ریچارد هیوز؛ پایان راه مدیری که برنامههایش در لیورپول شکست خورد
سایمون هیوز/نیویورک تایمز:
ده سال پیش در همین هفته، سادیو مانه در نخستین بازی خانگیاش برای لیورپول، در پیروزی ۴-۱ مقابل لسترسیتی، قهرمان وقت لیگ برتر، گلزنی کرد. این گل دومین گل از مجموع ۱۲۰ گل او برای باشگاه بود؛ باشگاهی که مانه در ۲۶۹ بازی برای آن تقریباً تمام جامهای بزرگ ممکن را به دست آورد و در نهایت بهعنوان یک اسطوره از آن جدا شد؛ آن هم در انتقالی که تقریباً توانست تمام هزینهای را که لیورپول برای جذبش کرده بود، به این باشگاه بازگرداند.
اعداد و ارقام مربوط به مانه، در کنار موفقیتهایش، میتواند برای هر کسی که قرار است جای ریچارد هیوز را بهعنوان معمار استراتژی نقلوانتقالات لیورپول بگیرد، یک مطالعه موردی باشد. حتی با در نظر گرفتن تورم، نمونه یک معامله موفق این است که بازیکنی ۲۴ ساله را با ۳۰ میلیون پوند جذب کنید و سپس او را در ۳۰ سالگی، در حالی که مجموعهای از مدالها و افتخارات را به دست آورده، با مبلغی که میتوانست تا ۳۵ میلیون پوند برسد، به فروش برسانید.
البته مانه در نهایت برای لیورپول سودی به همراه نداشت، چون در بایرن مونیخ نتوانست بهخوبی جا بیفتد و تنها یک سال بعد راهی النصر عربستان شد؛ باشگاهی که همچنان در آن حضور دارد.
همین مسئله باعث شده این دیدگاه شکل بگیرد که شاید لیورپول میتوانست مانه را برای مدت بیشتری حفظ کند. زمانی که مانه از لیورپول جدا شد، ۲۳ گل او در فصل ۲۰۲۱-۲۲، دومین بهترین آمار گلزنیاش در طول شش فصل حضورش در این باشگاه بود. با این حال، او بخش قابلتوجهی از آخرین فصلش در لیورپول را در مرکز خط حمله سپری کرده بود، نه در سمت چپ؛ همان پستی که در سالهای ابتدایی حضورش در آن، عملکردی بسیار درخشان و تأثیرگذار داشت.

این تصمیم تا حدی به این دلیل گرفته شد که تأثیرگذاری روبرتو فیرمینو رو به کاهش گذاشته بود. در همین فاصله، لیورپول از قبل جانشین مانه را پیدا کرده بود. مثل مانه، لوئیز دیاز هم پس از پیوستن از پورتو، در نهایت بهعنوان قهرمان لیگ برتر راهی مونیخ شد؛ با این تفاوت که این بار لیورپول از فروش او سود قابلتوجهی به دست آورد.
اجرای چنین چرخهای بسیار دشوار است، اما لیورپول باید بار دیگر به آن رجوع کند. جدایی دیاز در حال حاضر تصمیمی نامناسب و اشتباه به نظر میرسد، چون او در بایرن مونیخ عملکرد بسیار خوبی داشته و در آنفیلد هم هنوز کسی نتوانسته جای او را پر کند؛ در حالی که تیم از تابستان ۲۰۲۵ به دلایل مختلف با مشکل مواجه بوده است.
ممکن است وسوسه شویم که از این روند چنین نتیجه بگیریم که مسئله لزوماً این نیست که بازیکن را با چه مبلغی میخرید یا با چه مبلغی میفروشید، بلکه مهمتر این است که بازیکنی که بعد از او وارد میشود، چقدر با نیازهای تیم تناسب دارد و در نهایت چقدر موفق از آب درمیآید. با این حال، هرچه حسابوکتاب مالی یک باشگاه بهتر باشد و دستش از نظر اقتصادی بازتر بماند، طبیعتاً احتمال انتخاب چنین جانشین مناسبی هم بیشتر میشود؛ چرا که گزینههای بیشتری پیش روی باشگاه قرار میگیرد.
و این ما را دوباره به ریچارد هیوز میرساند؛ کسی که اوایل امروز اعلام شد از لیورپول جدا خواهد شد. هیوز بهجای اینکه برادلی بارکولا را بهعنوان جانشین دیاز به خدمت بگیرد، به همراه آرنه اسلات، سرمربی وقت، تصمیم گرفتند دیگر بخشهای تیم را در اولویت قرار دهند و بر این باور بودند که کودی خاکپو میتواند یک گام رو به جلو بردارد. تمایل باشگاه برای فراهم کردن فرصتهای بیشتر برای ریو انگوموها نیز در این تصمیم نقش داشت.
هیوز از آن زمان تاکنون با صرف ۶۷۰ میلیون پوند، مسئول بخش بزرگی از بازسازی ترکیب لیورپول بوده است؛ از جمله یک معامله بزرگ که هفته گذشته سرانجام بارکولا را به آنفیلد آورد. جمعه شب نیز لیورپول در دیدار مقابل ایپسویچ، نمایشی روحیهبخش ارائه داد و به پیروزی رسید؛ تیمی که در آن مسابقه منسجم و روان به نظر میرسید و شاید از زمان قهرمانی در سال ۲۰۲۵، کمتر چنین عملکردی داشته است.
با این حال، هیوز در حالی از لیورپول جدا میشود که به بر جا گذاشتن تیمی با حفرههای متعدد و ترکیبی با عمق ناکافی متهم است. اگر او پس از قهرمانی لیورپول در سال ۲۰۲۵، معاملات هوشمندانهتری انجام داده بود، شاید باشگاه راحتتر میتوانست از عهده مشکلاتی که بعدها به وجود آمدند بربیاید.

با توجه به اینکه Fenway Sports Group همیشه با نگاه به واقعیتهای مالی فعالیت کرده است، واقعاً شگفتآور است که از سال ۲۰۲۱ به بعد، چه تعداد بازیکن اجازه پیدا کردهاند قراردادشان با لیورپول به پایان برسد و رایگان از باشگاه جدا شوند. از میان ۱۴ بازیکنی که در پیروزی لیورپول مقابل تاتنهام در فینال لیگ قهرمانان ۲۰۱۹ به میدان رفتند، هشت نفر یا بهصورت آزاد جدا شدند یا با مبلغی ناچیز به فروش رسیدند ــ اگر ترنت الکساندر-آرنولد را هم در نظر بگیریم؛ بازیکنی که ارزش واقعیاش در بازار احتمالاً دستکم ۱۰ برابر مبلغ اسمی بود که رئال مادرید برای جذبش پرداخت کرد تا بتواند در جام جهانی باشگاهها به میدان برود.
در مقطعی از این مسیر، حتی پیش از روی کار آمدن هیوز، آن بیرحمی حسابشده و نگاه سرد و اقتصادیای که لیورپول را به یک مدعی جدی تبدیل کرده بود، کمکم از بین رفت.چراکه بهجز مانه، فابینیو و جردن هندرسون، این باشگاه در ازای قهرمانانی که در اختیار داشت، در زمینه مالی دستاورد چندانی نداشت و نتوانست ارزش آنها را هنگام جدایی به پول تبدیل کند.
کاملاً منطقی است که کارنامه هیوز با پرسشهای جدی مواجه شود؛ چرا که در شرایط فعلی، ولخرجیهای سال ۲۰۲۵ باعث شده هنگام جدایی او این احساس وجود داشته باشد که بهجای حل مشکلات لیورپول، خودش بر آنها افزوده است. با این حال، حتی در پایان سه فصل حضورش در باشگاه، هیوز همچنان داشت با پیامدهای تصمیمهای اشتباه مدیران و کارکنان پیشین دستوپنجه نرم میکرد؛ تصمیمهایی که برخی از آنها بیش از حد آسان نادیده گرفته میشوند.

تمجید و تحسین گستردهای که لیورپول زمانی بابت ساختن ترکیب تیم در دوران یورگن کلوپ دریافت میکرد، حالا مدتهاست به گذشته پیوسته است. در شش پنجره نقلوانتقالاتی بین تابستانهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸، لیورپول سادیو مانه، جوئل ماتیپ، جورجینیو واینالدوم، محمد صلاح، اندی رابرتسون، ویرژیل فندایک، فابینیو و آلیسون بکر را به خدمت گرفت. در میان این خریدها، تنها میتوان نبی کیتا را یک انتخاب ناموفق دانست؛ آن هم در دورهای که درآمد حاصل از فروش بازیکنان، عملکرد خوب در لیگ قهرمانان و رونق تجاری باشگاه، همگی کمک کردند تراز مالی این پروژه حفظ شود.
لیورپول در سال ۲۰۱۹ تقریباً هیچ کاری در بازار نقلوانتقالات انجام نداد، اما یک سال بعد برای نخستین بار طی سه دهه قهرمان لیگ شد. بنابراین، نتیجه نهایی توجیهکننده آن رویکرد بود. با این حال، از سال ۲۰۲۰ به بعد و پس از عبور لیورپول از چهار مدیر در پستهایی مشابه مدیر ورزشی، کارنامه باشگاه در زمینه خرید بازیکن و حفظ بازیکنان در بهترین حالت پرنوسان بوده است. گویای همهچیز این است که وقتی اسلات در سال ۲۰۲۵ یک قهرمانی دیگر برای لیورپول به دست آورد، تأثیرگذارترین بازیکنان تیم آلیسون، فندایک، الکساندر-آرنولد و صلاح بودند؛ چهار بازیکنی که از سال ۲۰۱۸ در کنار یکدیگر بازی میکردند.
وقتی تصمیمهای نقلوانتقالاتی برای مدت طولانی در حد ۶ از ۱۰ باشند، دیر یا زود ترکیب تیم به بازسازی گستردهای در چندین پنجره متوالی نیاز پیدا میکند؛ درست همان اتفاقی که از سال ۲۰۱۶ به بعد در دوران کلوپ رخ داد. کلوپ مجبور بود برای مشکلاتی که تیم آندونی ایرائولا در حال حاضر در سمت راست زمین با آنها مواجه است، راهحلهای کوتاهمدتی از همان جنس پیدا کند.
در روزی که مانه در آنفیلد لسترسیتی را بههم ریخته بود، کلوپ جیمز میلنر را در دفاع چپ به میدان فرستاد و در مرکز خط دفاعی نیز لوکاس لیوا، یک هافبک دیگر، در کنار او بازی میکرد.
کامنتها