رفتن به محتوا

از کارشناس تلویزیونی تا ناجی فوتبال آلمان؛ سفر ۲۰ ساله یورگن کلوپ به نیمکت تیم ملی

دو سال پس از جدایی از لیورپول؛ زمانی که پس از نزدیک به یک دهه حضور روی نیمکت این تیم و تحمل فشارهای فراوان، احساس خستگی می‌کرد،یورگن کلوپ با هدایت تیم ملی آلمان تا سال ۲۰۳۰ موافقت کرده است. این خبر صبح جمعه به‌صورت رسمی تأیید شد.

مسئولان فدراسیون فوتبال آلمان (DFB) در تاریخ ۱۰ ژوئن به آمریکا سفر کردند و در نیویورک با یورگن کلوپ و مدیر برنامه‌هایش مذاکراتی داشتند. این گفت‌وگوها بیشتر جنبه راهبردی داشتند. کلوپ قرار نیست صرفاً فردی باشد که بازیکنان را انتخاب کند و ترکیب تیم را بچیند؛ بلکه او به عنوان یک سرمربی با اختیارات و مسئولیت‌هایی گسترده فعالیت خواهد کرد.پس از قهرمانی آلمان در جام جهانی ۲۰۱۴، فوتبال این کشور با مجموعه‌ای از ناکامی‌ها روبه‌رو شده و در این مسیر بخش‌هایی از هویت همیشگی خود را از دست داده است.

کلوپ نقش مهمی در بازگرداندن این هویت خواهد داشت. آلمان باید دوباره پیروز شود، با سبکی مشخص و قابل تشخیص بازی کند و از آن شخصیت شکننده‌ای فاصله بگیرد که باعث شد این تیم در آخرین تورنمنت، به‌ویژه در شکست مقابل پاراگوئه در مرحله یک‌شانزدهم نهایی، از هم فروبپاشد.اما مشکلاتی که باید حل شوند بسیار گسترده‌تر از نتایج داخل زمین هستند. فوتبال آلمان دیگر مانند گذشته بازیکن تولید نمی‌کند؛ نه از نظر تعداد و نه از نظر نوع بازیکنانی که پرورش می‌دهد.

در نسل‌های جدید، تعداد کمی مهاجم گلزنِ ذاتی یا مدافعان تخصصی در سطح نسل‌های قبلی دیده می‌شوند. همچنین کمبود بازیکنانی با مهارت بالا و جسارت برای ریسک‌پذیری وجود دارد.کلوپ که پیش از این نیز عضو گروه کاری بوندس‌لیگا (DFL) برای بررسی دلایل این مشکلات بوده، حالا از جایگاهی جدید و با نگاهی گسترده‌تر به بررسی این چالش‌ها خواهد پرداخت.

یورگن کلوپ؛ چهره‌ای محبوب در فوتبال آلمان که سال‌هاست فراتر از یک مربی، جایگاهی ویژه در میان مردم این کشور دارد.

از نظر مالی، توافق او تقریباً مشابه قرارداد یولیان ناگلزمان است. اما از نظر دامنه اختیارات، تفاوت بسیار زیادی وجود دارد.

ناگلزمان همزمان نقش سرمربی و انتخاب‌کننده بازیکنان را بر عهده داشت، اما کلوپ مأموریتی بسیار گسترده‌تر خواهد داشت. برخلاف انتظارات اولیه، او با موافقت کامل الیور مینتسلاف، مدیرعامل ردبول، از این مجموعه جدا شده است.کلوپ هیچ نقش سفیری برای کارفرمای قبلی خود نخواهد داشت و هیچ تعهد قراردادی دیگری نیز نسبت به آن‌ها ندارد.

در عوض، فدراسیون فوتبال آلمان (DFB) مبلغ یک میلیون یورو به بنیاد خیریه ردبول کمک خواهد کرد و کلوپ به‌طور کامل روی بازگرداندن تیم ملی آلمان از این وضعیت بحرانی جدید تمرکز خواهد کرد.همچنین طبق اعلام برند نوین‌دورف، رئیس فدراسیون فوتبال آلمان، سه دیدار ملی نیز در شهر لایپزیگ برگزار خواهد شد.اینکه چگونه کار به اینجا رسید و چرا کلوپ به راه‌حل فوتبال آلمان تبدیل شد، داستان جالبی دارد.

محبوبیت یولیان ناگلزمان ماه‌ها بود که رو به کاهش گذاشته بود. جام ملت‌های اروپا ۲۰۲۴ که آلمان میزبان آن بود و این تیم تا مرحله یک‌چهارم نهایی پیش رفت، در مجموع یک موفقیت نسبی به حساب می‌آمد. آلمان فوتبال خوبی ارائه داد و حذف مقابل اسپانیا، تیمی که در نهایت قهرمان شد، اتفاقی نبود که بتوان از آن انتقاد زیادی کرد.

اما مشکلات پس از آن آغاز شدند. توماس مولر، ایلکای گوندوغان و مانوئل نویر هر سه از فوتبال ملی خداحافظی کردند. تونی کروس نیز برای همیشه از تیم ملی کنار رفت و بخش زیادی از شخصیت و تجربه تیم ــ که پیش از آن هم رو به افول گذاشته بود ــ همراه با این چهار بازیکن از بین رفت.

تیم ناگلزمان در مرحله نهایی لیگ ملت‌های اروپا ۲۰۲۵ عملکرد ناامیدکننده‌ای داشت و در مسیر انتخابی جام جهانی نیز نمایش‌هایی کند و کم‌رمق ارائه کرد.

در زمین، نشانه چندانی از پیشرفت یا تحول دیده نمی‌شد و این احساس وجود نداشت که تیم در حال رشد یا بهتر شدن است. اگرچه انتخاب ناگلزمان در سپتامبر ۲۰۲۳ از سوی فدراسیون فوتبال آلمان (DFB) یک تصمیم بزرگ و در ابتدا بسیار محبوب محسوب می‌شد، اما به دلیل افت نتایج تیم و مشکلات خارج از زمین که هیچ‌وقت کاملاً حل نشدند، به مرور از میزان حمایت‌ها کاسته شد.

در آوریل ۲۰۲۵، ناگلزمان مجبور شد با دنیز اونداو، مهاجم تیم ملی، تماس بگیرد و بابت اظهارنظر نسنجیده‌ای که درباره شایستگی او برای حضور در ترکیب اصلی مطرح کرده بود، عذرخواهی کند. این صحبت‌ها پس از آن مطرح شده بود که مهاجم اشتوتگارت در دیدار دوستانه مقابل غنا گل پیروزی را به ثمر رسانده بود.

آلمان در دیداری ناامیدکننده مقابل پاراگوئه، در نهایت پس از شکست در ضربات پنالتی از جام کنار رفت.

چند هفته مانده به آغاز تورنمنت، ناگلزمان که بارها بازگشت مانوئل نویر از بازنشستگی ملی و حضور دوباره او در جام جهانی را رد کرده بود، در نهایت این دروازه‌بان باتجربه را انتخاب کرد و الیور باومان را کنار گذاشت؛ دروازه‌بان هوفنهایم که در غیاب نویر جایگاه شماره یک تیم ملی آلمان را به دست آورده بود.

اینکه ناگلزمان در هر کدام از این دو تصمیم درست عمل کرده بود یا نه، حالا تا حد زیادی اهمیت چندانی ندارد؛ مسئله این است که هر دو تصمیم در شرایطی گرفته شدند که او از موضعی نسبتاً ضعیف قرار داشتند و باعث شدند فضای گفت‌وگو پیرامون تیم ملی تغییر کند.

انتقادها درباره دعوت از لروی سانه و لئون گورتسکا نیز کمکی به شرایط نکرد؛ چرا که هر دو بازیکن از سوی برخی منتقدان، نفراتی تلقی می‌شدند که بیشتر به دلیل نام و سابقه‌شان انتخاب شده‌اند تا فرم فعلی‌شان.

به همین دلیل، زمانی که آلمان برای حضور در تورنمنت به پایگاه خود در کارولینای شمالی رسید، تمام اعتمادبه‌نفسی که پس از یورو ۲۰۲۴ شکل گرفته بود، جای خود را به روایت‌های متفاوت رسانه‌ای و نگرانی درباره مشکلات ساختاری تیم داده بود.

مسیر یورگن کلوپ تا جام جهانی ۲۰۲۶ و تجربه‌ای که در این تورنمنت داشت، کاملاً متفاوت بود.پس از جدایی از لیورپول در تابستان ۲۰۲۴، او به عنوان رئیس جهانی فوتبال ردبول منصوب شد.

این خبر شوک بزرگی ایجاد کرد. حضور ردبول در فوتبال آلمان به‌شدت نامحبوب است و تصمیم کلوپ با استقبال گرمی روبه‌رو نشد؛ هواداران باشگاه‌های سابق او، یعنی ماینتس و بوروسیا دورتموند، در هفته‌های پس از این خبر، در مسابقات تیم‌هایشان بنرهای انتقادی علیه این تصمیم به نمایش گذاشتند.

نقش واقعی کلوپ نیز چندان قابل درک نبود. او در مراسم معرفی خود در ژانویه ۲۰۲۵ در شهر سالزبورگ توضیح داد که قرار است بر ساختار فوتبال مجموعه ردبول و تیم‌های مختلف آن در سراسر جهان نظارت داشته باشد؛ از اروپا گرفته تا آمریکای جنوبی و آسیا.

او گفت قرار است تجربیات و دانش خود را در اختیار این مجموعه قرار دهد و به عنوان یک منبع مشاوره‌ای برای مربیان مختلف شبکه ردبول فعالیت کند.

اما جمله‌ای که بیش از همه از آن مراسم در ذهن‌ها ماند، زمانی مطرح شد که کلوپ در کنار یک خودروی فرمول یک و یک بالگرد با برند ردبول، در گفت‌وگو با الیور مینتسلاف، مدیرعامل این مجموعه، حضور داشت.

تعبیر به‌یادماندنی آن روز این بود که کلوپ قرار است به «دکتر فوتبال» ردبول تبدیل شود.در ۱۸ ماه بعد، تقریباً هیچ‌کس واقعاً متوجه نشد این نقش دقیقاً چه معنایی دارد. کلوپ بدون تردید در جذب بازیکنان یک مهره مهم بود؛ بیش از یک بازیکن درباره تأثیر او بر تصمیمشان برای پیوستن به تیم‌های ردبول صحبت کرده‌اند.

حضور او در جایگاه‌های ویژه ورزشگاه‌ها و محیط‌های تجاری و مدیریتی نیز بدون شک برای ردبول یک امتیاز محسوب می‌شد، اما میزان تأثیرگذاری او در تصمیم‌های مربوط به مربیان، با اینکه واقعی بود، دشوارتر قابل اندازه‌گیری و توضیح بود.

در واقع، بخش زیادی از توجه رسانه‌ای پیرامون کلوپ ــ احتمالاً برخلاف میل مدیران ردبول ــ به ارتباط نام او با نیمکت‌های خالی در سراسر اروپا مربوط می‌شد.

زمانی که ژابی آلونسو در ژانویه از سرمربیگری رئال مادرید برکنار شد، نام کلوپ بارها به عنوان یکی از گزینه‌های جانشینی مطرح شد. اما این شایعات صحت نداشتند و هیچ دیداری میان طرفین انجام نشد.

نماینده کلوپ نیز از اینکه نام او برای اهداف سیاسی در جریان انتخابات ریاست باشگاه رئال مادرید مورد استفاده قرار گرفته بود، ابراز ناراحتی کرد و بار دیگر مجبور شد این شایعات را به‌صورت رسمی تکذیب کند.موضوعی که هیچ‌وقت از بین نرفت، هدایت یک تیم ملی بود؛ هم برای کلوپ که مدت‌ها چنین آرزویی را در سر داشت، و هم برای مردم آلمان که او برایشان نماینده چیزی منحصربه‌فرد است.

کلوپ بیش از ۲۰ سال است که در تلویزیون آلمان چهره‌ای شناخته‌شده محسوب می‌شود. پس از ناکامی تیم ملی آلمان در یورو ۲۰۰۰، کلوپ که در آن زمان هدایت ماینتس در لیگ دسته دوم آلمان (بوندس‌لیگا ۲) را بر عهده داشت، در یک برنامه گفت‌وگومحور شبکه اسپورت ۱ همراه با رالف رانگنیک و پل برایتنر حضور پیدا کرد تا درباره چیزی صحبت کند که در آن زمان یک نقطه تاریک تاریخی برای فوتبال آلمان محسوب می‌شد.

برایتنر، مدافع افسانه‌ای سابق بایرن مونیخ و تیم ملی آلمان، یک تحلیل سنتی ارائه داد؛ او از کاهش روحیه جنگندگی، افت ذهنیت پیروزی و ناتوانی تیم در مقابله با فشارها ابراز تأسف کرد.

اما کلوپ و رانگنیک نگاه متفاوتی داشتند؛ آن‌ها بیشتر رویکردی تحلیلی ارائه کردند.

همان‌طور که در کتاب زندگی‌نامه رافائل هونیگشتاین با عنوان «Bring The Noise» آمده، کلوپ و رانگنیک «دو دلیل مهم برای مشکلات فوتبال آلمان را مشخص کردند: ضعف در پرورش بازیکنان جوان و ناتوانی در درک فوتبال به عنوان یک بازی جمعی و تیمی.»

سه سال بعد، کلوپ در جام جهانی ۲۰۰۶ برای شبکه ZDF به عنوان کارشناس فعالیت می‌کرد.

دوران حضور یولیان ناگلزمان روی نیمکت تیم ملی آلمان کوتاه و در نهایت ناامیدکننده بود؛ دوره‌ای که با امیدهای زیادی آغاز شد اما بدون رسیدن به تغییرات مورد انتظار به پایان رسید.

او با یک صفحه لمسی دیجیتال وارد تلویزیون شده بود و توانایی ویژه‌ای داشت در اینکه مفاهیم پیچیده فوتبالی را ساده و قابل فهم توضیح دهد؛ در کنار این، شخصیت صمیمی و ارتباط‌گیرش باعث می‌شد هم هواداران حرفه‌ای فوتبال و هم مخاطبان معمولی تلویزیون با او ارتباط برقرار کنند.کمک بزرگی بود که سال ۲۰۰۶ از نظر ورزشی و اجتماعی، لحظه‌ای احیاکننده برای تیم ملی آلمان محسوب می‌شد و کلوپ نیز به بخشی از چیزی تبدیل شد که امروز با عنوان «قصه تابستانی» از آن یاد می‌شود.

اما تأثیر مهم‌تر حضور او در جام جهانی ۲۰۰۶، حضورش در برنامه اسپورت ۱ در سال ۲۰۰۳، کارشناسی‌اش در جام جهانی ۲۰۱۰ و تمام فعالیت‌های رسانه‌ای میان این دو مقطع، این بود که کلوپ را به چهره‌ای فوق‌العاده محبوب تبدیل کرد؛ به‌گونه‌ای که او در واقع به نسخه تلویزیونی یک سرمربی تیم ملی تبدیل شده بود.

در ۱۶ سالی که از آن زمان گذشته، جایگاه و شهرت او به‌وضوح بیشتر شده است. او در بوروسیا دورتموند قهرمانی در بوندس‌لیگا و جام حذفی آلمان (DFB-Pokal) را به دست آورد و سپس در لیورپول تیم‌هایی ساخت که قهرمان لیگ برتر انگلیس و لیگ قهرمانان اروپا شدند.

در آلمان، او به ندرت از صفحه تلویزیون دور بوده است. کلوپ در تبلیغات محصولات مختلفی مانند نوشیدنی‌های الکلی، تجهیزات ورزشی، خدمات برنامه‌ریزی مالی، کرم‌های مراقبت از پوست و محصولات دیگر حضور داشته و به چهره‌ای تقریباً همیشگی در فضای عمومی تبدیل شده است.

برای جام جهانی ۲۰۲۶، این حضور حتی پررنگ‌تر هم بود.

در کنار توماس مولر، کلوپ یکی از ستاره‌های اصلی بخش کارشناسی شبکه مگنتا تی‌وی، سرویس استریم آلمانی که حق پخش تمام مسابقات را در اختیار داشت، بود.

این موضوع باعث شد سرمربیان تیم ملی آلمان که پیش از این هم همیشه با سایه حضور و مقایسه با کلوپ مواجه بودند، این بار با مشکلی روبه‌رو شوند که کاملاً جنبه‌ای واقعی و ملموس داشت؛ چرا که او عملاً هر روز در کنار تیم ملی و در فضای رسانه‌ای حضور داشت. عجیب بودن این شرایط حتی پیش از اولین بازی مقابل کوراسائو نیز کاملاً مشخص بود.

یورگن کلوپ در جام جهانی ۲۰۲۶ در کنار توماس مولر به عنوان کارشناس شبکه مگنتا تی‌وی حضور داشت؛ حضوری که او را بیش از همیشه در مرکز توجه فوتبال آلمان قرار داد.

مولر و کلوپ به عنوان یک زوج رسانه‌ای معرفی شده بودند. آن‌ها بسیار صمیمی، شوخ‌طبع و راحت ظاهر می‌شدند، پیراهن‌های تیم ملی را به تن می‌کردند و از حضورشان لذت می‌بردند؛ اما گاهی همین صمیمیت باعث می‌شد از حد معمول فراتر بروند.پس از آنکه کلوپ به دلیل اظهارنظرش درباره اینکه دنیز اونداو باید به جای جمال موسیالا در ترکیب اصلی آلمان قرار بگیرد، با واکنش‌های انتقادی رسانه‌ها مواجه شد، در برنامه شب بعد رویکردی آرام‌تر و سازش‌کارانه‌تر در پیش گرفت.

او به بینندگان گفت:

«نگران نباشید، چون این یولیان ناگلزمان است که ترکیب تیم را انتخاب می‌کند؛ فعلاً.»

این جمله، با لحن شوخی، در عین حال نشان می‌داد که حضور کلوپ در کنار تیم ملی چه فضای متفاوت و پیچیده‌ای ایجاد کرده بود.

آن عبارت «فعلاً» در فضا باقی ماند و مولر در واکنش به آن با خنده‌ای عصبی پاسخ داد. همه می‌دانستند که اگر آلمان در این تورنمنت عملکرد ضعیفی داشته باشد و ناگلزمان مورد انتقاد شدید قرار بگیرد، کلوپ گزینه محبوب برای جانشینی او خواهد بود.

حتی بازیکنان سابق تیم ملی مانند آندریاس مولر، اشتفان افنبرگ و لوتار ماتئوس نیز از این شرایط انتقاد کردند و معتقد بودند کلوپ با اظهارنظرهایش یک حواس‌پرتی غیرضروری ایجاد کرده است.

کلوپ پس از دیدار مقابل کوراسائو، در همان برنامه تلویزیونی از ناگلزمان عذرخواهی کرد، اما اتفاقی که رخ داده بود، فضای ادامه تورنمنت را شکل داد.

هر بار که آلمان نمایش ناامیدکننده‌ای ارائه می‌کرد، کلوپ توضیح می‌داد که مشکل کجا بوده و چه راهکاری برای بهتر شدن شرایط وجود دارد. این تحلیل‌ها گاهی سرگرم‌کننده بودند، اما در عین حال فضایی ناخوشایند هم ایجاد می‌کردند.

در تحلیل بین دو نیمه دیدار مقابل پاراگوئه، زمانی که آلمان با نتیجه ۱-۰ عقب بود، کلوپ به‌شدت عملکرد دفاعی تیم را که منجر به تنها گل بازی شده بود، زیر سؤال برد.

او گفت آن نمایش، که از نظر او ایستا و فاقد خلاقیت بود، «اشک به چشم‌ها می‌آورد».

این لحظه بیش از هر چیز نشان داد که حضور کلوپ به عنوان کارشناس، در حالی که خودش محتمل‌ترین گزینه برای نیمکت تیم ملی محسوب می‌شد، چه فشار و پیچیدگی‌ای برای کادر فنی آلمان ایجاد کرده بود.

می‌توان با ناگلزمان همدلی کرد. او به اندازه کلوپ به‌صورت طبیعی کاریزماتیک نیست و در مرکز توجه بودن برایش به همان اندازه راحت نیست. با این حال، برخوردهای او با رسانه‌ها نیز گاهی بیش از حد تند، خشک یا حالت دفاعی به خود می‌گرفت.

پس از شکست مقابل اکوادور، یوهانس بی کرنر، مجری و خبرنگار باسابقه، از ناگلزمان پرسید آیا بازیکنانش، با توجه به اینکه از قبل صعودشان قطعی شده بود، به اندازه کافی انگیزه و تمرکز داشتند تا مقابل حریفی مصمم به پیروزی برسند؟

ناگلزمان در پاسخ گفت:

«این حرف‌های بی‌معنی را تمام کنید.»

اما پس از آن، برخی از بازیکنانش ــ از جمله یوشوا کیمیش ــ در منطقه میکسدزون مستقیماً با این حرف مخالفت کردند و پذیرفتند که اکوادور «بیشتر از ما خواهان پیروزی بود».این اتفاق چیزی بیشتر از یک اشتباه نبود، اما اشتباهی بود که هیچ‌کس تصور نمی‌کرد یورگن کلوپ مرتکب شود.

چند روز بعد، پس از شکست مقابل پاراگوئه در ضربات پنالتی، دوربین‌ها روی ناگلزمان در نیمکت تیم ملی ماندند؛ جایی که او در حالی که بدنش را به جلو و عقب تکان می‌داد، از اتفاقی که تازه رخ داده بود کاملاً مات و مبهوت به نظر می‌رسید.

و در همان زمان، کلوپ در تلویزیون مقابل مردم آلمان صحبت می‌کرد و دقیقاً می‌دانست درباره مشکلات تیم و چیزهایی که باید اصلاح شوند چه بگوید.

این تضاد از نظر تصویری و رسانه‌ای، غیرقابل چشم‌پوشی بود و در آن مقطع، مسیر اتفاقات بعدی تقریباً اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید.با این حال، همچنان دفاع‌های قدرتمندی از ناگلزمان وجود داشت. تونی کروس و فلیکس کروس در گفت‌وگویی با میشائل بالاک در کانال تیک‌تاک خود، درباره کیفیت بازیکنان در دسترس آلمان صحبت کردند و معتقد بودند مشکل اصلی کمبود استعداد در سطح جهانی است.

آن‌ها گفتند آلمان:

«حتی یک بازیکن در سطح جهانی ندارد. ما بازیکنانی داریم که پتانسیل تبدیل شدن به ستاره‌های جهانی را دارند، اما بین این دو تفاوت زیادی وجود دارد.»

آرسن ونگر نیز که در همان پادکست حضور داشت، از ناگلزمان دفاع کرد و گفت او:

«در این تورنمنت هیچ اشتباه بزرگی مرتکب نشده است… در همین جام جهانی می‌توان دید که داشتن یک گلزن واقعی چقدر اهمیت دارد… آلمان در حال حاضر چنین بازیکنی ندارد.»

با وجود این دفاع‌ها، تصویر ایجادشده در رسانه‌ها و افکار عمومی، به‌ویژه مقایسه دائمی میان ناگلزمان و کلوپ، شرایط را برای ادامه کار سرمربی جوان آلمان بسیار دشوار کرده بود.اما هر دوی آن‌ها درباره وظیفه‌ای صحبت می‌کردند که بزرگ‌تر از یولیان ناگلزمان بود. او سرمربی تیم ملی است و مربی خوبی هم محسوب می‌شود، اما ونگر و کروس هر کدام مشکلاتی را در زمینه پرورش استعدادها، سبک بازی و زیرساخت‌های فوتبال آلمان شناسایی کردند؛ مسائلی که فراتر از اختیارات و جایگاه هر کسی جز ــ صادقانه بگوییم ــ یورگن کلوپ است.

ناگلزمان در سوم ژوئیه استعفا داد. همان شب، پیش از دیدار انگلیس مقابل جمهوری دموکراتیک کنگو، کلوپ بار دیگر در شبکه مگنتا حاضر شد تا درباره شرایطی که پیش چشمش در حال شکل‌گیری بود صحبت کند.او گفت: «ما باید چیزها را از پایه تغییر دهیم.» جمله‌ای که احتمالاً اولین لحظه در تمام این تورنمنت بود که هواداران آلمانی در خانه، همگی با آن موافق بودند.

و حالا این خود کلوپ است که مسئول اجرای این تغییرات بنیادین خواهد بود. تغییری که آلمان نیز مدت‌هاست در انتظار آن است.

کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۶ ۷