شبیه هشت و نیم فلینی: چرا دنبال کردن سری A جذاب است

فوتبال ایتالیا به خاطر غیرقابل پیش‌بینی بودن مطلق، گستره زیبایی و اغراق‌آمیز بودنش در سطوح مختلف، جذاب است.

هفت‌یک- وقتی مارتین اسکورسیزی برای نخستین بار فیلم هشت ونیم فلینی را دید، دانشجوی دانشگاه نیویورک بود. بعد از بازگشت به خانه، تلاش کرد صحنه‌های موردعلاقه‌اش را از حفظ طراحی کند و سپس به این فکر افتاد که فیلم در اصل درباره چه چیزی است.

او توضیح می‌دهد: «بعد متوجه می‌شوی که لازم نیست زیاد پیچیده‌اش کنی، چون در واقع خیلی ساده است.» رؤیا. خاطره. «یک خیال‌پردازی تمام‌عیار.» چیزی برای «گرفتن» یا «فهمیدن» وجود ندارد. نباید تلاش کرد همه چیز را تحلیل کرد. کافی است اجازه بدهی همۀ زیبایی و پوچی‌اش مثل موج از رویت بگذرد.

دنبال کردن سری A هم همین‌طور است. خطوط اصلی داستان- اینکه چه کسی اسکودتو را می‌برد، چه تیمی سهمیه لیگ قهرمانان می‌گیرد یا کدام تیم سقوط می‌کند- اغلب در برابر صحنه‌های پرجزئیات و گاهی شگفت‌انگیزی که هم‌زمان رخ می‌دهند، کم‌رنگ جلوه می‌کند.

مثلاً همین تابستان را در نظر بگیرید. لاتزیو به خاطر رعایت نکردن شاخص نقدینگی، با ممنوعیت نقل‌وانتقال مواجه شد. این همان نسخه سری A از قوانین «پایداری مالی» یا «فر پلی مالی» است. و همه‌چیز بعد از آن اتفاق افتاد که کلودیو لوتیتو، مالک لاتزیو، اصرار داشت: «ما بدهی نداریم. همه‌چیز پرداخت شده و این نکته بزرگی است چون هیچ‌چیز از آن قبیل وجود ندارد؛ نه وام مسکن، نه لیزینگ، نه… اوراق قرضه!»

ماوریتزیو ساری در حالی به لاتزیو برگشت که از شرایط مالی نامساعد این باشگاه بی‌اطلاع بود.

 این ممنوعیت نقل‌وانتقال تنها زمانی آشکار شد که لوتیتو دوباره مائوریتزیو ساری را به خدمت گرفت؛ کسی که تا آن زمان از ماجرا کاملاً بی‌خبر بود. همین موضوع شایعاتی را برانگیخت مبنی بر اینکه او فوراً به فکر تجدیدنظر در موقعیت خود افتاده است. وقتی از ساری پرسیدند نظرش درباره احتمال ناتوانی در جذب بازیکن در تابستان امسال چیست، او لبخندی زد و گفت: «فکر کردم سرم کلاه گذاشته.» لوتیتو همان لحظه کنار دستش نشسته بود.

تنها اقدامی که لاتزیو انجام داده، جدا از فروش «لوم چاونا» به برنلی، کنار گذاشتن مسئول شاهین‌های باشگاه بود. او از زمان اخراجش ــ به دلیل انتشار پستی در اینستاگرام درباره جراحی بزرگ‌کردن آلت تناسلی‌اش ــ در فورملو، کمپ تمرینی باشگاه به‌طور غیرقانونی اقامت داشت.

این تعطیلات تابستانی ــ البته مثل هر تابستان دیگری در فوتبال ایتالیا ــ یک میم اینترنتی طولانی و پر از شگفتی و ناباوری بود. سمپدوریا در ۱۴ مه به سری C  سقوط کرد، اما کمتر از یک ماه بعد دوباره از سقوط نجات یافت؛ چون برشا به دلیل ناتوانی در پرداخت دستمزد بازیکنان و بدهی مالیاتی منحل شد و کلاً از فوتبال کنار گذاشته شد.

فرصت نجات سمپدوریا در قالب یک پلی‌آف رفت و برگشت مقابل سالرنیتانا رقم خورد. در بازی رفت در ماراسی، سالرنیتانا ۲-۰ عقب افتاد و بازیکنانش واقعاً حالشان بد شد. مسافران پرواز برگشت به سالرنو داخل کیسه نفس می‌کشیدند، چرا که ظاهراً یک مسمومیت غذایی شدید در تیم رخ داده بود. ۲۱ بازیکن و عضو کادر فنی راهی بیمارستان شدند، تمرین روز بعد لغو شد و باشگاه از سری B درخواست تعویق بازی برگشت را کرد. پاسخ منفی بود.

اواسط ژوئن بود و فصل دیگر نمی‌توانست ادامه پیدا کند. وقتی سمپدوریا در ورزشگاه آرکی ۲-۰ جلو افتاد، هواداران سالرنیتانا صندلی‌ها را کندند و به زمین پرتاب کردند و مسابقه نیمه‌کاره ماند. یک جنون محض بود. فوتبال ایتالیا با همین جنون سر و کار دارد.

استراماچونی با نجات دادن دو دختر جوان از غرق شدن، در این تابستان برای چند روز در صدر اخبار بود.

اتفاقات عجیب دیگری هم رخ داد. آندره‌آ استراماچونی، گزارشگر اصلی دازن (که نقش او در ایتالیا را می‌توان با گری نویل در انگلیس مقایسه کرد)- کسی که به‌عنوان مربی بیشتر شبیه به یولیان ناگلزمان شناخته می‌شود و آخرین تجربه‌های مربیگری‌اش هم نه در ایتالیا بلکه در ایران و قطر بوده- در تعطیلات ساحلی در پولیا موفق شد دو شناگر را از غرق شدن نجات دهد. او گفت: «من قهرمان نیستم. فقط متوجه شدم ناجی غریق به‌تنهایی نمی‌تواند هر دو را نجات بدهد.»

صحبت از «سیو» که شد، کاپیتان تیم ملی، جیجی دوناروما، نمی‌داند دفعه بعدی توپ را کجا مهار خواهد کرد؛ چرا که مذاکرات قراردادش به بن‌بست خورده و لوئیس انریکه صریحاً روشن کرده تنها بازیکن ایتالیایی حاضر در فهرست توپ طلا، دیگر آینده‌ای در پاری‌سن‌ژرمن ندارد (توضیح مترجم: این مطلب قبل از نهایی شدن انتقال دوناروما به منچسترسیتی نوشته شده است.)

خانه قدیمی دوناروما، سن‌سیرو، در همین حین شاید به واسطه یک رسوایی مربوط به طرح‌های شهری در میلان نجات پیدا کرده باشد. تحقیقات در مورد پروژه‌های ساختمانی دیگر در شهر، خطر تأخیر بیشتر در برنامه‌های ساخت یک سن‌سیروی جدید یا ورزشگاهی در کنار آن را به همراه داشته است. بعد از آنکه حق میزبانی فینال لیگ قهرمانان ۲۰۲۷ از سن‌سیرو گرفته شد، اودینه برای برگزاری سوپرجام اروپا انتخاب شد- شاید تا الکساندر چفرین، رئیس یوفا، بار دیگر این پیام را بدهد که همه ورزشگاه‌های ایتالیا، به جز استادیوم آلیانز تورین، فرسوده و نامناسب برای یورو ۲۰۳۲ هستند؛ تورنمنتی که هنوز قرار است به‌طور مشترک با ترکیه برگزار شود.

سن‌سیرو در ژانویه از دسترس خارج خواهد شد، زیرا میلان و کورتینا میزبان المپیک زمستانی هستند و کمیته بین‌المللی المپیک همین موضوع را بهانه و فرصتی برای سری A فراهم کرده تا به‌عنوان نخستین لیگ از میان پنج لیگ بزرگ اروپا، یک بازی رسمی لیگ را در خارج از کشور برگزار کند ــ مسابقه میلان مقابل کومو. این بازی، در صورت تأیید نهایی، در پرث استرالیا برگزار خواهد شد. تاکنون واکنش اعتراضی چندانی برنیانگیخته است. هنوز چیزی قطعی نشده و موضوع دور به نظر می‌رسد- درست مثل جام جهانی؛ هرچند تورنمنت پیشِ رو در آمریکا، مکزیک و کانادا بسیار بسیار بیشتر در ذهن همه جا گرفته است.

نور خیره‌کننده رسانه‌ها روی کریستین پولیشیچِ میلان افتاده؛ بعد از آنکه او تصمیم گرفت از فهرست انتخابی تیم ملی آمریکا برای گلدکاپ کنار بکشد. این فشار رسانه‌ای وقتی شدیدتر شد که تیم ملی ایتالیا در ژوئن، پس از شکست ۳-۰ برابر نروژ، در آستانۀ خطر بزرگ سومین غیبت پیاپی از جام جهانی- حتی با وجود افزایش تعداد تیم‌ها- گرفتار وحشت و هراس ملی شد.

گنارو گتوزو جانشین لوچا اسپالتی روی نیمکت ایتالیا شد که انتخاب هیجان‌انگیزی برای هواداران نبود.

لوچانو اسپالتی سپس پیش از آخرین بازی‌اش در سمت سرمربی، یعنی پیروزی ۲-۰ برابر مولداوی، خودش خبر اخراجش را اعلام کرد. کلودیو رانیری از جانشینی اسپالتی صرف‌نظر کرد و تصمیم گرفت همچنان به‌عنوان مدیر در رم بماند. آندره‌آ پیرلو هم راهی دسته دوم امارات (دوبی) شد و سپس فدراسیون فوتبال ایتالیا جنارو گتوزو را به‌عنوان پاسخی کم‌رمق برای مرحلۀ انتخابی پر از بیم و دلهره برگزید.

این تضاد میان عملکرد تیم ملی در جام‌های ملت‌های اروپا طی ۱۵ سال اخیر (به جز یورو ۲۰۲۴) و موفقیت‌های مکرر در رده‌های زیر ۱۷، زیر ۱۹ و زیر ۲۰ ساله‌ها باعث می‌شود ناکامی‌ها همچنان تکان‌دهنده به نظر برسد. حالا دیگر به یک روند تبدیل شده اما همچنان حس یک اتفاق عجیب و غیرعادی را دارد. با این حال، شور و شوق نسبت به فوتبال در ایتالیا فروکش نکرده است؛ به لطف جذابیت‌هایی مثل چهار قهرمانی مختلف در شش سال سری A، یک رنسانس کوچک در سطح باشگاهی اروپا و درخشش تیم ملی زنان.

زنان ایتالیا تنها یک دقیقه با رسیدن به فینال یورو در تابستان امسال فاصله داشتند. کریستیانا جیرلی با گل‌ها، اشک‌ها، رنج و سخنرانی صمیمانه‌اش در برابر رئیس‌جمهور، سرجیو ماتارلا، در کاخ کویریناله، ملتی را تحت تأثیر قرار داد. تیم آندره‌آ سونچین تیم قدیسان بود، اما حالا ایتالیایی‌ها «گناهکاران» (توضیح مترجم: نویسنده اینجا با نام فامیل یانیک سینر، تنیسور ایتالیایی که در انگلیسی به معنی گناهکار است، بازی کرد) به شمار می‌روند.

نمایش‌های تیم زنان ایتالیا در یورو 2025 توجهات زیادی را به همراه داشت.

با احترام به آدریانو پانتا و نیکولا پیترانجلی، تنیس هرگز با نیرویی چنین سهمگین بر ایتالیا نتاخته بود که حالا با ظهور یک جوان ۲۴ ساله، سرخ‌مو و اهل تیرول جنوبی، رخ داده است. یانیک سینر، نخستین ایتالیایی که پس از پانتا در سال ۱۹۷۶ یک گرنداسلم را فتح کرد، می‌توانست تا امروز همه جام‌ها را برده باشد اگر کارلوس آلکاراس در رولان گاروس با بازگشت در سه ست پیاپی، قهرمانی را از چنگ او درنمی‌آورد.

ایتالیا همیشه قهرمانانی ساخته که دوران‌ساز بوده‌اند: فائوستو کوپی و جینو بارتالی، فرانچسکو موزر، پیترو منه‌آ، آلبرتو تومبا، مارکو پانتانی، والنتینو روسی، فدریکا پلگرینی و در سال‌های اخیر سوفیا گوگیا. اما همۀ آن‌ها ناچار بودند نور شهرت را با فوتبالیست‌های بزرگ عصر خود تقسیم کنند. اما سینر نه. در زمان برگزاری جام جهانی باشگاه‌ها، همه از جمله روبرتو باجو، همه مسابقات او را در ویمبلدون دنبال کرد؛ جایی که او نخستین ایتالیایی شد که در تورنمنت انفرادی قهرمان شد. با این حال، فوتبال ایتالیا هنوز زنده و پرشور است.

اولین هفته از فصل جدید لیگ برتر انگلیس یادآور استعدادهایی بود که ایتالیا می‌تواند عرضه کند: از شلیک تماشایی فدریکو کیه‌زا در آنفیلد و ضربه سر از فاصله نزدیک ریکاردو کالافیوری در اولدترافورد گرفته تا تأثیر فوری تیجانی رایندرز، بهترین هافبک سال گذشته سری A.

جاذبه لیگ برتر انگلیس- تنها جایی بیرون از لیگ حرفه‌ای عربستان که توانایی پرداخت دستمزدهای دوناروما را دارد- در شکاف هزینه‌های این تابستان به‌خوبی نمایان است. باشگاه‌های انگلیسی نزدیک به ۳ میلیارد یورو برای خرید بازیکن سرمایه‌گذاری کرده‌اند، در حالی‌که همتایان ایتالیایی آن‌ها تنها حدود یک‌سوم این مبلغ خرج کرده‌اند.

با این حال، جز رایندرز و آقای گل لیگ، متئو رِتِگی، که با انتقالی ۶۸ میلیون یورویی از آتالانتا به القادسیه رفت، بازیکن مهم دیگری سری A را ترک نکرده است. مایل اسویلار از رم، بهترین دروازه‌بان فصل گذشته لیگ، قرارداد جدیدی امضا کرد. نیکو پاز، بهترین بازیکن جوان سال، یک فصل دیگر در کومو ماندگار شد. یوونتوس هم اشتباه سال قبل را تکرار نکرد؛ یعنی فروش زودهنگام دین هویسن. به همین خاطر کنان ییلدیز، یکی دیگر از استعدادهای درخشان لیگ، همچنان در ایتالیا مانده است.

ستاره‌های پا به سن گذاشته لیگ برتر هنوز این فرصت را پیدا می‌کنند که در سری آ بدرخشند.

اسکات مک‌تامینی، ارزشمندترین بازیکن فصل، هم هیچ تمایلی به بازگشت به انگلیس ندارد؛ چرا که حالا به یک قهرمان فولکلور ناپلی بدل شده است. این حفظ ستاره‌ها شاید بازتابی از یک نقطه عطف در مالکیت باشد؛ زیرا بیش از نیمی از تیم‌های سری A اکنون مالکان خارجی دارند. در واقع میان بی‌ثباتی خود فوتبال، سرمایه در لیگ به ثبات رسیده است.

تنها سه باشگاه از جمع ۱۰ تیم بالای جدول فصل گذشته (کومو، بولونیا و ناپولی) فصل جدید را با همان سرمربی‌ای آغاز کرده‌اند که با او فصل پیش را شروع کرده بودند. جان‌پیرو گاسپرینی پس از نزدیک به یک دهه حضور در برگامو، آتالانتا را ترک کرد و راهی رم شد.

جری کاردیناله، مالک میلان، وعده «نسخۀ 2 برلوسکونی» بودن را با آوردن ماسیمیلیانو آلگری، آخرین سرمربی فاتح اسکودتوی میلان در زمان برلوسکونی، و جذب یک برنده توپ طلا که ماه آینده ۴۰ ساله می‌شود، عملی کرده است. لوکا مودریچ پس از کوین دی‌بروینه (ناپولی)، ادین ژکو (فیورنتینا)، چیرو ایموبیله، فدریکو برناردسکی (بولونیا) و پاپو گومز (پادووا) به جمعی پیوست که نه‌تنها تیم‌های تازه‌شان را تقویت کرده‌اند بلکه کلیشه‌های مربوط به سری A، خانه سالمندان و لیگ رو به افول را هم بازتولید می‌کنند.

اما اگر از اسامی پرزرق‌وبرق عبور کنیم، داده‌ها داستانی کاملاً متفاوت روایت می‌کنند. بیشتر خریدها در بازۀ سنی ۲۰ تا ۲۴ سال بوده است. همان‌طور که اینتر، نایب‌قهرمان لیگ قهرمانان، در تلاش‌هایش برای جذب آدمولا لوکمن از آتالانتا ناکام ماند- بازیکنی که این تابستان نقش «الکساندر ایزاک» سری A را ایفا کرد و برای انتقالی بزرگ مقاومت نشان داد- آن‌ها هم دست به جوان‌سازی زده‌اند. کومو شاید آلوارو موراتا را به‌صورت قرضی آورده باشد، اما ۱۰۰ میلیون یورویی که پرخرج‌ترین تیم لیگ خرج کرده، عمدتاً صرف استعدادهای نوظهوری مثل «خسوس رودریگز» نوجوان از رئال بتیس و «جیدن آدای» از آلکمار شده است.

عملکرد خوب فابرگاس در کومو راه را برای سایر مربیان جوان برای کار در سری آ باز می‌کند.

بازگشت سرمربیان قهرمان لیگ مثل آلگری، استفانو پیولی (فیورنتینا) و ساری در تضاد با «اثر سسک فابرگاس» قرار دارد. تأثیری که این مربی ۳۸ ساله فصل گذشته در کومو گذاشت، آن‌قدر بزرگ بود که پارما تصمیم گرفت تجربه مشابهی داشته باشد. به یاد بیاورید که مدیران پارما بودند که اولین فرصت سرمربیگری بزرگسالان را به انزو مارِسکا دادند، پس از اینکه او در تیم توسعه منچسترسیتی فعالیت کرده بود. مارِسکا در سری B اخراج شد، اما دوباره اوج گرفت و با چلسی قهرمان جهان شد. حالا پارما امیدوار است «کارلوس کوئستا» ۳۰ ساله  که دستیار میکل آرتتا در آرسنال بود، پتانسیلی مشابه داشته باشد.

تنش و عدم قطعیت در این لیگ باید حسادت سایر رقبا را برانگیزد. هیچ تیمی در ایتالیا از زمان یوونتوس در ۲۰۲۰ موفق به دفاع از عنوان قهرمانی نشده است. هر کسی که نسبت به شانس ناپولی برای شکستن این روند اطمینان داشت، با خبر مصدمیت عضلۀ چهارسر ران روملو لوکاکو و مدت طولانی غیبت او در زمین شوکه شد.

فوتبال ایتالیا به خاطر غیرقابل پیش‌بینی بودن مطلق، گستره زیبایی و اغراق‌آمیز بودنش در سطوح مختلف، جذاب است. به ریمینی نگاه کنید؛ باشگاهی در دسته سوم از زادگاه فلینی. آن‌ها در عرض ۱۰ روز ماه اوت سه بار رئیس باشگاه را تغییر داده‌اند، مالک عوض کرده‌اند، سه سرمربی متفاوت داشته‌اند و در معرض جریمه امتیازی هستند. درک این موضوع دشوار است و به‌طور واضح هیچ منطقی ندارد. حس یک خیال‌پردازی به سبک فلینی را القا می‌کند. اما این همان فوتبال ایتالیا است. فک‌تان باز می‌ماند. مردمک چشم‌تان گشاد می‌شود. شکمتان از تعجب ممکن است دچار لرزش شود، اگر چنین چیزی اصلاً ممکن باشد. آیا این یک رؤیا است؟ یا واقعیت؟

 

 

عنوان اصلی مقاله: Serie A, Europe’s maddest league, is back – after a mind-blowing summer نویسنده: James Horncastle نشریه / وبسایت: The Athletic زمان انتشار: 22 آگوست 2025
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *