داستان پشت‌پرده اختلافات و نارضایتی‌ها؛ چگونه دوران لمپارد در چلسی به پایان رسید؟

لمپارد می‌دانست که ریسک قبول چنین کاری در اوایل دوران مربیگری چیست اما امکان نداشت بتواند پیشنهاد باشگاهی که چنین رابطه احساسی عمیقی با آن در طول دوران حضورش در این تیم در فاصله سال 2001 تا 2014 ایجاد کرده بود را رد کند.

هفت‌یک- سال‌ها بود که هیاهو پیرامون باشگاه چلسی پیش از آغاز فصل جدید تا به این حد زیاد نبود. فرانک لمپارد، سرمربی تیم، آماده ادامه روند درخشان خود در اولین سال حضورش نیمکت این تیم بود و به نظر می‌رسید که باشگاه نیز با گزاف‌ترین هزینه نقل و انتقالات در تاریخش از او حمایت می‌کند.

صحبت از حضور در کورس قهرمانی بود و لمپارد نامش را به عنوان یکی از درخشان‌ترین مربیان نوظهور دنیای فوتبال بر سر زبان‌ها انداخته بود. اما همه چیز آنطور که به نظر می‌آمد، نبود. منبعی آگاه در ماه آگوست به اتلتیک گفت:” زمانی که او روند بدی در چهار یا پنج بازی داشته باشد، چلسی برای ایجاد تغییر تصمیم گیری خواهد کرد.” باور کردن این حرف دشوار بود اما واقعیت به نظر می‌رسید.

این صحبت زمانی مطرح شد که خورشید تابستان هنوز در حال درخشش بود و هیچ اتفاق ناگواری در لیگ برتر رخ نداده بود. اما این فرد نهایت اطمینان را از اتفاقات پشت پرده چلسی داشت. او اضافه کرد:” اگر افت جدی در بازی چلسی دیده شود، لمپارد زیاد دوام نخواهد آورد خصوصا پس از این همه پولی که خرج شده است. او در موقعیتی بسیار متزلزل است و من تنها یک پایان برایش متصور هستم.”

چند ماهی طول کشید اما این پیش‌بینی شوم سرانجام به واقعیت پیوست. لمپارد رفته است؛ امروز صبح به بازیکنان گفته شد که تمرین در آستانه دیدار میانه هفته آنها برابر وولوز برگزار نخواهد شد. سرعت سقوط مربی انگلیسی برای بسیاری از افراد بیرون از باشگاه مانند رفتارهای خشن و بی‌رحمانه قبلی چلسی است- آنها پس از پیروزی برابر لیدز در 5 دسامبر در صدر جدول قرار داشتند.

 

عدم کسب نتایج مناسب در کنار مشکل با مدیر ارشد باشگاه، لمپارد را در استمفوردبریج به پایان خط رساند.

 

اما این سناریو از مدت‌ها قبل نوشته شده بود و اتلتیک حالا می‌تواند برای اولین بار نحوه اشتباه پیش رفتن شرایط را شرح دهد که شامل:

– خراب شدن رابطه لمپارد با مارینا گرانوفسکایا ( مدیر تاثیرگذار باشگاه )

– پیشنهاد سرمربیگری موقت 4 ماهه به رالف رانگنیک ارائه و دریافت پاسخ منفی

– تماس با یولیان ناگلزمان، سرمربی لایپزیش، در هفته‌های اخیر پیش از توافق با توماس توخل

– تبدیل شدن دیدار برابر لستر به نقطه عطف و انتخاب نهایی جانشین در صبح روز بعد

– دست دادن لمپارد با بازیکنان و تشکر از آنها بابت تلاش‌شان تحت هدایت او پس از بازی با لستر

– حضور پتر چک در گفتگو با مدیربرنامه‌های ستاره‌های جدید پس از افت تیم

– انتقاد بعضی بازیکنان از کمبود راهنمایی‌های تاکتیکی و عدم صحبت با آنها در ماه‌های متمادی

– ناراحتی مدیران از علاقه به جذب مجدد دکلان رایس

– احساس رختکن مبنی بر عدم همدلی سرمربی و ناراحتی از انتقادات علنی از خودش

– کارآیی لمپارد در هر باشگاهی جز چلسی پس از جدایی از این تیم

 

***

در حالی که سال 2020 رو به پایان می‌رفت، گرانوفسکایا به اندازه کافی دیده و شنیده بود. نتایج چلسی پس از کسب یک پیروزی در 5 دیدار اخیر لیگ برتر رو به افت بود و عملکرد تیم نیز دیگر چندان قابل قبول نبود. او شروع به تماس برای مذاکره پیرامون جانشین احتمالی کرد. مدیران خواهان برخورد مناسب با لمپارد و زمان دادن به او برای کسب موفقیت بودند. حالا آنها احساس می‌کردند که چنین چیزی ممکن نیست.

یک منبع می‌گوید:” مارینا گفت که استراتژی خودش را مدنظر دارد و با برنامه‌ریزی دوباره در پست سرمربی، بار دیگر به آنها مراجعه خواهد کرد. من فکر می‌کنم آنها از این موضوع شگفت‌زده شدند چون هنوز خیلی زود بود و بازار انتخاب مربی در تابستان برای چلسی مناسب‌تر بود.”

چک به عنوان مشاور فنی اینجا نیز نقشی ایفا کرده و شروع به مذاکره با مدیر برنامه‌های بازیکنان کلیدی درباره افت عملکرد چلسی کرد. او در تمرینات نیز حاضر می‌شد که به معنای موقعیت عجیبی برای لمپارد در حمایتی بود که از سوی دوست قدیمی‌اش دریافت می‌کرد اما به خوبی می‌دانست که چک رابطه نزدیکی با مدیران چلسی دارد. برای بررسی دقیق بر هم خوردن رابطه لمپارد و گرانوفسکایا باید به آغاز کار برگردیم. این سبک تفکر همیشه وجود داشت که لمپارد گزینه مفید و نه ایده‌آل باشگاه پس از جدایی مائوریتزیو ساری در سال 2019 بود.

چلسی می‌دانست که فصل 20- 2019  دشوار خواهد بود چرا که آنها به دلیل نقض قوانین مربوط به جذب بازیکنان خارجی زیر 18 سال از سوی فیفا از دو پنجره نقل و انتقالات که بعدها به یکی کاهش پیدا کرد، محروم شده بودند.  از نگاه افراد بدبین، انتخاب برترین گلزن تاریخ باشگاه پس از تنها یک سال تجربه سرمربیگری در تیم دربی در چمپیونشیپ، ترفندی برای حفظ حمایت هواداران در دوران دشوار بود.

لمپارد می‌دانست که ریسک قبول چنین کاری در اوایل دوران مربیگری چیست اما امکان نداشت بتواند پیشنهاد باشگاهی که چنین رابطه احساسی عمیقی با آن در طول دوران حضورش در این تیم در فاصله سال 2001 تا 2014 ایجاد کرده بود را رد کند.

یکی از افراد باشگاه می‌گوید:” لمپارد در واقع پیشنهاد خوبی از یک باشگاه جذاب دیگر داشت اما این پیشنهاد از چلسی بود. او نمی‌توانست آنها را نادیده بگیرد. اما از همان ابتدا دست پایین را داشت. او پیش از آن به دربی اعلام کرده بود که این تیم را ترک خواهد کرد بنابراین وقتی توافق با چلسی انجام شد، بلافاصله به این تیم پیوست. او دستمزدی بسیار کمتر از آنچه سایر سرمربیان در این تیم دریافت می‌کردند، گرفت.”

میزان دستمزد او- که گفته می‌شود حدود 4 میلیون پوند در سال بود- تنها چیزی نبود که در طول مذاکره با گرانوفسکایا بر طبق خواست لمپارد پیش نرفت. این امری طبیعی برای هر مربی در هر باشگاهی است که خواهان حضور افرادی در رختکن و کادرش باشد که موردنظر خودش هستند.

لمپارد نمی‌خواست با گروه بزرگِ مورد استفاده ساری همکاری کند و در عوض تنها خواهان  حضور چند فرد قابل اعتماد در اطرافش بود. درخواست او برای حضور جودی موریس، جو ادواردز و کریس جونز پذیرفته شد اما درخواستش برای پیوستن شِی گیون، مربی دروازه‌بان‌ها، از دربی کانتی به این تیم رد شد. علاوه بر این مشخص شد که به لمپارد گفته شد که ادی نیوتون، مربی فنی بازیکنان قرضی، باید بخشی از این روند باشد.

 

رابطه لمپارد با گرانوفسکایا خیلی زود تیره شد و در نهایت به اخراج اسطوره انجامید.

 

آن عضو باشگاه در ادامه می‌گوید:” نقش نیوتن مانند نقش کارلو کودیچینی تحت هدایت آنتونیو کونته و جانفرانکو زولا با ساری بود. آنها افرادی بودند که با چلسی ارتباط داشتند. اما لمپارد با توجه به دوران حضورش در باشگاه و تجربه کار در چلسی توسط سه نفر دیگر، فکر نمی‌کرد که این امری ضروری باشد. لمپارد از دوران حضورش در این تیم به عنوان بازیکن می‌دانست که چلسی باشگاهی سیاسی است و  باید با قدرت با برخی از مسائل روبرو شود.”

نیوتن غالبا علاقه‌ای به دخالت در هدایت تیم نداشت و معمولا به صورت عمدی در حاشیه قرار می‌گرفت. او پیش از این که باشگاه را برای حضور در ترابزون‌سپور در ژانویه ترک کند، بار دیگر به دپارتمان بازیکنان قرضی بازگشت. لمپارد، باشگاه و نیوتن شایعات مربوط به اجبار در جدایی او را رد کردند و نیوتن بلندپروازی خودش را در دنیای مربیگری داشت که کمی پس از حضور در این باشگاه ترکیه‌ای نیز پاداشش را دریافت کرد. اما از همان ابتدا کاملا مشخص بود که نیوتن جای خاصی در تیم لمپارد نخواهد داشت؛ بنابراین گفته می‌شود که این موضوع عامل مهمی در تصمیم او برای جدایی از چلسی بود.

اما این چند مثال تنها مقدمه‌ای برای مسائل اصلی مجادله بودند. بسیاری باور دارند که تنش‎‌های پشت پرده در طول پنجره نقل و انتقالاتی ژانویه در 12 ماه پیش آغاز شد. تیمو ورنر هدف اصلی باشگاه برای تابستان بود اما با توجه به تلاش چلسی برای حضور در جمع 4 تیم صدر جدول و خطر از دست رفتن سهمیه لیگ قهرمانان، لمپارد خواهان جذب سه بازیکن در آن زمان بود؛ خصوصا که باشگاه توانسته بود با موفقیت در پرونده کاهش محرومیت از نقل و انتقالات پیروز شود.

او خواهان جذب پی‌یر امریک اوبامیانگ، مهاجم آرسنال، شد که در اندیشه ترک ورزشگاه امارات در آن برهه زمانی بود و حکیم زیاش، هافبک هجومی آژاکس، نیز دیگر بازیکن مدنظر او به حساب می‌آمد. هیچکدام از این بازیکنان در آن تابستان به تیم اضافه نشدند- توافقی برای جذب زیاش در فوریه انجام شد اما برای کمک به لمپارد در فصل 20-2019 بسیار دیر بود.

ناراحتی رو به افزایش لمپارد در بعضی از مکالمات پس از بازی با رسانه‌ها و انتقاد از مدیران باشگاه برای عدم جذب بازیکنان جدید مشهود بود. یکی از منابع گفت که او در پشت صحنه نیز خوشحال نبود و رابطه با گرانوفسکایا را “نه چندان جذاب” توصیف می‌کرد.

یکی دیگر از منابع مدعی شد که در این برهه زمانی بود که مائوریسیو پوچتینو که در نوامبر 2019 از سوی تاتنهام اخراج شده بود و ناگلزمان، سرمربی لایپزیش، به عنوان “پلن B” احتمالی مطرح شدند.

اما امکان نداشت که لمپارد پس از رساندن چلسی به جایگاه چهارم و فینال جام حذفی که در نهایت با شکست برابر آرسنال به پایان رسید، برکنار شود. او تعدادی از بازیکنان آکادمی را وارد ترکیب اصلی کرد و این کار را بیش از تمام مربیان پیش از خود انجام داده بود و به همین دلیل شایسته تحسین بود. از همه مهم‌تر رابطه او با رومن آبراموویچ، مالک باشگاه، هنوز بسیار قوی بود.

با این حال همانطور که یکی از افراد باشگاه به آن اشاره کرد، روابط با گرانوفیسکایا بیش از پیش پر تنش شده بود و یکی از مهمترین نکات این رابطه نحوه رفتار با کپا آریسابالاگا، دروازه‌بان تیم، بود. چلسی برای خرید کپا از اتلتیک بیلبائو رقم 71.6 میلیون پوند هزینه کرده بود که رکورد جهانی برای جذب یک دروازه‌بان در سال 2018 بود. پس از چندین اشتباه سرنوشت‌ساز، لمپارد تصمیم گرفت که در شش بازی در حد فاصل ژانویه تا فوریه از ویلی کابایرو استفاده کند. این بازیکن همچنین در نیمه‌نهایی و فینال جام حذفی و دیدار بسیار مهم برابر وولوز در هفته آخر لیگ برتر درون دروازه قرار گرفت.

پس از پایان فصل فضا متشنج‌تر شد یا همانطور که یکی از منابع گفت:” آنها بر سر کپا مشاجره کردند. لمپارد خواهان جذب یک جانشین بود و به او گفته شد که باید از کپا بازی بگیرد تا به بازگرداندن اعتماد به نفسش کمک کند. با این حال لمپارد مصرانه بر سر حرفش ایستاده بود.”

کپا یکی از چندین بازیکن ارشد تیم بود که حس می‌کرد لمپارد راهنمایی‌های تاکتیکی درستی برای او ندارد یا پس از کاهش اعتماد به نفسش در فصل گذشته، به اندازه کافی کمک حالش نبوده است. در عوض کمک به گرانقیمت‌ترین خرید باشگاه در طول دوران افت بر عهده گرانوفسکایا و چک بود. رابطه بین بازیکن اسپانیایی و سرمربی تیم در هفته‌های ابتدایی این فصل بهبود پیدا کرد اما این تغییر در رفتار در نهایت با جذب ادوارد مندی از رن برای جانشینی او به عنوان دروازه‌بان اول چلسی بی‌معنی شد.

عملکرد کپا در دو بازی ابتدایی برابر برایتون و لیورپول، به پیروزی لمپارد در بحث نیاز تیم به تغییر در این پست کمک کرد.  پنجره نقل و انتقالاتی شلوغ که چلسی در طول آن 200 میلیون پوند هزینه کرد باعث ایجاد نگرانی‌های دیگری شد. لمپارد به دنبال فروش آنتونیو رودیگر بود که جایگاه مهمی در اندیشه مدیران چلسی داشت. لمپارد از باشگاه خواست که دکلان رایس، هافبک وستهام، را جذب کند و در آستانه ژانویه نیز بار دیگر به خرید او اصرار کرد. اما بعضی افراد در باشگاه نظرات دیگری درباره جذب دوباره این بازیکن داشتند که به عنوان یک نوجوان از آکادمی جدا شده بود.

 

 

در ماه دسامبر به اتلتیک گفته شد:” او باید دست از تلاش برای جذب رایس بردارد یا کارش را از دست خواهد داد. مدیران نگرانی بسیاری درباره شرمساری احتمالی از خرید دوباره بازیکنی که در آکادمی رد شده با قیمت بالا دارند.”

هرچقدر که زمان نقل و انتقالات نزدیک‌تر می‌شد، شایعات بیشتری درباره بازیکنان مدنظر سرمربی و خریدهای باشگاه به گوش می‌رسید. چلسی همیشه مدعی بود که با سرمربی مشورت می‌کند و او باید هر خرید جدیدی را تایید کند. این موضوع باعث نشد که افراد حاضر در فوتبال دست از تفسیر اتفاقات رخ داده شامل ولخرجی قابل توجه اخیر چلسی بردارند. یکی از افراد نزدیک باشگاه ادعا می‌کند که از بین شش بازیکن جذب شده تنها بن چیلول بازیکن مدنظر لمپارد بوده است.

قصد او از ابتدا بازسازی خط دفاعی بود. او بر این باور بود که رایس می‌تواند علاوه بر بازی به عنوان هافبک دفاعی به مدافع میانی تراز اولی تبدیل شود و برنامه نه فقط خرید او بلکه خرید جیمز تارکوفسکی از برنلی نیز بود. مدافعانی که قرار بود از این تیم جدا شوند فیکایو توموری، مارکوس آلونسو و رودیگر بودند. حتی این صحبت هم مطرح شده بود که لمپارد از جدایی سزار آسپلیکوئتا، کاپیتان تیم، هم استقبال می‌کند.

در آخر هر چهار بازیکن ماندند که یکی از عوامل مهم عدم جذب رایس و تارکوفسکی بود. باشگاه هزینه بسیاری برای خرید بازیکنان کرده بود و باید هزینه بیشتری برای خرید آنها نیز پرداخت می‌کرد. گفته می‌شد که گرانوفسکایا علاقه‌ای به این کار نداشت. در عوض باشگاه اقدام به خرید تیاگو سیلوا، بازیکن تیم ملی برزیل، کرد که به عنوان بازیکن آزاد از پاری سن ژرمن جدا شده بود. این بازیکن کهنه کار پیش از آن در لیست لمپارد جا نداشت اما او مخالفتی هم با جذب بازیکنی با تجربه و قدرت رهبری او در گروهی که در این دو زمینه دچار کمبود بود، نداشت.

 

 

سیلوا ثابت کرد که حداقل برای کوتاه مدت گزینه خوبی بوده است. اما ورنر و کای هاورتز، دیگر خرید گران‌قیمت تابستانی، نتوانستند تاثیرگذاری چندانی در فوتبال انگلیس داشته باشند و به همین دلیل ایجاد شبهات منفی، تردید در عملکرد و به صدا در آمدن زنگ هشدار غیرقابل اجتناب بود. بازیکنان تیم ملی آلمان خریدهایی کلیدی برای کمک به چلسی در به چالش کشیدن لیورپول در کورس قهرمانی به شمار می‌آمدند اما در سه ماه اول در مجموع تنها 5 گل به ثمر رساندند.

ورنر بیشتر از مهاجم نوک سمت چپ به عنوان وینگر چپ به کار گرفته شد و هاورتز به دلیل اثرات ناشی از ابتلا به کرونا، سال 2020 را با سه حضور متوالی به عنوان بازیکن تعویضی به پایان رساند. این اتفاق با کسب 4 امتیاز از 15 امتیاز ممکن توسط چلسی پیش از شکست 1- 3 برابر منچسترسیتی همزمان شد.

یک مدیر برنامه گفت:” مشکلی که لمپارد با مارینا داشت، واضح و اساسی بود. او چندین سرمایه‌گذاری بزرگ داشت که مهارت بهترین استفاده از آنها را نداشت اما علاوه بر این، به نظر می‌رسید که دست از تلاش برای استفاده کردن از آنها برداشته است. انتقاد علنی از بازیکنان ( بیشتر از همه پس از شکست 1-3 برابر آرسنال) باعث شد که او حمایتش را هم از دست بدهد.”

اما وقتی جدول امتیازگیری نشان داد که لمپارد به صورت مشترک بدترین میانگین کسب امتیاز در هر بازی در بین تمام مربیان چلسی در دوران آبراموویچ را دارد، نگرانی‌ها بدون توجه به مسائل پشت پرده افزایش یافت. و یکی از منابع پس از دیدار برابر منچسترسیتی به اتلتیک گفت که رومن “بسیار بسیار ناراحت” است.

 

 

و سپس نوبت به بازی برابر لسترسیتی رسید. چلسی برابر شاگردان برندان راجرز حرفی برای گفتن نداشت و آبراموویچ عصبانی بود چرا که از این شرایط خسته شده بود. صبح روز بعد به برقراری تماس و تلاش برای جذب مربی موقت یا دائم گذشت. زمان لمپارد به پایان رسیده بود. لمپارد نیز پس از بازی در رختکن همین احساس را داشت. او دست بازیکنانش را فشرد و از آنها برای تلاشی که تحت هدایت او انجام داده بودند تشکر کرد. شرایط غم‌انگیزی بود.

تماس‌هایی با آلمان آغاز شد. پیشنهاد هدایت تیم تا پایان فصل به رانگنیک، سرمربی سابق لایپزیش، داده شد چرا که تصور می‌شد او در آن مقطع به تیم دیگری ملحق شود. او به دلیل کوتاهی مدت قرارداد این پیشنهاد را رد کرد.

مدیران تیم تصمیم جدی داشتند تا مربی آلمانی زبانی را جذب کنند که بتواند بهترین بازی را از ورنر و هاورتز بگیرد و به همین دلیل مذاکره با توماس توخل، سرمربی سابق پاری‌سن ژرمن، را شروع کردند. آنها در عین حال در مذاکرات اولیه با لایپزیش درباره ناگلزمان به بن بست خوردند.

توخل در ابتدا علاقه‌ای به حضور در این تیم در میانه فصل نداشت اما در نهایت متقاعد شد چرا که چند سال قبل نیز پیش از آنتونیو کونته در آستانه حضور در استمفوردبریج بود. او احساس کرد که این کار به اندازه‌ای خوب است که نمی‌توان آن را رد کرد. زمان لمپارد به پایان رسیده بود.

***

یکی از ابعادی که هر وقت سرمربی در چلسی کارش را از دست می‌دهد مطرح می‌شود این ایده است که او “رختکن را از دست داده بود”. بیشتر از یک نفر مدعی شده‌اند که این موضوع درباره لمپارد هم صادق بود و در هفته‌های آخر تاثیر بسیاری داشت. با این حال بهتر است پیش از بررسی این افت به نکته هشداردهنده‌ای اشاره کنیم. این که افراد نزدیک به بازیکنانی که جایی در ترکیب ثابت نداشتند، نسبت به افراد نزدیک به بازیکنان ترکیب اصلی صحبت‌های منفی بیشتری داشته باشند، غیرقابل اجتناب است.

اما در صحبت با افراد متفاوت و حتی کسانی که هر هفته بازی می‌کردند نیز یک پیش زمینه کلی نمایان شد و اگر این صحبت‌ها با اتلتیک مطرح شد، پس می‌توان انتظار داشت که نظرات صریح‌تری به گوش گرانوفسکایا رسیده است.

یکی از این منابع می‌گوید:” مشکل این بود که مربی با بازیکنان حرف نمی‌زد- خب، تنها با کسانی که دوست داشت حرف می‌زد. من بازیکنانی بیرون از ترکیب را می‌شناسم که ماه‌ها هیچ چیزی از او نشنیدند. این برای یک بازیکن بسیار ناامید کننده است چرا که شما نمی‌دانید برای این که عملکرد بهتری داشته باشید، باید چه کار کنید، نمی‌دانید مربی چه فکر می‌کند. این دیوانه‌کننده است.

مشخصا وقتی چلسی در روند 17 بازی بدون شکست (بین سپتامبر و دسامبر ) بود، مربی تغییرات زیادی اعمال نخواهد کرد. اما شما همچنان نیاز دارید که با بازیکنان صحبت کنید. بازیکنان می‌ترسیدند که شخصا برای صحبت با مربی پیش‌قدم شوند چرا که ممکن بود برداشتی منفی ایجاد کند.”

دیگری اضافه کرد:” این برای من بسیار عجیب بود که سبک کار لمپارد فاصله گرفتن از بازیکنان بود. او تا همین اواخر بازیکن بود (در سال 2016 بازنشسته شد). او باید می‌دانست که چطور با بازیکنان رفتار کند اما به نظر می‌رسید که این موضوع را فراموش کرده است.”

و دیگری اظهار داشت:” ارتباط لمپارد با بازیکنان روان و راحت نبود. وقتی سال گذشته با یکی از بازیکنان دیدار کردم، از او پرسیدم که آیا مربی نکاتی را به او گوشزد می‌کند. او به من گفت نه، اما معمولا هرگز با بازیکنان حرف نمی‌زند. من گفت نمی‌توانم این موضوع را درک کنم چون لمپارد به رابطه‌ای حرفه‌ای با تمام بازیکنان نیاز دارد. شما باید بدانید که بازیکنان به اطلاعات و راهنمایی نیاز دارند.”

یکی از بازیکنان به اتلتیک گفت که ادامه حضور لمپارد تا پایان فصل یک “فاجعه” بود چون سطح تنش در رختکن به قدری بالا بود که نمی‌شد آن را کنترل کرد و بازیکنان انتقادات او از عملکرد تیم را با آخرین روزهای حضور ژوزه مورینیو در باشگاه مقایسه می‌کردند.

این احساس هم وجود داشت که پس از افت عملکرد تیم، تغییرات مداوم در ترکیب اصلی مانع از ساختن سیستم و به دست آوردن اعتماد به نفس توسط بازیکنان می‌شد. برای مثال تمام تیم می‌توانستند استعداد ورنر را ببینند اما از تماشای گرفته شدن اعتماد به نفس این بازیکن پس از این که بارها از ترکیب بیرون گذاشته شد، وحشت کرده بودند.

 

گفته می‌شود عدم ارتباط مناسب لمپارد با بازیکنان نیمکت‌نشین، رختکن چلسی را به سوی دو قطبی شدن پیش برده بود.

 

شرایطی دیگر نیز بود که باعث شد تنش‌ها به اوج خود برسد. نشانه‌های اولیه از این که شرایط در پشت صحنه این فصل چندان خوب نیست با بی‌احترامی مارکوس آلونسو در ترک زمین پس از تعویض در بین دو نیمه تساوی 3- 3 برابر وست برومویچ نمایان شد. این مدافع چپ از آن زمان برای این تیم به میدان نرفت. یکی از منابع مدعی شد:” اتفاقاتی که با آلونسو رخ داد زنگ خطری از نظر توانایی لمپارد برای کنترل رختکن بود.”

پس از ضررهای ناشی از عدم خرید بازیکن در اولین سال حضور لمپارد، حضور شش عضو جدید مشکلات متفاوتی را به همراه آورد؛ خصوصا که چلسی نتوانست بازیکنان زیادی را به فروش برساند. تنها جدایی قابل توجه پدرو و ویلیان بودند که در هر صورت قراردادشان به پایان رسیده بود.

تلاش‌هایی برای فروش بعضی بازیکنان انجام شد؛ هرچند اثرات کرونا بر باشگاه‌های فوتبال در سراسر جهان به این معنا بود که مشتریان زیادی وجود ندارد. دستمزد بالای بازیکنان چلسی نیز باعث شد که تنها چند انتقال قرضی (راس بارکلی، داویده زاپاکوستا، ویکتور موزس، تیمو باکایوکو) انجام شود. این موضوع باعث شد که لمپارد با تعداد زیادی از بازیکنان روبرو باشد.

یکی از منابع می‌گوید:” نیازی نیست دانشمند ساخت موشک باشد تا متوجه این موضوع شوید، بازیکنان مهم بسیاری بیرون از ترکیب اصلی مانده و ایجاد مشکل می‌کردند. خطر دو دستگی بین کسانی که بازی می‎‌کردند و کسانی که جایی در میدان نداشتند، وجود داشت. زبان بدن بعضی از آنها نشانگر همین موضوع بود. بعضی افراد بودند که به اندازه سایرین در تمرینات تلاش نمی‌کردند. مانند وقتی که بیمار می‌شوی و این بیماری شیوع پیدا می‌کند. این شرایط مشخصا وقتی بدتر شد که چلسی شروع به قبول شکست‌های متوالی کرد.”

لمپارد قطعا پیش از این که با عباراتی نه چندان درست نسبت به عملکرد بازیکنان تیمش واکنش نشان دهد نیز لحظات خاص خودش را داشته است. علاوه بر دیدار برابر وست برومویچ، شکست 0- 3 برابر شفیلد یونایتد در جولای، شکست در فینال جام حذفی برابر آرسنال یک ماه پس از آن و سپس شکست برابر همین رقیب در لیگ برتر در 26 دسامبر موقعیت‌های قابل توجهی بود که به عنوان  “زمانی که او بازی را واگذار کرد” از آنها یاد می‌شود.

اما شاید جالب باشد که اشاراتی از سوی بازیکنان وجود داشت که لمپارد راهنمایی‌های تاکتیکی مناسبی در اختیار آنها قرار نمی‌دهد، به بعضی صرفا گفته می‌شد که باید به زمین بروند و خودشان را نشان دهند. موضوعی که باعث شد افراد بسیاری نسبت به این مربی ابراز تردید کنند.

بازیکنان زمانی نسبت به امنیت کاری لمپارد تردید پیدا کردند که یکی از اعضای رختکن که از سوی او انتخاب نشده بود، به بعضی بازیکنان گفت:” نگران نباشید، کار این (لمپارد) در عرض چند هفته به پایان خواهد رسید.”

تنش و شرایط جلسات تمرین نیز در این اواخر به حد هشدار رسیده بود. در ابتدا و وقتی همه چیز خوب پیش می‌رفت، بازیکنان واکنش مثبتی به تمرینات داشتند. این تغییر سرحال کننده پس از روند تکراری تمریناتِ ساری بود. با این حال پس از پیروزی درخشان برابر لیدز، چلسی در دیدار برابر اورتون، وولوز، وستهام، آرسنال و استون‌ویلا در ادامه دسامبر خسته به نظر می‌رسید.

بازیکنان انتظار داشتند که در صورت عدم پیروزی برابر فولام در اوایل ژانویه، لمپارد اخراج شود. پیروزی 0- 1 به لطف درخشش میسون مونت به این معنا بود که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد اما پس از وخامت اوضاع در دیدار برابر لستر که چند روز بعد برگزار شد، جو رختکن به گفته یکی از منابع “مانند وداع بود”.

لمپارد در زمان آماده سازی در ماه ژوئن و در آستانه بازگشت به مسابقات پس از تعویق سه ماهه به این متهم شد که به سختی از بازیکنان کار می‌کشد. در واقع با این که فهرست دیدارهای چلسی در این فصل به طور معمول شامل بازی در اواسط هفته علاوه بر بازی‌های آخر هفته بود، این مربی 42 ساله همچنان تمرینات پر فشاری را انجام می‌داد. یکی از افراد اظهار داشت:” این نگرانی وجود داشت که بازیکنان چلسی نه تنها خسته شوند بلکه روند مصدومیت‌ها نیز افزایش پیدا کند.”

***

بنابراین تمامی این موارد تصویری منفی از لمپارد را به نمایش می‌گذارند، اینطور نیست؟ شنیدن و خواندن این موارد باعث می‌شود اینطور به نظر برسد که چلسی چاره‌ای جز واکنش نشان دادن نداشت. اما هر جدایی همیشه دو سو دارد. در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که کاری که لمپارد انجام داد باید علیرغم تمام انتقاداتی که از بیرون وارد بود، مطلوب قلمداد شود. مفسرانِ کمی باور داشتند که چلسی بتواند در اولین فصل حضور او به لیگ قهرمانان راه پیدا کند اما این تیم در اکثر مقاطع فصل در یکی از چهار رده صدر جدول حضور داشت.

او برای دومین بار متوالی چلسی را به مرحله یک هشتم لیگ قهرمانان اروپا رساند تا پس از حضور در صدر جدول مرحله گروهی، در ماه فوریه به مصاف اتلتیکو مادرید برود. اعتماد لمپارد به بازیکنان آکادمی نباید دستکم گرفته شود. او اولین مربی تاریخ چلسی بود که به صورت مداوم با ثبات از بازیکنان سیستم جوانان باشگاه استفاده کرد. این ادعا که او خصوصا در فصل اول چاره‌ای جز این کار نداشت، چندان درست نیست. بازیکنان آکادمی مانند میسون مونت و تامی آبراهام در طول 18 ماه گذشته به صورت مداوم در ترکیب این تیم حضور داشتند. بازیکنان بسیاری مانند ریس جیمز، بیلی گیلمور، کالوم هادسون اودوی و فیکایو توموری نیز این فرصت را داشتند؛ هرچند دو بازیکن آخر خواهان دریافت فرصت بیشتری در سال 2020 بودند.

 

لمپارد اعتقاد زیادی به استفاده از بازیکنان جوانی داشت که در آکادمی چلسی پرورش پیدا کرده بودند.

 

در مجموع هشت بازیکن آکادمی اولین بازی‌شان در تیم بزرگسالان را تحت هدایت لمپارد انجام دادند و مشخص است که او خواهان اضافه کردن بازیکنان بیشتری به این فهرست با فرصت دادن به بازیکنانی چون لویس بِیت بود. چلسی نه تنها بازیکنان بومی با مهارت بازی برای این تیم در سال‌های پیش رو را در اختیار دارد بلکه دارایی‎های قابل فروشی دارد که می‌تواند با قیمتی خوب در بازار نقل و انتقالات به فروش برساند. لمپارد در حالی اعتقادی همیشگی به جوانان رشد کرده در آکادمی چلسی داشت که مربیان پیش از او چنین باوری نداشتند- حتی وقتی که انتخاب میسون مونت و تامی آبراهام پس از شکست تحقیرآمیز 0- 4 برابر منچستریونایتد در هفته اول فصل 20- 2019 از سوی ژوزه مورینیو با انتقاد روبرو شد.

گلایه از سر نارضایتی در زمانی که لمپارد بهترین بازی را از بازیکنان آماده جدید که در اختیار تیم بودند می‌گرفت، در پایین‌ترین حد ممکن بود. آنها فوتبال سرگرم کننده‌ای را به نمایش می‌گذاشتند اما بازیکنان با استعدادی چون زیاش و کریستین پولیسیچ به دلیل مصدومیت به ندرت در کنار هم قرار گرفتند.

مشخص شده که “شغل رویایی” لمپارد همیشه برایش لذت‌بخش نبوده است. محیط پر تنش و حضور اشخاص با منافع شخصی باعث شد که شرایط سخت شود. یکی از افرادی که با کادر فنی در ارتباط بود، درباره ناجور بودن شرایط می‌گوید:” اگر هر باشگاهی جز چلسی بود، لمپارد در تابستان از این تیم جدا می‌شد. اما مشخصا ارتباط او با هواداران و ارزشی که چلسی برایش داشت، به این معنا بود که همیشه سعی می‌کرد شرایط را بهبود بخشیده و راه حلی پیدا کند.

چیزی که می‌توانم بگویم این است که او احساس می‌کرد این کار کاملا بیهوده است. او تجربه روابط سخت با افراد زیادی را داشت و نمی‌دانست که به چه کسی می‌تواند اعتماد کند. او با کسی صحبت می‌کرد اما مطمئن نبود که پس از آن همان فرد درباره‌اش چه خواهد گفت. از نظر او رفتار سیاستمدارانه و حضور در نبردی همیشگی دشوار بود.”

سقوط چلسی به عنوان قدرت اصلی مدت‌ها پیش از حضور لمپارد آغاز شده بود. یکی از نشانه‌های این اتفاق این واقعیت است که آنها از زمان حضور در نیمه نهایی لیگ قهرمانان در سال 2014 تا به حال در هیچ دیدار مرحله حذفی به پیروزی نرسیده‌اند.

صدها میلیون پوند برای خرید بازیکنانی مانند باکایوکو، دنی درینک‌واتر و آلوارو موراتا هزینه شد که دیگر جایی در باشگاه ندارند. جدایی 18 ماه قبل ادن هازارد، بهترین بازیکن چلسی، و پیوستنش به رئال مادرید هنوز هم با وجود خریدهای تابستانی یک خسارت به شمار می‌آید.

کسب جام قهرمانی در سال 2017 تنها باری بود که آنها در طول 5 فصل گذشته خودشان را در نزدیکی صدر جدول یافتند. فرهنگی منفی اجازه پیدا کرد که در این باشگاه نفوذ کرده و پایه‌ها را ویران کند. یکی از منابع می‌گوید:” وقتی شرایط در چلسی خوب پیش نمی‌رود، شما افراد زیادی را می‌بینید که دوست دارند هر چیزی جز محدوده خودشان را مقصر بشمارند. این چیزی بود که لمپارد سعی کرد تغییر دهد اما به زمان نیاز داشت. این مشکلی عمقی است که سال‌ها وجود داشته است. وقتی بازیکنان مدت‌ها صرفا در تیم حضور دارند و قراردادشان تمدید می‌شود، شما این سوال را دارید که چلسی می‌خواهد به چه استانداردهایی دست پیدا کند؟”

 

ورنر یکی از خریدهای اصلی چلسی در تابستان بود اما هرگز نتوانست روزهای خوبش در لایپزیش را زیر نظر لمپارد تکرار کند.

 

شیوع ویروس کرونا نشان داد که بخت با او یار نیست؛ چندین بازیکن به این بیماری مبتلا شدند و او نتوانست پیش فصل درستی را برای کار با بازیکنان جدید داشته باشد. چلسی در جذب موفقیت آمیز هاورتز، ورنر و زیاش از مهارت برقراری ارتباط این مربی استفاده کرد. مربی انگلیسی به این سه بازیکن اطمینان دارد که آنها و او جزیی از برنامه سه ساله برای فتح مجدد لیگ برتر هستند. او به شدت تلاش کرد تا به هاورتز برای غلبه بر مشکلاتش در سازگاری با محیط کمک کند. اما لمپارد تنها در نیمی از قرارداد سه ساله‌اش دوام آورد.

لمپارد به همه از جمله مدیران باشگاه هشدار داد که ادعای قهرمانی در فصل 21- 2020 بعید است و باید با بازیکنان جدید صبور بود تا به لیگ و کشور جدید عادت کنند. لمپارد از لحظه‌ای که به عنوان سرمربی در سال 2019 به باشگاه برگشت احساس می‌کرد که سخت‌ترین نبردش تغییر رفتارها در رختکن است. بازیکنانی آنجا بودند که پیش از آن در چلسی و سایر تیم‌ها قهرمان شده بودند اما او توجه کرده بود که بعضی از آنها چطور در سومین فصل ژوزه مورینیو، دومین فصل آنتونیو کونته و دوران کوتاه مائوریتزیو ساری، به از دست دادن ایمان به مربی- و یکدیگر- در دوران سخت تمایل داشتند.

نگرانی او این بود که بازیکنان بسیاری به راحتی وارد شرایط بحرانی شوند و شاهد این بود که پس از یک یا دو نمایش بد چطور سرها پایین افتاده و عادت‌های بد برگشته بودند. یکی از منابع معتقد است که چلسی به “باشگاهی بر اساس حفظ جایگاه خود” به جای باشگاهی با روحیه قوی تیمی که به سمت موفقیت‌های بیشتر برود، تبدیل شده بود.

همانطور که او فصل گذشته اشاره کرد، این تیمی بود که پس از قهرمانی در فصل 17- 2016 نتوانسته بود مدعی قهرمانی در لیگ برتر باشد و پس از فصل 14-2013 نیز از اولین مرحله حذفی لیگ قهرمانان فراتر نرفته بود. این تیم به بازسازی، استفاده از خریدهای جدید و (از همه مهم‌تر) استعدادهای آکادمی نیاز داشت اما در عین حال فرهنگ تیم نیز باید تغییر می‌کرد. او احساس می‌کرد بسیاری از بازیکنانی که در اختیارش قرار داده شده‌اند، روحیه جنگندگی لازم را نشان نمی‌دهند و بعید است که بتوانند عادت‌های بدشان را تغییر دهند. او می‌خواست تیم را با بازیکنان جوان بازسازی کند اما این ریسک و احتمال برعکس شدن شرایط و “درد” در زمانی که آنها درس خود را یاد می‌گرفتند، به همراه داشت.

 

گفته می‌شود یکی از دلایل اصلی چلسی برای به خدمت گرفتن توخل، آشنایی او با بازیکنان آلمانی تیم و امیداری به استفاده مطلوب از آنهاست؛ کاری که لمپارد نتوانست انجام بدهد.

 

زمان‌هایی بود که او احساس می‌کرد پیشرفت مهمی به دست آورده است. او در هفته‌های اخیر به طور مداوم به این موضوع اشاره می‌کرد که شرایط تا چه حد در ماه دسامبر که آنها با پیروزی برابر لیدز به صدر جدول رسیده بودند، بهبود پیدا کرده است. آن بازی شانزدهمین دیدار بدون شکست آنها در تمامی رقابت‌ها پس از شکست 0- 2 خانگی برابر لیورپول در 20 سپتامبر بود. او به سبک تکامل تیم خوش‌بین بود و همین باعث افزایش حس هشدار و عصبانیت او از سبک تسلیم شدن آنها برابر از دست رفتن اعتماد به نفس فردی و تیمی در هفته‌های پس از آن شد.

با افزایش فشارها، لمپارد روی بهبود رفتار تیمی بازیکنان تمرکز کرد و از آنها می‎‌خواست که مسئولیت‌پذیری بیشتری در زمین داشته باشند و در انجام اساس کارها بهتر خودشان را ابراز کنند. و درباره تعادل تیم در طول دوران حضورش روی نیمکت نگران بود. یکی از منابع مطلع نزدیک به او گفت:” او می‌دانست که هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن باقی مانده است. او خواهان فروش بازیکنان بود چون از تاثیرات آن روی تمرین و روحیه تیم نگران بود.

این کار در نمای بزرگتر برای لمپارد ساختن یک فرهنگ و سبک جدید بود. این یک روند بود و با توجه به عدم خرید بازیکن در فصل گذشته رویارویی با آن دشوار بود، هرچند بازیکنان مدرن گاهی می‌توانند دردسرساز باشند. چلسی به طراوات و افراد خوب در بین اعضای باشگاه نیاز داشت که خریدهای جدید این نیاز را تامین می‌کردند.”

واقعیت ناخوشایند برای لمپارد، رکورد دفاعی فصل گذشته تیم او بود- آنها 54 گل دریافت کردند که بدترین رکورد در بین تیم‌های حاضر در نیمه بالای جدول لیگ برتر بود. فقط سه تیم گل‌های بیشتری از ضربات شروع مجدد دریافت کردند (15). اضافه شدن چیلول، سیلوا و مندی باعث پیشرفت در هر دو زمینه علیرغم افت در عملکرد اخیر شد.

اما لمپارد جدایی 9 سرمربی متفاوت را در طول دوران بازی‌اش در چلسی دیده بود و بهتر از هرکسی آگاه بود که اگر نتواند به استانداردهای آبراموویچ برسد، باید چه بهایی را پرداخت کند. چلسی نیاز دارند برای ادامه روند بازسازی خود در دیدارهای فصل آینده لیگ قهرمانان حضور داشته باشد و نتایج اخیر شانس آنها برای کسب سهمیه را با خطر جدی مواجه کرده است، حتی با این که سایر تیم‌های اطراف آنها نیز با مشکل عدم ثبات دست و پنجه نرم می‌کند.

یکی از منتقدان او تاکید داشت:” من فکر می‌کنم این کار برای او خیلی بزرگ و خیلی زود بود.” حالا ما هرگز نخواهیم فهمید که اینطور بوده است یا خیر.

 

 

عنوان اصلی مقاله: Lampard’s Chelsea sacking: Tension with Marina, unhappy players and secret job offers نویسنده: Simon Johnson نشریه / وبسایت: The Athletic زمان انتشار: 25 ژانویه 2021

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + بیست =

1 دیدگاه ارسال شده است