رفتن به محتوا

چرا آندونی ایرائولا، سرمربی لیورپول، پیش از هر بازی یکی از انگشتان هر دستش را نوارپیچی می‌کند؟

اندی جونز/اتلتیک:

پس از پیروزی ۲-۰ لیورپول مقابل ایپسویچ تاون در هفته گذشته، ویدیویی از جشن و شادی آندونی ایرائولا، سرمربی تیم، در شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده دیده شد.

تمرکز اصلی روی لحظه‌ای بود که سرمربی ۴۴ ساله به سمت میلوش کرکز اشاره کرد؛ بازیکنی که با پس گرفتن توپ، زمینه‌ساز گل اول الکساندر ایساک شده بود. سپس ایرائولا به کودی خاکپو اشاره کرد که پاس گل دوم را ارسال کرده بود تا نقش این دو بازیکن را در پیروزی تیمش یادآوری کند.

با این حال، ممکن است هواداران متوجه نوار سفیدرنگی که دور انگشتان ایرائولا پیچیده شده بود نیز شده باشند.

پیش از هر بازی، یکی از نخستین کارهایی که این مربی باسکی پس از رسیدن به ورزشگاه انجام می‌دهد، پیچیدن نوار چسب دور انگشت اشاره دست راست و انگشت میانی دست چپش است؛ درست بالای بند انگشت.

ایرائولا در سپتامبر ۲۰۲۳، زمانی که سرمربی بورنموث بود، در گفت‌وگو با روزنامه «دیلی اکو» درباره این عادتش گفت:

«احمقانه است؛ فقط یک خرافه است. گاهی وقتی بازیکن بودم، داوران از من می‌خواستند نوار را باز کنم. این کار را می‌کردم و هیچ اتفاقی هم نمی‌افتاد. اما سال‌هاست که این کار را انجام می‌دهم و به همین دلیل همچنان ادامه‌اش می‌دهم. در تک‌تک بازی‌ها، حتی بازی‌های پیش‌فصل، دوست دارم این کار را انجام بدهم. به انجام دادنش عادت کرده‌ام، اما چیز مهمی نیست.»

این عادت ایرائولا به دوران حضورش در آکادمی جوانان اتلتیک بیلبائو برمی‌گردد. او این کار را در دوران پیشرفت و بازی در رده‌های مختلف ادامه داد و پس از ورود به عرصه مربیگری نیز آن را حفظ کرد.

ایرائولا در لباس اتلتیک بیلبائو در سال 2013

«وقتی به سمت دروازه می‌رسم، مستقیم به تیر سمت راست می‌روم، استوک‌هایم را به آن می‌کوبم، بعد تیر افقی را لمس می‌کنم، سپس استوک‌هایم را به تیر سمت چپ می‌کوبم و دوباره به وسط برمی‌گردم. بعد شش قدم تا لبه محوطه شش‌قدم برمی‌دارم، شش قدم دیگر تا نقطه پنالتی، و شش قدم دیگر تا لبه محوطه ۱۸ قدم؛ سپس همین کار را برعکس انجام می‌دهم.»

ایرائولا تنها عضو کادر فنی‌اش نیست که خرافاتی بوده است.

مربی تیم اول، تامی الفیک، پیش از هر بازی استوک‌هایش را به پشت یکی از تیرهای دروازه می‌کوبید. این عادت از اولین بازی او برای برایتون شروع شد؛ زمانی که منتظر بود دروازه‌بان تیم لباسش را عوض کند. برایتون آن روز پیروز شد و از همان‌جا یک خرافه شکل گرفت.

اغلب، یک نتیجه مثبت ارتباط نزدیکی با آغاز یک خرافه دارد.

یان راش، بهترین گلزن تاریخ لیورپول، پیش از دیدار مقابل لوتون تاون در سال ۱۹۸۳ کفش‌هایش را خیس کرد. او در آن مسابقه پنج گل زد و از آن به بعد، پیش از هر بازی همین کار را تکرار کرد.

«خرافه‌ها اغلب از یک ارتباط تا حدی تصادفی میان کاری که یک بازیکن انجام می‌دهد یا چیزی که می‌پوشد و اتفاق خوبی که رخ می‌دهد، به وجود می‌آیند.»

این را مارک ساگال، روان‌شناس ورزشی و بنیان‌گذار مؤسسه «ذهن برنده» می‌گوید؛ کسی که به‌طور گسترده با تیم‌های لیگ برتر و تیم‌های خارج از انگلیس کار کرده است.

«برای مثال، یک بازیکن انگشت‌هایش را با نوار می‌بندد، عملکرد خوبی ارائه می‌دهد و مغزش این دو اتفاق را به هم مرتبط می‌کند. اگر این اتفاق چند بار تکرار شود، این ارتباط به‌تدریج به یک خرافه تبدیل می‌شود. احتمالاً آن نوار هیچ نقش یا نقش بسیار کمی در عملکرد خوب بازیکن داشته، اما این دیگر اهمیتی ندارد. وقتی این ارتباط در ذهن شکل گرفت، معمولاً باقی می‌ماند.

عنصر مهم دیگر، عدم قطعیت است. در فوتبال چیزهای بسیار زیادی وجود دارد که از کنترل مربی یا بازیکن خارج است. بنابراین وقتی فشار و اهمیت بازی بالاست و میزان کنترل پایین می‌آید، آنها به هر چیزی که بتواند حس کنترل بیشتری به آنها بدهد، چنگ می‌زنند.

اغلب خرافه‌ها از دوران جوانی آغاز می‌شوند و کاری که فرد برای مدت طولانی انجام داده و آن را با یک نتیجه خاص مرتبط کرده، به‌تدریج از یک عادت ساده فراتر می‌رود.»

ایرائولا در نخستین تجربه مربیگری‌اش در آاک لارناکا در قبرس، در حالی که نوار چسب را دور انگشتانش بسته است.

این موضوع درباره هواداران هم صدق می‌کند؛ حتی اگر خودشان متوجهش نباشند. ممکن است مسیر خاصی برای رفتن به ورزشگاه باشد، یک جفت جوراب یا لباس زیرِ شانس، نشستن روی همان صندلی همیشگی در همان کافه یا پاب، یا نشستن روی همان جای همیشگی کاناپه در خانه. هر کاری که هواداران باور داشته باشند می‌تواند پیروزی تیم‌شان را تضمین کند، انجامش خواهند داد.

این موضوع درباره من روزنامه نگار و نویسنده این گزارش هم صدق می‌کند. وقتی برای تماشای بازی‌های لیورپول به‌عنوان هوادار به ورزشگاه می‌روم ــ با وجود ضعف بینایی‌ام ــ تا آخرین ثانیه‌های قبل از شروع بازی عینکم را به چشم نمی‌زنم. یک بار، چند سال پیش، برای تماشای گرم کردن بازیکنان عینکم را به چشم زدم و لیورپول آن بازی را نبرد؛ بنابراین این خرافه از آن زمان در ذهنم باقی مانده است.

ایرائولا هم این خرافه‌ها را با خود به دوران حضورش در لیورپول آورده؛ از جمله در پیروزی چهارشنبه مقابل اتلتیکو مادرید در لیگ قهرمانان اروپا.

ساگال ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم خرافه‌ها، تا زمانی که در حد معقول باشند، کاملاً سازگارکننده‌اند و حتی می‌توانند مفید باشند. این باور یک کار مفید انجام می‌دهد. کارهای آشنا، رفتارها و آیین‌های تکراری می‌توانند آرامش و تمرکز بیشتری ایجاد کنند. آنها همچنین حس کنترل را افزایش می‌دهند. حتی اگر این حس کنترل از منبعی بعید یا غیرمعمول ناشی شود، باز هم می‌تواند اعتمادبه‌نفس و آرامش فرد را افزایش دهد؛ و این دو عامل در فوتبال اهمیت زیادی دارند.

«اگر روند انجام این آیین‌ها مختل شود، می‌تواند باعث بی‌ثباتی ذهنی و حواس‌پرتی شود. تمرکز ممکن است به جای خود بازی، روی نگرانی درباره آیینِ ناقص‌شده یا مشکلی که پیش آمده قرار بگیرد.

«یکی از معیارهایی که برای تشخیص بی‌ضرر بودن یک رفتار یا تبدیل شدن آن به وابستگی در نظر می‌گیرم، این است که وقتی نمی‌توانید آن کار را انجام دهید چه اتفاقی می‌افتد. با این حال، بد نیست یک حلقه نوار چسب اضافه همراهتان داشته باشید؛ فقط برای اینکه خیالتان راحت باشد.»

کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۱ ۳