چرا تعداد بازیکنان دو پا در فوتبال اینقدر کم است؟
هفتیک- گائل کلیشی نمیتوانست آنچه که با چشمهایش میبیند را باور کند.
«من میتوانستم چهار یا پنج بازیکن را ببینم که با هر دو پا بازی میکنند، درست شبیه سانتی کاسورلا. به خودم میگفتم: “این عادی نیست!”»
کلیشی که قهرمانی لیگ برتر را با آرسنال و منچسترسیتی به دست آورده و کمک مربی تیم زیر ۲۱ سالههای فرانسه است، درحال صحبت سرش را تکان میدهد.
«ما یک بازیکن دو پا در تیم زیر ۲۱ سال فرانسه داریم- (رایان) شِرکی، که برای لیون بازی میکند. این دومین بازیکنی است که من در طول دوران حرفهایام میشناسم و اینطور بازی میکند. پس، شرکی، کاسورلا… و شاید (عثمان) دمبله، که حالا برای پاریس سنژرمن بازی میکند. و حالا ناگهان، من بازی این تیم را تماشا میکنم و چهار یا پنج نفر مثل این دارند.» (توضیح مترجم: این مقاله قبل از انتقال رایان شرکی به منچسترسیتی نوشته شده است.)
آن تیم، تیم زیر ۲۱ سالههای کره جنوبی بود که همتایان فرانسوی خود را در ماه نوامبر در لو هاور با نتیجه ۳-۰ شکست داد.

هنوز برای گائل کلیشی این سوال مطرح است که چرا تعداد بازیکنان دو پا در فوتبال کم است.
کلیشی پنج دیدار قبلی کره جنوبی را برای آمادگی پیش از آن بازی تماشا کرده بود و از آنچه دیده بود به قدری شگفتزده شد که حالا قصد دارد به این کشور آسیایی سفر کند تا در مورد نحوه تعلیم بازیکنان دو پا بیشتر بیاموزد.
«نمیتوانم دست از فکر کردن درموردش بردارم، اگر چهار یا پنج نفر از بازیکنان تیم فرانسه، یا تیمی که پنج یا شش سال دیگر اگر مربی شوم، داشته باشم و چون میتوانند با هر دو پا بازی کنند، امکان بازی دادن آنها در سمت راست، چپ و وسط را داشته باشم، چه؟»
در ظاهر، این خواستۀ زیادی به نظر نمیرسد. با این حال، بازیکنان دو پا- بازیکنان واقعاً دو پا (ما در مورد سطح گلن هادل و کنی دالگلیش صحبت میکنیم)- نوعی معما هستند.
شاید اتفاقی نیست که بیشترین گلزنی با هر دو پا در تاریخ لیگ برتر نیز از کره جنوبی باشد. سون هیونگ مین با پای چپ “ضعیفتر” خود ۴۶ گل در لیگ برتر به ثمر رسانده است-پنج گل بیشتر از هری کین که در جایگاه دوم قرار دارد. “پای شکلاتی” رابین فنپرسی– نامی که مرد هلندی روی پای راستش گذاشته- در جایگاه سوم است.
سون وونگ جونگ، پدر سون هیونگ مین، که مربی سابق او نیز بود، چند سال پیش به اتلتیک توضیح داد که برنامه تمرینیشان فراتر از تمرین شوت زدن با هر دو پا در سنین نوجوانی بود. او گفت: «در مورد هیونگ-مین، من میدانستم که او راستپاست اما اطمینان حاصل میکردم که او جورابها، کفشهای فوتبال، بندها، ساعت یا هر چیز دیگری را اول از سمت چپ بپوشد، بنابراین هرگز دو پا بودن را فراموش نکرد.»
داستان کلیشی هم جالب است، به خاطر داشته باشید که او بخش اعظم دوران حرفهایاش را در پست دفاع چپ بازی کرد درحالی که به طور طبیعی راستپا است. بذر آن جابجایی در سنین نوجوانی کاشته شد، زمانی که پدر کلیشی مربی او بود (این یک الگوی در حال توسعه است) و هر گلی که پسرش با پای راستش میزد را نمیپذیرفت. طبیعتاً، این کلیشی را تشویق کرد تا پای چپ خود را بهبود ببخشد. اما به طرز غافلگیرکنندهای، بزرگترین عامل در پیشرفت پای ضعیفترش انجام دادن تمرین زدن توپ به دیوار در آکادمی فوتبالی در کاستلمارو در جنوب فرانسه بود.
تا زمانی که کلیشی در سال ۲۰۰۳ و در سن ۱۸ سالگی به آرسنال پیوست، پای تخصصی او چپ بود و پای راستش نیاز به بهبود داشت. در واقع، او به یک دفاع چپ تبدیل شده بود و این دلیلی بود که آرسن ونگر با او قرارداد امضا کرد.

سختگیری پدر کلیشی باعث شد تا او روی پای چپش کار کند و در آرسنال به مدافع چپ تبدیل شود.
کلیشی میگوید: «اگر صادق باشم، فکر نمیکنم پدرم فکر کرده باشد “او قرار است یک دفاع چپ باشد” یا “او قرار است به خاطر آن موضوع حرفهای شود (ممنوعیت گلها با پای راست)”. اما من باور دارم اگر من فقط یک بازیکن راستپا بودم، شاید هرگز درهای فوتبال حرفهای برای من باز نمیشد».
نام کاسورلا معمولاً در این بحث مطرح میشود و بحق هم چنین است زیرا این بازیکن اسپانیایی از معدود فوتبالیستهای دوران مدرن بود که تقریباً بهطور یکسان با هر دو پا بازی میکرد.
ویدیویی از کاسورلا وجود دارد که در واتفورد خود را برای زدن کرنر با پای راست و رو به بیرون برای آرسنال آماده میکند، اما همتیمیاش لورن کوشیلنی علامت داد که ترجیح میدهد یک کرنر رو به داخل دریافت کند؛ در حالت عادی، باید بازیکن دیگری برای زدن کرنر میآمد. اما به جای آن، کاسورلا دور پرچم کرنر قدم میزند، دوباره توپ را جابجا میکند و با پای چپ آن را ارسال میکند.
کرنر به جایی نرسید، اما این واقعیت که فیلم به صورت گسترده در فضای مجازی پخش شد نشان میدهد چقدر دیدن بازیکنی با اعتماد به نفس کافی برای زدن یک توپ با هر دو پا غیرعادی است. وقتی چند سال پیش ایوان پریشیچ کرنرهایی رو به داخل را از هر دو سمت و با هر دو پا برای تاتنهام در برابر چلسی زد هم هیاهوی مشابهی در شبکههای اجتماعی وجود داشت.
در بین اهالی فوتبال، بازیکنان سابق لیگ برتر در مورد توانایی جان تری برای ارسال پاسهای قطری با پای چپ، تام هادلستون که میتوانست با هر دو پا توپ را به زیبایی شوت بزند و نحوه استفادۀ افراطی کریستیانو رونالدو از پای مخالفش در سنین جوانی برای تبدیل یک نقطه ضعف بالقوه به نقطه قوتش صحبت میکنند.
البته، نمونههای دیگری هم وجود دارد- آن والی زینالدین زیدان در فینال لیگ قهرمانان ۲۰۰۲ همه چیز را در مورد تکنیک مرد فرانسوی با پای ضعیفترش میگوید- اما این لیست طولانی نیست و جالب است که نمیتوان گفت (به ویژه با پوزش از آدام لالانا) که نسل بعد از آنها هم به طور قابل توجهی متفاوت بوده است.
دادههای StatsBomb که در ادامۀ این مقاله آمده، خواندنی و جذاب است و نشان میدهد برخی از برترین بازیکنان لیگ برتر چقدر کم از پای ضعیفتر خود برای پاس استفاده میکنند. به عنوان مثال، چه کسی فکر میکرد که متئو کواچیچ، هافبک میانی منچسترسیتی، به طور میانگین فقط دو پاس از هر ۱۰۰ پاس را با پای چپش میدهد؟
احتمالاً دادهها برای وینگر برزیلی منچستر یونایتد کمتر غافلگیرکننده است. استیو ویلسون، گزارشگر بیبیسی، ماه گذشته در حین پیروزی ۴-۲ یونایتد بر نیوپورت کانتی در جام حذفی گفت: «اگر آنتونی سوار دوچرخه شود، فقط دور خودش میچرخد، مگر نه؟ چون پای چپش عالی است و پای راستش عملاً وجود خارجی ندارد». به طور کنایهآمیزی، آنتونی بعداً در آن بازی با پای راستش گل زد.
به طور معمول، گزارشگران تلویزیونی برعکس ویلسون اظهارنظر میکنند و با بیان این جمله که “روی پای ضعیفترش بود” از یک بازیکن که فرصتی را از دست میدهد دفاع میکنند- نظری که باعث تعجب بسیاری از طرفداران فوتبال میشود.
استدلال آنها ساده است: چگونه عذر یک فوتبالیست حرفهای که در بالاترین سطح بازی میکند و اغلب میلیونها دلار پول برای انجام آن دریافت میکند، به خاطر شوتی ضعیف با پای ضعیفترش موجه است؟
***
یک سوال برای شما که آن را برای دوستانتان مطرح کنید: فقط دو بازیکن در لیگ برتر هستند که با هردو پای راست و چپ پنالتی زدهاند. آنها چه کسانی هستند؟
جواب، اوبافمی مارتینز، مهاجم سابق نیوکاسل و بیرمنگام، و بابی زامورا که در لیگ برتر برای تاتنهام، وستهم، فولام و کوئینز پارک رنجرز بازی کرد.
زامورا میخندد. او میگوید: «وقتی در کیوپیآر بودم، در انتهای دوران حرفهایام در لیگ برتر، از آن (آمار پنالتی) خبردار شدم. من چند ضربه آزاد را با پای چپم گل کرده بودم و میتوانستم به راحتی با پای راستم هم آن را انجام دهم. فکر کردم: “لعنت بهش، بگذار این کار را انجام بدهم، چون کسی دیگری این کار را انجام نخواهد داد!”»
زامورا که به طور طبیعی چپپاست، وقتی با پای راستش برای فولام در برابر نیوکاسل پنالتی زد، خودنمایی نکرد. آندریاس برمه به شیوۀ معروف و قابل توجهی کار مشابهی را برای آلمان غربی در برابر آرژانتین در فینال جام جهانی ۱۹۹۰ انجام داد، همانکاری که برندی چستین، بازیکن تیم ملی زنان آمریکا، در فینال جام جهانی ۱۹۹۹ در برابر چین انجام داد؛ پس از اینکه مربیاش از او خواست تا دروازهبان حریف را گیج کند.
برای زامورا که قبلاً چندین گل تماشایی برای فولام با پای راستش زده بود، از جمله یک ضربۀ فوقالعاده در برابر شاختار دونتسک در مسیر رسیدن به فینال لیگ اروپا در سال ۲۰۱۰، آن پنالتی مقابل نیوکاسل کاملاً «عادی» به نظر میرسید.
زامورا توضیح میدهد: «فکر میکنم به طور طبیعی چپپا هستم اما وقتی بزرگ شدم – من در مورد سن پنج یا شش سالگی، در خیابان صحبت میکنم- به نظر میرسید تمام بچهها راستپا هستند. پیش خودم فکر کردم: “من کمی عجیب هستم. پس این درست نیست.” بنابراین شروع به بازی با پای راستم کردم. فکر میکنم وقتی چیزی را در کودکی یاد میگیرید، احتمالا آسانتر باشد. اما تا سن ۱۰ یا ۱۱ سالگی، وقتی یکشنبهها در تیم بازی میکردم، با هر دو پا راحت بودم.»
در مورد کوین دیبروینه، ستاره منچسترسیتی که دو سال پیش با “پای ضعیفتر” خود برابر ولوز هتتریک کرد و شوتهایی عالی با هر دو پا میزند، همه چیز به یکی از دوستان پدرش برمیگردد که او را برای خراب کردن باغچه پشت خانهاش در دوران کودکی تنبیه کرد.

دیبروینه که به دلیل خراب کردن باغچه همسایه تنبیه شده بود، برای جلوگیری از تکرار این اتفاق به شوت زدن با پای چپ عادت کرد.
دیبروینه گفت: «من اجازه نداشتم با پای راستم شوت بزنم، چون همه گلهای باغچه را نابود کرده بودم. آنها به من گفتند که با پای چپم شوت بزنم، و من واقعاً بچه بودم، بنابراین فکر کنم خیلی تمرین کردم و برایم طبیعیتر شد که با هر دو پایم شوت بزنم.»
در جای دیگری، تفکر خلاقانه متفاوتی وجود دارد. در ایافسی ویمبلدون در لیگ دو، سطح چهارم فوتبال انگلیس، بازیکنان آکادمی باید در طول جلسات تمرینی و حتی در مسابقات، برای پای ضعیفتر خود جوراب متفاوتی بپوشند.
ویمبلدون آگاه است که با برجستهتر کردن پای ضعیفتر بازیکن، به حریفان در بازیها کمک میکند اما این خود به تنهایی انگیزهای دیگر برای تمرین، بهبود و کار برای جایزه نهایی فراهم میکند: جورابهای یکشکل برای هر کسی که دو پا شود.
اگر بر اهمیت پیشرفت در بازی با هر دو پا در سنین پایین بیش از حد تأکید کنیم، قطعا اغراق نکردهایم.
«شما باید از سطح آکادمی شروع به تشویق و از سنین نوجوانی آنها را به این کار تحریک کنید، زمانی که سیستم عصبی مرکزی بدن هنوز در حال رشد است.» ویتور پریرا، سرمربی سابق فنرباغچه که در آکادمی پورتو نیز کار کرده، این را هنگامی که در مورد آردا گولر، نوجوان اهل ترکیه و ستاره بااستعدادی که سال گذشته به رئال مادرید پیوست، صحبت میکرد به اتلتیک گفت.
«مانند یادگیری شنا یا دوچرخه سواری است: وقتی بچه هستیم آسان است، چون با همه چیز به راحتی وفق پیدا میکنیم و هماهنگی خوبی داریم اما اگر پس از سن ۲۰ سالگی شروع کنید، خیلی سختتر است.»
برخی از فوتبالیستهای حرفهای سعی میکنند در زمان آزاد خود- و همچنین به دور از چشم دیگران – جبران کنند. هرچقدر هم عجیب به نظر برسد، بازیکنان لیگ برتری وجود دارند که برای تمرین شخصی در حیاط خانه خود هزینه میکنند، جایی که بدون ترس از دیده شدنِ اشتباهاتشان روی بهبود پای ضعیفتر خود تمرکز میکنند.
با این حال در نهایت، چه به صورت خصوصی تمرین کنید یا عمومی، هیچ میانبری برای موفقیت وجود ندارد.
کلیشی میگوید: «باید بازیکن بسیار انعطافپذیری داشته باشید، چون کار زیادی در پیش است.» درحالی که به مشکلاتی که در تلاش برای بالا بردن سرعت پای راستش پس از پیوستن به آرسنال از سر گذرانده بود، فکر میکند. «گاهی اوقات به عنوان یک بازیکن، شما هم احساس خجالتزدگی میکنید زیرا خودتان را در حال تقلا کردن میبینید و در معرض دید قرار گرفتهاید.»
کلیشی به یاد دارد که تیری آنری، همتیمیاش در آرسنال، مرتباً پس از جلسات تمرین او را برای تمرین پای ضعیف نگه میداشت تا روی ضربه زدن به توپ کار کنند.
کلیشی به یاد میآورد: «من اینطور بودم که: “پای راست من دیگر آنقدرها خوب نیست، من در واقع چپپا هستم”. در ابتدا شوت زدن با پای راستم مثل شوت زدن با موز بود، مدام به این طرف و آن طرف میرفت. اما سپس، پس از چند هفته – چون وقتی واقعاً درگیر آن هستید زمان به سرعت میگذرد- اعتماد به نفستان رشد میکند.»
با این حال، به نظر نمیرسد همه آمادگی صرف این زمان و تلاش را داشته باشند. برخی از فوتبالیستها تا جایی که ممکن است تلاش میکنند تا توپ را با پای قویتر خود حمل کنند.
زامورا میگوید: «حتی در سطح بالا، میتوانید بازیکنانی را ببینید که از پای غیرتخصصیشان به قدری ناراحت هستند که خندهدار است. در مورد بازیکنان نخبه ملیپوش صحبت میکنم – توپ را به پای دیگرشان بدهید و آنها مانند یک ماهی روی درخت میشوند.
آنها میتوانند کارهایی را با پای مخالفشان انجام دهند، اما مسئله ثبات و دقت است. به عنوان مثال، بازیکنانی هستند که میتوانند با پای دیگرشان پاس بدهند اما این (فقط بازی با توپ) در یک منطقه است. آنها نمیتوانند کاری را که با پای قویتر خود انجام میدهند- فرستادن آن دقیقاً روی پای کسی – را انجام دهند.»
***
رافائل واران و آرون هیکی. یک زوج نامحتمل؛ اما روی کاغذ، بیشترین پاسدهندهها با هر دو پا در این فصل لیگ برتر انگلیس.
بر اساس دادههای ارائه شده توسط StatsBomb قبل از دیدارهای هفته گذشته، واران از منچستر یونایتد ۵۲ درصد پاسهای خود را با پای راست و ۴۸ درصد را با پای چپ داده است و هیکی از برنتفورد برعکس، که آنها را در وسط جدول زیر قرار میدهد. بازیکنان دو پای بعدی بالا یا پایین آنها قرار دارند، بسته به پای تخصصیشان.

آمار هیکی تقریباً قطعاً تحت تأثیر تغییر موقعیت اجباری قرار گرفته است-او که به طور طبیعی راستپاست، اوایل فصل جانشین ریکو هنری مصدوم در سمت چپ شد.
در مورد واران، موقعیت او به نحوی متفاوت اهمیت دارد- هشت نفر از بیست پاسور دو پای برتر در این فصل لیگ برتر مدافعان میانی هستند- موقعیتی که به طور کلی، زمان بیشتری با توپ دارید و در نواحی ایمنتر زمین پاس میدهید.
با این حال، واضح است که واران در هنگام مالکیت توپ با هر دو پای راست و چپ خود راحت است (از نظر آماری، او بیش از هر بازیکن دیگری در فصل 22-2021 لیگ برتر با هر دو پا پاس داد) و در عین حال، تنها تا حدی میتوان از پُست بازی او به چنین نتیجهگیریهایی رسید.
در نهایت، دادههای زیر نشان میدهد که دو مدافع میانی برجسته دیگر لیگ برتر، ابراهیما کوناته از لیورپول (۹۵ درصد) و کریستیان رومرو از اسپرز (۹۴ درصد) در دستهی بهترین پاسدهندهها با پای راست در لیگ هستند.

این واقعیت که کوناته و رومرو معمولاً در سمت طبیعی خود بازی میکنند، یک عامل موثر است. در واقع، یک بازیکن راستپای طبیعی که به عنوان مدافع میانی سمت چپ بازی میکند (مارک گوئهی در کریستال پالاس یک نمونه خوب است)، احتمالاً تقسیم پاس بسیار مساویتری خواهد داشت.
درصدهای واران به ویژه جالب هستند، با توجه به اینکه اریک تن هاخ، مربی او در یونایتد، در گذشته اظهار داشته است که جانی ایوانز و ویکتور لیندلوف که هر دو راستپا هستند را به عنوان گزینههای بهتری در سمت چپ دفاعی میانی در غیاب لیساندرو مارتینز در نظر میگیرد.
تنهاخ گفت: «وقتی یکی از آنها (هری مگوایر یا واران) در موقعیت مدافع میانی سمت چپ بازی میکند، بازیسازی چندان روان نیست.»
اتلتیک در طول مسابقات جام ملتهای اروپای سه سال پیش به این موضوع پرداخت که مگوایر که بخش زیادی از دوران باشگاهی و ملی خود را به عنوان مدافع میانی سمت چپ بازی کرده است، اغلب برای کنترل توپی که از سمت راستش منتقل میشود، به جای اینکه اجازه دهد پاس از او عبور کند تا آن را با پای چپش دریافت کند، از بیرون پای راست خود استفاده میکند.
این روش کمی غیرمعمول دریافت توپ به این معنی است که مگوایر زاویه پاس به دفاع چپ کنار خود را محدود میکند یا در برخی موارد، آن را کاملاً قطع میکند.
در مقابل، یک مدافع میانی چپپا یا مدافع میانی سمت راست که با استفاده از پای چپ خود و دریافت روی پای عقب راحتتر است، قادر خواهد بود پاسی رو به جلو بدهد که مسیر کاملاً متفاوتی دارد- پاسی که ممکن است تفاوت میان رهایی تیم از فشار یا گیر افتادن در جریان بازیسازی را رقم بزند.
تن هاخ مدت نه چندان زیادی بعد از به دست گرفتن هدایت یونایتد در تابستان ۲۰۲۲، به این موضوع پرداخت، زمانی که اصول خود را در مورد بازیسازی توضیح داد و در مورد اینکه چگونه مدافعان میانی که در سمت طبیعی خود بازی میکنند، “مزیتی در هنگام تصاحب توپ دارند زیرا… زوایای بهتری برای بازی کردن دارید.”
به طور خلاصه، این روزها هزینه برای یک مدافع میانی دوپا ارزش دارد و جراد برانثویت در اورتون این معیار را برآورده میکند.
اگرچه برخی از مربیان سابق او ادعا کردهاند که او راستپا است، برانثویت خلاف این را میگوید. این ۲۱ ساله اوایل فصل گفت: “من چپپا هستم اما در نسخه جدید FIFA پای ضعیف پنج ستاره دارم!” از نظر دادههای ارسال پاس، آمار ۵۹ به ۴۱ درصد برانثویت، به ویژه از آنجا که او در سمت طبیعی خود بازی میکند، چشمگیر است. او توضیح داد: «اگر بخواهم پاس بلند بدهم، با پای چپم؛ پاسهای کوتاه با راستم.»
به طور قابل بحث، شگفتانگیزترین دادههای پاس برخی از هافبکها را شامل میشود.
از نظر تئوری، بازیکنانی که عمدتاً در مرکز زمین بازی میکنند، از بهترینهای فنی هستند و انتظار میرود به طور معقولی با هر دو پا پاس دهند، اما این موضوع قطعاً در مورد مارتین اودگارد (۹۴ درصد چپ)، جورجینیو (۹۵ درصد راست)، برونو گیمارش (۹۶ درصد راست)، ریکو لوئیس (۹۷ درصد راست) و متئو واچیچ (۹۸ درصد راست) صدق نمیکند.
با این حال، دشوار است استدلال کرد که عملکرد هریک از این پنج بازیکن به دلیل تکیه بر پای قویترشان به شدت آسیب دیده است.
اگر ارقام پاس استیون جرارد از سالهای گذشته در دسترس بود، تصور کردن این که همگی مشابه هم بودند، آسان است. در نهایت، تنها تعداد کمی از ۱۲۰ گل لیگ برتری که جرارد برای لیورپول به ثمر رساند با استفاده از پای چپش بود. اما آنچه جرارد میتوانست با پای راست خود انجام دهد (و زامورا این را در رابطه با گفتگو در مورد حافظه عضلانی و ماهرترین مهاجمان در کار با توپ که تا به حال دیده است، مطرح میکند)، استثنایی بود.
زامورا میگوید: «پای راست استیوی جی باورنکردنی بود. به یاد میآورم که وارد تیم انگلیس شدم و ما جلسه حفظ توپ انجام دادیم و او فقط توپها را میفرستاد، همه با فاصله یک میلیمتر از بالای چمن. توی فولام یا وستهام اگه کسی چنین پاس یا شوتی میزد، همه ذوقزده میشدن و میگفتن: “عالی بود، چه کلاسی داشت!”، چون یه بار در میومد. ولی استیوی جی این کارو تو تمرین تیم ملی انگلیس ده بار پشتسرهم انجام داد!
یادمه فقط با خودم فکر میکردم: “اوه، خدای من… این دیگه عادی نیست، یه چیز غیرطبیعیه!”»
شاید موضوع، کمتر درمورد دادن تعداد برابر پاسهای کوتاه با پای چپ و راست باشد و بیشتر در مورد داشتن توانایی استفاده از پای ضعیفتر در لحظات کلیدی بازی است. این به ویژه به مهاجمان مرتبط است، زمانی که یک فرصت در یک لحظه میآید و میرود. اینجا بلافاصله دیوگو ژوتا از لیورپول به ذهن میرسد. که ۲۷ گل لیگ برتری با پای راست و ۲۰ گل با پای چپ خود به ثمر رسانده است.
دادهها برای مدافعان و وینگرها (میگل آلمیرون از نیوکاسل، دوایت مکنیل از اورتون و برایان خیل از اسپرز بهترین پاسدهندهها با یک پا هستند) به طور کلی نشاندهنده وابستگی شدید به یک پا است، که قابل انتظار است.

در مورد آنتونی (۹۴ درصد پاس صحیح با پای چپ)، گزارشهای استعدادیابی منچستریونایتد از زمان حضورش در سائوپائولو در برزیل به آنچه به عنوان “وابستگی بیش از حد” به پای چپش توصیف شده بود، اشاره کرده بود – نظری که پس از انتقال او به باشگاه هلندی آژاکس تایید شد.
دنی مورفی، هافبک سابق لیورپول و انگلیس، در حال تفسیر کردن مسابقه جام حذفی بین نیوپورت و یونایتد برای بیبیسی گفت: “آنچه برایم شگفتآور است این است که آنها در تمرین کار بیشتری انجام نمیدهند. گاهی اوقات به سمت راست میروند و فقط با پای راست سانتر میکنند. واقعاً برای او سخت نیست که تمرین کند و آن را بیشتر انجام دهد.”
ویتور پریرا، سرمربی سابق فنرباغچه، برای صحبت گستردهتر در این زمینه مشاهده جالبی دارد: «برای یک بازیکن راستپا آسانتر است که پای چپ خود را توسعه دهد. این فقط تجربه من است. بازیکنان چپپا معمولاً بیشتر یکپا هستند. احتمالاً توضیحی شامل فیزیولوژی و عملکرد حرکتی وجود دارد.”
در اینجا یک مطالعه موردی واضح وجود دارد: آرین روبن. سوابق اوپتا نشان میدهد که در لیگ قهرمانان، لیگ برتر، لالیگا و بوندسلیگا، روبن ۱۳۴ گل با پای چپ، ۱۰ گل با پای راست، ۸ گل با سر و ۲ گل “دیگر” به ثمر رسانده است.
روبن یک حرکت ویژه داشت و همه از مدافعانی که با او مقابله میکردند تا تماشاچیان در ورزشگاه، همه میدانستند که زمانی که او توپ را در سمت راست برمیداشت، آن حرکت در راه است. با این حال، بارها و بارها، روبن به عرض زد، با حرکت بدن حریف را فریب داد، با بیرون پای چپش توپ را حمل کرد و گل زد.

بازیکنان کمی مانند آرین روبن هستند که تنها با یک حرکت ویژه که حتی برای حریفان کاملاً آشناست، میتوانند بارها گلزنی کنند.
داستان او، همراه با داستانهای بسیاری از بازیکنان دیگر که با وجود در نظر گرفته شدن به عنوان بازیکن یکپا به بالاترین سطح رسیدهاند، یک نقطه تقابل جالب در بحث گستردهتر نشان میدهد.
کلیشی سرش را تکان میدهد و میگوید: “اگر تو روبن نیستی و فقط یک وینگر راست معمولی هستی که دوست داری با چپت بازی کنی، دوست من، من در برابر تو بازی میکنم، پای چپت را مسدود میکنم و تو را به لب خط میفرستم. همین. بازیات تمام است.
من اسمشان را نمیبرم اما من در برابر بازیکنان بزرگی که برای انگلیس بازی کردهاند که به عنوان بازیکنان باکیفیت برتر شناخته شدهاند، بازی کردهام – پای راستشان را محدود میکنم، آنها را به سمت پای چپشان میفرستم: کارشان تمام بود. یا پای چپشان را مسدود میکنم و آنها را با پای راست ضعیفترشان به لب خط میفرستم: تمام.
من درک میکنم وقتی مردم میگویند، “آه آره، اما (لیونل) مسی از پای راستش استفاده نمیکند.” اما ۶۰ گل در یک سال تقویمی میزند.
آن مثال درباره روبن، او یک بازیکن نخبه بود. بازیکن دیگری را به من نشان بده و من به تو ثابت میکنم که اگر او را در استفاده از پای ضعیفترش بهبود ببخشی، نتایج بهتری خواهد گرفت و بازیکن بهتری خواهد شد.
این بسیار منطقی است و کسی نمیتواند چندان خلاف آن را بگوید.»
