پایانی که غیرمنتظره نبود: چرا مورینیو از فنرباغچه اخراج شد؟
هفتیک- چیزی بهواقع تلخ و پرمعنا در این بود که ژوزه مورینیو و اولهگونار سولسشر– دو مربیای که در نهایت تلاش کردند اما ناکام ماندند تا پس از دوران سر الکس فرگوسن معنایی تازه برای منچستریونایتد پیدا کنند ــ ظرف تنها ۱۲ ساعت، هر دو از سوی باشگاههای استانبولی اخراج شدند.
بشیکتاش شامگاه پنجشنبه سولسشر را برکنار کرد و سپس صبح جمعه فنرباغچه اعلام کرد که پس از ۱۴ ماه همکاری، «راهشان از مورینیو جدا شده است»؛ آن هم در شرایطی که پشت سرش زمینی سوخته و دودآلود باقی مانده بود.
در برخی جهات، جدایی مورینیو غافلگیرکننده بود. فنرباغچه بعد از یک فصل بدون جام هم با او ادامه داده بود، پس انتظار میرفت اگر قرار بر تغییر باشد، زودتر و در تابستان انجام شود. حتی رختکن هم شوکه شد: بازیکنان تازه از دیدار پلیآف چهارشنبه شب لیگ قهرمانان مقابل بنفیکا برگشته بودند و منتظر بودند که مورینیو روز جمعه تمرین را هدایت کند و آخر هفته مقابل گنچلربیرلیگی روی نیمکت بنشیند.
اما از سوی دیگر، این اتفاق چندان عجیب هم نبود. آن دیدار در پرتغال با شکست ۱–۰ تمام شد و غیبت طولانی فنرباغچه از لیگ قهرمانان باز هم ادامه پیدا کرد: آخرین حضورشان در مرحله گروهی این رقابتها به فصل ۲۰۰۹-۲۰۰۸ برمیگردد. مورینیو گفت شانس بیشتری دارند که در تورنمنتی که اکنون حضور دارند، یعنی لیگ اروپا، قهرمان شوند؛ حرفی که بیشتر شبیه یک نگاه خوشبینانه بود.

شکست مقابل بنفیکا و عدم راهیابی به لیگ قهرمانان به دوران حضور مورینیو در فنرباغچه پایان داد.
این نتیجه بخشی از شروعی لرزان در فصل تازه بود (آنها بازی افتتاحیه لیگ برابر گُزتپه را هم مساوی کرده بودند)، اما مثل همیشه با مورینیو، بیشترین توجهات به خارج از زمین جلب شد.
فنرباغچه طبق معمول در بازار نقلوانتقالات تابستانی بسیار فعال بود. آنها موفق شدند جان دوران را بهصورت قرضی از النصر جذب کنند، نلسون سمدو از ولورهمپتون آمد، سفیان امرابط از فیورنتینا خریداری شد، ادسون آلوارز از وستهام بهطور قرضی پیوست و انتقال قرضی میلان اشکرینیار از پاریسنژرمن در فصل گذشته دائمی شد. همچنین انتقال قریبالوقوع کرم آکتورکاوغلو از بنفیکا نیز اهمیت داشت، بهویژه چون او پیشتر بازیکن گالاتاسرای بود.
اما مورینیو معتقد بود اینها کافی نیست. در مقایسه با جدایی چند مهره باتجربه مثل ادین ژکو و دوشان تادیچ، این حس وجود داشت که تیم به اندازه کافی برای کم کردن فاصله با گالاتاسرای ــ قهرمان سه دوره اخیر لیگ ترکیه که فصل پیش ۱۱ امتیاز بیشتر از تیم مورینیو گرفت- تقویت نشده است. علاوه بر این، ویکتور اوسیمن که فصل گذشته در قالب بازیکن قرضی ۳۷ گل زد، با انتقالی شگفتانگیز به ارزش ۷۵ میلیون یورو دائمی شد و لروی سانه هم بهعنوان بازیکن آزاد از بایرن مونیخ به گالاتاسرای پیوست.
شاید به همین دلیل بود که مورینیو پیش از بازی برگشت برابر بنفیکا در نشست خبری، بهطور علنی از شیوه نقلوانتقالات فنرباغچه انتقاد کرد و تلویحاً گفت آنها حتی برنامهای برای این پنجره نداشتهاند: «اگر لیگ قهرمانان برای باشگاه من حیاتی بود، در فاصلۀ بین دیدار با فاینورد (در مرحله قبل) و بنفیکا اقدامی میشد.» او در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره جذب بازیکنان احتمالی افزود: «فکر نمیکنم فنرباغچه اصلاً فهرست نقلوانتقالاتی داشته باشد.»
در همین هفته، از مورینیو خواسته شد به اظهارات حمدی آکین، نایبرئیس فنرباغچه، واکنش نشان دهد؛ کسی که (البته نسنجیده) گفته بود دیدار مقابل بنفیکا باید ساده باشد. مورینیو در پاسخ گفت: «شاید این حرف جایگاه او را در داخل باشگاه تقویت کند، اما من او را نمیشناسم.» آکین در ظاهر تلاش کرد ماجرا را آرام کند، اما در داخل باشگاه نگاه خوشایندی به این مسئله وجود نداشت.
اگر این اتفاقی منفرد بود، شاید خیلی مهم بهنظر نمیرسید. اما درون باشگاه، این سخنان بهعنوان بخشی از یک الگوی رفتاری تکراری تعبیر شد؛ الگویی که به گفته یکی از منابع ارشد فنرباغچه (که برای حفظ روابطش خواست ناشناس بماند)، بیانگر «رویکرد همیشگی مورینیو در قرار دادن خودش بالاتر از باشگاه، فوتبال ترکیه، بازیکنان و مدیریت» بود.
پس از شکست ۴–۲ مقابل هاتایاسپور در ماه مه، مورینیو در نشست خبری گفته بود: «من در هفت سال اخیر بیشتر از کل تاریخ فوتبال ترکیه به فینالهای اروپایی رسیدهام.» این جمله شاید در مقیاس استانداردهای مورینیو چندان تند بهنظر نمیرسید، اما در ترکیه یک بیاحترامی بینهایت بزرگ تلقی شد؛ بهگونهای که این برداشت ایجاد شد که نه تنها فوتبال ترکیه، بلکه خود فنرباغچه هم از دید او در سطحی پایینتر قرار دارد.
این اظهارات روی مجموعهای از رفتارهای بحثبرانگیز فصل گذشته او سوار شد. از جمله- و نه محدود به- محرومیت دو جلسهای از روی نیمکت به دلیل اینکه مربیان گالاتاسرای را به «پریدن مثل میمونها» برای تحت فشار قرار دادن داور متهم کرد؛ محرومیت سه جلسهای دیگر برای گرفتن بینی اوکان بوروک (سرمربی گالاتاسرای) با دست؛ و قرار دادن یک لپتاپ- که ظاهراً حاوی مدرک یک تصمیم ناعادلانه علیه تیمش بود- مقابل دوربین تلویزیونی در جریان بازی. علاوه بر همه اینها، شکایتهای مداوم او از داوری در کشوری که تقریباً همه معتقدند داوران علیهشان توطئه میکنند، بیش از حد به چشم آمد.
کیفیت فوتبال تیم هم کمکی به او نکرد. اسماعیل کارتال، مربی پیشین فنرباغچه، سوپرلیگ را هم نبرد، اما حداقل فوتبال هجومی و تماشاگرپسند ارائه میداد. مورینیو اما… همان فوتبال همیشگی مورینیو را بازی کرد. در پایان فصل گذشته، هواداران با پای خود رأی دادند: در یک بازی خانگی مقابل ایوپسپور در ماه مه، تنها کمی بیش از ۱۰ هزار نفر در ورزشگاه ۵۰ هزارنفری شکری ساراجاوغلو حاضر شدند.

انتقاد مورینیو از شرایط نقل و انتقالات باشگاه فنرباغچه، جایگاه او را متزلزلتر کرده بود.
در نهایت تصمیم برکناری توسط علی چوک (رئیس فنرباغچه) و دوین اوزِک، مدیر ورزشی ۳۰ سالهای که تابستان امسال از بایر لورکوزن آمده، گرفته شد. ارزش سهام فنرباغچه در بازار بورس ترکیه بلافاصله پس از اعلام خبر جدایی مورینیو، شش درصد رشد کرد. یکی از مدیران ارشد یک باشگاه رقیب ترکیهای از رفتن او ابراز تأسف کرد؛ نه به این خاطر که یک چهره سرشناس دیگر در این کشور مربیگری نمیکند، بلکه چون آشفتگیهای فنرباغچه به سرگرمی جذابی برای تماشا تبدیل شده بود و حالا این امکان برای لذت بردن از «تماشای تصادف» کمتر خواهد شد.
سایت اتلتیک با نمایندگان مورینیو تماس گرفت، اما آنها حاضر به اظهارنظر نشدند. همچنین با فنرباغچه هم تماس گرفته شد، که تا زمان نگارش این مطلب پاسخی نداده است.
از برخی جهات، شگفتی این بود که این اتفاق زودتر رخ نداده بود. اگر هر مربی دیگری فصل گذشته فنرباغچه را هدایت میکرد، حتی تا این مرحله هم دوام نمیآورد: در فنرباغچه، مربیانی که لیگ را نبرند، فصل دوم به آنها داده نمیشود و معمولاً حتی فرصت کامل کردن همان فصل اول را هم پیدا نمیکنند. جانشین مورینیو چهاردهمین سرمربی دوران علی چوک خواهد بود؛ از سال ۲۰۱۸ که او رئیس باشگاه شد، میانگین طول دوره مربیان پیش از مورینیو کمی کمتر از ۲۴ بازی بوده است.
با این حال، مورینیو به چند دلیل حفظ شد: بخشی به خاطر اینکه باشگاه روی آوردن یک نام بزرگ تمامقد سرمایهگذاری کرده بود، بخشی به این دلیل که میخواستند بعد از سالها تغییر مداوم نیمکت، برای یک بار هم که شده ثبات را امتحان کنند، و بخشی هم به وضعیت خاص خودِ چوک مربوط میشد.
چوک طولانیترین دوران بیقهرمانی در تاریخ فنرباغچه را پشت سر گذاشته است ــ این تیم آخرین بار در سال ۲۰۱۴ سوپرلیگ ترکیه را فتح کرد. او زمانی که برای اولین بار انتخاب شد، امید زیادی ایجاد کرده بود، اما حالا در میان هواداران بهشدت نامحبوب شده است. انتصاب مورینیو همان دلیلی بود که تابستان گذشته به او امکان داد دوباره در انتخابات پیروز شود و بنابراین سرنوشتش بهشدت با این مربی پرتغالی گره خورد.
چوک در رأس باشگاه روزبهروز منزویتر شده است: همکاران کلیدیاش جدا شدهاند، از جمله آجون ایلیجالی، مالک باشگاه هالسیتی، که عملاً به دست راست او تبدیل شده بود اما اوایل همین تابستان از سمتش در فنرباغچه استعفا داد.

شایعاتی در مورد احتمال بازگشت مورینیو به منچستریونایتد در صورت اخراج روبن آموریم مطرح است.
میزان نارضایتی از چوک به حدی است که او مجبور شده انتخابات دیگری را فرا بخواند؛ انتخاباتی ویژه در مجمع اعضای باشگاه که احتمالاً در ۲۱ سپتامبر برگزار میشود. او امیدوار است سرمربی بعدی فنرباغچه شروعی قدرتمند داشته باشد تا به سود او تمام شود، اما پیروزیاش در این انتخابات تضمینشده نیست: تاکنون دو نامزد اعلام حضور کردهاند و عزیز ییلدیریم، رئیس پیشین باشگاه و جدیترین رقیب احتمالی، هنوز تصمیم نگرفته وارد رقابت شود یا نه.
اما آینده مورینیو چه خواهد شد؟ هیچکس نمیداند. او حتماً متوجه شده که شاید بهزودی منچستریونایتد به یک سرمربی جدید نیاز پیدا کند. همچنین نامش بهعنوان گزینهای برای ناتینگهام فارست مطرح شده، در صورتی که نونو اسپیریتو سانتو جدا شود. در هر حال، دیر یا زود جایی پیدا خواهد شد که فکر کنند او همان پاسخی است که به دنبالش هستند.
ژوزه مورینیو و فوتبال ترکیه میتوانستند ترکیبی عالی باشند. اما در نهایت، هیچکس واقعاً نباید از پایان ماجرا به این شکل شگفتزده شود.

مورینیو بار ها به ترکیه بی احترامی کرد شانس آورد زنده داره این کشور رو ترک میکنه