برایتون؛ منطقِ بیمنطقی در فوتبال
جورج کولکلین/اتلتیک
تقریبا 8 ماه قبل:
دبی ویلسون، هوادار برایتون، با دلخوری و بیمیلی سوت میزد؛ سوتی که هم از سر رنجش بود و هم از روی ناچاری.
او حالا میگوید: «از اینکه به تیم خودم اعتراض کنم متنفرم. ما به یک دلیل مشخص اسممان را هوادار گذاشتهاند، اما تیم در شرایط بحرانی قرار گرفته بود.»
رابطهها در باشگاه برایتون رو به گسست بود.این تیم بهتازگی در دربیای که شاید توضیحدادن چرایی آن دشوارترین کار ممکن باشد، با نتیجه یک بر صفر مغلوب کریستال پالاس شده بود؛ یکی از عجیبترین داربی های منطقه ای در لیگ برتر.(هفت یک:به بازی برایتون و کریستال پالاس لقب دربی M23 دادهاند، چون بزرگراهی به نام M23 لندن را به منطقه ساسکس و مسیرهای منتهی به برایتون وصل میکند. این نام در واقع به مسیر جغرافیایی میان دو باشگاه اشاره دارد، نه به یک منطقه مشترک یا رقابت محلی سنتی.)
اما گروهی ناهماهنگ از هواداران، با سردادن شعار «تو نمیدونی چه غلظی داری میکنی»، فابیان هورتسلار را هدف گرفته بودند.
دبی، برخلاف میل باطنیاش، به آنها پیوسته بود. این اتفاق در ماه فوریه رخ داد؛ زمانی که برایتون درگیر دورهای بحرانی شده و از ۱۲ مسابقه لیگ تنها یک پیروزی به دست آورده بود. تیم در رتبه چهاردهم جدول قرار داشت و نارضایتیها رفتهرفته داشت به بخشی تثبیتشده از فضای باشگاه تبدیل میشد.
دبی میگوید: «حالا که به آن روزها فکر میکنم، از رفتار خودم خجالت میکشم. چون ما آنجا هستیم تا از تیم حمایت کنیم و با توجه به اتفاقاتی که بعد از آن افتاده، بیشتر هم از خودم خجالت میکشم. اما نگران بودم. احساس میکردم داریم درجا میزنیم.»
این هفته، برایتون برای برگزاری دیداری در لیگ کنفرانس اروپا راهی یابلونتس جمهوری چک میشود؛ اتفاقی که بهخوبی نشان میدهد هورتسلر چگونه توانسته تیمش را از آن مقطع تاریک و کمسابقه خارج کند.
دبی نمیتواند تیم را در سفر به جمهوری چک همراهی کند، چون باید سر کار برود؛ اما از توانایی باشگاهش برای بازسازی و پیشرفت، فارغ از شرایط موجود، شگفتزده است.
او میگوید:
در طول سالها، بازیکنان بزرگ و مربیان زیادی را از دست دادهایم، اما نهتنها دوام آوردهایم، بلکه پیشرفت هم کردهایم. مسئله این بود که باید هسته اصلی کارمان را حفظ میکردیم.
هشت ماه بعد، بازگشت پالاس به ورزشگاه آمکس در روز یکشنبه(دیروز)، تصویری کاملاً متفاوت از دیدار قبلی ارائه کرد؛ نمایشی خیرهکننده ولذت بخش،البته دستکم از نگاه یکی از دو طرف.
تنها چهار دقیقه از بازی گذشته بود که برایتون گل اول را به ثمر رساند و تا دقیقه دهم، نتیجه سه بر صفر شده بود. در فاصله میان این دو اتفاق، دیهگو گومز از حوالی خط میانی زمین شوتی تماشایی زد و گلزنی کرد؛ گلی با جسارتی کمنظیر و اعتمادبهنفسی مثالزدنی.
برخی از هواداران پالاس ورزشگاه را ترک کردند؛ عدهای به سمت Fanzone bar رفتند.(هفت یک:جایی در ورزشگاه هاست که هواداران در کنار هم فوتبال را از طریق نمایشگرهای بزرگ تماشا می کنند و غذا و نوشیدنی میل می کنند)البته عدهای دیگر راه بازگشت به لندن را در پیش گرفتند. در همین حال، هواداران برایتون شعاری سر میدادند: «حالا برایتون رو دیدید، پس گورتون رو گم کنید و برید خونه!»

این بار، دبی با رضایت و خوشحالی تمام در شادی هواداران شریک است؛ حتی باران شدیدی که باریده و سویشرت مشکی برایتون او را کاملاً خیس کرده، نمیتواند مانعش شود.
او همراه دیگر هواداران شعارهایی مانند «با منچسترسیتی سقوط میکنید» و «نکند آرسنال هستید که لباستان را عوض کردهاید؟» سر میدهد. اشاره او به پیروزی سه بر صفر برایتون مقابل قهرمان لیگ برتر در ماه گذشته است.
دبی پس از پایان مسابقه، بیرون از «تراس» ــ یک بار مخصوص هواداران با میزها و نیمکتهای چوبی ــ میگوید: «نیمه اول را فقط میخندیدم. واقعاً یادم نمیآید آخرین بار چه زمانی چنین تجربهای داشتم.»
نیمه دوم چطور؟
«آن را هم با خنده گذراندم.»
با سوت پایان مسابقه، برایتون در رتبه دوم جدول و پشت سر منچسترسیتی قرار میگیرد. این تیم در تمام رقابتها به ششمین پیروزی متوالی خود دست یافته و در لیگ برتر نیز چهارمین برد پیاپیاش را جشن گرفته است؛ آماری که با رکورد باشگاه برابری میکند.
برایتون بیش از هر تیم دیگری گل زده و در مجموع رقابتهای داخلی و اروپایی، هشت بار دروازهاش را بسته نگه داشته است. آنها تیمی تهاجمی، پرانرژی و پیشرو هستند که با شدت و اشتیاقی کمنظیر پرس میکنند و برای گرفتن توپ به جان حریف میافتند.
جایگاه فعلی برایتون نیز کاملاً شایسته آنهاست.
هورتسلر میگوید:
در حال حاضر به جدول نگاه نمیکنم. نتایج مثبت و منفی همیشه باعث شکلگیری قضاوتها میشوند، اما تنها چیزی که میتوانیم کنترل کنیم و مدیریت آن را در دست داشته باشیم، عملکردمان در زمین است.اگر در این باشگاه کار کنید، احساس میکنید که جاهطلبیهای بزرگی دارد. دلیل اینکه من هم در این حرفه فعالیت میکنم، همین است. فوتبال به رقابت کردن و رسیدن به دستاوردها مربوط میشود. با حرف زدن به جایی نمیرسید. حرفها فقط حرفاند و در فوتبال، حرف هیچ ارزشی ندارد.
البته آن حرف ها و انتقادها میتوانند آزاردهنده باشند. شنیدن آن سوتها و اعتراضها اصلاً خوشایند نبود.
این مربی آلمانی میگوید: «کنار آمدن با این انتقادها آسان نبود. اما حالا اینجا نشستهایم، با حالوهوایی کاملاً متفاوت و احساس غرور از اینکه پالاس را شکست دادهایم. همه ما باید درک کنیم که چه مسیری را پشت سر گذاشتهایم.
«امشب در مقایسه با چند ماه قبل، شب بسیار بهتری است. احساس بسیار بهتری داریم و به همین دلیل، واقعاً برای هواداران و همه کسانی که در این مسیر نقش داشتند، خوشحالم.
«آن زمان آنجا بودم و حالا اینجا هستم. فوتبال میتواند خیلی سریع تغییر کند. بنابراین، باید این عطش را در درون خودمان حفظ کنیم تا به مسیر ادامه دهیم؛ هرگز راضی نشویم و مدام برای پیشرفت تلاش کنیم.»
قرار نیست خاستگاه دربیها منطقی باشند، اما بیشتر رقابتهای سنتی دستکم ریشهای مشخص دارند. اغلب این ریشه به جغرافیا برمیگردد؛ چه دو تیم از یک شهر باشند و چه از یک منطقه. برای مثال، دربی مرسیساید میان لیورپول و اورتون یا رقابت نیوکاسل یونایتد و ساندرلند را در نظر بگیرید.
برخی رقابتهای دیگر نیز از دل موفقیت شکل میگیرند. زمانی که منچسترسیتی هنوز به قدرت امروزیاش نرسیده بود، دیدارهای منچستریونایتد مقابل لیدزیونایتد، آرسنال و لیورپول با کینه و خصومت شدیدی همراه بود.

اما دیدار برایتون و پالاس واقعاً در هیچیک از این دو دسته قرار نمیگیرد. فاصله دو باشگاه ۴۶ مایل(70 کیلومتر) است و دشمنی میان آنها در دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت و بهتدریج عمیقتر شد؛ زمانی که آلن مولری و تری ونبلز بهترتیب هدایت این دو تیم را برعهده داشتند. این دو پیشتر در تاتنهام و تیم ملی انگلیس همتیمی بودند، اما رابطه خوبی با یکدیگر نداشتند.
اگر این توضیح کمی سست و بیپایه به نظر میرسد، نگران نباشید. حتی وبسایت رسمی کریستال پالاس هم صفحهای دارد که عنوان آن بهروشنی میگوید: «رقابت کریستال پالاس و برایتون چگونه شکل گرفت؟»
دبی این رقابت را «یک مسخرهبازی» توصیف میکند، اما بلافاصله اضافه میکند: «مسخرهبازی خودمان است.»
سخت است با او مخالفت کنیم. این رقابت قطعاً آدرنالین زیادی به جریان میاندازد. هواداران میزبان اطراف بار «تراس» جمع میشوند و کمیته استقبال ترسناکی برای رقیبان تشکیل میدهند؛ رقیبانی که از ایستگاه فالمر در مسیر خیابان به سمت ورزشگاه میآیند.
هفت ون پلیس در محل حضور دارند. هواداران شعارهایی مانند «سلام، سلام، ما پسران برایتون هستیم» و «کریستال پالاس، گورتان را گم کنید و به خانه بروید» سر میدهند.
وقتی گوینده ورزشگاه ترکیب دو تیم را اعلام میکند، از پالاس بهعنوان میهمانانی از «شمال» نام میبرد؛ با وجود اینکه ورزشگاه سلهرست پارک، محل میزبانی پالاس، کاملاً در جنوب لندن قرار دارد.
سکوهای هواداران میهمان پر از جامهای بادی است؛ اشارهای کنایهآمیز به قهرمانی پالاس در جام حذفی انگلیس و لیگ کنفرانس فصل گذشته با هدایت اولیور گلاسنر. این جامها یادآور ناکامی برایتون در کسب یک جام معتبر طی ۱۲۵ سال تاریخ باشگاه هستند.
در همین حال، کمپین تبلیغاتی برایتون برای فصل جاری با این عبارت همراه شده است: «امسال سال ماست.»
این شعار کاملاً درست از آب درمیآید. پیروزی پرگل برایتون مقابل پالاس، که از نظر اختلاف گل یکی از بزرگترین پیروزیهای این تیم در تاریخ رقابت با رقیب همشهری محسوب میشود، نتیجهای را تکرار میکند که آخرین بار ۷۰ سال پیش رقم خورده بود؛ زمانی که هر دو تیم در دسته سوم جنوب فوتبال انگلیس بازی میکردند.
مسابقه با طعنه هواداران برایتون به پیر ساژ، سرمربی پالاس، به پایان میرسد: «صبح اخراج میشوی!» این بار جای دو تیم نسبت به دیدار قبلی عوض شده است؛ آن زمان این برایتون بود که در معرض چنین تمسخرهایی قرار داشت.
ساژ پس از نمایشی که چیزی جز عذرخواهی برای ارائه نداشت، به خبرنگاران میگوید: «فقط میخواهم از هواداران عذرخواهی کنم.»
هورتسلر در ماه فوریه رویکرد خود را بازتنظیم کرد؛ به تجربه روی آورد و بر اصول اولیه تأکید بیشتری گذاشت. بخشی از آن تجربه حالا از تیم جدا شده است؛ هرچند پاسکال گروس ۳۵ ساله استثنایی درخشان به شمار میرود. با این حال، آنچه باقی مانده، ساختاری منسجم و هویتی قدرتمند است که تعهد و تلاش بازیکنان را طلب میکند.
سرمربی برایتون میگوید: «بازیکنان جدید باید خودشان را نشان دهند و تنها زمانی میتوانند این کار را انجام دهند که فرصت داشته باشند. لحظاتی خواهد رسید که ممکن است تحت فشار قرار بگیرند و به مشکل بخورند، اما تلاش میکنیم محیطی برایشان فراهم کنیم که بتوانند تواناییهایشان را به نمایش بگذارند.»

تاریخ معاصر برایتون با بحرانهای بزرگ و تکاندهندهای همراه بوده است؛ از نداشتن ورزشگاه اختصاصی گرفته تا قرار گرفتن در آستانه نابودی. تابآوری و مقاومت، ویژگی جداییناپذیر مسیر صعود این باشگاه از دستههای پایینتر فوتبال انگلیس و حضورش در ۱۰ فصل اخیر لیگ برتر بوده است.
تفاوت نیز یکی دیگر از ویژگیهای این باشگاه است: هوشمندی، ایجاد زیرساختهای مستحکم و تصمیمگیری مبتنی بر دادهها.
همین رویکرد متفاوت باعث شده برایتون سنتهای رایج فوتبال را زیر سؤال ببرد. در فوتبال معمولاً تصور میشود فروش بهترین بازیکنان راهی مطمئن برای سقوط به سطح متوسط است؛ اما برایتون بههیچوجه تیمی متوسط نیست. این باشگاه در عین منطقی بودن، از قواعد مرسوم پیروی نمیکند. مهمتر از همه، واقعاً تیم بسیار خوبی است.
تابستان امسال نیز اتفاقات مشابهی رخ داد. کارلوس بالبا با مبلغ ۶۵ میلیون پوند راهی منچستریونایتد شد، یان پاول فان هکه به تاتنهام پیوست و دنی ولبک به چلسی رفت. با این حال، برایتون این جداییها را نیز مانند جداییهای قبلی مویسس کایسدو، ژوائو پدرو و الکسیس مکآلیستر هضم کرد و به مسیرش ادامه داد.
در مجموع، ۳۳ تغییر در فهرست بازیکنان تیم رخ داد و ارزش معاملات باشگاه به حدود ۳۶۵ میلیون پوند رسید.
میتوان این وضعیت را «آشوب کنترلشده» نامید. برایتون در چهار فصل از پنج فصل اخیر، لیگ برتر را در جمع ۱۰ تیم برتر به پایان رسانده است. این تیم با هدایت هورتسلر، دو بار رتبه هشتم را کسب کرده؛ مربیای که با ۳۳ سال سن همچنان جوانترین سرمربی لیگ برتر محسوب میشود.

فوتبال ورزشی است که در آن احساسات زود تغییر میکنند و هواداران اغلب به تیم خود تعصب قبیلهای دارند؛ اما برایتون در دوران مالکیت تونی بلوم، به نمونهای از ثبات تبدیل شده است. باشگاهی که با وجود تغییرات مداوم، دیگر گرفتار فرازونشیبهای شدیدی نمیشود که در گذشته تجربه میکرد.
وقتی هیچ چیز دیگری منطقی به نظر نمیرسد، فرمول موفقیت برایتون ترکیبی از استعدادیابی و جذب بازیکنان بهشکلی تحسینبرانگیز و حفظ آرامش در برابر تحولات است.
بلوم در مصاحبهای اخیر با «اتلتیک» گفت: «در دنیا مسائل زیادی وجود دارد که میتوان بابتشان نگران بود، اما از دست دادن یک سرمربی یا بازیکن جزو آنها نیست.»
او در ادامه افزود: «فکر کردن به این مسائل هیچ فایدهای ندارد.»
با این حال، گاهی نگران نشدن آسان نیست.
دبی اکنون در دهه ششم زندگیاش قرار دارد. او سالهای دشوار باشگاه را به یاد میآورد؛ روزهایی که برایتون بازیهای خانگیاش را در گیلینگهام، در فاصله ۷۰ مایلی، برگزار میکرد؛ انتقال به ورزشگاه ویتدین که در واقع پیست دوومیدانی تحت مالکیت شورای شهر بود؛ و سالهای طاقتفرسای حضور در لیگ دو و لیگ یک انگلیس.
او میگوید: «گاهی مجبورم خودم را نیشگون بگیرم تا مطمئن شوم خواب نمیبینم.»
این مسابقه یکی از همان لحظات است؛ ترکیبی از پیروزی و درهمکوبیدن رقیب، گلی که میتواند نامزد بهترین گل فصل باشد و نتیجهای که نویدبخش آیندهای روشن، امید و رؤیاپردازی است؛ هرچند هورتسلر ترجیح میدهد این رؤیاها تا حد ممکن بر پایه واقعیت باشند.
دبی نیز مانند برخی دیگر از هواداران ممکن بود در ماه فوریه دچار تردید شود، اما افراد دیگری در باشگاه هرگز تزلزل نکردند. آنها میدانستند چه میکنند و هیچکس اخراج نشد.
کافی است به جایگاه امروزی برایتون نگاه کنید؛ باشگاهی که با عزمی راسخ در مسیر پیشرفت حرکت میکند.
دبی میگوید: «این دیگر بهشت رؤیاهاست.»
کامنتها