اتلتیکو مادریدِ دیگو سیمئونه؛ آمریکای جنوبیترین تیم فوتبال اروپا
مایکل کاکس/اتلتیک:
دیگو سیمئونه چنان به یکی از چهرههای تثبیتشده فوتبال سطح اول اروپا تبدیل شده که گاهی فراموش میکنیم دوران حضور او در اتلتیکو مادرید تا چه اندازه غیرمعمول و کمنظیر بوده است.
با نزدیک شدن به پانزدهمین سال حضور سیمئونه روی نیمکت اتلتیکو مادرید، اینکه او «فقط» دو بار قهرمان لیگ شده، بههیچوجه نمیتواند تأثیر چشمگیرش بر فوتبال اروپا و میزان موفقیت فراتر از انتظارش را در لیگی که به رقابت دو قطب اصلی تبدیل شده بود، بهدرستی نشان دهد. اتلتیکو در دهه پیش از حضور او، تیمی در میانه جدول لالیگا بود و حتی چند فصل را در دسته دوم فوتبال اسپانیا سپری کرده بود.
این یکی از تأثیرگذارترین دورههای سلطه یک مربی در فوتبال مدرن است؛ دورهای که بهواسطه نکتهای که همه از آن آگاهیم، اما شاید اهمیتش را بدیهی فرض میکنیم، ارزش بیشتری پیدا میکند: با وجود حضور گسترده بازیکنان مستعد آمریکای جنوبی در فوتبال اروپا طی دهههای گذشته، موفقیت مربیان اهل این قاره در فوتبال اروپا اتفاقی بسیار نادر بوده است.
هلنیو هررا بدون تردید، موفقترین مربی متولد آمریکای جنوبی در تاریخ فوتبال اروپا، است؛ مردی که نامش در دوران حضورش در اینتر در سری آ ایتالیا، پیوندی جداییناپذیر با سبک دفاعی پیدا کرد. هررا همچنین با اتلتیکو مادرید و بارسلونا در اسپانیا قهرمان لیگ شد.
هررا در آرژانتین و از پدر و مادری اسپانیایی متولد شد؛ خانوادهاش زمانی که او ۱۰ سال داشت، به مراکش مهاجرت کردند.او ۱۵ سال بهعنوان بازیکن در اروپا فعالیت کرد و پس از آن، ۳۵ سال دیگر را به مربیگری در این قاره گذراند. هررا تابعیت فرانسوی داشت و عملاً هیچ ارتباط فوتبالی مشخصی با آمریکای جنوبی نداشت.

اریبرتو هررا که در پاراگوئه متولد شد، اما در دوران بازیگری برای تیم ملی اسپانیا هم به میدان رفت، تنها مربی دیگری از آمریکای جنوبی است که قهرمانی لیگ ایتالیا را تجربه کرده است. در بوندسلیگای آلمان نیز تاکنون هیچ مربی اهل آمریکای جنوبی به قهرمانی نرسیده است. در لیگ برتر انگلیس، یک مربی شیلیایی این افتخار را به دست آورده است:مانوئل پیگرینی.
لالیگا و لیگ فرانسه شاهد قهرمانی چندین مربی اهل آمریکای جنوبی بودهاند. یکی از آنها لوئیس کارنیگلیا، مربی آرژانتینی، بود که در اواخر دهه ۱۹۵۰ در هر دو لیگ به قهرمانی رسید. در لالیگا، انریکه فرناندس اروگوئهای اندکی پس از جنگ جهانی دوم با رئال مادرید و بارسلونا قهرمان شد. دو مربی آرژانتینی دیگر، آلفردو دیاستفانو و خورخه والدانو، نیز بهترتیب با والنسیا و رئال مادرید قهرمانی اسپانیا را تجربه کردند. در لیگ فرانسه، کونراد راس، مربی اروگوئهای، در فاصله دو جنگ جهانی به قهرمانی رسید و در سالهای اخیر نیز مائوریسیو پوچتینو، مربی آرژانتینی، در دورانی که قهرمانی پاریسنژرمن تقریباً اجتنابناپذیر به نظر میرسید، این عنوان را به دست آورد.
با این حال، اگر از پیشینه چندملیتی هلنیو هررا هم صرفنظر کنیم، تنها او توانسته است به اندازه سیمئونه به چهرهای محوری در فوتبال اروپا تبدیل شود. البته سبک مربیگری هررا نیز حالوهوایی آمریکای جنوبی داشت. رویکرد تاکتیکی او در دورههای مختلف تغییر میکرد، اما بیش از هر چیز با دفاع سرسختانه، سازماندهی مستحکم و تمایل به زیر پا گذاشتن روح جوانمردانه بازی شناخته میشد. ریچارد فیتزپاتریک در زندگینامهای که بهتازگی درباره او نوشته، هررا را «نخستین استاد واقعی فوتبال در هنرهای کثیف» توصیف میکند.
در دورانی که فوتبال کشورهای بزرگ اروپایی بیش از پیش به سمت یکشکل شدن پیش میرود، هویت سیمئونه کاملاً متمایز به نظر میرسد؛ هویتی بهشدت آمریکای جنوبی. سبک بازی اتلتیکو نیز در سالهای اخیر تغییر کرده و از رویکردی که در درجه نخست بر دفاع متمرکز بود، به فوتبالی جسورانهتر و آیندهنگرانهتر رسیده است. با این حال، برخی ویژگیها همچنان پابرجا ماندهاند: دوندگی بیوقفه، شدت بازی و روحیه جنگندگی.
اتلتیکو همچنین میتواند روی حمایت پرشور هوادارانش حساب کند؛ آن هم در دورانی که علاقهمندان دوآتشه فوتبال آمریکای جنوبی، فضای تجاری و بیروح بسیاری از ورزشگاههای اروپا را بهشدت نقد میکنند. نباید از نظر دور داشت که اتلتیکو پس از ترک مرکز شهر و انتقال به ورزشگاهی جدید در حومه مادرید نیز توانسته این فضای خاص را حفظ کند؛ اتفاقی که برای برخی تیمهای دیگر به ازدسترفتن حالوهوای قدیمیشان منجر شده است. اتلتیکو روز سهشنبه در لیگ قهرمانان اروپا میزبان منچستریونایتد خواهد بود.
اما در اصل، تمام ماجرا به همین یک چیز برمیگردد: حالوهوا و هویت فوتبال. وقتی یک تیم آمریکای جنوبی را میبینید، میتوانید آن را تشخیص دهید.
سیمئونه که در فوتبال انگلیس بیش از هر چیز بهخاطر تحریک دیوید بکام و نقش داشتن در اخراج او در جام جهانی ۱۹۹۸ شناخته میشود، اثر انگشت خود را بر تمام ارکان این تیم اتلتیکو گذاشته است؛ نه فقط به این دلیل که پسرش، جولیانو، در سمت راست خط حمله این تیم بازی میکند.
اتلتیکو تیم محبوب هواداران بیطرف نیست؛ داوران هم چندان روی خوشی به این تیم نشان نمیدهند. بازیکنان این تیم اغلب رفتاری گستاخانه و دور از روحیه ورزشی از خود نشان میدهند؛ بهویژه زمانی که شکست میخورند. باید پذیرفت که این ویژگی با رفتار تیمهای آمریکای جنوبی در جام جهانی تابستان اخیر نیز همخوانی داشت؛ تورنمنتی که در آن، پنج تیم از شش نماینده کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی در شرایطی نهچندان آبرومندانه از رقابتها کنار رفتند.

اروگوئه پس از شکست مقابل اسپانیا، در مرحله گروهی از جام جهانی حذف شد. آخرین ضربه به اعتبار این تیم زمانی وارد شد که آگوستین کانوبیو در دقایق پایانی بهدلیل تکلی خطرناک با هر دو پا از زمین اخراج شد و سپس هنگام اعتراض، پیراهن داور را گرفت.
اکوادور در نخستین مرحله حذفی مغلوب مکزیک شد؛ مسابقهای که دقایق پایانی آن بیشتر به مبارزههای هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) شباهت داشت. گزارشگران شبکه فاکس اسپورتس حتی از داور خواستند بازی را متوقف کند، پیش از آنکه کسی آسیب ببیند.
پاراگوئه نیز در مرحله یکهشتم نهایی با نتیجه یک بر صفر مقابل فرانسه شکست خورد. بازیکنان این تیم در طول مسابقه تقریباً تمام انرژی خود را صرف تحریک کیلیان امباپه کرده بودند؛ اتفاقی که باعث شد بازیکنان ذخیره فرانسه در پایان مسابقه با عجله وارد زمین شوند تا مانع درگیریهای بیشتر شوند.
حذف برزیل مقابل نروژ در همین مرحله نیز با صحنهای عجیب همراه بود: نیمار یک ضربه پنالتی تشریفاتی و بیتأثیر به ثمر رساند و سپس در برابر حریفانی که واکنش چندانی نشان نمیدادند، به گلش فخر فروخت. رفتار آرژانتین در فینال مقابل اسپانیا نیز با انتقاد گستردهای در سراسر جهان روبهرو شد؛ مسابقهای که در آن آرژانتینیها ۲۵ خطا مرتکب شدند، تنها دو شوت زدند و پس از پایان بازی نیز درگیر جنجال و درگیری شدند.
تنها کلمبیا توانست با اندکی حفظ آبرو از جام جهانی کنار برود. این تیم در مرحله یکهشتم نهایی مقابل سوئیس حذف شد؛ شاید به این دلیل که بروز رفتارهای تهاجمی در جریان ضربات پنالتی دشوارتر است!
اما چه این واقعیت را دوست داشته باشیم و چه نه، این رفتارها تا حد زیادی بخشی از تاریخ فوتبال آمریکای جنوبی در عرصه جهانی بودهاند. به نظر میرسد هواداران این قاره نیز عموماً چنین رویکردی را میپسندند. آنها میخواهند بازیکنانشان تا آخرین لحظه بجنگند؛ حتی اگر این جنگیدن معنای کاملاً لفظی داشته باشد. همین نگاه درباره اتلتیکو مادریدِ سیمئونه نیز صدق میکند.
سیمئونه یکی از آن مربیانی است که این روزها بهدلیل شناخت عمیق از باشگاه، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. او در اواسط دهه ۱۹۹۰، بهعنوان بازیکن عضوی از تیم قهرمان اتلتیکو بود و پس از شش سال حضور در سری آ ایتالیا، در اواسط دهه ۲۰۰۰ بار دیگر مدتی پیراهن این باشگاه را بر تن کرد.
او از همان ابتدای بازگشت به اتلتیکو، فرهنگ این باشگاه را بهخوبی میشناخت. از همان ابتدا نیز روشن بود که ذهنیت اتلتیکو با شخصیت و نگرش او همخوانی دارد؛ باشگاهی که از قرار گرفتن در جایگاه تیم کمادعاتر و ضعیفتر استقبال میکرد و خود را نقطه مقابل رئال مادرید، همسایهای میدانست که شیفته ستارههای بزرگ و نامهای پرزرقوبرق بود.

کشور آمریکای جنوبی که بیش از آرژانتین، زادگاه سیمئونه، به اتلتیکوی او شباهت دارد، اروگوئه است. تاریخ فوتبال اروگوئه بیش از آنکه بر جذابیت و ظرافت بازی برزیل و آرژانتین استوار باشد، با خشونت در نبردها، انضباط دفاعی و زیرکی شناخته میشود. اروگوئه و اتلتیکو مادرید هر دو فراتر از انتظارات ظاهر شدهاند و توانستهاند معادلهای را که پیشتر به رقابت میان دو قدرت محدود بود، به رقابتی میان سه مدعی تبدیل کنند. همچنین، سه دوره اوجگیری مهم اتلتیکو در دو دهه گذشته، هر کدام با درخشش یک بازیکن اروگوئهای همراه بوده است.
دیگو فورلان در فصل ۲۰۰۹-۲۰۰۸، زمانی که پیراهن اتلتیکو را بر تن داشت، کفش طلای لالیگا را به دست آورد و در فینال لیگ اروپا در سال ۲۰۱۰ نیز هر دو گل سرنوشتساز تیمش را به ثمر رساند. دیگو گودین، مدافع میانی اتلتیکو، در قهرمانی غافلگیرکننده این تیم در فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۳ نمایشی فوقالعاده داشت. او در آخرین روز فصل، در ورزشگاه نوکمپ گل تساوی را با ضربه سر به ثمر رساند؛ گلی که عملاً قهرمانی اتلتیکو را قطعی کرد.
انتقال غیرمنتظره لوئیس سوارز از بارسلونا به اتلتیکو در فصل ۲۰۲۱-۲۰۲۰ نیز مهمترین عامل در دومین قهرمانی اتلتیکو با هدایت سیمئونه بود. مهاجم اروگوئهای با گلهایش نقشی تعیینکننده در این موفقیت داشت و چه کسی بهتر از او میتوانست گل قهرمانی را به ثمر برساند؟
حتی آنتوان گریزمان، ستاره فرانسوی که میتوان او را بهترین بازیکن اتلتیکو در دوران سیمئونه دانست، نیز حالوهوایی اروگوئهای دارد. زمانی که او در جام جهانی ۲۰۱۸ مقابل اروگوئه گلزنی کرد، از خوشحالی پس از گل خودداری کرد.
گریزمان درباره این تصمیم گفت: «من عاشق فرهنگ اروگوئه و مردم این کشور هستم. از طرفی، مقابل دوستانم بازی میکردم؛ بنابراین فکر کردم از روی احترام، طبیعی است که پس از گلزنی خوشحالی نکنم.»
او اواخر همان سال، زمانی که بار دیگر مقابل اروگوئه قرار گرفت، حتی یک جفت کفش اختصاصی سفارش داد؛ کفشی که روی یکی از لنگههای آن پرچم فرانسه و روی دیگری پرچم اروگوئه نقش بسته بود.
با این حال، هیچیک از این بازیکنان نتوانستند به سیمئونه در فتح معتبرترین جام فوتبال باشگاهی اروپا کمک کنند. سرمربی اتلتیکو دو بار در فینال جام باشگاههای اروپا، که امروزه با نام لیگ قهرمانان اروپا شناخته میشود، شکست خورده است؛ هر دو بار مقابل رقیب همشهری، رئال مادرید. یک بار اتلتیکو در آستانه پیروزی یک بر صفر بود، اما در آخرین لحظات گل تساوی را دریافت کرد و در وقتهای اضافه شکست خورد. بار دیگر نیز سرنوشت قهرمانی در ضربات پنالتی رقم خورد.
از زمان دومین قهرمانی هلنیو هررا در جام باشگاههای اروپا با اینتر در سال ۱۹۶۵، هیچ مربی اهل آمریکای جنوبی نتوانسته است معتبرترین جام باشگاهی قاره را فتح کند.
اگر سیمئونه هم نتواند به این افتخار برسد، واقعاً باید پرسید چه کسی میتواند؟ اتلتیکوی او همواره تیمی به نظر رسیده که برای رقابتهای حذفی و مسابقاتی که در آنها کوچکترین اشتباه میتواند به حذف منجر شود، مناسبتر است تا رقابت فرسایشی و طولانی لیگ. با این حال، فتح لیگ قهرمانان اروپا همچنان همان دستاورد بزرگی است که از چنگ سیمئونه گریخته است.
کامنتها