دو فرناندز و دو تعریف متفاوت از بازیسازی
کانر اونیل/اتلتیک:
حتی در حروفی که پشت پیراهنشان چاپ شده، برونو فرناندز و انزو فرناندز شباهتهای زیادی با یکدیگر دارند.
حالا این دو هافبک حتی در یک شهر هم زندگی میکنند و روز یکشنبه برای نخستین بار در دربی منچستر مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت؛ دیداری که پس از انتقال ۱۲۰ میلیون پوندی انزو فرناندز از چلسی به منچسترسیتی در روز پایانی پنجره نقلوانتقالات برگزار میشود.
هر دو هافبک خلاق و غیرقابلپیشبینیای هستند که رفتارهای پرهیجان و گاه عصبیشان در زمین، موافقان و مخالفان زیادی دارد. از زمانی که انزو فرناندز در فوریه ۲۰۲۳ نخستین بازی خود در لیگ برتر را برای چلسی انجام داد، هیچ بازیکنی به اندازه او به دلیل اعتراض به داور کارت زرد نگرفته است؛ او در این مدت ۱۱ کارت زرد برای اعتراض دریافت کرده است. اعتراضهای مداوم به داوران همچنین بخش جداییناپذیر تجربه تماشای بازی برونو فرناندز است و هافبک منچستریونایتد نیز در همین بازه زمانی با حرف زدن و اعتراض، شش بار کارت زرد گرفته است.
این موضوع نشاندهنده روحیه رقابتی شدید این دو بازیکن است؛ بازیکنانی که به نظر میرسد برای به جریان انداختن جرقه خلاقیتشان، به همین اصطکاک و هیجان احساسی نیاز دارند. با این حال، وقتی هر دو در اوج بازی خود قرار میگیرند، کمتر بازیکنی میتواند سبک بازیسازی پرتحرک و همهجانبه آنها را به این خوبی اجرا کند.

با این حال، موقعیتسازی برای شوت و پاس گل فقط پاس نهایی در هر حرکت را ثبت میکنند. اگر از این آمارِ مربوط به محصول نهایی فاصله بگیریم، شیوههایی که هر دو بازیکن در سراسر زمین برای ایجاد خطر به کار میگیرند، شباهتهای قابلتوجهی با یکدیگر دارند.

هر دو بازیکن از دید بازی و کیفیت فنی لازم برای ارسال حجم بالایی از پاسهای خطشکن برخوردارند. برای کسانی که با این اصطلاح آشنا نیستند، پاس خطشکن پاسی است که از مجموعهای از بازیکنان حریف عبور میکند؛ فرقی ندارد این بازیکنان در خط حمله، خط میانی یا خط دفاعی قرار داشته باشند. تصویر زیر نمونهای بصری از چنین پاسی را نشان میدهد؛ پاسی که همزمان خط میانی و خط دفاعی حریف را پشت سر میگذارد.
چیزی که در مورد هر دو بازیکن بیش از همه به چشم میآید، گستره پاسهای خطشکن آنهاست. نمودار زیر پاسهایی را نشان میدهد که از پشت خطوط دفاعی و هافبک حریف فرستاده شدهاند. هر دو بازیکن در رساندن توپ به همتیمیهایشان در فضای بین خط هافبک و خط دفاعی حریف آمار بالایی دارند و در عین حال، بارها با پاسهایشان آخرین خط دفاعی را میشکافند تا بازیکنان دونده را در پشت سر مدافعان صاحب توپ کنند.
برونو فرناندز فصل گذشته ۵۹ پاس خطشکن به پشت خط دفاعی ارسال کرد؛ بیشترین تعداد در لیگ برتر. انزو فرناندز نیز با ۵۵ پاس در رتبه سوم قرار گرفت.

چیزی که در مورد هر دو بازیکن بیش از همه به چشم میآید، گستره پاسهای خطشکن آنهاست. نمودار زیر پاسهایی را نشان میدهد که از پشت خطوط دفاعی و هافبک حریف فرستاده شدهاند. هر دو بازیکن در رساندن توپ به همتیمیهایشان در فضای بین خط هافبک و خط دفاعی حریف آمار بالایی دارند و در عین حال، بارها با پاسهایشان آخرین خط دفاعی را میشکافند تا بازیکنان دونده را در پشت سر مدافعان صاحب توپ کنند.
برونو فرناندز فصل گذشته ۵۹ پاس خطشکن به پشت خط دفاعی ارسال کرد؛ بیشترین تعداد در لیگ برتر. انزو فرناندز نیز با ۵۵ پاس در رتبه سوم قرار گرفت.
از نگاه سیتی، جایگاه الیوت اندرسون روی نمودار در مقایسه با همتیمی جدیدش، امیدوارکننده به نظر میرسد و نشان میدهد که این دو بازیکن میتوانند مکمل خوبی برای یکدیگر باشند. انزو مارسکا، سرمربی سیتی، قصد دارد از اندرسون بهعنوان شماره ۶ عقبنشسته استفاده کند و فصل گذشته هیچ هافبکی به اندازه او پاس خطشکن از پشت خط هافبک حریف ارسال نکرد.
این آمار نشان میدهد اندرسون میتواند فرناندزِ جلوتر از خود را تغذیه کند؛ بازیکنی که خودش میتواند در مرحله بعد با پاسهای بسیار ظریف و دقیق، توپ را به فضای پشت مدافعان برساند تا ارلینگ هالند از آنها استفاده کند.

فرناندز، در همین حال، فصل گذشته مجبور بود بار خلاقیت منچستریونایتد را در تمام نقاط زمین به دوش بکشد. او ۱۳۱ پاس خطشکن در نیمه زمین خودی تکمیل کرد؛ آماری که ۴۷ پاس بیشتر از انزو فرناندز در چلسی بود. این اختلاف در نیمه زمین حریف اما فقط هشت پاس بود.
با این حال، بازیکن آرژانتینی نیز گستره چشمگیری در پاسهای خطشکن خود داشت، اما میتوانست بخش بیشتری از تلاشهایش را در نیمفضای سمت چپ، منطقه مورد علاقهاش متمرکز کند. او از مناطق مرکزی زمین نیز بسیار مؤثر بود و هیچ بازیکنی بیشتر از ۲۱ پاس خطشکن او از منطقه شماره ۱۰ ارسال نکرد.
سرعت تصمیمگیری و اجرای این دو بازیکن است که باعث میشود تا این اندازه بتوانند همتیمیهایشان را بین خطوط پیدا کنند؛ آنها پاس را پیش از آن ارسال میکنند که مدافعان فرصت بستن فضا را پیدا کنند. سبک بازی فرناندز گاهی به سمت شتابزدگی میرود؛ طبق دادههای شرکت ردیابی «اسکیلکورنر»، او فصل گذشته ۷۱۲ پاس یکضرب ارسال کرد؛ بیش از ۱۰۰ پاس بیشتر از هر بازیکن دیگری در لیگ برتر. فرناندز نیز با ۵۱۴ پاس در رتبه ششم قرار گرفت.
این میل به ریسکپذیری، تفاوت اصلی میان این دو بازیکن است و ویژگیای محسوب میشود که باعث میشود هرکدام برای تیم خود مناسب باشند. فرناندز ۷۰ درصد از پاسهای یکضرب خود را با موفقیت تکمیل میکند، در حالی که این رقم برای فرناندز ۷۶ درصد است؛ اما کاپیتان منچستریونایتد وظیفه دارد سهم بسیار بزرگتری از بار خلاقیت تیمش را بر دوش بکشد.
فرناندز که در سیتی دوباره زیر نظر انزو مارسکا، سرمربی سابقش در چلسی کار خواهد کرد، بیشتر به فوتبال مالکانه و کنترلشده عادت دارد؛ سبکی که در آن، رویکرد خلاقانه محتاطانهتر او تناسب بیشتری پیدا میکند.

این تفاوت باعث میشود فرناندز بازیساز چشمگیرتری به نظر برسد، اما خلاقیت رقیب جدید او در منچستر را نمیتوان صرفاً با اقداماتش هنگام در اختیار داشتن توپ اندازهگیری کرد.بازیکنان بسیار کمی به اندازه فرناندز حرکتهای بدون توپِ مختلکننده و برهمزننده انجام میدهند.
یکی از راههای اندازهگیری ارزش این حرکات، استفاده از معیاری به نام تهدید مورد انتظار (xT) است که به زبان ساده، احتمال شوتزنی در ۱۰ ثانیه آینده را اندازهگیری میکند. xT با استفاده از دادههای ردیابی، موقعیت توپ، همتیمیهای بازیکن و فاصله مدافعان را در نظر میگیرد تا تخمین بزند یک مالکیت توپ تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد.
حرکات بدون توپ فرناندز در جریان مالکیت فصل گذشته، باعث شد مجموع xT چلسی ۴۱.۷ واحد افزایش پیدا کند؛ بالاترین رقم ثبتشده برای هر بازیکن در لیگ برتر. کودی خاکپو از لیورپول با ۳۷.۲ در رتبه دوم قرار گرفت.
اگر این آمار را به ازای هر ۹۰ دقیقه در نظر بگیریم، این دو بازیکن در یک سطح قرار دارند و تنها فیل فودن، همتیمی فرناندز، بالاتر از آنهاست.
البته این به آن معنا نیست که خودِ این حرکات بهتنهایی چنین خطری ایجاد کردهاند؛ همانطور که پیشتر اشاره شد، xT با استفاده از مجموعهای از عوامل مختلف محاسبه میشود. با این حال، قرار گرفتن فرناندز در صدر جدول لیگ نشان میدهد که حرکات او بدون توپ بهطور مستمر با ایجاد موقعیتهای خطرناک ارتباط داشتهاند.

فرناندز اما با ۲۵.۵ xT در رتبه پایینتری قرار دارد؛ آماری که نشان میدهد حرکتهای او برای ورود به محوطه جریمه، بخش کمرنگتری از بازیاش محسوب میشود و تمرکز بیشتری روی ارسال پاسهای جاهطلبانه برای بازیکنان دونده منچستریونایتد در پشت خط دفاعی دارد.
با وجود حرکات هدفمندتر فرناندز، او از زمان نخستین بازیاش برای چلسی تنها پنج گل در جریان بازی به ثمر رسانده؛ سه گل کمتر از فرناندز در همین بازه زمانی. با این حال، این حرکات اغلب باعث میشدند مدافعان از موقعیت خود خارج شوند و فضای ارزشمندی برای دیگر بازیکنان هجومی چلسی ایجاد شود؛ بهویژه برای ستاره اصلی تیم، کول پالمر.
فراتر از دنیای حسابشده پاسهای خطشکن و حرکات بدون توپ، این دو بازیکن ویژگیهای ناملموس مشترکی هم دارند؛ هر دو از نگرشی پرشور و تسلیمناپذیر برخوردارند. شاید برخی بازیکنان در برابر فضای شدید، پرهیاهو و پرتنش دربی منچستر عقبنشینی کنند، اما چنین فضایی فقط آتش خلاقیت این دو را شعلهورتر میکند.
هر دو بازیکن نمایشی تمامعیار و شاید حتی طوفانی و پرتنش ارائه خواهند داد؛ مملو از فریادها و اشارههای پرشور برای هدایت همتیمیها و دربرگیرنده همان تنش و لبه تیز رقابتی که این رقابت تاریخی را تعریف میکند.
اما فراتر از تمام این نمایش اجتنابناپذیر احساسی، باید انتظار فوتبالی خیرهکننده از دو بازیکن را داشت؛ دو بازیکنی که شباهتهایشان بسیار فراتر از نام خانوادگی مشترکشان است، اما همچنان، درست مانند نوشته پشت پیراهنشان، هر کدام هویتی کاملاً منحصربهفرد دارند.
آقا ما قاطی کردیم هی میگه فرناندز خب کدومو میگی