پشت پرده شروع خیرهکننده بارسلونا؛ داستان «سِنی» و «رائوکسا»
لایا سِروِرو اِررو/اتلتیک:
در کاتالونیا دو تیپ شخصیتی وجود دارد که بهطور ویژه با این منطقه از اسپانیا گره خوردهاند: «سِنی» (seny) و «رائوکسا» (rauxa).
ترجمه مستقیم این دو واژه کاتالان به انگلیسی چندان ساده نیست. اولی به معنای خرد، تعادل ذهنی و عقل سلیم است. دومی برای توصیف آدمهایی به کار میرود که سرزنده،فعال تر و پرشورترند؛ کسانی که بدون فکر کردن بیش از حد، دست به عمل میزنند.
بیایید واقعبین باشیم؛ در بارسلونا، بهخصوص میان هواداران، آدمهای منطقی و متعادل خیلی بیشتر از کسانی هستند که با هیجان و احساس تصمیم میگیرند.هواداران قدیمی بارسلونا یک جمله معروف دارند:
Avui patirem.
امروز قرار است به فنا بریم(رنج بکشیم).
این جمله را بارها در ورزشگاه نوکمپ میشنوید؛ بهخصوص از زبان هواداران قدیمی که سالهاست بلیت فصل دارند. هواداران قدیمی بارسا طی سالهای طولانیِ ناکامی یاد گرفتهاند عذاب بکشند؛ آن هم پس از دههها زندگی در دورهای که رئال مادرید در فوتبال اسپانیا نوعی انحصار داشت.
این معادله در دهه ۱۹۹۰ شروع به تغییر کرد و در سالهای جادویی لیونل مسی دگرگون شد، اما بقایای آن ذهنیت هنوز هم وجود دارد؛ حتی با وجود اینکه بارسلونا امروز یکی از بزرگترین باشگاههای دنیاست.
این روزها جملهای که بیشتر از همه شنیده میشود و ارتباط نزدیکی با این ذهنیت دارد، این است: «ببینیم میتوانیم این روند را تا پایان فصل ادامه بدهیم یا نه.» در بارسلونا، بدبینی در بهترین حالت فقط به تعویق افتاده است.
شاید تعجبآور باشد که بخش بزرگی از هواداران داخل بارسلونا و بومی هنوز چنین احتیاطی را در خود دارند؛ آن هم در شرایطی که تیم هانزی فلیک فوقالعاده بازی میکند.
اما واقعیت این است که مردم بارسلونا حالا بیش از هر زمان دیگری در سالهای اخیر هیجانزدهاند.

دو دوره بهعنوان معیار و الگو در تاریخ بارسلونا مطرح میشوند: «تیم رؤیایی» به رهبری یوهان کرایف (۱۹۸۸ تا ۱۹۹۶) و بارسلونای پپ گواردیولا (۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲).
بارسا تحت هدایت کرایف چهار قهرمانی متوالی لالیگا را بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ به دست آورد و در سال ۱۹۹۲ نخستین جام اروپایی خود را فتح کرد؛ مسابقاتی که از فصل بعد با نام لیگ قهرمانان برگزار شد.
تیم گواردیولا هم سه قهرمانی متوالی لالیگا بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ به دست آورد و دو بار قهرمان لیگ قهرمانان شد؛ از جمله نخستین سهگانه تاریخ باشگاه در فصل ۰۹-۲۰۰۸. بارسا در سال ۲۰۱۱ هم دوباره قهرمان اروپا شد.
فلیک از زمان حضورش در سال ۲۰۲۴، دو قهرمانی متوالی در لیگ به دست آورده و حالا، حتی در ماه اکتبر، بارسلونا را باید یکی از مدعیان اصلی کسب سومین قهرمانی متوالی دانست. آنها هر هفت بازی ابتدایی خود را بردهاند، در این هفت مسابقه ۳۱ گل زدهاند و با پنج امتیاز بیشتر از اتلتیکومادریدِ رده دوم صدرنشین هستند. رئال مادرید نیز با شش امتیاز کمتر از بارسا در رتبه چهارم قرار دارد.
یکی از کارشناسان حاضر در یک برنامه گفتوگومحور اخیر شبکه رادیویی کادنا سر، در پاسخ به این سؤال که آیا هواداران میتوانند از همین حالا هیجانزده شوند، گفت:
«من یک خوشبینِ واقعگرا هستم.»
او اضافه کرد که خوشبین نبودن نسبت به این تیم، بیاحترامی به کادر فنی و بازیکنان خواهد بود. با این حال، خیلی زود مشخص میشود که این تیم واقعاً چقدر توانایی دارد.

بارسا فصل جاری را خیرهکننده آغاز کرده، اما در ادامه ماه اکتبر با دورهای بسیار دشوارتر روبهرو خواهد شد؛ از جمله سفر به پاریس برای رویارویی با پاریسنژرمن، مدافع عنوان قهرمانی لیگ قهرمانان، در ۲۰ اکتبر و سپس الکلاسیکوی خانگی مقابل رئال مادرید در ۲۵ اکتبر.
در ۸ نوامبر نیز آنها به خانه اتلتیکومادرید میروند؛ تیمی که فصل گذشته بارسا را از کوپا دلری و لیگ قهرمانان حذف کرد.
اگر بارسلونا از این آزمونها هم سربلند بیرون بیاید، مقایسه این تیم با دو دوره تاریخی مورد اشاره دیگر دیگر چندان دور از ذهن نخواهد بود. حتی بدبینترین هواداران هم کمکم دارند این موضوع را میپذیرند.
شاید حالا وقت آن باشد که کمی رویاپردازی کنیم؛ اما نه آنقدر که احتیاط را کنار بگذاریم.

این بارسلونای گواردیولا نیست. چنین ادعایی کاملاً بیمعنا خواهد بود. اما چیزهایی در این تیم وجود دارد که آشنا به نظر میرسند.
همان DNA، همان گرسنگی، همان بیرحمی و همان احساسی که میگوید برتری مقابل حریف کافی نیست، مگر اینکه این برتری بارها و بارها روی تابلوی نتیجه هم دیده شود.
بارسلونای گواردیولا فقط مسابقات را نمیبرد؛ آنها سبک بازی خودشان را به حریف تحمیل میکردند، تا جایی که تیم مقابل کوچکتر از آنچه واقعاً بود به نظر میرسید.
برای هر تیمی که مقابل آنها قرار میگرفت، این حس آزاردهنده وجود داشت که حتی اگر از یک حمله جان سالم به در بردهای، حمله بعدی همین حالا در راه است.
حریفان مجبور بودند برای مقابله با مالکیت توپ، پرس، جایگیری و کیفیت فنی آنها راهحلی پیدا کنند. تأثیر آن تیم فراتر از جامهایی بود که به دست آورد.
کرایف سه فصل زمان نیاز داشت تا نخستین قهرمانی لیگش را به دست آورد و چهار فصل طول کشید تا نخستین جام اروپایی را فتح کند. گواردیولا اما در نخستین فصل حضورش در تیم بزرگسالان، همهچیز را برد.
واضح است که هنوز برای گفتن اینکه بارسلونای فعلی هم چنین تأثیری خواهد گذاشت، خیلی زود است. اما عناصر آشنایی در این تیم دیده میشود. یکی از آنها اعتماد به بازیکنان جوان است.
لامین یامال واضحترین نمونه است، اما تنها نمونه نیست.

پائو کوبارسی به یکی از مهرههای مهم خط دفاعی تبدیل شده است. مارک برنال مسئولیت بیشتری پیدا کرده و لاماسیا بار دیگر در شخصیت این تیم بهوضوح دیده میشود. ژاوی اسپارت نیز جدیدترین جواهری است که از این آکادمی بیرون آمده.
هر چهار بازیکن، محصول یک نسل هستند: متولدین سال ۲۰۰۷.
یک شباهت دیگر هم وجود دارد: هر سالی که بارسلونا قهرمان لیگ قهرمانان شده، فصل سلطه کامل این تیم در اسپانیا هم بوده است.
تمام جامهای اروپایی بارسا در فصلهایی به دست آمدهاند که این تیم در همان فصل قهرمان لالیگا هم شده است. بارسلونا نیز حالا دو سال است که در فوتبال داخلی سلطه خود را تثبیت کرده.
تیمهایی که در بارسلونا یک دوره تاریخی را رقم زدهاند، مانند تیم گواردیولا، توانستهاند بر «سِنی» غلبه کنند و «راوشا»ی خود را به زمین بیاورند.
تیم فلیک مقدار زیادی از همین ویژگی دوم را در خود دارد.
این تیم بدون هیچ ابایی میگوید که میخواهد قهرمان لیگ قهرمانان شود و همین، و نه هیچ چیز دیگری، هدف اصلی آنهاست.
رهبری تیم هم بر عهده یامال است؛ بازیکنی که خودش را بهترین بازیکن دنیا میداند و پیش از جام جهانی تابستان امسال گفته بود که میدانسته با اسپانیا قهرمان جهان خواهد شد.
فلیک در پایان نخستین فصل حضورش در بارسلونا، پس از پیروزی مقابل رئال مادرید در آوریل ۲۰۲۵ و رسیدن به فینال کوپا دلری، گفته بود:
«رویاپردازی آزاد است.»
هیجانی که آن فصل با کسب سهگانه داخلی آغاز شد، این فصل به اوج تازهای رسیده است. سومین فصل فلیک در حال ترکیب بهترین ویژگیهای دو سال نخست حضور او روی نیمکت بارسلوناست.
حالا باید دید این مسیر آنها را به کجا میرساند.
اما تماشای بازی بارسلونا در این فصل، برای آن خونسردی و بدبینی ریشهداری که سالها در وجود هواداران این تیم جا افتاده، بهترین مرهم بوده است.
هواداران بارسا کمکم دیگر نگران این نیستند که «چقدر قرار است عذاب بکشیم؟»
و همین،به تنهایی یک دستاورد بزرگ است.
کامنتها