رفتن به محتوا

تحلیل تاکتیکی؛چرا تاکتیک‌های کریستین کیوو مقابل ساختار دفاعی ژوزه مورینیو شکست خورد؟

دنی کورکوران/total football analysis:

رئال مادرید با پرسینگ انتخابی و یک بلوک دفاعی منسجم و عقب‌نشسته موفق شد اینتر را ۲-۱ شکست دهد. در این تحلیل، برنامه دفاعی مورینیو، نقش فدریکو والورده در وادار کردن اینتر به اشتباه، حرکات یان بیسک هنگام بازی‌سازی از عقب و همچنین تهدید مداوم پیو-امانوئل دیوف علیه مارک کوکوریا در سمت راست خط دفاعی اینتر بررسی می‌شود.

رئال مادرید در نخستین بازی خود در فصل ۲۰۲۶/۲۷ لیگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو میزبان اینتر میلان بود و در نهایت به یک پیروزی مهم دست یافت.

رئال ماجراجویی اروپایی خود را با بردی آغاز کرد که پس از نتیجه منفی اخیر در لالیگا، اعتمادبه‌نفس تیم را افزایش داد؛ نتیجه‌ای که انتقادات زیادی را متوجه آنها کرده بود.

مهم‌تر از نتیجه، این مسابقه به تیم و ژوزه مورینیو نشان داد که رئال می‌تواند با سبکی متفاوت هم به پیروزی برسد. به این معنا که تیم قادر است بر اساس ویژگی‌های حریف، برنامه بازی خود را تغییر دهد و صرفاً به فوتبال تهاجمی وابسته نباشد.

رئال مادرید در بخش عمده‌ای از مسابقه در حال دفاع بود. اگرچه این رویکرد خطر دریافت گل را افزایش می‌داد، اما در عوض باعث شد رئال در فاز هجومی خطرناک‌تر شود؛ زیرا تیم در مقاطع مشخص پرس از بالا انجام می‌داد و هر زمان که فرصت فراهم می‌شد، به ضدحمله می‌زد، بدون اینکه خط دفاعی خود را بیش از حد در معرض خطر قرار دهد.

این رویکرد باعث شد تیم کریستیان کیوو، به‌خصوص در فاز هجومی، راه‌حل‌های چندانی پیدا نکند. اینتر معمولاً به ترنزیشن‌های سریع هجومی و ضدحملات متکی است، اما ساختار دفاعی رئال اجازه نداد این ویژگی‌های همیشگی اینتر به‌خوبی خودش را نشان دهد.

علاوه بر این، پرس مقطعی رئال مادرید باعث شد اینتر نتواند با آرامش بازی‌سازی را از عقب زمین آغاز کند و همین موضوع مستقیماً در شکل‌گیری هر دو گل رئال مادرید نقش داشت.

در این تحلیل تاکتیکی از دیدار رئال مادرید و اینتر میلان، تمرکز اصلی روی پرس مقطعی رئال، راه‌حل‌های هجومی و اشتباهات اینتر و همچنین برنامه دفاعی هوشمندانه رئال مادرید خواهد بود.

ترکیب رئال مادرید با سیستم ۴-۲-۳-۱ مقابل اینتر

مورینیو بازی را با سیستم ۴-۲-۳-۱ آغاز کرد. تیبو کورتوا درون دروازه بود و دین هویسن و ابراهیما کوناته در قلب خط دفاع قرار گرفتند. دنزل دومفریس دفاع راست و مارک کوکوریا دفاع چپ بودند.

زوج میانی رئال را فدریکو والورده و ترنت الکساندر-آرنولد تشکیل می‌دادند. وینیسیوس جونیور و ابراهیم دیاز در جناحین بازی می‌کردند، جود بلینگام پشت مهاجم قرار داشت و کیلیان امباپه مهاجم نوک بود.

ترکیب اینتر میلان با سیستم ۳-۵-۲ مقابل رئال مادرید

کریستیان کیوو تیمش را طبق معمول با سیستم ۳-۵-۲ به میدان فرستاد. ژوزپ مارتینس درون دروازه قرار گرفت و سه مدافع مقابل او آلساندرو باستونی، بنژامن پاوار و یان بیسک بودند.

کارلوس آگوستو و اندی دیوف دو وینگ‌بک اینتر بودند و خط میانی را نیکولو بارلا، هاکان چالهان‌اوغلو و کرتیس جونز تشکیل می‌دادند.

در خط حمله نیز لائوتارو مارتینس و مارکوس تورام به‌عنوان دو مهاجم بازی را آغاز کردند.

بازی‌سازی اینتر؛ حرکات یان بیسک و تهدید اندی دیوف در سمت راست

اینتر بازی را با اعتمادبه‌نفس و مالکیت توپ بیشتری آغاز کرد و به نظر می‌رسید تمایل بیشتری برای در اختیار داشتن توپ و استفاده از توانایی‌های بازی‌سازی خود، به‌خصوص در نیمه زمین رئال مادرید، دارد.

یکی از نکات قابل توجه از همان دقایق ابتدایی، جای‌گیری خلاقانه یان بیسک بود؛ حرکتی که به اینتر اجازه می‌داد حتی در لحظاتی که تقریباً تمام مسیرهای پاس بسته به نظر می‌رسید، راهی برای پیشروی با توپ پیدا کند.

بیسک در طول بازی مرتباً بین خط دفاع، هافبک میانی و جناحین جابه‌جا می‌شد و به بازیکن صاحب توپ، به‌خصوص در مرحله بازی‌سازی از عقب، گزینه پاس می‌داد.

علاوه بر جای‌گیری، نحوه کار او با توپ و تمایل دائمی‌اش به ارسال پاس‌های رو به جلو نیز به انتقال سریع اینتر از دفاع به حمله کمک می‌کرد.

اینتر همچنین تلاش می‌کرد در زمان انتقال به حمله، سریع پیشروی کند و از فضای در اختیار اندی دیوف در سمت راست استفاده کند تا خود را به یک‌سوم نهایی برساند و یکی از بازیکنان داخل محوطه جریمه را صاحب توپ کند.

این برنامه، یکی از الگوهای تکرارشونده حملات اینتر در دقایق ابتدایی بود و می‌توانست به آنها برای رسیدن به گل زودهنگام کمک کند.

در واقع، شتاب‌گیری‌ها و نفوذهای دیوف از جناح راست عمدتاً به این دلیل خطرناک بودند که او بارها در موقعیت یک در برابر یک مقابل کوکوریا قرار می‌گرفت. کوکوریا ترجیح می‌داد در چارچوب منطقه دفاعی تیمش باقی بماند و همین موضوع به دیوف زمان و فضای کافی می‌داد تا سرعت بگیرد و به مناطق خطرناک برسد.

نبود پوشش دو نفره و عقب‌نشینی دیرهنگام وینیسیوس در چنین صحنه‌هایی می‌توانست رئال مادرید را با مشکلات جدی دفاعی مواجه کند؛ هرچند والورده تلاش می‌کرد جای هم‌تیمی‌اش را پوشش دهد و در مهار دیوف مشارکت کند.

همین تلاش‌های اضافه والورده برای پوشش، مدتی بعد رئال را از یک موقعیت مشابه نجات داد؛ جایی که دیوف اجازه پیدا کرد وارد محوطه جریمه شود و تا آستانه ارسال یک پاس گل پیش برود، اما تکل سرِ خوردن والورده مسیر پاس او را تغییر داد و خطر حمله را کاهش داد.

در آن صحنه، کوکوریا باید حرکت مستقیم حریف خود را تا داخل محوطه دنبال می‌کرد و اجازه نمی‌داد دیوف فضای لازم برای ارسال توپ پیدا کند، اما چنین اتفاقی رخ نداد.

دوئل میان دیوف و کوکوریا تنها در این دو صحنه به سود اینتر نبود؛ بلکه در موقعیت‌های متعدد دیگری نیز به یک برتری واقعی برای اینتر تبدیل شد. دیوف بارها توانست یا کوکوریا را پشت سر بگذارد یا از او فاصله بگیرد و پاس یا سانتر موردنظرش را به داخل محوطه ارسال کند.

ناتوانی در متوقف کردن دیوف را می‌توان تا حدی به عملکرد ضعیف کوکوریا در دوئل مستقیم نسبت داد، اما بخشی از مسئولیت نیز متوجه مورینیو بود؛ زیرا او به بازیکن دیگری دستور نداده بود که به‌صورت خودکار برای دوبرابر کردن پوشش روی دیوف وارد عمل شود. در نتیجه، دیوف بارها فرصت پیدا کرد در موقعیت‌های یک‌به‌یک مقابل کوکوریا قرار بگیرد و نفوذ یا سانتر کند.

برای مثال، در یکی از این صحنه‌ها، دیوف به‌راحتی از کوکوریا عبور کرد و بدون دردسر با پای چپ توپ را به سمت محوطه جریمه فرستاد.

این حمله به‌راحتی می‌توانست به گل اینتر منجر شود؛ زیرا سانتر دیوف بسیار خطرناک بود و حتی یک تغییر مسیر کوچک می‌توانست توپ را مستقیماً وارد دروازه کند.

این تنها یکی از موقعیت‌های متعددی بود که دیوف با استفاده از دفاع منفعلانه کوکوریا و نبود پوشش دو نفره منظم توانست برای اینتر خطر ایجاد کند.

به بیان دیگر، اینتر و دیوف از دست‌کم گرفتن توانایی‌های او در سمت راست استفاده کردند؛ در حالی که رئال مادرید می‌توانست با یک پوشش دفاعی بهتر، بخش مهمی از این تهدید را خنثی کند.

دوئل اندی دیوف و مارک کوکوریا نه فقط در دو صحنه‌ای که به آنها اشاره شد، بلکه در موقعیت‌های متعدد دیگر نیز به یک برتری واقعی برای اینتر تبدیل شد. دیوف بارها توانست کوکوریا را پشت سر بگذارد یا از او فاصله بگیرد و پاس یا سانتر موردنظرش را به داخل محوطه جریمه بفرستد.

این ناتوانی در مهار دیوف را می‌توان تا حدی به کوکوریا نسبت داد که در دوئل مستقیم مقابل او موفق نبود، اما مورینیو نیز در این زمینه بی‌تقصیر نبود؛ زیرا به بازیکن دیگری دستور نداده بود که به‌صورت خودکار برای دوبرابر کردن پوشش روی دیوف وارد عمل شود. در نتیجه، دیوف بارها در موقعیت یک‌به‌یک مقابل کوکوریا قرار گرفت و فرصت بیشتری برای نفوذ و ارسال سانتر پیدا کرد.

برای مثال، در این صحنه دیوف به‌راحتی از کوکوریا عبور کرد و بدون دردسر با پای چپ توپ را به سمت محوطه جریمه فرستاد.

این حمله به‌راحتی می‌توانست به گل اینتر منجر شود، چرا که سانتر دیوف بسیار خطرناک بود و با کوچک‌ترین تغییر مسیر می‌توانست مستقیماً وارد دروازه شود.

این تنها یکی از موقعیت‌های متعددی بود که دیوف با استفاده از دفاع منفعلانه کوکوریا در مقابل او و نبود پوشش دو نفره منظم توانست برای اینتر خطر ایجاد کند.

به بیان دیگر، اینتر و دیوف از دست‌کم گرفته شدن توانایی‌های او در جناح راست استفاده کردند.

کامنت‌ها

کامنت خود را بنویسید

بررسی امنیتی حاصل عبارت را وارد کنید
۹ ۶