میراث دوگانه ریچارد هیوز در لیورپول
الیور کی/نیویورک تایمز:
در طول یک دهه گذشته، نقش مدیر ورزشی به بخشی شناختهشده از ساختار فوتبال انگلیس تبدیل شده است.
با این حال، همچنان نوعی بدبینی نسبت به این جایگاه وجود دارد. شاید برجستهترین نمونههای موفقیت مدیران ورزشی در لیگ برتر، در باشگاههای کوچکتر رقم خورده باشد؛ باشگاههایی که استراتژی، بودجه و شیوه کاری مشخصی دارند و حاضرند بهجای انتظار برای نتایج فوری، پروژههای خود را بهآرامی و در طول زمان پیش ببرند.
هیوز در بورنموث یکی از همین نمونههای موفق بود. او بازیکنانی مانند ناتان آکه، ایلیا زابارنی، میلوش کرکز، آنتوان سمنیو و دومینیک سولانکه را به خدمت گرفت؛ بازیکنانی که بعدها با سود قابلتوجهی فروخته شدند. اما مانند برخی دیگر، از جمله دن اشورث که برایتون را به مقصد نیوکاسل و سپس منچستریونایتد ترک کرد و پل وینستانلی که از برایتون راهی چلسی شد، هیوز نیز در یک باشگاه بزرگتر که در مرحله گذار قرار داشت، نتوانست همان نرخ موفقیت را تکرار کند.
نکته عجیب درباره دو سال و نیم حضور هیوز در لیورپول این بود که ارزیابیها از عملکرد او بهشدت بالا و پایین میشد؛ آن هم اغلب بدون اینکه پیشبینیهای اولیه درست از آب دربیایند.
تابستان ۲۰۲۴، بسیاری از هواداران بهشدت از هیوز انتقاد کردند که تنها یک بازیکن، فدریکو کیهزا، مهاجم ایتالیایی که سابقه مصدومیت داشت، را به ترکیب اصلی اضافه کرده است. اما لیورپول همان فصل تحت هدایت اسلوت قهرمان شد و انتخاب اسلوت بهعنوان جانشین کلوپ، تصمیمی درخشان به نظر رسید.

تابستان ۲۰۲۵ اما شرایط کاملاً متفاوت بود. هیوز بهخاطر جذب ستارههایی مانند فلوریان ویرتز، الکساندر ایساک، جرمی فریمپونگ، میلوش کرکز و هوگو اکیتیکه مورد تحسین قرار گرفت؛ اما تیم در ادامه پسرفت کرد، فصل را در رتبه پنجم لیگ برتر به پایان رساند و همین مسئله در نهایت به اخراج اسلوت منجر شد.
تابستان امسال نیز هرگونه تحسین بابت انتخاب آندونی ایرائولا و جذب بازیکنانی مانند رونالد آرائوخو بهصورت قرضی، جرمی ژاکه، ویکتور مونیوز و بردلی بارکولا، زیر سایه انتقادها از کمبود بازیکن در برخی پستهای ترکیب قرار گرفت.
در چنین شرایطی، شیوه زندگی و کار هیوز نیز مورد توجه و انتقاد قرار گرفت. او همچنان در نزدیکی بورنموث، در سواحل جنوبی انگلیس، زندگی میکرد و بخش قابلتوجهی از کارهایش را بهصورت دورکاری انجام میداد؛ بهجای اینکه هر روز در مرسیساید حضور داشته باشد.
برداشتها از عملکرد هیوز در لیورپول، شخصیت و سبک کاری او بسیار متفاوت است؛ موضوعی که اتلتیک پس از گفتوگو با افرادی که در دوره حضور او در باشگاه از زوایای مختلف با او همکاری داشتند، به آن پی برد. برخی از منابع این گزارش نیز برای حفظ رابطه کاری خود با هیوز، حالا که او کارش را در الهلال آغاز کرده، ناشناس باقی ماندهاند.
یکی از مشکلات هواداران برای قضاوت درباره عملکرد یک مدیر ورزشی این است که آنها بهندرت فرصت پیدا میکنند، یا حتی به آنها اجازه داده میشود، درباره چشمانداز و برنامههایشان توضیح بدهند. هیوز در دوران حضورش در لیورپول فقط یک بار مقابل رسانهها حاضر شد؛ آن هم در مراسم معارفه اسلوت در ژوئیه ۲۰۲۴.
این موضوع بازتابدهنده فرهنگی در فوتبال انگلیس است که در آن مدیران باشگاهها و مالکان معمولاً ترجیح میدهند چندان در معرض دید قرار نگیرند. اگر هیوز فرصتی داشت تا درباره تصمیمات مختلف مربوط به عمق ترکیب، برنامه کلی پشت خریدهای جدید یا فروش لوئیز دیاز به بایرن مونیخ توضیح دهد، ترجیح داد چنین کاری نکند.
در میان هواداران، او بیشتر بهعنوان یک مدیر کتوشلواری و چهرهای دور از دسترس دیده میشد؛ تعبیری که حتی معنای تحتاللفظی هم داشت، چون هیوز از سواحل جنوبی به شمالغرب انگلیس نقل مکان نکرد.
همانطور که پیشتر اشاره شد، نگرانیهایی درباره افزایش فاصله میان هواداران لیورپول و مدیران باشگاه وجود دارد؛ بهخصوص در شرایطی که مالکان باشگاه در آن سوی اقیانوس اطلس مستقر هستند.
اینکه یک مدیر ورزشی نیز از خانهاش در نزدیکی بورنموث بهصورت دورکاری فعالیت کند ــ هرچند مرتب برای جلسات به دفتر FSG در چشایر و همچنین کمپ تمرینی لیورپول در مرسیساید سفر میکرد ــ از نگاه بسیاری، نمادی از همین مشکل بزرگتر و فاصله میان باشگاه و هوادارانش بود.
انتقال هیوز به لیورپول ارتباط مستقیمی با بازگشت مایکل ادواردز داشت؛ بنابراین از زمانی که ادواردز نسبت به بیمیلی FSG برای تعهد به مدل مالکیت چندباشگاهی دلسرد شد، مشخص بود که روزهای هیوز در لیورپول هم به شماره افتاده است. اتلتیک از همان ماه مارس گزارش داده بود که الهلال به جذب هیوز علاقهمند است. در آن مقطع، تصمیم هیوز برای جدایی تقریباً نهایی شده بود.
با این حال، افرادی که از نزدیک با هیوز کار کردهاند تأکید دارند که حتی در دوران سپری کردن دوره اعلامشده برای پایان همکاری، تعهد او به کارش تغییری نکرد و اگر چنین چیزی وجود داشت، FSG مسئولیت پنجره نقلوانتقالات تابستانی را به او نمیسپرد.
بهطور مشخص، منابع به پیگیری تقریباً یکساله برای جذب بردلی بارکولا اشاره میکنند؛ بازیکنی که سرانجام یک روز پیش از بسته شدن پنجره نقلوانتقالات، در معاملهای که ارزش آن میتواند به ۱۲۳ میلیون پوند برسد، از پاریسنژرمن راهی لیورپول شد.
حتی در میان کسانی که نسبت به عملکرد کلی هیوز در لیورپول تردید دارند، این باور وجود دارد که مدیریت ورزشی مدرن را میتوان بهصورت دورکاری نیز انجام داد؛ به شرطی که ارتباط منظم با سرمربی و دیگر اعضای کادر حفظ شود. به اعتقاد آنها، پرسشهای جدیتر باید درباره عملکرد کلی هیوز در لیورپول مطرح شود، نه محل کار کردن او.
هیوز در سال ۲۰۲۴ که به لیورپول پیوست، با فهرستی بسیار سنگین از وظایف روبهرو بود.

فوریترین مأموریت او، بدون تردید، پیدا کردن جانشین یورگن کلوپ بود؛ مربیای که پس از رقم زدن موفقترین دوره باشگاه در فوتبال مدرن، تصمیم به کنارهگیری گرفته بود.
علاوه بر این، ترنت الکساندر-آرنولد، ویرژیل فندایک و محمد صلاح وارد آخرین سال قراردادشان میشدند. ابراهیما کوناته و اندی رابرتسون نیز تنها دو سال دیگر با قراردادشان فاصله داشتند. لیورپول ترکیب قدرتمندی داشت، اما این تیم حول هستهای از بازیکنانی شکل گرفته بود که بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ جذب شده بودند. هزینه نقلوانتقالات لیورپول بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ حتی از وستهم و ولورهمپتون هم کمتر بود؛ چه رسد به رقبای این تیم در جمع «شش تیم بزرگ» انگلیس.
در چنین شرایطی، تابستان آرام لیورپول در بازار نقلوانتقالات بسیاری را شگفتزده کرد. آنها مارتین زوبیمندی، هافبک وقت رئال سوسیداد و هدف اصلی خود را از دست دادند؛ بازیکنی که حالا در آرسنال حضور دارد. هیوز در نهایت به جذب فدریکو کیهزا از یوونتوس با مبلغی پایین رضایت داد. این خرید چندان جواب نداد، اما تصمیم برای انتخاب آرنه اسلوت بهعنوان جانشین کلوپ، دستکم در کوتاهمدت کاملاً موفقیتآمیز بود.
با این حال، موفقیت کوتاهمدت ــ که تا حدی غیرمنتظره هم بود ــ نمیتوانست نیازهای بلندمدت تیم را پنهان کند. ترکیب اصلی لیورپول در فصل ۲۵-۲۰۲۴ بهطور میانگین ۲۷ سال و دو ماه سن داشت و پنجمین ترکیب مسن لیگ برتر در آن فصل بود.
فندایک و صلاح هر دو قراردادهای جدید دوساله امضا کردند، اما الکساندر-آرنولد هیچ تمایلی برای تمدید قراردادش نشان نداد و ترجیح داد راهی رئال مادرید شود؛ اتفاقی که یک سال بعد برای کوناته نیز رخ داد. لیورپول همچنین به یک جانشین بلندمدت برای رابرتسون در پست دفاع چپ و چند تقویت جدی در خط حمله نیاز داشت. تصمیمهای بزرگی در انتظار هیوز و باشگاه بود.
لیورپول در یک تابستان، دو بار رکورد نقلوانتقالاتی بریتانیا را شکست. ابتدا فلوریان ویرتز را در معاملهای با ارزش احتمالی ۱۱۶ میلیون پوند از بایرلورکوزن خرید و سپس الکساندر ایساک را با مبلغ ۱۲۵ میلیون پوند از نیوکاسل به خدمت گرفت. قراردادهای جرمی فریمپونگ، میلوش کرکز و هوگو اکیتیکه نیز به این خریدهای بزرگ اضافه شدند.
بخشی از هزینه سنگین تابستانی با فروش بازیکنان و درآمدی حدود ۱۹۰ میلیون پوند جبران شد؛ از جمله فروش داروین نونیز، جارل کوانسا، بن گنوندوآک و تایلر مورتون. با این حال، فروش لوئیز دیاز به بایرن مونیخ و دروازهبان ذخیره، کائومین کلهر به برنتفورد، جنجالبرانگیزتر بود.

جیمی کرگر، مدافع سابق لیورپول، اخیراً در اسکای اسپورتس گفت نگران است که اگر بهخصوص ویرتز و ایساک نتوانند پیشرفت کنند، این پنجره نقلوانتقالاتی ممکن است بهعنوان «احتمالاً بدترین پنجره نقلوانتقالاتی تاریخ لیگ برتر» شناخته شود.
در داخل آنفیلد اما تمایل وجود دارد که فصل گذشته بهعنوان یک فصل از دسترفته در نظر گرفته شود؛ یا دستکم فصلی که باید از آن درس گرفت. فصل بسیار بدی بود که ابتدا تحت تأثیر مرگ تراژیک دیوگو ژوتا قرار گرفت و سپس با از دست رفتن کامل اعتمادبهنفس و شدت بازی تیم ادامه پیدا کرد؛ مشکلات فردی بازیکنان به یک بحران جمعی تبدیل شد و در نهایت اعتماد باشگاه به اسلوت نیز از بین رفت.
همچنان این باور وجود دارد که دو خرید بزرگ تابستان گذشته در نهایت جواب خواهند داد. ایساک که فصل گذشته هرگز نتوانست ریتم خود را پیدا کند، در دو بازی اخیرش سه گل زده و ویرتز نیز با وجود یک شب دشوار دیگر مقابل ایپسویچ تاون در جمعه گذشته، در بازی قبلی برابر ناتینگهام فارست نشانههایی امیدوارکننده از پیشرفت نشان داد.
این ارزیابی را منابع دیگری در محافل نقلوانتقالاتی نیز دارند، اما نگاهها نسبت به جذب فریمپونگ و کرکز چندان مثبت نیست.
لیورپول انتقال فریمپونگ را راهی برای تقویت دو پست میدانست: بازیکنی که بتواند هم در دفاع راست، جایی که کانر بردلی بهعنوان جانشین بلندمدت الکساندر-آرنولد در نظر گرفته شده بود، پوشش و رقابت ایجاد کند و هم در سمت راست خط حمله، جایی که از همان زمان تمدید قرارداد صلاح در ماه مه ۲۰۲۵ انتظار میرفت دقایق بازی او با دقت بیشتری مدیریت شود. اما تاکنون، این خرید ۳۰ میلیون پوندی از بایرلورکوزن در هر دو پست با مشکل مواجه شده است.
هیوز در تابستان تلاش کرد با ارائه پیشنهاد برای جذب مارکو پالسترا از آتالانتا، در رقابت با چلسی وارد عمل شود. اما توانایی لیورپول برای انجام این انتقال به دلیل نیاز باشگاه به تقویت در مناطق دیگر، بهخصوص در هر دو جناح، و همچنین ناتوانی در کسب درآمد کافی از فروش بازیکنان حاشیهای محدود شد. در نهایت، مدیران باشگاه امیدوارند بازگشت بردلی از مصدومیت به او اجازه دهد جایگاه دفاع راست را کاملاً از آن خود کند.
کرکز یکی از بازیکنانی بود که بیش از همه با نام هیوز گره خورده بود؛ کسی که پیشتر در تابستان ۲۰۲۳ او را از باشگاه هلندی آ زد آلکمار به بورنموث برده بود. با این حال، هدف اصلی هیوز برای پست دفاع چپ در ابتدا نونو مندس از پاریسنژرمن بود؛ انتقالی که تا پیش از تمدید قرارداد این بازیکن با باشگاه فرانسوی در فوریه ۲۰۲۵، شدنی به نظر میرسید.
کرکز بهعنوان بازیکنی جوان با تواناییها و شخصیتی که میتوانست در طول زمان پیشرفت کند جذب شد؛ اما پس از فصل اول ضعیفش در مرسیساید، فشار برای نشان دادن این پیشرفت روزبهروز بیشتر شده است.
با این حال، شاید بزرگترین فرصت از دسترفته دوران هیوز به بازیکن دیگری از بورنموث مربوط باشد: آنتوان سمنیو. هیوز در ژانویه گذشته مدیران لیورپول را متقاعد کرده بود که با پرداخت ۶۰ میلیون پوند او را جذب کنند. هیوز سمنیو را گزینهای آماده برای جانشینی صلاح میدانست؛ چراکه صلاح تنها چند ماه پس از امضای قرارداد دوساله جدیدش، آمادگی خود برای جدایی را نشان داده بود.
آینده صلاح تا ماه مارس مشخص نشد؛ اما تا آن زمان، سمنیو به منچسترسیتی پیوسته بود و خیلی سریع در تیم جدیدش درخشید.

هیوز تنها مدیر ارشد یک باشگاه لیگ برتری نیست که طی هفت روز گذشته از سمت خود کنار رفته است. ناتینگهام فارست قرارداد ادو را تنها حدود ۱۲ ماه پس از پیوستن پرسر و صدای او از آرسنال، بهعنوان رئیس جهانی فوتبال باشگاه، فسخ کرده است.
فارست هنوز رسماً جدایی ادو را اعلام نکرده، هرچند او ماههاست در باشگاه دیده نشده و نامش اکنون از بخش «چه کسی چه نقشی دارد؟» در وبسایت باشگاه حذف شده است. سکوت باشگاه ظاهراً بازتابدهنده یک دوره ناخوشایند است؛ دورهای که انتصاب ادو باعث ایجاد تنش با نونو اسپریتو سانتو، سرمربی وقت تیم شد و در نهایت او سپتامبر گذشته اخراج شد.
در مقابل، هیوز لیورپول را در حالی ترک کرد که باشگاه از خدماتش تشکر کرده بود و حتی در طول دوره اعلامشده برای پایان همکاری نیز مسئولیت فعالیتهای نقلوانتقالاتی تابستان را از او نگرفت؛ در شرایطی که انتظار میرفت باشگاه او را از فعالیتهای روزمره کنار بگذارد.
افرادی که در مذاکرات حضوری یا تماسهای تلفنی با هیوز حضور داشتهاند، بسته به تجربهای که از همکاری با او داشتهاند، تصویرهای متفاوتی ارائه میکنند.
هیوز بهعنوان مردی که به حرفش عمل میکند شناخته میشود؛ مدیری که هنگام مذاکره با بازیکنان و نمایندگانشان برای انتقال به داخل یا خارج از باشگاه، تلاش میکند مواضعش را شفاف بیان کند.
یکی از ایجنتها اشاره میکند که با وجود اینکه لیورپول در تابستان امسال و حتی تابستان گذشته بازیکنانی داشت که با کمال میل آنها را میفروخت، هیوز و تیمش ترجیح میدادند با آنها محترمانه رفتار کنند و آنها را قربانی رویکرد موسوم به «بمبگذاری» نکنند؛ روشی که برخی باشگاهها برای کنار گذاشتن بازیکنان مازاد خود در پیش میگیرند.

هیوز مدیری مؤدب اما سرسخت و قاطع توصیف میشود که بهخاطر محدودیتهای مالی FSG مجبور بود در مذاکرات محکم بایستد.
افرادی که با او کار کردهاند، او را فردی صادق، متواضع و قابل پیشبینی میدانند که پشت صحنه رفتاری متفاوت از حرفهایش ندارد.
یکی از مهمترین نقاط مثبت کارنامهاش، نحوه مدیریت باشگاه پس از مرگ تراژیک دیوگو ژوتا بود؛ نقشی که از نگاه برخی منابع، مهمتر از تمام خریدهایش محسوب میشود.
بزرگترین تصمیم هیوز، انتخاب آرنه اسلوت بهعنوان جانشین کلوپ بود؛ تصمیمی که در فصل اول فوقالعاده جواب داد، اما موفقیتش دوام نداشت.
خریدهای بزرگ ویرتز، ایساک، فریمپونگ، کرکز و اکیتیکه حالا پس از یک فصل ضعیف، مهمترین محل قضاوت درباره عملکرد او هستند.
فروش بازیکنانی مانند کرتیس جونز، کلهر و لوئیز دیاز نیز ممکن است در آینده بهعنوان تصمیمهای اشتباه ارزیابی شوند.
با این حال، هنوز این احتمال وجود دارد که ویرتز، ایساک و سایر خریدهای جوان با گذشت زمان ارزش واقعی خود را نشان دهند و قضاوت درباره هیوز تغییر کند.
ترکیب فعلی لیورپول نسبت به دوران کلوپ جوانتر شده و بازیکنان جوان مستعد زیادی نیز به آن اضافه شدهاند؛ بنابراین بخش مهمی از پروژه بازسازی هیوز هنوز قابل ارزیابی کامل نیست.
مشکل اصلی این است که لیورپول در برخی پستها کمبود بازیکن دارد و در جناح چپ با تراکم بازیکن مواجه است؛ موضوعی که نشان میدهد بازسازی ترکیب هنوز کامل نشده است.
در نهایت، هیوز لیورپول را پیش از تکمیل پروژه ترک کرد؛ مربی قهرمان انتخاب کرد، ستارههای بزرگی خرید، ترکیب را جوانتر کرد، اما فرصت ساختن یک تیم منسجم و برنده را پیدا نکرد و به همین دلیل میراث او در باشگاه همچنان پیچیده باقی خواهد ماند.
کامنتها