زوال لا ماسیا؛ چگونه مدرسه فوتبال معروف بارسا به بیراهه رفت

مدرسه فوتبال بارسلونا که زمانی یک کارخانه بازیکن سازی بی‌رقیب بود، در چند سال اخیر ستاره ویژه‌ای تولید نکرده و این به یک نگرانی جدی برای هواداران این تیم تبدیل شده است.

هفت‌یک– فورفورتو برای اولین بار در دسامبر 2012 در زمین تمرین جدید بارسلونا با ویکتور والدس دیدار کرد. این محصول لاماسیا یک ماه قبل در بازی خارج از خانه برابر لوانته به میدان رفت و این اولین دیداری بود که هر 11 بازیکن حاضر در زمین محصول آکادمی بارسلونا بودند. می‌شد درک کرد که این دروازه‌بان تا چه اندازه به خود و این اتفاق افتخار می‌کند.

او در این باره گفت:” نمی‌توانید 11 بازیکن دیگر را پیدا کنید که همگی در سیستم جوانان یک باشگاه رشد کرده باشند. این باید هدف تمامی تیم‌های بزرگ دیگر در جهان باشد. چرا که نه؟ نیازی به خریدهای بزرگ برای داشتن یک باشگاه فوق‌العاده نیست. این نتیجه کاری است که 15 تا 20 سال قبل انجام شده و یک شبه رخ نداده است. آنها این اتفاق را مدیون کسانی هستند که در حال حاضر در باشگاه حضور ندارند. پس از بازی پیام‌های بسیاری از مربیان قدیمی دریافت کردم. آنها نیز بخشی از این موفقیت هستند.”

ترکیب استفاده شده در این بازی بسیار قدرتمند و قابل احترام بود: ویکتور والدس، مارتین مونتویا، جرارد پیکه، کارلس پویول، داوید آلبا، سرخیو بوسکتس، ژاوی، سسک فابرگاس، پدرو، آندرس اینیستا و لیونل مسی – و آنها موفق شدند با 4 گل برابر حریف‌شان به پیروزی برسند. محصولات دیگری از لاماسیا نیز روی نیمکت حضور داشتند. مربی تیم، تیتو ویلانووا بود که خودش پیش از آن شاگرد لاماسیا بود و مرد شماره دوی بارسا در دوران موفق حضور پپ گواردیولا روی نیمکت این تیم به حساب می‌آمد.. مجموعه تمرینی کاتالان‌ها در حال حاضر به یاد ویلانووا نامگذاری شده که در سال 2014 بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت.

 

لا ماسیا ابتدا در مزرعه‌ای نزدیک به نوکمپ راه‌اندازی شد اما حالا به یک مجموعه مدرن منتقل شده است.

زمین تمرین در فاصله 5 مایلی نوکمپ و در منطقه رودخانه یوبرگات قرار دارد و مجهزتر از لاماسیای واقعی است. آکادمی سابق در واقع خانه- مزرعه (معنی دقیق کلمه ” ماسیا ” در زبان کاتالان) است که هنوز هم در بیرون وزشگاه معروف بارسلونا قرار دارد. از سال 2007 نیز توریست‌های اتوبوس‌سوار می‌توانند تمرین تیم اول بارسا را درست از بیرون زمین تماشا کنند.

شرایط تغییر کرد و بارسلونا یکی از چندین باشگاهی بود که به امکانات مدرن‌تر و جامع‌تر دسترسی پیدا کرد. زمین تمرین جدید آنها به شکوه زمین تمرین رئال مادرید نیست اما گنجایش سکونت 84 نفر را در خود دارد و شبیه به هتل ایبیس (Ibis) است. تصاویر موجود روی دیوارهای این مجموعه به جای میوه و جنگل‌های سرسبز، عکس بازیکنان سابق آکادمی است که توانستند به تیم اول راه پیدا کنند.

در بخش پذیرش عکس‌ دسته جمعی بزرگی از لیونل مسی، آندرس اینیستا و ژاوی، مثلثی که لیست سه نفره توپ طلای 2010 را تشکیل دادند، قرار دارد. بازیکنان آکادمی وقتی از اتاق‌های‌شان خارج می‌شوند، تابلویی را می‌بینند که روی آن نوشته شده:” در کنار هم قوی هستیم.” تصاویری از یوهان کرویف و لائوریانو روئیس نیز در این مجموعه به چشم می‌خورد. روئیس یکی از تاثیرگذارترین افراد در انقلاب سیستم جوانان در دهه 70 و 80 میلادی و الهام‌بخش اسطوره هلندی بود. بارسا علاوه بر بازیکنان فوق‌العاده، افراد برجسته‌ای را نیز پرورش داده است. تحصیلات موضوع مهمی بوده، احترام به آنها یاد داده شده و رقبا هرگز دشمن خوانده نشده‌اند. صحبت کردن به منظور خلق چیزی است نه از بین بردن آن و توپ باید پس گرفته شود نه این‌که دزدیده شود. دسترسی به اینترنت شب‌ها امکان پذیر نیست.

 

کرویف در اواخر 80 لا ماسیا را احیا کرد و هنوز نام و صحبت‌های او در جای‌جای این مدرسه فوتبال دیده می‌شود.

بازیکنان چشم‌انداز جذابی از ورزشگاه یوهان کرایوف جدید 12 میلیون یورویی و با ظرفیت 6 هزار نفری دارند که در سال 2019 افتتاح شده است. تعداد صندلی‌های این ورزشگاه 10 هزار نفر از استادیوم سابق آنها کم‌تر است اما عدد 6 هزار نفر برای تیم B بارسا واقع گرایانه‌تر است چرا که آنها در طول یک دهه گذشته به طور میانگین 2900 تماشاگر داشته‌اند. زمین تمرین جدید به این معناست که روزهایی که هواداران می‌توانستند بازی تیم B را تماشا کرده و سپس برای تماشای بازی تیم اول به نوکمپ بروند، گذشته است. تیم زنان بارسا، یکی از بهترین تیم‌ها در اروپا و فینالیست لیگ قهرمانان 2019، نیز از همین ورزشگاه استفاده کرده و تماشاگر یکسانی دارد.

تصاویر و نقل قول‌های کرویف برای تاثیر گذاشتن روی بازیکنان در همه جا به چشم می‌خورد که شامل ” فوتبال بازی‌ای است که با مغزت در آن به میدان می‌روی ” یا ” من پیروزی 5-4 را به 1-0 ترجیح می‌دهم.” است. این خانه به خوبی با شهرت لاماسیا به عنوان بهترین آکادمی دنیا همخوانی دارد اما این شهرت دیگر مانند سابق نیست. و دلیل خوبی برای این موضوع وجود دارد.

هرگز مانند سابق نخواهد شد

دیدار برابر لوانته در سال 2012 نقطه اوج بازیکنانی بود که در معدن استعداد بارسا رشد کرده بودند. تیم اول که در فاصله سال‌های 1974 تا 1991 تنها یک قهرمانی لیگ به دست آورده بود، به قهرمان بلامنازع لالیگا و همچنین فاتح لیگ قهرمانان تبدیل شده بود. آنها با تکیه بر بازیکنان بومی به همراه ستارگان بین‌المللی به تیم، باشگاه و شهری قدرتمند تغییر هویت داده بودند. فران سوریانو، مدیر اجرایی فعلی منچسترسیتی که پیش از این 5 سال قائم مقام بارسلونا بود، معتقد است که این یک چرخه مقدس بود که موفقیت پشت موفقیت را در پی داشت.

یائومه یوپیس، فوتبالیست سابق و دوست نزدیک کرویف و اقتصاددان اسپانیایی که عضوی از گروه بازیکنان سابق بارسلوناست، می‌گوید:” ستارگان در 2010 در کنار یکدیگر قرار گرفتند و سه بازیکن لاماسیا به انتخاب فیفا جز بهترین‌های جهان شدند. این اتفاق دیگر هرگز در تاریخ فوتبال رخ نخواهد داد. لاماسیا پس از آن با هشت فارغ‌التحصیل در هر بازی، پایه و اساس تیم اول شد. و البته که 11 بازیکن در برابر لوانته در زمین حاضر بودند.”

اما چرا این اتفاق هرگز دوباره تکرار نخواهد شد و کاتالان‌ها در این مسیر چه اشتباهی کردند؟ یک مربی جوانان کاتالان که در بارسلونا و اسپانیول کار کرده به صورت ناشناس به فورفورتو گفت:” بارسا معنی اصیل لاماسیا را از دست داد. تئوری اصلی از یوهان کرویف، رینوس میشل، لائوریانو روئیس و افرادی مانند جوزپ لوییس نونیز، رئیس سابق باشگاه، شکل گرفته بود. سپس لوییس فن خال و پپ گواردیولا این مسیر را در پیش گرفتند و از لاماسیا نگهداری کردند. آنها بهترین بازیکنان در کاتالونیا و اسپانیا و بعدتر بازیکنانی مانند مسی از آرژانتین را در اختیار داشتند. این موضوع روی هزینه‌ها نیز تاثیرگذار بود و منطقی به نظر می‎رسید- بازیکنان آماده می‌شدند تا با سبکی مشابه در تیم اول به میدان بروند و شانس‌شان را امتحان کنند.”

یوردی کیسانو که دیدارهای خانگی و خارج از خانه بارسا را برای روزنامه ال‌پائیس پوشش می‌دهد،  دلیل این اتفاق را توجه باشگاه به ابهام ایجاد شده درباره استقلال  و در عین حال خرج کردن مبلغ زیاد برای بازسازی نوکمپ ویران شده می‌داند. کیسانو باور دارد که در نتیجه این اتفاقات ” بارسلونا مسیر خود را گم کرد چون کسانی که در این تیم بر سرکار بودند مانند قبلی‌ها دیدگاهی بلندمدت نداشتند.”

 

بارسا علاوه بر لا ماسیا، 50 مدرسه فوتبال در سراسر دنیا دارد اما محصولات آنها به کیفیت محصولات دو دهه قبل نیست.

بنابراین باشگاه چطور به این اتفاقات پاسخ داد؟ کیسانو خیلی سریع در دفاع از آنها به این نکته اشاره می‌کند که بارسا در حال حاضر روی اولویت بودن لاماسیا تاکید دارد و پیشرفت‌هایی نیز حاصل شده است. او می‌گوید:” آنها قصد دارند به آن فلسفه بازگردند اما شک دارم بتوانند به همان شرایط سابق برسند. چیزهایی زیادی تغییر کرده است، بازیکنان زیادی در حال حاضر پیشنهادات گرانقیمت از سوی تیم‌های لیگ برتر انگلیس را می‌پذیرند و این قیمت‌هایی است که بارسا نمی‌تواند به بازیکنان جوان بپردازد. رکود اقتصادی احتمالا ضربه سهمگینی به بارسلونا خواهد زد.”

کاتالان‌ها بالاترین دستمزد پرداختی را در دنیا دارند که 70 درصد گردش مالی کلی آنها در سال 2018 را تشکیل می‌دهد. آنها نیاز به کاهش این هزینه دارند. خریدهای بزرگی چون آنتوان گریزمان، فیلیپه کوتینیو و عثمان دمبله- چهارمین، پنجمین و ششمین بازیکنان گرانقیمت تاریخ- به دلایل متفاوتی نتوانستند درخشش سابق‌شان را تکرار کنند. دستمزد مسی به اندازه‌ای بالاست که به این عدم توازن اضافه می‌کند. جوزپ ماریا بارتومئو، رئیس باشگاه، به طعنه گفت که تمام کار او این است که پول کافی برای پرداخت دستمزد مسی را فراهم کند.

این بازیکن آرژانتینی به عنوان بهترین بازیکن تاریخ شناخته می‌شود و در سیستم جوانان بارسلونا رشد کرده اما حتی او نیز تایید می‌کند که این آکادمی دیگر مانند سابق محل رشد ستاره‌ها نیست. او در سال 2018 گفت:” ما کمی از تعهدمان نسبت به آکادمی را از دست دادیم. بازیکنان جوان مهمی جدا شدند و رخ دادن چنین اتفاقی در بهترین باشگاه دنیا معمول نیست.”

مانولو مارکز، مربی کاتالانی که در سال 2017 جانشین کیکه ستین در لاس پالماس شد، فکر می‌کند بخشی از این تقصیر به گردن هواداران باشگاه است. او به فورفورتو گفت:” بارسلونا چلسی نیست. تعداد زیادی از هواداران تایید کردند که از این ایده [جوانگرایی] استقبال می‌کنند اما حاضر نیستند به بازیکنان جوانان میدان بدهند تا تیم از نو ساخته شده اما در رده چهارم قرار بگیرد. آنها جز قهرمانی چیز دیگری را نمی‌پذیرند. ارنستو والورده این را می‌دانست و در استفاده از بازیکنان جوان محتاط‌‌تر بود. ستین، دوستی که من احترام زیادی برایش قائلم، ایده‌های فوتبالی زیبایی دارد- اما نیاز به قهرمانی در لالیگا یا لیگ قهرمانان نیز دارد.”

پاس بده و حرکت کن، این روش بارساست

آخرین بازی ستین در بارسا پیش از قرنطینه اسپانیا به دلیل شیوع ویروس کرونا، پیروزی 1-0 برابر رئال سوسیه‌داد در خانه بود که با حضور 4 محصول لاماسیا در ترکیب همراه شد: مسی، جرارد پیکه، سرخیو بوسکتس و یوردی آلبا. همه آنها بالای 30 سال هستند. آیا نیمکت پر از بازیکنان با استعدادی است که جانشین آنها شوند؟ نه واقعا. تنها 3 نفر از 5 نیمکت نشین از آکادمی بارسلونا بودند: ریکی پوچ، الکس کویادو و آنسو فاتی 17 ساله که ستاره این فصل بوده و به نظر می‌رسد که یکی از محصولات موفق و نابغه لاماسیاست. یازده نفر از فهرست 18 نفره در آن دیدار، بازیکنانی خارج از آکادمی باشگاه بودند. تیم B بارسا از سال 2018 در دسته سوم فوتبال اسپانیا حضور دارد که به نسبت موفقیت‌های قبلی، یک افت به شمار می‌رود. با این حال مارکز باور دارد که آنها در حال حاضر مربی خوبی در اختیار دارند که ژاوی گارسیا پیمینتا، وینگر سابق تیم، است اما سیاست فعلی باشگاه مانع او شده است.

مارکز می‌گوید:” او مدت زمان زیادی در این تیم حاضر بوده و به رشد بازیکنان بزرگ زیادی کمک کرده است. او در سال 2018 هدایت تیم قهرمان لیگ جوانان یوفا را بر عهده داشت. من می‌توانم او را روی نیمکت تیم اول در آینده تصور کنم اما در حال حاضر او در دسته سوم است و بازیکنان 20 یا 21 ساله هستند و در این حالی است که معمولا 23 یا 24 ساله بودند. بیش‌تر بازیکنان خوب جوان فروخته شده‌اند.” رقابت‌های لیگ دسته دوم منطقه B اسپانیا از 80 باشگاه تشکیل شده و میانگین تماشاگرش 1000 نفر است. اختلاف بین این تیم‌ها و تیم اول بسیار زیاد است. بارسا B در بیش‌تر دوران 10 سال اخیر در دسته دوم و سطحی بسیار بالاتر بوده است.

آرنائو ریرا، کاپیتان سابق بارسا B، باور دارد که این فاصله بسیار زیاد است. او در گفتگو با فورفورتو اظهار داشت:” جدیت در تیم اول بسیار بیش‌تر است. وقتی با آنها تمرین کردم، از سرعت‌شان شگفت زده شدم. من در تیم B خوب بازی می‌کردم. مسی، والدس، اینیستا، تیاگو موتا و فرناندو ناوارو تیم اول را تشکیل داده بودند. همه ما آرزو داشتیم که این کار را انجام دهیم اما می‌دانستیم که احتمالات علیه ماست. درخشش و مطرح کردن خود در تیم بزرگسالان، دو بار بازی در هفته و برخورد با فشار روانی ناشی از استرس در صورت عدم ارائه بهترین بازی، بسیار دشوار است. گاهی بهتر است که هوش کافی برای توجه به این موارد را نداشته باشی و تنها روی فوتبالت تمرکز کنی.” اما فلسفه در تمامی تیم‌های بارسا یکسان است.

ریرا که بعدتر برای ساندرلند، ساوث‌اِند و فالکریک به میدان رفت، ادامه می‌دهد:” پاس بده و حرکت کن. خیلی سریع توپ را پس بگیر. مالکیت را در اختیار داشته باش. سریع جایت را تغییر بده. به ما گفته می‌شد که اگر توپ را در اختیار داری، شانس بیش‌تری برای نزدیک‌تر شدن به گل داری. دیدارهای 11 به 11 در تمرینات به ندرت برگزار می‌شد- بیش‌تر بازی‌های تیمی کوچک و دوضرب بود. اگر برای بارسلونا بازی می‌کنی، بازیکن خوبی هستی و یک اعتماد به نفس کاذب وجود داشت که ” ما این پیراهن را به تن داریم و بهترین هستیم.” اما پیشرفت آکادمی به نسبت زمانی که من در آن حضور داشتم، متوقف شده و سبک آن نیز تغییر کرده است. تیم B فوتبال فیزیکی‌تری را در دسته سوم به نمایش می‌گذارد.”

شرایط چطور به اینجا رسید؟ یوپیس، دوست کرویف، انگشت اتهام را به سمت کسانی می‌گیرد که مسئولیت مراقبت از فوتبال پایه را در دوران مدیریت ساندرو روسل، رئیس سابق و بارتومئو، رئیس فعلی، به عهده داشتند. او مدعی شد:” آنها آرمان‌های لاماسیا را تهی کرده و محو کردند. آنها 47 بازیکن برای بارسای B به خدمت گرفتند و هیچکدام از آنها به تیم اول راه پیدا نکردند – آنها جراحتی به قصد کشت به لاماسیا وارد کردند.”

دستان روسل بسته بود و کاتالان‌ها درگیر یک مسئله حقوقی شدند. اون زمانی مدیریت بارسلونا را بر عهده داشت که این تیم با جذب 10 بازیکن بین‌المللی زیر 18 سال در فاصله سال‌های 2009 تا 2013 قوانین فیفا را زیر پا گذاشته بود. باشگاه جریمه و با محرومیت 14 ماهه از حضور در بازار نقل و انتقالات مواجه شد. یوپیس می‌گوید:” این ضربه بسیاری به تیم زد. هیچ بازیکن جدیدی اضافه نمی‌شد و بعضی از بازیکنان کلیدی نیز از این باشگاه جدا شدند.”

 

لی سئونگ وو یکی از محصولات آکادمی بارسلونا بود که به مسی کره شهرت پیدا کرد اما بعد از تجربه ناموفق در ورونا، این فصل برای باشگاه بلژیکی سنت ترویدن بازی می‌کند.

یکی از این بازیکنان لی سئونگ وو، مهاجم اهل کره جنوبی، بود که در آن زمان به مسی کره‌ای معروف بود. او حالا 22 ساله است و در فصل 20- 2019 چهار بازی در لیگ برای تیم بلژیکی سنت ترویدن انجام داده است. بارسلونا در سال 2017 با تنها 1.5 میلیون یورو این بازیکن را به ورونای ایتالیا فروخت و بند بازگشت نیز در قراردادش گنجاند. سپس بازیکنانی بودند که با مبالغ بالا از تیم اول جدا شدند: پدرو با 30 میلیون یورو، تیاگو آلکانتارا با 25 میلیون و جرارد دلوفئو با 13 میلیون یورو. به آنها زمان داده شده بود که خودشان را ثابت کنند.

هر بازیکنی که در 15 سالگی پدیده است، مسی آینده نخواهد بود اما آیا بازیکنان جوان بارسا شانس منصفانه‌ای در سال 2020 داشتند؟ کارلس گواردیا، یکی دیگر از پیروان کرویف- که با این اسطوره هلندی نیز همبازی بوده- معتقد است که جواب این سوال منفی است. او می‌گوید:” لاماسیا در حال حاضر یک کسب و کار است. اگر قرار باشد درسی از شیوع کرونا بگیریم، ضرورت اهمیت دادن به لاماسیاست چرا که نمی‌توان با شرایط و رقم‌های فعلی بازیکنی را به خدمت گرفت. اما هیئت مدیره به این آکادمی باور نداشت. بازیکنان زیادی به فروش رسیدند و صبر کمی درباره بعضی دیگر از بازیکنان وجود داشت. بارسلونا آنها را فروخت.”

تهی‌دستان در میان شاهزاده‌های سلطنتی

بارسا در این بحث تنها نیست. منچسترسیتی نیز در شرایطی مشابه قرار دارد. غول‌های لیگ برتر بازیکنان جوان را با این امید که بعضی از آنها بتوانند در تیم اول به میدان بروند، به باشگاه آوردند اما شرایط برخلاف تصورشان پیش رفت و وقتی جیدون سانچو برای پیدا کردن فرصت بازی بیش‌تر از این تیم جدا می‌شود، آنها چه شانسی خواهند داشت؟ سیتی بازیکنانی چون مانو گارسیا، داگلاس لوییز و آرون موی به قیمت میلیون‌ها یورو فروخت. تئوری این بود که سیستم جوانان آنها سودآور است.

یکی از مدیران ورزشی فعلی لالیگا که به دنبال خرید بازیکنانی از بارساست که موفق به حضور در تیم اول نشده‌اند، می‌گوید:” این مدل آژاکس است. این یک تجارت است و نام لاماسیا از دیدگاه بازاریابی بسیار عالی به شمار می‌رفت. این نام برای افراد جوان در سرتاسر دنیا الهام بخش است اما باشگاه‌ها و مدیران برنامه در حال حاضر بازیکنان را می‌قاپند.”

وجود نام بارسلونا در رزومه، مشخصا کمک زیادی به بازیکن می‌کند و باعث می‌شود که علاقه‌مندی سایر باشگاه‌ها خیلی سریع به سوی بازیکن جلب شد. وقتی سسک فابرگاس آرسنال را انتخاب کرد و جرارد پیکه به منچستریونایتد رفت، بارسا ضربه زیادی خورد- اما این روند هرگز متوقف نشد. یوپیس می‌گوید:” مدیر برنامه‌های لاشخور صفتی هستند که ضربات زیادی می‌زنند و با وعده پول‌های هنگفت از طریق والدین با کودکان قرارداد می‌بندند.” جذب یک مسی در 14 سالگی از تلاش برای خریدن او در 24 سالگی بسیار بهتر است؛ بارسا بیش‌تر و بیش‌تر این کار را انجام می‌دهد.

 

نسل 87 که بازیکنانی مانند پیکه، فابرگاس و مسی در آن حضور داشتند، بهترین نسلی بود که در دو دهه اخیر در لاماسیا ظهور کرد.

یوپیس اضافه می‌کند:” بهترین نسل، کلاس 1987 بودند. پلانچریا، والینته، پیکه، سسک، سانگوئو، کلاسی، ریرا، جیریبت، واسکز، مسی. نسل 1991 نیز خیلی بد نبودند: تیاگو آلکانتارا، مونتویا، بارترا، روچینا، پاچکو، تِیو. پس از آن نیز بازیکنان خوبی حضور داشتند اما امروز تعداد آنها بسیار کم است. قوانین فیفا و همچنین دستمزدهای پیشنهادی بالا از سوی سایر باشگاه‌ها به بارسا ضربه زد. آنها به مربیانی مانند پپ که به بازیکنان جوان فرصت حضور در میدان بدهد نیز نیاز داشتند. بارسلونا سرمایه‌گذاری زیادی در لاماسیا کرد اما آنها نمی‌خواهند رقم زیادی برای جذب بازیکنان جوان بپردازند و این نکته کلیدی است. آنها فکر می‌کنند راه بهتری وجود دارد.”

اما راه بهتری وجود دارد؟ باشگاه‌های بزرگ در کمین ستاره‌های جوان یکدیگر نشسته‌اند. یوونتوس پل پوگبا را از منچستریونایتد به خدمت گرفت، خواهان جذب میسون گرین وود نیز بود و مبلغی را در سال 2019 به او پیشنهاد کرد که می‌توانست سرنوشت خانواده‌اش را تغییر دهد. منچستریونایتد در دوران پس از فرگوسن کنترل سیستم جوانان خود را از دست داد چرا که نتوانست به اندازه چلسی و سیتی هزینه کند. اما حالا 5 برابر بیش‌تر از 5 سال گذشته در تیم‌ جوانان خود هزینه کرده است. شیاطین سرخ هزینه کلی را منتشر نکرده‌اند اما در جولای 2019، هانیبال مجبری را با رقم 9.3 میلیون پوند از موناکو به خدمت گرفتند. این در حالی است که باشگاه فرانسوی برای خرید این بازیکن 16 ساله زمانی که تنها 14 سال داشت، یک میلیون پوند هزینه کرده بود.

بارسا با مدیریت بارتومئو و در زمان پپ سگورا، مدیر کل سابق باشگاه، حاضر به پرداخت چنین ارقامی نبود. اخیرا آنها تعداد زیادی از بازیکنان تیم ملی جوانان اسپانیا را از دست دادند که شامل آدریان برنابه (18) به منچسترسیتی، سرجیو گومز (19) به بروسیا دورتموند، پابلو مورنو (17) به یوونتوس، یوردی امبولا (21 ) به موناکو، آبل روئیز (20) به براگا، کارلس پرز (22) به رم و روبرت ناوارو (17) به موناکو و سپس رئال سوسیه‌داد بود. دردناک‌ترین جدایی مطمئنا پیوستن اریک گارسیا، مدافع این تیم، به سیتی در سال 2017 بود. مدیر برنامه‌های او کسی جز کارلس پویول، اسطوره باشگاه بارسلونا، نبود. تقریبا تمام این بازیکنان کاتالان هستند. آنها 16 ساله بودند و به عنوان بخشی از اولین قرارداد خود سالانه 15 هزار یورو دریافت می‌کردند. برای مثال سیتی می‌تواند این مبلغ را به 250 هزار یورو برساند.

بارسا شاید متمول باشد اما مالکیت آن در اختیار اعضای هیئت مدیره است و نمی‌تواند به سادگی با ثروت امیر یک کشور رقابت کند. کیسانو از الپایس می‌گوید:” بعضی از بازیکنان هنوز در این شرایط رشد می‌کنند اما تعدادشان زیاد نیست. آنسو فاتی قابل توجه‌ترین آنها در چند فصل اخیر است. به کارلس پرز به اندازه کافی بازی نرسید. کارلس آلنیا نیز شرایط مشابهی داشت و به صورت قرضی به رئال بتیس پیوست. ارنستو والورده (سرمربی سابق) بازیکنان باتجربه‌تر را ترجیح می داد.

فاصله زیاد از حرف تا عمل

نگاه به اتفاقاتی که در گذشته رخ داده به خوبی بعضی از تصمیمات بارسلونا را مورد قضاوت قرار نمی‌دهد. مارک کوکورِیا، مدافع چپ، یکی از بهترین نمایش‌ها را این فصل در نوکمپ داشت – اما کالاتان به ختافه رده چهارمی اجازه داد که با مبلغ 6 میلیون یورو در سال 2019، او را به خدمت بگیرد (40 درصد از مبلغ فروش بعدی این بازیکن به بارسا تعلق خواهد گرفت).  خرید جونیور فیرپو با مبلغ 18 میلیون یورو و با بند پاداش 12 میلیون یورویی از رئال بتیس یک قدم رو به جلو بود؟ او به بازیکن ثابت تبدیل نشده اما نمونه‌ای دیگر از ولخرجی نقل و انتقالاتی بارساست که به این معناست که آنها باید بازیکنانی را به فروش برسانند تا این هزینه را تامین کنند.

روئیز، مهاجم تیم، در ژانویه با قراردادی قرضی به براگا پیوست اما این تیم پرتغالی می‌تواند با پرداخت 8 میلیون یورو او را حفظ کند. بند بازگشت بارسا در صورتی که این تیم بخواهد در کم‌تر از دو سال این بازیکن را پس بگیرد، 40 میلیون یورو است. پرز، وینگر تیم – که در 6 بازی از 7 بازی ابتدایی فصل 20-2019 به میدان رفت و در پیروزی 5-2 برابر بتیس نیز گلزنی کرد- به صورت قرضی و با بند خرید اجباری 11 میلیون یورویی به رم پیوست. او پس از به ثمر رساندن گل پیروزی بخش تیمش در لیگ اروپا برابر خنت گفت: ” من نمی‌دانم در بارسا چه اتفاقی افتاد. آنها توضیح خوبی به من ارائه ندادند و 10 روز پیش از بسته شدن پنجره نقل و انتقالاتی به من خبر دادند که از تیم جدا می‌شوم. آنها دیگر درباره بازیکنان جوان صبری ندارد- این دردناک است. رویای من بازی کردن بود و این رویا از من گرفته شد. آنها زیاد درباره لاماسیا صحبت می‌کنند اما برخلاف صحبت‌هایشان عمل می‌کنند.”

بارسا از نظر مالی کاملا در جهت باد عمل می‌کند- و این موضوع زمانی مشخص شد که کاهش موقت دستمزد، دو هفته پس از تعطیلی لالیگا به دلیل شیوع ویروس کرونا، اجباری شد. درنهایت چشم پوشی مبلغی که آنها بازیکنان جوان‌شان را به خاطر آن فروختند، دشوار است. مربیان تیم جوانان باشگاه این روزها حقوق خوبی دریافت می‌کنند که در گروه سنی 12 تا 19 سال از 45 هزار یورو به بالاست. حقوق استعدادیابان کم‌تر است. آنها برای زیر نظر داشتن بازیکنان در سراسر اسپانیا در تعطیلات آخر هفته سالانه 8 هزار یورو دریافت می‌کنند. مربیان مسن‌تر از تیم جدا شده و مشاغلی را در کشورهای حوزه خلیج فارس، چین و ژاپن پذیرفته‌اند و به هر تیمی که پیوستند از سبک بارسلونا پیروی کردند.

 

درحالی‌که لاماسیا همچنان جایی است که میلیون‌ها کودک و نوجوان به دنبال راه یافتن به آن هستند اما مدیران باشگاه در چند سال اخیر چندان توجهی به آن نداشتند.

کسب و کار مدارس فوتبال بارسلونا نیز وجود دارد. آنها نیز مانند بسیاری از باشگاه‌های بزرگ 50 آکادمی در سرتاسر جهان را اداره می‌کنند که بازیکنان جوان سالانه 3 هزار یورو در آن پرداخت می‌کنند تا به سبک بارسلونا تمرین کنند. این در حالی است که بعضی از نام‌های بزرگ این باشگاه در راه رسیدن به اوج قله درخشش، یک پنی هم پرداخت نکردند. تنها سرگی سمپر، یک کاتالانی طبقه متوسط که توسط پدربزرگش به مدرسه فوتبال برده شد، خیلی سریع انتخاب و به مدارس سنتی منتقل شد که بازیکنان در آن پولی پرداخت نمی‌کنند.

بارسا در سال 2021  انتخابات ریاست باشگاه را در پیش دارد. این انتظار برای بعضی بسیار طولانی است. یوپیس می‌گوید:” رئیس جدید باید احیای دوباره لاماسیا را به عنوان اولین هدف خود قرار دهد و کاری کند که این آکادمی بار دیگر به مثالی برای تمام دنیا تبدیل شود. با توجه به شیوع ویروس کرونا و بحران اقتصادی در بارسا، تنها راه برون رفت از این شرایط و تنها استراتژی آینده در تمام چیزهای خوبی نهفته است که هنوز در DNA و سبک بارسلونا وجود دارد. چیزهای زیادی از دست رفته است. یک سال پیش همه چیز تحت هدایت خوان ویلا، مدیر سبک شناسی، بود که بازیکنان زیادی را در طول چهار دهه پرورش داده است. حالا او نیز رفته است (پس از عدم تمدید قراردادش در سال 2018). حالا زمان به پا  کردن آتشی جدید در لاماسیاست.”

این آغازی جدید در کاتالان است. زمانی که اسپانیا در نهایت به شرایط عادی بازگردد، علاقه زیادی به بازیابی ارزش‌های بارسلونا نیز وجود خواهد داشت- و این تنها به آکادمی معروف جوانان آنها مربوط نیست- تا به موفقیت و درخشش سابق بازگردد. همانطور که زمانی کرویف افسانه‌ای گفت:” هیچ مدالی بهتر از این نیست که با سبک خودت شناخته شوی.”

 

عنوان اصلی مقاله: The Death of La Masia نویسنده: Andy Mitten نشریه / وبسایت: FourFourTwo زمان انتشار: ژوئن 2020

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + 11 =