یک بازی کلاسیک از دل هرجومرجی افسارگسیخته
جک لنگ/نیویورک تایمز:
بعد از شبی پر از فوتبال تماشایی و لحظات سرگرمکننده، میشد هفته اروپایی پاریسنژرمن را با جملهای از گروچو مارکس توصیف کرد:
«اینها پیروزیهای ۲-۴ من هستند. اگر دوستشان ندارید… خب، پیروزیهای دیگری هم دارم.»(هفت یک:گروچو مارکس کمدین، بازیگر و نویسنده مشهور آمریکایی بود.او یکی از اعضای گروه کمدی «برادران مارکس» بود و به خاطر طنز کنایهآمیز، شوخیهای هوشمندانه و جملههای نیشدارش شهرت داشت.نویسنده مقاله به یکی از شوخیهای معروف گروچو مارکس اشاره کرده است. از جمله جمله مشهور او:«اینها اصول من هستند؛ اگر خوشتان نمیآید، اصول دیگری هم دارم!»)
تنها شش شب پس از جدالی تماشایی و پرهیجان با منچسترسیتی که دو نیمه کاملاً متفاوت داشت، پاریسنژرمن این بار میزبان بارسلونا بود تا یک بازی جذاب و پراتفاق دیگر را رقم بزند؛ مسابقهای که بیشتر از آنکه به نظم و بازی حساب شده پایبند باشد، از دل هرجومرج شکل گرفت. مسابقهای آشفته و پرفرازونشیب که انگار از کنار هم قرار گرفتن دهها صحنه پراکنده شکل گرفته بود؛ هیجان اصلی بازی در دقایق پایانی رقم خورد و همهچیز در دل بینظمی و اتفاقات غیرقابلپیشبینی ایجاد شد.
نتیجه هر دو مسابقه یکسان بود، اما بازیهایی که به این نتایج انجامیدند، از نظر حالوهوا تفاوتی چشمگیر با یکدیگر داشتند.

در ورزشگاه اتحاد، پاریسنژرمن برای مدتی کوتاه تیمی مهارنشدنی به نظر میرسید. آنها با فروپاشاندن ساختار ازهمگسیخته منچسترسیتی، تواناییهایشان را به رخ کشیدند، اما بعد کاملاً از جریان بازی خارج شدند. نیمه اول، تصویری بود از بازگشت یک الگوی تاکتیکی به اوج؛ نیمه دوم، یادآوری این نکته که نباید بیش از اندازه به مرحله لیگی این رقابتها اهمیت داد و نباید فریب هیجانات کاذبش را خورد. پاریسنژرمن که استاد رسیدن به اوج آمادگی در فصل بهار است، بهتر از هر تیم دیگری این موضوع را میداند.
اما این مسابقه جنس دیگری داشت. با وجود آنکه عملاً به سلطه و درخشش هافبکها تبدیل شده بود، از جریان روان و پیوستهای برخوردار نبود. پاریسنژرمن پیروز شد و شایسته پیروزی هم بود، اما در مقاطعی کنترل مسابقه از دستش خارج شد. بازی به هرجومرجی افسارگسیخته تبدیل شد؛ چیزی که باید مهارش میکردند. مراسم و برنامههای پیش از مسابقه، نوید یک قتلعام فوتبالی را میداد، اما آنچه رخ داد چنین نبود. این یک پیروزی ۲-۴ برای بقا بود؛ آزمونی طاقتفرسا که پاریسنژرمن را تا مرز تحمل فشار پیش برد.
از همان پیش از شروع مسابقه، همه از یک بازی کلاسیک صحبت میکردند. روزنامه فرانسوی اکیپ، ورود بارسلونا را «دیداری درخور پادشاهان» توصیف کرد و با تحسین کیفیت هجومی دو تیم به استقبال مسابقه رفت. اکیپ تنها نبود. ویتینیا، هافبک پاریسنژرمن، روز دوشنبه گفته بود: «همهچیز مهیاست تا این مسابقه به یکی از بازیهای بزرگ تاریخ تبدیل شود.»

تا دقیقه ۷۰، مسابقه صرفاً بازی خوبی بود. پاریسنژرمن از همان ابتدا با شدتی دیوانهوار پرس میکرد و موقعیتهای نصفهونیمهای برای خویچا کواراتسخلیا و دزیره دوئه ساخت. ژوان گارسیا، دروازهبان بارسلونا، چند واکنش خوب نشان داد که یکی از آنها حتی با صورتش بود!
عثمان دمبله و دنی اولمو با مصدومیت زمین را ترک کردند. ویلیان پاچو نیز مانع گلزنی فرمین لوپز شد، اما در جریان این درگیری، ضربات کفش استوکدار بازیکن بارسلونا نصیبش شد.
دزیره دوئه پیش از پایان نیمه اول، با ضربهای تماشایی و زمینی گلزنی کرد.این گل، دوازدهمین گل دزیره دوئه در لیگ قهرمانان اروپا طی ۳۲ بازی بود؛ آماری که بسیاری از مهاجمان از آن راضی خواهند بود، چه برسد به یک وینگر. او حالا در دو بازی پیاپی نیز گل نخست تیمش را به ثمر رسانده است؛ آن هم با ضربهای مشابه به تیر نزدیک دروازه، درست مثل گلی که هفته گذشته در پیروزی هیجانانگیز ۴-۲ پاریسنژرمن مقابل منچسترسیتی به ثمر رساند.

این گل، دوازدهمین گل دزیره دوئه در لیگ قهرمانان اروپا طی ۳۲ بازی بود؛ آماری که بسیاری از مهاجمان از آن راضی خواهند بود، چه برسد به یک وینگر. او حالا در دو بازی پیاپی نیز گل نخست تیمش را به ثمر رسانده است؛ آن هم با ضربهای مشابه به تیر نزدیک دروازه، درست مثل گلی که هفته گذشته در پیروزی هیجانانگیز ۴-۲ پاریسنژرمن مقابل منچسترسیتی به ثمر رساند.
ژاوی اسپارت ۱۰ دقیقه پس از شروع نیمه دوم پاسخ بارسلونا را داد. او با نفوذی عالی از سمت راست پیش رفت و در پایان، با ضربهای محکم به تیر نزدیک دروازه، گلزنی کرد؛ ضربهای که دقیقاً همان چیزی بود که برای تمام کردن این حرکت نیاز داشت.

با این حال، در فاصله بین این دو گل، بازی تا حدی از تبوتاب افتاد. خویچا کواراتسخلیا و مارکینیوش به دلیل مصدومیت زمین را ترک کردند و هانسی فلیک، سرمربی بارسلونا، رافینیا و پدری را بیرون کشید. کمکم این تصور که نتیجه این مسابقه میتواند در چشمانداز کلی فصل تأثیر چشمگیری داشته باشد، کمی مضحک به نظر میرسید.
بعد اتفاقی جالب رخ داد. وقفههای پیاپی و ازسرگیری بازی، مسابقه را به سمت آرایشها و موقعیتهای تازه و جذابی سوق داد. نخست، بارسلونا برای مدتی کنترل بازی را در دست گرفت. رودری وارد زمین شد و با همان بازی پخته و حسابشدهاش، فوراً کیفیت عملکرد بازیکنان اطرافش را بالا برد. خط دفاعی پاریسنژرمن که حالا ایلیا زابارنی، مدافع اوکراینی پاریسنژرمن که شاید در آینده پاسخ یکی از سؤالهای مسابقات اطلاعات عمومی باشد، به عقب رانده شد. گاوی هم پس از نفوذی سریع به محوطه جریمه ماتوی سافونوف، میتوانست بهتر از اینها عمل کند.
اما بعد چه اتفاقی افتاد؟ هرجومرج محض. مسابقه از درون منفجر شد و همهچیز را به هم ریخت تا سرانجام به همان چیزی تبدیل شود که همه از ابتدا انتظارش را داشتند.
لوکاس هرناندز روی یک ضربه کرنر گل زد، اما کمی بعد زمین را ترک کرد و از بیرون تماشا کرد که وارن زئیر امری چگونه در یک لحظه تمام زحمات ۷۸ دقیقهای او برای مهار لامین یامال را بر باد میدهد.
شب پرفرازونشیب یامال
لامین یامال با آمادگی فوقالعادهای پا به این مسابقه گذاشته بود. او در ۱۱ بازی نخست فصل، ۹ گل زده و ۱۰ پاس گل داده بود؛ از جمله با یک گل تماشایی در پیروزی ۵-۲ هفته گذشته بارسلونا مقابل رئال بتیس در لالیگا.
بااینحال، این مسابقه آنطور که ستاره جوان بارسا انتظار داشت، پیش نرفت. مهمترین صحنه از نمایش نهچندان خوب او در نیمه نخست، پاس اشتباهی بود که مستقیماً به گل اول پاریسنژرمن منجر شد.
یامال در نیمه زمین خودی، همکاری خوبی با همتیمی ۱۹ سالهاش، ژاوی اسپارت، دیگر محصول آکادمی لاماسیا، داشت؛ اما سپس تصمیم گرفت پاسی چیپ و بسیار بلندپروازانه به مرکز زمین بفرستد؛ تصمیمی که به همان اندازه که جاهطلبانه بود، نسنجیده هم به نظر میرسید.
ژوائو نوس، هافبک پرتلاش و همهکاره پاریسنژرمن، از این اشتباه نهایت استفاده را برد. تنها چند ثانیه بعد، دزیره دوئه توپ را به تور دروازه رساند تا پاریسیها با نتیجه یک بر صفر پیش بیفتند.



اغراق نیست اگر بگوییم یامال در این مسابقه روز بسیار بدی را پشت سر گذاشت. او بیشتر از بعضی بازیکنان پاریسنژرمن توپ را به بازیکنان پیراهنآبی پاس داد و بخش زیادی از مسابقه را زیر لب با خودش غر زد. با این حال، زیباترین گل بازی را هم او به ثمر رساند. یامال از ضربه سر ضعیف زئیر امری استفاده کرد، بهراحتی از او گذشت و با ضربهای ظریف و استثنایی با نوک پا، توپ را از کنار سافونوف به تور دروازه رساند تا نتیجه ۲-۲ شود.

نتیجه مساوی فقط چند دقیقه دوام آورد. ویتینیا که جایگاه دقیقش در این مسابقه را میشد اینطور توصیف کرد: «هر جایی که دلش میخواست، لعنتی!» توپ سرگردانی را در نزدیکی محوطه جریمه جمع کرد و با ضربهای والی، توپ را از کنار خوان گارسیا به تور دروازه رساند. او برای جشن گرفتن، هدبندش را دور انگشتش چرخاند؛ حرکتی شبیه اجرای کوچک رقص هولاهوپ. سپس، وقتی بوی خون به مشام پاریسیها رسیده بود، گل دیگری هم از راه رسید. فابیان روئیز در تیر دوم توپ را به تور دروازه رساند؛ آن هم پس از یارگیری بهشدت سهلانگارانه ژوائو کانسلو.
چهار گل در ۱۴ دقیقه؛ در مجموع شش گل. پس بالاخره با یک بازی کلاسیک طرف بودیم؟ نه، واقعاً نه. مسابقه بیش از حد گیجکننده بود و ریتم و معنای اتفاقاتش بهسختی قابل درک بود. تعداد زیادی از بازیکنان هجومی دو تیم نمایشی ضعیف یا معمولی داشتند و حساسیت رقابتی بازی هم چندان بالا نبود. آن جشنوارخ گل در دقایق پایانی، صرفاً جلوهای درخشان بود که بازی در آخرین لحظات پیدا کرد؛ چیزی شبیه تبدیل لیمو به لیموناد.
با این حال، پاریسنژرمن شاید بتواند از این مسابقه هم دستاوردی برای خودش بیرون بکشد. پیروزی مقابل منچسترسیتی، فرصتی خوشایند برای دیدن اوج تواناییهای این تیم بود؛ پیشنمایشی از آنچه پاریسنژرمن میتواند به آن تبدیل شود. این مسابقه هم نشان داد که آنها حتی وقتی کنترل کامل بازی را از دست میدهند، باز هم میتوانند پیروز شوند.
اگر در یکی از مسابقات حذفی ماه مارس یا آوریل، ناگهان ساختار بازی از هم بپاشد و اوضاع از کنترل خارج شود، پاریسنژرمن میتواند به تجربهای که امشب به دست آورد تکیه کند. اما برای بقیه ما، خاطره این مسابقه شیرین خواهد بود؛ هرچند احتمالاً ماندگار نخواهد شد.
کامنتها