمتر از یک سال قبل، هافبک ساسولو در اولین بازی خود مقابل هلند درخشید اما قرار نبود او در کنار جورجینیو بازی کند و این پست در تیم ایتالیا متعلق به مارکو وراتی بود. بعد از آن، ناپلئون ابروتزو (وراتی) گرفتار همان ناکامی همیشگی شد. متأسفانه رباط زانوی راست پاسور محبوب پاری سن ژرمن کشیده شد و او در خطر از دست دادن یک تورنمنت بزرگ دیگر قرار داشت.

به صورت بالقوه این اتفاق ویرانگر بود. وراتی بازیکن اصلی ایتالیای روبرتو مانچینی است. اما در حقیقت انگار هیچ مشکلی برای تیم به وجود نیاورد؛ البته این مساله را به مارکو نگویید. ایتالیا در آمستردام مهمان یوهان کرایوف آرنا شد و به هلندی‌ها درس توتال فوتبال داد؛ خاطره بازی آن شب باعث آرامش مانچینی شد. از آن زمان به بعد، او می‌دانست که می‌تواند به لوکاتلی اعتماد کند. او بازیکنی است که در فصل گذشته سری A در زمین بیشترین پاس را به گردش درآورد و با نظم خاصی توانست بیشترین لمس توپ را داشته باشد. حالا که وراتی به بهبودی کامل نزدیک شده یک بحث جدی به وجود آمده است: چطور یک برنده سریالی و فینالیست لیگ قهرمانان اروپا به تیم برگردد؟

بالاخره شب چهارشنبه هوداران در ورزشگاه المپیک رم لوکاتلی را ایستاده تشویق کرده بودند و ایتالیا هم باز سبکی از فوتبال را ارائه داد که مثل بهترین شراب‌های فرانسیا کورتا جوش و خروش دارد. مانچینی که فکل موهای خاکستری‌اش کمی بالاتر از همیشه بود، لپ‌هایش را باد کرد و گفت:” دو گل از یک هافبک.” مربی سابق منچسترسیتی به خوبی ارزش آن ضربات نهایی را می‌دانست.

 

لوکاتلی که حرکت را از وسط زمین شروع کرده بود، خود را به مقابل دروازه سوئیس رساند تا پاس دومینیکو براردی را تبدیل به گل کند.

 

جورجیو کیه لینی، کاپیتان ایتالیا، می‌لنگید و دستانش روی ران پای چپش قرار داشت. او تصور می‌کرد که گلی به ثمر رسانده، اما VAR گل را مردود اعلام کرد (توضیح مترجم: منظور دیدار دوم ایتالیا مقابل سوئیس است). شاید همین شادی پس از گل باعث مصدومیتش شد. چند ثانیه بعد از تعویض این مدافع 36 ساله، لوکاتلی اولین گل بازی را به ثمر رساند. درست در زمانی که سوئیس حس کرد ایتالیا ضعیف شده، آن‌ها قدرت‌شان را در ظرافت لوکاتلی  نشان دادند.

حرکتی که منجر به این گل شد- یک و دو با فاصله زیاد، یعنی از خط وسط زمین تا نزدیک خط کرنر- کلاس بالای لوکاتلی را نشان داد. در فصل گذشته سری A لوکاتلی بیشترین پاس اول را داده بود و این جا با یک پاس بلند قوس‌دار دومنیکو براردی، هم‌باشگاهی‌اش را صاحب توپ کرد. پایه این گل در ساسولو شکل گرفت، شهر کوچکی نصف اندازه ورزشگاه المپیک رم در انتهای مسیر یک راه‌آهن زنگ‌زده. با این حال فرار پر انرژی لوکاتلی برای زدن ضربه آخر اصلا قابل انتظار نبود.

مربیان لوکاتلی به او می‌گویند که به اندازه کافی گل نمی‌زند اما او روز چهارشنبه مجموع گل‌هایش برای کشورش را دو برابر کرد. قابل پیش‌بینی بود که به او لقب آندره‌آ پیرلوی جدید بدهند، اما او خودش را بیشتر شبیه سال‌های اولیه بازی دنیله ده‌روسی می‌بیند (شاید تحت تاثیر این باشد که ده‌روسی به کادر مانچینی اضافه شده)؛ داده‌های Opta این شباهت را تایید می‌کند. دومین بازیکنی که بیشترین تکل موفق را در سری A داشته، لوکاتلی است.

لوکاتلی گفت:” من معمولاً در حملات شرکت نمی‌کنم، اما امشب کمی دیوانه‌بازی درآوردم و آن حرکت را به پایان رساندم.” با آن موهای آشفته و چهره‌ای که شبیه اهالی لومباردی است، لوکاتلی برای گل دوم یک مسافت طولانی را به سرعت طی کرد؛ مثل یک ماشین فراری تولید مارانلو که فقط چندین کیلومتر با محل تمرین او در ساسولو فاصله دارد. این گل یادآور گلی بود که باعث شهرت حرفه‌ای او شد. پاییز سال 2016 با پیراهن میلان در بازی برابرتیم فعلی‌اش، این گل را از خارج از محوطه جریمه به ثمر رساند. لوکاتلی که در آن زمان یک نوجوان بود، چند هفته بعد گل پیروزی تیمش را برابر یوونتوس زد.

بعد از آن گل اشک می‌ریخت. باور کردنی نبود. و وقتی میلان تصمیم گرفت او را به قیمت حدود 14 میلیون یورو به ساسولو بفروشد، دوباره گریه کرد. او به گاتزتا دلو اسپورت گفت:” نمی‌دانم درست است که بگویم یا نه، آن‌ها من را رها کردند. اما حس می‌کردم که دیگر به من اعتماد ندارند. اذیت شدم و گریه کردم. برای 10 سال میلان زندگی‌ام بود.”

لوکاتلی عضو کلاسی از بازیکنان آکادمی آتالانتا به نام زینگونیا بود که بعدها جزو تیم اول جان‌پیرو گاسپرینی شدند اما او آتالانتا را ترک کرد تا به میلان بپیوندد. در این بین، میلان با ساندرو تونالی که به پیرلو شبیه بود، قرارداد امضا کرد. بعد از یک فصل ناامیدکننده در سن سیرو، او اصلا در حد تیم ایتالیا نبود. اگر میلان گزینه دائمی کردن قراردادش از برشا را فعال نکند، او حتی ممکن است فصل آینده در این تیم حضور نداشته باشد. شاید خود این معامله بد نباشد، چون میلان می‌تواند برای پس گرفتن لوکاتلی از مبادله او استفاده کند. مطمئنا میلان پشیمان است. اما تیم ساسولو، که خود مردم محلی به آن ساسول می‌گویند، جایی بود که لوکاتلیِ امروز را ساخت.

در ساسولو، سرزمین غذای کاپلتی، بود که کسی مثل روبرتو دی‌زربی را پیدا کرد؛ مربی‌ای که احتمالا طرح پتوی رخت خوابش تصویری از پپ گواردیولاست و روی دیوار اتاقش پوسترهای مارسلو بیلسا وجود دارد. در جنگ‌های فرهنگ فوتبالی در ایتالیا، دی‌زربی هدف حملات زیادی قرار گرفته است. این که در ایتالیا از بازیکنان بخواهید شجاع و ریسک‌پذیر باشند و زیر فشار بازی کنند، مربیان سنتی مثل فابیو کاپلو را از عصبانیت سرخ می‌کند. و با این وجود بدون مربیانی مثل او، بدون باشگاهی مثل ساسولو، مانچینی نمی‌توانست فوتبالی ارائه دهد که ایتالیا چهارشنبه شب ارائه داد.

 

درخشش لوکاتلی در یورو باعث خواهد شد تا مشتریان بیشتری به دنبال به خدمت گرفتن او باشند و احتمال جدایی‌اش از ساسولو افزایش پیدا می‌کند.

 

بقیه کسانی که به این سبک کمک کردند گاسپرینی، آتالانتا، آنتونیو کونته و حتی زدنک زمان و تیم سابقش پسکارا هستند. اما نباید کار آریگو ساکی و آنتونیو گالیاردی در فدراسیون فوتبال ایتالیا را هم نادیده گرفت. همان طور که نیکولو بارلا بعد از بازی خاطر نشان کرد، اگر امروز ایتالیا به این سبک فوتبال بازی می‌کند به این دلیل است که یک نسل سال‌ها به همین شکل کنار هم آن را در زمین اجرا کرده‌اند. او با لبخندی بر لب به اسکای ایتالیا گفت:” من و مانوئل در تیم زیر 15 سال شروع کردیم و حالا اینجا هستیم.”

شخص دیگری که بدون شک بعد از پیروزی اخیر 3-0 ایتالیا لبخند زد، جیووانی کارنوالی، مدیر اجرایی ساسولو، بود که هنگام تماشای بازی لوکاتلی، حتماً تنها چیزی که چشم‌هایش می‌دید، اسکناس‌های سبز دلار بود. این مدیر خوش‌برخورد اهل رم می‌داند که یوونتوس برای نظم دادن به خط هافبک بی‌خلاقیتش، لوکاتلی را در نظر دارد. او اطلاع دارد که لوکاتلی پست‌هایی مرتبط با یوونتوس را در شبکه‌های اجتماعی لایک کرده، برادرش یکی از طرفداران پر و پا قرص بانوی پیر است و این تیم می‌تواند در عوض بازیکنان آینده‌داری مثل نیکولو روولا یا نیکولو فاجولی را به ساسولو بدهد. اما کارنوالی همچنین می‌داند که بعد از عملکرد لوکاتلی در ورزشگاه المپیک رم، بورسیا دورتموند تنها تیمی نخواهد بود که برای امضای قرارداد با او یوونتوس را به چالش می‌کشد.

کارنوالی گفت:” اخیرا بیشترین تیمی که به او علاقه دارد یک تیم خارجی است و به نظر می‌رسد که قصدشان جدی است.” اتلتیک حدس می‌زند تیم‌هایی که به دنبال جذب لوکاتلی بودند، حالا حتی جدی‌تر شده باشند. وراتی در سری A بازی نکرد و مستقیم به پاری‌سن‌ژرمن رفت. جورجینیو با چلسی فاتح لیگ قهرمانان شد. بعد از یورو، لوکاتلی می تواند به پسکاته برگردد، دریاچه کومو را تماشا کند و همزمان با رسیدن آب به دامن ساحل، به آینده‌اش فکر کند. مثل توپی که زیر پایش است، دنیا هم در اختیار او است تا به هر چیزی که می‌خواهد برسد.

 

عنوان اصلی مقاله: The world is now Manuel Locatelli’s oyster نویسنده: James Horncastle-ترجمه: فاطمه رضازاده نشریه / وبسایت: The Athletic زمان انتشار: 16 ژوئن 2021
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + چهارده =

1 دیدگاه ارسال شده است