آیا عربستان گزینه خوبی برای میزبانی جام جهانی 2034 است؟

مردم این کشور جوان هستند- تقریبا دو سوم جمعیت زیر ۳۰ سال دارند. به همین دلیل است که حالا قانع شده‌ام که بسیاری از ما در غرب اشتباه می‌کنیم که سرمایه‌ گذاری‌های بزرگ اخیر عربستان در ورزش و سرگرمی را صرفا به‌ عنوان تمرین‌هایی برای «ورزش‌شویی» تلقی می‌کنیم.

هفت‌یک- آخرین باری که ایالات متحده رییس ‌جمهورش را تغییر داد، رهبر جدید دنیای آزاد اعلام کرد که قصد دارد عربستان سعودی را به همان کشور «منفور و مطرودی که هستند» تبدیل کند و سپس با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان،  که حاکم غیررسمی این کشور است برخورد سردی داشت و اعلام کرد که تنها با پدر ولیعهد یعنی پادشاه سلمان تعامل خواهد داشت- چون او «همتای» رییس جمهور است.

این اتفاق اوایل سال ۲۰۲۱ رخ داد، تنها کمی بیش از دو سال پس از آن که جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار سابق واشنگتن‌پست و مخالف سعودی، دستگیر شد، به قتل رسید و تکه‌تکه شد. جنایتی که بسیاری از سازمان‌های اطلاعاتی از جمله آمریکا باور دارند به دستور ولیعهد انجام شده است.

بن سلمان، یا «MBS» که بیشتر با این عنوان شناخته می‌شود، توانست در سال ۲۰۱۵ در بازی تاج و تخت خاندان سلطنتی سعودی پیروز شود و به قدرت واقعی در این کشور تبدیل شود و در ابتدا امید زیادی وجود داشت که کشورش را به سمت اسلامی معتدل‌تر، بردبارتر و دوستدار کسب‌ و کار سوق دهد.

اما قتل خاشقجی رهبران غربی را وادار کرد این دیدگاه را دوباره بررسی کنند. ناگهان، اقدامات بن سلمان در لغو ممنوعیت رانندگی زنان، بازگشایی سینماها و سرمایه‌گذاری‌های عظیم داخلی و خارجی دیگر به‌عنوان گام‌های نخست حرکتی بی‌وقفه رو به جلو به نظر نمی‌رسید و همه به یاد آوردند که او دستور بمباران هوایی یمن و محاصره اقتصادی قطر، دو کشور همسایه خلیج فارس، را صادر کرده بود و عربستان همچنان کارنامه ناامیدکننده‌ای در زمینه حقوق بشر دارد.

با این حال، این بازنگری در دیدگاه طولی نکشید.

در تابستان ۲۰۲۲ بود که همان رییس ‌جمهور ایالات متحده یعنی جو بایدن مشتش را به مشت ولیعهد در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، زد و حالا این کشور به‌ صورت رسمی میزبانی جام جهانی فوتبال مردان، محبوب‌ترین رویداد ورزشی جهان،  در سال ۲۰۳۴ را به‌دست آورده است.

محمد بن سلمان خیلی زود توانست توجهات از قتل جمال خاشقجی را به پیشرفت‌های عربستان در سال‌های اخیر منحرف کند.

بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان تنها نامزد این میزبانی بود و پیش‌ از آن آزمون ورودی را به‌خوبی پشت سر گذاشته بود. به‌صورت رسمی، هنوز یک نوع مصاحبه وجود داشت اما فیفا تصمیم گرفت این مرحله را با یک دور تشویق جایگزین کند.

می‌توان گفت دیگر هیچ‌کس ولیعهد یا کشورش را نادیده نمی‌گیرد.

برای مثال، به هفته گذشته نگاه کنید (توضیح مترجم: این مقاله در 11 دسامبر 2024 نوشته شده است). امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، برای سفری سه‌روزه در ریاض حضور داشت. در حالی که عناوین خبری درباره ایجاد ثبات در منطقه بود اما رسانه‌های کوچک‌تر اعلام کردند که مدیران ۵۰ شرکت فرانسوی هم همراه او بودند و همچنین مذاکراتی درباره سفارش جدید جنگنده‌های ساخت فرانسه توسط عربستان انجام شد.

در جای دیگری از پایتخت بزرگ عربستان، کارشناسان برجسته جهانی در مدیریت زمین برای آخرین کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابان‌زایی گرد هم آمده بودند، در حالی که اجلاس جهانی فوتبال آسیای ۲۰۲۴ صدها جویای کار، تحلیل‌گر و فعال این صنعت را برای نشستی دو روزه در منطقه مالی ملک عبدالله جذب کرد.

30 کیلومتر به سمت شمال (مسافتی که با تاکسی ممکن است بسته به ترافیک نیم ساعت یا حتی یک روز کامل طول بکشد)، چندین نفر از بهترین گلف ‌بازان جهان برای اضافه کردن درخششی به فصل نهایی تور آسیایی این ورزش به آنجا سفر کرده بودند. کامرون اسمیت، برنده مسابقات آزاد ۲۰۲۲ استرالیا، در نهایت در پلی‌آف به خواکین نایمان از شیلی باخت، در حالی که تایرل هاتون، ستاره انگلیسی، چند ضربه عقب‌تر از آنها قرار گرفت.

ریاض در سال‌های اخیر میزبان رقابت‌های ورزشی بزرگی بوده است.

داستین جانسون، گلف‌باز سابق شماره یک جهان و یکی از اعضای تور گلف LIV که از سوی عربستان حمایت می‌شود، از بازی‌هایش در باشگاه گلف بازسازی‌ شده ریاض چندان لذت نبرد و موفق به عبور از مرحله مقدماتی نشد اما این قهرمان دو دوره مسابقات اصلی گلف آمریکا، ریاض را با نقشی جدید ترک کرد: سفیر گلف عربستان.

در غرب، در شهر جده، دومین شهر بزرگ عربستان، جشنواره فیلم دریای سرخ مجموعه‌ای از ستارگان را به خود جذب کرده بود، از جمله مینی درایور و اسپایک لی در هیئت داوران و جانی دپ، وین دیزل، مایکل داگلاس، اوا لونگوریا، ویل اسمیت و میشل یئو که روی فرش قرمز راه رفتند. بعضی از آنها همچنین در مسابقه بزرگ لیگ حرفه‌ای فوتبال عربستان در روز جمعه حضور پیدا کردند، جایی که شاهد پیروزی کریم بنزما و الاتحاد برابر کریستیانو رونالدو در برابر چشمان ۵۵ هزار هوادار بودند. دیزل پس از بازی به میکسد زون نزد رسانه‌ها رفت و فریاد می‌زد: «عربستان، عربستان، عربستان!»

سر کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر جدید بریتانیا، هم این هفته برای دیدار با محمد بن سلمان در ریاض حضور داشت. در واکنش به انتقادات بریتانیا از این سفر از جمله اظهارات همسر خاشقجی، این وکیل سابق حقوق بشر گفت که دلیل سفرش این است که اشتغال در بریتانیا به رابطه خوب با این کشور وابسته است.

هفته گذشته، یک لیبرال غربی دیگر هم برای اولین بار به این کشور حاشیه خلیج فارس سفر کرد. این فرد، مانند بایدن، استارمر و بسیاری دیگر، درباره رفتار عربستان با کارگران مهاجر، سرکوب آزادی بیان، نگرش‌های قرون‌وسطایی به مسائل جنسی و نقش زنان در جامعه و دیگر موضوعات مورد بحث اظهاراتی داشته است.

اما درست مانند تمام این افراد خوش‌نیت دیگر، این فرد هم متوجه شده است که عربستان سعودی کشوری واقعی با چالش‌های واقعی است و اکنون در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز از تاریخ نسبتاً جوان خود قرار دارد. آن بازدیدکننده، من بودم.

با توجه به این که قرار است در بقیه دوران حرفه‌ای‌ام درباره سرمایه‌گذاری عربستان در ورزش صحبت ‌کنم و بنویسم، فکر کردم وقتش رسیده است که این کشور را از نزدیک ببینم. البته، یک هفته که بین ریاض و جده تقسیم شده باشد، کسی را به کارشناس این کشور تبدیل نمی‌کند اما من به جزیره اروپایی مرطوب و بادی‌ام برگشتم و کمی کمتر نسبت به مسیر حرکت جهانی فوتبال احساس ناخوشایندی داشتم.

***

 وقتی سال گذشته مشخص شد که عربستان سعودی دیگر نمی‌خواهد برای رسیدن به شانس میزبانی جام جهانی بیشتر صبر کند و فیفا هم قصد دارد هر کاری در توان دارد برای تسهیل این موضوع انجام دهد، قلبم به چند طبقه پایین‌تر سقوط کرد.

نه به این دلیل که نژادپرست یا اسلام ‌هراس هستم، همان‌ طور که در آستانه جام جهانی قبلی در قطر دو سال پیش بارها در شبکه‌های اجتماعی خطاب شدم، بلکه به این دلیل که آن تجربه- بیش از یک دهه گزارشگری درباره کارگران مهاجر، حقوق افراد همجنسگرا و اختلافات منطقه‌ای- بسیار ناخوشایند بود.

من در دسامبر ۲۰۲۲ قطر را ترک کردم، با این احساس که مانند اکثر خبرنگارانی که از زمان شوکه شدن دنیا در فاصله ۱۲ سال پیش از آن و وقتی که این کشور کوچک اما ثروتمند خلیج فارس حق میزبانی این تورنمنت را به‌دست آورد با این داستان همراه بودند، وظیفه‌ام را در پایبند نگه ‌داشتن میزبان و فیفا به وعده‌های بی‌شمارشان به‌خوبی انجام داده‌ام اما کاملاً خسته و فرسوده شده بودم. و با توجه به این که به‌تازگی ۵۰ ساله شده بودم، فکر می‌کردم احتمالاً دیگر مجبور نخواهم شد روی داستانی مشابه آن کار کنم. مشخص شد ساده‌لوح بودم.

حضور بهترین‌های فوتبال دنیا در عربستان، توجهات را به لیگ این کشور جلب کرده است.

مانند بایدن و دیگران، فراموش کرده بودم که همسایه بسیار بسیار بزرگ‌تر و قدرتمندتر قطر هم می‌خواهد یک جام جهانی داشته باشد. و معمولاً وقتی بن سلمان چیزی را می‌خواهد، آن را به دست می‌آورد.

در ابتدا باید اشاره کنم که درباره رویدادی صحبت می‌کنیم که پیش‌تر در ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی در سال ۱۹۳۴، آرژانتینی تحت حکومت دیکتاتوری نظامی در سال ۱۹۷۸ و روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۱۸، پیش از آن که به قطر برسد، برگزار شده است.

جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، در سال ۲۰۱۹ نشان دوستی روسیه را از پوتین دریافت کرد. بنابراین، بله، عربستان سعودی به همان اندازه که آن میزبان‌ها مناسبی بودند، مناسب است.

اگر این معیار برای شما بیش از حد پایین است و واقعا هم پایین است، از خودتان بپرسید آیا هیچ ‌کدام از این جام‌های جهانی باعث شد کشورهای میزبان پس از پایان مسابقات به مکان‌های بهتری تبدیل شوند؟

قطر، شاید؟ اما سپس به یاد بیاورید که قطر در واقع یک دولت‌شهر با ۳۰۰ هزار شهروند است که توسط خاندان آل‌ثانی که حاکمش هستند، اداره می‌شود.

خاندان آل‌ثانی‌ تصمیم گرفتند بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از ثروت عظیم سوخت‌های فسیلی کشور را برای جام جهانی و پروژه‌های مرتبط با آن هزینه کنند. صدها کارگر مهاجر هنگام ساخت زیرساخت‌های این مسابقات جان باختند و اگرچه شرایط آنها طی دوره ۱۲ ساله ساخت‌ و ساز قطعاً بهبود پیدا کرد اما از نقطه‌ای بسیار پایین آغاز شد و شواهد کمی از تمایل قطر برای ادامه ارتقای استانداردها، حالا که توجه جهانی از این کشور برداشته شده است، وجود دارد.

دوحه، تنها مرکز پر جمعیت بزرگ قطر، حالا مکانی راحت‌تر و جالب‌تر برای زندگی و کار نسبت به قبل است اما نشانه‌های کمی از رونقی بزرگ در مشارکت ورزشی در این شبه ‌جزیره آفتاب‌سوخته یا شواهدی مبنی بر این که مسابقات تاثیر زیادی در تنوع‌‌بخشی اقتصاد قطر به ‌دور از گاز طبیعی و تبدیل آن به چیزی بیشتر از مرکزی بین‌المللی با هتل‌های شش‌ستاره و مراکز خرید پر زرق‌ و برق برای توقف در آخر هفته داشته، دیده می‌شود. به نظر نمی‌رسد که بازدهی چشمگیری برای سرمایه‌ گذاری در قالب پول یا خون، عرق و اشک کارگرانی که سختی کار را به دوش کشیدند، باشد.

عربستان سعودی نیز به همان اندازه گرم است و جمعیت زیادی از کارگران مهاجر دارد که بیشتر کارهای ساختمانی، نظافتی و نگهبانی را انجام می‌دهند. یکی از نگران‌ کننده‌ترین جنبه‌های دهه آینده این است که وقتی دو سال پیش در قطر با کارگران مهاجر صحبت کردم، بسیاری از آنها به من گفتند ترجیح می‌دهند در قطر باشند تا در عربستان سعودی.

اما نسبت شهروندان به کارگران مهاجر در عربستان سعودی بسیار متفاوت از قطر است، جایی که در آن ۳۰۰ هزار شهروند درجه یک از پشتوانه ۲.۷ میلیون کارگر مهاجر برخوردار هستند که نسبت ۱ به ۹ را بین شهروندان و غیرشهروندان ایجاد می‌کند. تخمین‌های جمعیت فعلی عربستان سعودی متفاوت است که عمدتا به دلیل رشد سریع آن در ۳۰ سال گذشته بوده اما باور بر این است که جمعیت این کشور حدود ۳۵ میلیون نفر است که تقریبا ۶۰ درصد آنها شهروندان کاملا سعودی هستند.

چنین چیزی به این معناست که برخلاف قطر و امارات متحده عربی، یکی دیگر از همسایگان عربستان، این کشور در واقع شهروندان نسبتا فقیری دارد. شاید بزرگ‌ترین افشاگری‌ای که از یک هفته حضورم در آن جا به دست آوردم این باشد که این کشور به‌ شکل شگفت‌ انگیزی ثروتمند نیست.

بله، یک قرن نفت در دسترس و فراوان این کشور را از مجموعه‌ای پراکنده از قبایل کوچ‌ نشین و نخبگان درگیر در بیابانی وسیع، به عضوی از گروه G20 از ثروتمندترین اقتصادهای دنیا تبدیل کرده است اما ثروت سرانه عربستان سعودی چندان چشمگیر نیست و پیشرفت در این زمینه برای دهه‌ها حداقلی بوده چون این کشور در انجام هر کاری به ‌جز انرژی با مشکلاتی روبرو بوده است.

بنابراین، با این که عربستان از آرامکو، سودآورترین شرکت جهان، برخوردار است، اما کسب ‌و کارهای هیجان‌انگیز زیاد دیگری ندارد. علاوه بر این، کلیشه شاهزاده‌های خوش ‌گذران سعودی که در لندن یا پاریس وقت می‌گذرانند به دلایل قابل قبولی وجود دارد. ریاض و جده هر دو پر از فروشگاه‌های لوکس هستند اما میلیون‌ها سعودی در آپارتمان‌های یارانه‌ای زندگی می‌کنند که وقتی آنها را از نزدیک ببینید، چندان تاثیرگذار نیستند، در بخش‌های کثیف شهرهایشان، با پیاده‌روهای شکسته و خیابان‌هایی که پر از ماشین‌های فرورفته و آسیب‌دیده است.

و مردم این کشور جوان هستند- تقریبا دو سوم جمعیت زیر ۳۰ سال دارند. به همین دلیل است که حالا قانع شده‌ام که بسیاری از ما در غرب اشتباه می‌کنیم که سرمایه‌ گذاری‌های بزرگ اخیر عربستان در ورزش و سرگرمی را صرفا به‌ عنوان تمرین‌هایی برای «ورزش‌شویی» تلقی می‌کنیم.

با هزینه‌های کلان روی چیزهایی که ما دوست داریم- مانند شب‌های عالی بوکس، تورنمنت‌های پرستاره گلف و باشگاه‌های معروف فوتبال انگلیسی- ممکن است محمد بن سلمان فکر کند که قتل خاشقچی، آن چه در مرز یمن رخ می‌دهد، استفاده پادشاهی از شکنجه و اعدام‌ها و غیره را فراموش خواهیم کرد یا برای آن بهانه خواهیم آورد. اما اگر این‌ها فقط مزایای جانبی چیزی باشند که واقعا برای او اهمیت دارد چه؟ یعنی مشاغل.

آنچه به او انگیزه می‌دهد، مطمئنا آن چیزی نیست که ما درباره او و کشورش فکر می‌کنیم، بلکه آن چیزی است که برای کشورش و جایگاه خانواده‌اش در آن رخ می‌دهد، وقتی که نفت بالاخره تمام شود یا وقتی که ما بالاخره متوجه شویم راهی خوب برای مبارزه با بیابان‌زایی این است که دیگر از این چیزهای خوب عربستان زیاد استفاده نکنیم.

محمد بن سلمان که تنها ۳۹ سال سن دارد، برنامه‌ای برای مقابله با این تهدید بنیادی دارد- چشم‌انداز ۲۰۳۰، استراتژی فراگیری برای تغییرات اقتصادی و اجتماعی. این اولین برنامه ملی از این دست در تاریخ بشر نیست- عربستان پیش‌تر هم چندین برنامه مشابه داشته که همگی با شکست مواجه شده‌اند- اما این برنامه همه چیز را در این کشور هدایت می‌کند. همچنین احتمالاً این بهترین برنامه با منابعی است که تا به حال از لپ‌تاپ یک مشاور خارج شده است.

کتاب “خون و نفت” پرفروش‌ترین روایت درباره ظهور محمد بن سلمان نوشته روزنامه‌نگاران آمریکایی بردلی هوپ و جاستین شِک، یکی از قمارهای بزرگ اولیه این ولیعهد را به این شکل توصیف کرده است:

«سایر رهبران جهان ارتش‌های قدرتمندتر و اقتصادهای بزرگ‌تری (نسبت به محمد بن سلمان) داشتند اما او قدرت خالص و متمرکز بیشتری نسبت به تقریبا هرکس دیگری روی زمین و تمایل به عمل کردن بر اساس حس غریزی داشت»، آن‌ها چنین چیزی را در سال ۲۰۲۰ نوشتند.

محمد بن سلمان حتی پیش از آن‌که در سال ۲۰۱۷ رسماً به عنوان ولیعهد و وارث تاج ‌و تخت ملک سلمان معرفی شود، کنترل اهرم‌هایی را در دست گرفته بود که تعیین می‌کنند عربستان سعودی در سال ۲۰۳۴ و پس از آن چه نوع کشوری خواهد بود.

آن اصلاحات اولیه اجتماعی که به نظر لیبرال‌پسند می‌آمدند، درباره جذاب‌تر کردن این پادشاهی برای سرمایه‌گذاران و گردشگران خارجی بودند. او می‌خواهد تعداد بیشتری از ما از عربستان بازدید کنیم و برخی از ما هم در این کشور بمانیم. همچنین می‌خواهد مردم کشورش احساس کنند می‌توانند زمان و پول بیشتری را در عربستان خرج کنند و مجبور نباشند برای کمی تفریح به دوبی یا اروپا بروند، به همین دلیل است که سینماها بازگشایی شدند، به مردان و زنان اجازه داده شد با هم در رستوران‌ها غذا بخورند و جشنواره‌های موسیقی و رویدادهای ورزشی بزرگ آغاز شدند.

اما هم‌زمان که به سعودی‌ها می‌گفت می‌خواهد آنها بخشی از کشوری با اسلام معتدل‌تر باشند، مجموعه‌ای از اصلاحات قانونی را نیز معرفی کرد تا راه‌اندازی کسب و کار برای شرکت‌های خارجی در این کشور آسان‌تر شود، با این شرط که این شرکت‌ها شغل‌هایی برای مردم عربستان ایجاد کنند، نه فقط برای خودشان.

از آنجا که مکه و مدینه، مقدس‌ترین شهرهای اسلام، در کشور عربستان واقع شده است، این کشور همیشه از صنعت گردشگری برخوردار بوده اما این صنعت چندان سودآور نبوده است؛ حداقل در مقیاسی که هدف محمد بن سلمان است. بنابراین، پس از قرن‌ها بی‌توجهی به بسیاری از مکان‌های فرهنگی پیش از اسلام در کشور، حالا دولت عربستان می‌خواهد ما به دیدن آن‌ها برویم. همچنین می‌خواهد ما بدانیم که این پادشاهی کوه‌هایی دارد که در زمستان در آنجا حتی برف هم می‌بارد و ساحلی دست‌ نخورده در دریای سرخ که اگر به شکلی مناسب توسعه پیدا کند و برایش تبلیغ شود، می‌تواند سواحل مصر را از رونق بیندازد.

و برای پرداخت هزینه همه این‌ها- و سیستم متروی جدید در ریاض، فرودگاهی جدید، خط هوایی جدید، یازده ورزشگاه فوتبال (از جمله یکی در شهری جدید در آسمان) و هر چیز دیگری که تخیلش تولید می‌کند- محمد بن سلمان به پول نیاز دارد.

بنابراین، او مالیات فروش را وضع کرد، پنج درصد از آرامکو را فروخت و ۵۰۰ نفر از ثروتمندترین مردان عربستان از جمله بستگانش را جمع و آنها را در هتل ریتز کارلتون ریاض بازداشت کرد و بیش از ۳۰۰ میلیون دلار به‌ شکل نقد و دارایی از آنها دریافت کرد.

بخش عمده‌ای از این پول جدید به صندوق سرمایه‌گذاری واریز شد، صندوقی که اهمیت چندانی در گذشته نداشت و محمد بن سلمان آن را به یکی از بزرگ‌ترین منابع مالی جهان تبدیل کرده است. این صندوق، با وجود «تضمین‌های قانونی الزام‌آور» که لیگ برتر انگلیس پیش از تایید خرید نیوکاسل توسط  آنها دریافت کرد، بی‌تردید متعلق به او است.

بنابراین، شما رهبری دارید که در این سن می‌تواند تا ۵۰ سال دیگر بر عربستان حکومت کند، مصمم به تغییر کشورش است، به دنبال تبدیل آن به سرزمینی کمتر وابسته به محصولی که به‌تدریج زمین را نابود می‌کند است و از باقی جهان استقبال بیشتری می‌کند و به پول و قدرت کافی برای انجام این کار مجهز است.

برگزاری رقابت‌های ورزشی بزرگ بخشی از پروژه محمد بن سلمان برای ایجاد تغییرات بزرگ در جامعه عربستان است.

او همچنین به‌وضوح اعلام کرده که فکر می‎‌کند ورزش نقش بزرگی در این روند ایفا خواهد کرد و می‌گوید به دنبال ساخت صنعت ورزشی داخلی است که بیش از ۲.۵ درصد به اقتصاد کشور کمک کند و اذعان کرده که فعالیت بیشتر بهترین راه برای مقابله با مشکلات نگران‌‌کننده چاقی و دیابت در عربستان است. این فعالیت بیشتر شامل دختران و زنان هم می‌شود، به همین دلیل او محدودیت‌های مربوط به ورزش دختران در مدارس را لغو و سرمایه‌گذاری در ورزش حرفه‌ای زنان را تشویق کرده است.

بله، البته این از پایین‌ترین سطح شروع شده است- چیزی که به هیچ وجه تا چند سال پیش اتفاق نمی‌افتاد-اما بدون تردید پیشرفت به حساب می‌آید.

وقتی همه این‌ها را در کنار هم قرار می‌دهم، به این نتیجه می‌رسم که اگر واقعاً باور داشته باشیم ورزش، مردم را به یکدیگر نزدیک می‌کند و می‌تواند تغییراتی را ایجاد کند که ابزارهای دیگر دولتی قادر به انجامش نیستند- و من به این باور دارم- آیا ممکن است عربستان در واقع انتخاب خوبی برای میزبانی جام جهانی باشد؟

هنوز به‌ صورت کامل در این مورد به نتیجه نرسیده‌ام اما قطعاً آمادگی بیشتری برای پذیرش این احتمال نسبت به قبل دارم.

من همچنان نگران آنچه در سایت‌های ساختمانی پروژه‌های عظیم محمد بن سلمان می‌گذرد، هستم و نمی‌توانم بفهمم چرا زنان همچنان مجبور هستند خودشان را با عباها و نقاب‌های سیاه بپوشانند، در حالی که شوهران و فرزندان‌شان می‌توانند پیراهن فوتبال و شلوار جین بپوشند. همچنین دوست دارم در طول اقامتم در آنجا بتوانم گزینه‌ای برای نوشیدن الکل داشته باشم، هرچند گمان می‌کنم این مسئله تا قبل از سال ۲۰۳۴ تغییر کند.

اما نکته نهایی که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که نیازی نیست نگران باشیم که مردم عادی عربستان تمایلی به برگزاری این تورنمنت نداشته باشند.

دو تجربه برتر من در قطر یکی بازی کریکت صبح جمعه در سایتی ساختمانی با کارگران هندی بود- بازی کریکت در پارکینگ با بنگلادشی‌ها هم خیلی خوب بود- و دیگری حضور در پیروزی شگفت‌انگیز ۲-۱ عربستان مقابل آرژانتین، قهرمان نهایی، در هفته اول برگزاری این رقابت‌ها.

دومی به من آموخت که بسیاری از مردم عربستان طرفدارانی پرشور و آگاه هستند که وقتی اوضاع خوب پیش نمی‌رود از تیم‌شان گله می‌کنند اما وقتی اوضاع خوب پیش می‌رود می‌خوانند و می‌رقصند. آنها همچنین بسیار خونگرم هستند و به دنیای خارج از عربستان علاقه دارند.

من این موضوع را جمعه گذشته بار دیگر در جده دیدم، زمانی که تیم میزبان تیم رونالدو از پایتخت را شکست داد. این شادترین و سرگرم‌کننده‌ترین مکانی بود که در طول یک هفته اقامتم در آنجا دیدم.

این بهترین نمای عربستان سعودی بود. این نقطه شروع بدی برای جام جهانی نیست.

 

 

عنوان اصلی مقاله: Might Saudi Arabia actually be a good choice for a men’s World Cup نویسنده: Matt Slater نشریه / وبسایت: The Athletic زمان انتشار: 11 دسامبر 2024
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *