60 اسطوره تاریخ لیگ برتر؛ سادیو مانه (37)

مانه نسخه 2020 یکی از شکست‌ناپذیرترین بازیکنان جهان است ولی مانه 2007 سعی داشت خانواده‌اش را راضی کند که سفرش به داکار که یک هفته طول می‌کشد، ارزشش را دارد. در نهایت خانواده موافقت کردند- او یک سال دیگر به مدرسه برود و سپس به دنبال رویایش در فوتبال باشد.

هفت‌یک- فراموش کردید که او برای ساوتهمپتون بازی می‌کرد نه؟ البته نه همه شما ولی وقتی صحبت از دستاوردهای سادیو مانه در لیگ برتر به میان می‌آید، خیلی راحت تمرکزها روی عملکرد درخشان او در پیراهن قرمز لیورپول خواهد بود تا دو سال بی‌ثبات ولی هیجان‌انگیزی که در ساوتهمپتون سپری کرد. حالا اگر از کسی سوال شود خانه فوتبالی بازیکن سنگالی کجاست، سریعا به لیورپول فکر می‌کنید ولی مانه سال‌ها تلاش کرد و پشتکار فوق‌العاده‌ای داشت که به بازیکنی که امروز می‌شناسیم تبدیل شد.

مانه در روستای بامبالی در سنگال، لقب بالونبووا (جادوگر توپ) را به خود اختصاص داده بود ولی عموهایش (پس از مرگ پدرش در زمانی‌که 7 ساله بود، او را بزرگ کردند) عشق او به فوتبال را موجب حواس‌پرتی از اهداف اصلی می‌دانستند. آنها مانه را مجبور کردند روی تحصیلاتش تمرکز کند ولی مانه نمی‌توانست از عشقش به فوتبال بگذرد و هنگامی‌که با دوستانش بازی می‌کرد، گاهی خود را رونالدینیو می‌نامید و عاشق تیم سنگال در جام جهانی 2002 شده بود. وقتی تمایل او به بازی کردن به اوج رسید، از دوستانش پول قرض کرد و مسافتی 7 ساعته را با اتوبوس به مقصد داکار طی کرد، 250 مایل را پشت سر گذاشت تا توسط یک تیم انتخاب شود. برنامه مانه 15 ساله این بود که در خیابان‌ها فوتبال بازی کند به امید این‌که یک نفر متوجه توانایی او شود.

او در مصاحبه با مجله موندیال که او را ” یاور روبرتو فیرمینوی خونگرم و محمد صلاح ابرانسان” توصیف کرده بود گفت:” نمی‌دانستم چه کار دیگری باید انجام دهم!” توصیف مجله موندیال، توصیف دقیقی برای بازیکنی محسوب می‌شود که پس از گلی که با همکاری هم‌تیمی‌هایش به ثمر رسیده، خوشحالی آنها را تقلید می‌کند. یکی از خصوصیات مانه، توانایی تطبیق‌پذیری اوست.

مانه‌ای که در ساوتهمپتون شاهدش بودیم، با مانه‌ای که اوایل در لیورپول می‌دیدیم، تفاوت داشت؛ بازیکنی که پرس کردن را نیز به دریبل‌های فوق العاده و شوت‌های دقیقش اضافه کرده بود ولی او همچنان یک وینگر بود. آن مانه، با مانه 2017 که با پیوستن محمد صلاح، بیشتر متمایل به مرکز زمین بازی می‌کرد فرق داشت و همکاری و ارتباطی را با هم تیمی‌هایش آغاز کرده که مبتنی بر عملکرد سریع ذهن و پاست. در سال 2018، پس از جدایی فیلیپه کوتینیو هم مانه تغییر کرد و این مهاجم سنگالی وظایف بازیسازی را نیز برعهده گرفت و در زمانی‌که نیاز به حضور او در آغاز حملات تیم بود، بیشتر در عمق بازی کرد.

 

مانه در ساوتهمپتون روزهای پرفراز و نشیبی داشت اما آنقدر خوب بود که بتواند کلوپ را به خریدش متقاعد کند.

 

توانایی مانه در پیشرفت کردن، او را به یکی از مرگبارترین مهاجمان حال حاضر لیگ برتر تبدیل کرده- در 18 ماه اخیر، او در پرس کردن حریف هم پیشرفت داشته و ضربات نهایی را مقابل دروازه بهتر از قبل می‌زند، حفظ توپ‌هایش در مناطق خطرناک‌تر سمت چپ زمین اتفاق می‌افتد و از حمایت دو دفاع کناری یعنی ترنت الکساندر آرنولد و اندرو رابرتسون بهره می‌برد.

مشخصا بازیکنان بهتری نسبت به او در لیگ برتر حضور دارند ولی شاید هیچ بازیکنی در زمان نیاز به اندازه او در زمین خوش نمی‌درخشد. وقتی شرایط حساس است، به وضوح می‌بینید که مانه با سرعت بیشتری بازی می‌کند، به روزهایی که بیشتر توپ حفظ می‌کرد بازمی‌گردد ولی در عین حال ذهنش را مرتب می‌کند و هوشمندی بیشتری به کار می‌گیرد که فرم فعلی‌اش را توقف‌ناپذیر می‌کند.

وقتی لیورپول نیاز به گلزنی دارد، مسئولیت بر دوش مانه است. او فروتن است ولی همانطور که تلاش‌های او را در دیدار مقابل استون ویلا در نوامبر 2019 شاهد بودیم، زمانی‌که تیمش به پیروزی نیاز داشته باشد، او توپ را گرفته و تا جایی که باید پیش می‌برد.(هر چند ما تلاش می‌کنیم رقابت‌های اروپایی تاثیری روی مقالات 60 اسطوره لیگ برتر نگذارد ولی به شما توصیه می‌کنیم برای درک دقیق نگاه مانه به بازی، فینال چمپیونزلیگ 2018 را نگاه کنید که او مشت‌هایش را به هم می‌زد و تصمیم می‌گرفت:” من توپ را تحت مالکیت خودم نگه می‌دارم”.)

مانه نسخه 2020 یکی از شکست‌ناپذیرترین بازیکنان جهان است ولی مانه 2007 سعی داشت خانواده‌اش را راضی کند که سفرش به داکار که یک هفته طول می‌کشد، ارزشش را دارد. در نهایت خانواده‌اش موافقت کردند- او یک سال دیگر به مدرسه برود و سپس به دنبال رویایش در فوتبال باشد.

در آن سال مانه به داکار بازگشت و به آکادمی “Academic Generation Foot” پیوست. سپس در سال 2011 به فرانسه سفر کرد تا برای تیم متز بازی کند. سال 2012 به اتریش رفت تا برای ردبول سالزبورگ به میدان برود و در نهایت سال 2014 وارد بریتانیا شد و به ساوتهمپتون پیوست. او هزاران مایل سفر کرد، هزاران تماس ویدیویی و تلفنی با خانواده نگرانش داشت و هزاران تاثیر متفاوت که منجر به ساخت یک سبک فوتبالی شد.

برخی بازیکنان صرفا با تکیه بر سرعت، از مدافعان روبروی‌شان می‌گذرند و امیدوارند مسافت A تا B را در کم‌ترین زمان ممکن طی کنند. برخی دیگر هم دریبل‌ها را به شکلی انجام می‌دهند که انگار با چندین مانع روبرو هستند، حریف را بررسی کرده و سپس تصمیم می‌گیرند با انجام یک حرکت تکنیکی یا تغییر در شتاب حرکت‌شان او را جا بگذارند.

 

بازی در کشورهای مختلف باعث شده تا جنبه‌های تکنیکی متفاوتی به بازی مانه اضافه شود.

 

سبک فوتبالی مانه به خاطر حضور در لیگ‌ها و سرزمین‌های فوتبالی مختلف، چیزی بین این دو است که او برای چند حرکت خود را آماده کرده و موثرترین آنها را انتخاب می‌کند. او سرعتی مرگبار در شروع حرکاتش دارد، با هر دو پا از قدرت تمام‌کنندگی بالایی برخوردار است و همچنین توانایی ارسال پاس‌های بلند و کوتاه را دارد. تماشای بازی او مثل تماشای کسی است که مکعب روبیک را در کمتر از یک دقیقه حل می‌کند – شما مبهوت شرایط و موقعیت‌های پیش آمده می‌شوید و در نهایت سرعت حل مساله را می‌بینید. (بار دیگر باید گفت که مثالش در لیگ برتر کمتر بوده و می‌توان به بازی با بایرن مونیخ در ماه مارس 2019 اشاره کرد).

مانه درباره این توانایی‌های استثنایی گفت:” هر گامی که در دوران فوتبالم برداشته‌ام، برای پیشرفتم اهمیت داشته است. یاد گرفته‌ام که چگونه با سیستم‌های متفاوت بازی کنم، با بازیکنان متفاوت بازی کنم و همینطور در لیگ‌های مختلف ولی در لیورپول سطح بازی‌ام را به شکل قابل توجهی پیشرفت دادم. کار کردن با یورگن کلوپ یکی از مهم‌ترین دلایل بوده است.

البته که کار کردن با کلوپ از مهم‌ترین نکات پیشرفت او بوده و دوران حضور مانه در لیورپول باعث شده تا او در این فهرست قرار بگیرد…. ولی فراموش نکنیم که او در ساوتهمپتون هم توانایی‌هایش را به رخ کشید. تیم شروود (سرمربی وقت استون ویلا) هم این موضوع را فراموش نخواهد کرد، به خصوص پس از آن‌که مانه در مدت زمانی کمتر از سه دقیقه توانست مقابل استون‌ویلا هت‌تریک کند و سریع‌ترین هت‌تریک تاریخ لیگ برتر را به نام خود زد (رکوردی که بعید است شکسته شود.)

 

موفقیت مانه برای بسیاری در زادگاهش الهام‌بخش بوده و او از احترام زیادی در سنگال برخوردار است.

 

این هت‌تریک به طور خلاصه از توانایی‌های مانه در اوایل دوران حضورش در لیگ برتر صحبت می‌کند. روی گل اول می‌توان دید که او بدنش را مثل یک سپر مقابل توپ قرار می‌دهد تا مدافع ویلا قادر به دفع آن نباشد و پس از دفع ضربه اول توسط مدافعان، او ضربه دوم را به توپ زد و آن را گل کرد. در صحنه گل دوم، یک پاس اشتباه رو به عقب باعث شد مانه با شی گیون در موقعیت تک به تک قرار بگیرد. گل سوم هم با یک شوت سرضرب روی سانتر ارسالی به پشت محوطه جریمه  به ثمر رسید.

گل ها به حدی متفاوت و ناهمگون بودند که به سختی می‌شد متوجه سرعت مغز و بدن مانه شد ولی نشان‌دهنده استعدادی بود که می‌توانست چنین عملکردی را تکرار کند. مانه خوش‌شانس است (یا حداقل می‌داند در موقعی که باید، کجا بایستد) و هنگام فوتبال بازی کردن خوب کار می‌کند و حتی هنگامی‌که در ساوتهمپتون، با بی‌ثباتی‌هایش هواداران را خسته و ناامید می‌کرد، کلوپ به خوبی می‌دانست که در لیورپول از او چه می‌خواهد؛ او که در دو فصل در ساوتهمپتون، در 75 بازی 25 گل زد.

مانه قرار بود در لیورپول کلوپ، وظایف مارکو رویس در دورتموند کلوپ را ایفا کند. او این امیدها را زنده کرد و بهتر از انتظارات ظاهر شد. حالا که همه چیز واضح‌تر از قبل است، اگر هواداران لیورپول، به پست‌های‌شان در شبکه‌های اجتماعی در ژوئن 2016 سری بزنند و واکنش‌های‌شان به خرید مانه را نگاه کنند، شاید نظرات گذشته خود را باور نکنند. جهان فوتبال می‌دانست مانه بازیکن خوبی است ولی کمتر کسی فکر می‌کرد که او بتواند به چنین بازیکن درخشان و فوق‌العاده‌ای تبدیل شود.

زمانی‌که اولیور کای در ماه نووامبر به بامبالی سفر کرد، او با خانواده پرجمعیت مانه صحبت کرد و گروهی از مردم را دید که سخت تلاش می‌کنند و سعی می‌کنند به فکر یکدیگر باشند. مانه در این رابطه گفت:” اینجا ما به شکل یک جامعه زندگی می‌کنیم، مردم همه چیز را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.”

پسربچه‌ای که با لقب “بالونبوا” بزرگ شد، حالا شهرتی پیدا کرده که مردم بامبالی او را “نیانتیو” صدا می‌کنند. یکی از پسرعموهای مانه، این تغییرات را توضیح می‌دهد:” وقتی می‌خواهیم بگوییم سادیو مانه، می‌گوییم « نیانتینو» . او یک شیر است. او یک جنگجو است. مثل یک شیر، مثل یک جنگجو. هر چه که سر راهش قرار بگیرد، او موفق خواهد شد.”

 

 

مانه در فینال چمپیونزلیگ 2018 دروازه رئال را باز کرد اما تیمش در نهایت شکست خورد؛ ولی او یک سال بعد توانست با قرمزها فاتح چمپیونزلیگ شود.

 

تا لحظه‌ای که این مطلب را می‌نویسم، مانه یک بار نامزد کسب توپ طلا شده (در سال 2019 در رده چهارم کار را به پایان رساند)، برنده مشترک کفش طلای لیگ برتر شده، قهرمان چمپیونزلیگ شده و همینطور قهرمان لیگ برتر. او نه تنها یکی از مستعدترین بازیکنان لیگ است بلکه اگر صحبت‌های تروی دینی را در هنگام حضور مانه در جام ملت‌های آفریقا 2019 ملاک قرار دهیم، در حقیقت سادیو یکی از مورد احترام‌ترین بازیکنان در این قاره است. او که تنها 28 سال دارد، هنوز فرصت پیشرفت و رشد را پیش روی خود می‌بیند.

مسافر نوجوان به بزرگسالی تبدیل شد که خانه‌اش را پیدا کرد، یکی از هماهنگ‌ترین مثلث‌های خط حمله را در لیورپول ایجاد کرد و کمک خرج خانواده‌اش در سنگال نیز شد. نبوغ فوتبالی او فرازمینی است ولی در عین حال برای فوتبال دوستان قابل لمس است و هنگامی‌که کار سادیو مانه در لیگ برتر به پایان برسد، مطمئنا به یک اسطوره در این لیگ تبدیل شده است.

 

عنوان اصلی مقاله: The Premier League 60: No 37, Sadio Mane نویسنده: Carl Anka نشریه / وبسایت: The Athletic زمان انتشار: 14 آگوست 2020
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 − شش =