آیا اندازۀ قد هنوز برای مدافعان میانی مهم است؟
هفتیک- ضربالمثلی قدیمی در ورزش بوکس وجود دارد که میگوید «بوکسوری تنومند و خوب همچنان بوسکسوری ریزنقش و خوب را شکست میدهد»، به این معنا که با وجود یکسان بودن همه ویژگیهای دو فرد (از جمله استعداد، سن، تناسب اندام و غیره) باز هم فرد تنومندتر غالب میشود. از دیرباز مفروضات مشابهی در مورد مدافعان میانی مطرح شده که بیان میکند قد اغلب پیشنیازی تعیینکننده برای انتخاب چنین بازیکنانی است. البته بازیکنانی هم بودهاند که خلاف این مسئله را ثابت کردهاند، مانند فرانکو بارهسی و فابیو کاناوارو که قامت هر دو 175.2 سانتیمتر است. اگرچه این بازیکنان استثناهایی در نظر گرفته میشوند که میتوانند کمبود قد خود را با روشهای دیگری چون سرعت، سرسختی، توانایی تحلیل بازیها و تواناییهای فنی جبران کنند.
بنابراین زمانی که باشگاه منچستریونایتد با پرداخت 57 میلیون دلار برای لیساندرو مارتینز، مدافع میانی آژاکس (با قد 175.2 سانتیمتر)، موافقت کرد بسیاری این سوال را مطرح کردند که آیا این ملیپوش آرژانتینی ارزش چنین هزینهای را دارد یا خیر. البته او در لیگ اردیویسه عملکردی موثر داشته اما آیا در محیط فیزیکیتر لیگ برتر، جثه او مانعی برایش نخواهد بود؟
در این مورد تقریباً بینهایت بحث توییتری بین کسانی شکل گرفته که با موارد فوق موافق هستند و دیگرانی که استدلال دارند که قد 175 سانتیمتری به اندازۀ قبل برای یک مدافع میانی تعیینکننده نیست. مارتینز در اولین بازی خود در لیگ برتر مقابل برایتون 90 دقیقه طاقتفرسایی را پشتسر گذاشت اما در نیمۀ دوم استعداد خود را در مالکیت توپ به نمایش گذاشت و نشان داد که توانایی و آمادگیاش در بازی در تیم یونایتد را نمیتوان به این زودیها قضاوت کرد. بنابراین، اگر ملیت آرژانتینی او و تعصبات باشگاهی را کنار بگذاریم، سؤال این است: قد تا چه اندازه برای یک مدافع میانی اهمیت دارد؟
بن می، مدافع میانی برنتفورد، که با قد 182 سانتیمتر مدافعی کوتاه قامت در نظر گرفته میشود، میگوید: «بازیکنان قد کوتاه احتمالاً کمی تحت سلطه قرار میگیرند اما من فکر میکنم در فوتبال مدرن اهمیت کمتری به قد داده میشود، مخصوصاً وقتی تیمی با سه بازیکن در خط دفاعی بازی میکند و مدافعان کناری میتوانند به راحتی به طرفین این سه مدافع کناری اضافه شوند. من فکر میکنم در حال حاضر بیشترین تمرکز روی تکنیک بازی و سرعت است.»
گلن ماری، مهاجم سابق برایتون موافق است که «بازی به اندازۀ گذشته هوایی نیست و قد اکنون اهمیت کمتری دارد.» اما مطمئن نیست که تا چه زمانی اوضاع به این شکل میماند و در این باره اضافه میکند: «هیچ وقت نمیدانیم که فوتبال چگونه تحول خواهد یافت. اگر مربیان ببینند که هر چهار مدافع عقب یک تیم زیر 182 سانتیمتر قد دارند و نقطه ضعفی را در بازی آنها تشخیص دهند، کسی به فکر این فکر خواهد افتاد که “خب، شروع به خرید مهاجمان نوک 193 سانتیمتری میکنم و توپ را به محوطه جریمه میفرستم”. مسئله این است که در حال حاضر چه چیزی مد است. و اکنون نیازی نیست که یک مدافع میانی، بهویژه در سطح بالا، آنقدر تنومند یا از نظر فیزیکی غالب باشد.»

لیساندرو مارتینز علیرغم قد و قامت کوتاه، یکی از بهترین مدافعان میانی دنیا در چند سال اخیر است.
اما بن می نظر دیگری دارد: «چرا که نه؟ در حال حاضر دفاع کردن فنیتر است. دریافت توپ از دروازهبان خیلی بیشتر اتفاق میافتد تا ضربات بلند از کنار دروازه.» از آنجایی که هافبکهای میانی کمتر برای پیروزی در دوئلهای هوایی اقدام میکنند، اغلب تمرکز بیشتری روی عملکرد یک بازیکن در زمان مالکیت توپ است تا اینکه چقدر روی توپهای هوایی قوی هستند. مارک بوون، رئیس بخش فوتبال باشگاه دینگ میگوید: «اکنون از مدافعان انتظار میرود که بیشتر شبیه بازیکنان خط میانی باشند، توپ راحت را از دروازهبان بگیرند و بازی را آغاز کنند.»
اگرچه در زمینه دیگری از بازی قد بلند بودن همچنان مزیت به شمار میرود: ضربات آزاد. اگر در مقابل فردی تنومند بازی کنید منحرف کردن آنها سخت خواهد و این حالت احتمالاً تنها بخشی است که قد بلند بودن در آن مزیت به حساب میرود. با این حال تیمهایی وجود دارند که این بخش از بازی برایشان کم اهمیتتر است و در نتیجه نیاز کمتری به ارتفاع در عقب دارند. اندی پارسلو، مربی تیم سوانسی سیتی، اظهار دارد: «این مسئله بستگی به مشخصات تیم شما دارد. سبک بازی چیست؟ تیمی مانند منچسترسیتی نیازی به نگرانی در مورد دفاع از ضربات ایستگاهی ندارد زیرا آنقدر توپ را در اختیار دارند که از بسیاری از بازیکنان نیازی به دفاع ندارند. چنین تیمی احتمالاً میتواند میانگین قدی کمتری داشته باشد. با این حال، همچنان میخواهند از ضربات ایستگاهی بیشترین بهره را ببرند و به همین دلیل است که بازیکنانی مانند (آیمریک) لاپورته و (روبن) دیاس بازیکنان مفیدی برای این تیم به شمار میروند. بنابراین مطمئناً سطحی از اهمیت (به قد) وجود دارد اما شاید کمتر از تیمی که بیشتر به گلزنی و گل نخوردن از ضربات ایستگاهی متکی است.» (توضیح مترجم: این مقاله در سال 2022 نوشته شده است.)

قد بلند دیاس کمک زیادی به خط دفاعی منچسترسیتی کرده است.
پارسلو از برنلی (با هدایت مربی سابقشان، شان دایش) به عنوان یکی از آن تیمهایی یاد میکند که به خاطر نحوه بازی و شیوهای که برای کسب امتیاز به آن تکیه میکردند، به مدافعان میانی با «ظاهر فیزیکی منحصربهفردی» نیاز داشتند. در این صورت، بن می در چند فصل گذشته چگونه در پست دفاع میانی بازی کرده است؟ پارسلو همچنین اضافه میکند: «بازیکنان خاصی جود دارند که وقتی به توپ یا سانتری حمله میکنند، هیچ چیز دیگری در دنیا در آن ثانیه به جز آنها و توپ وجود ندارد. من فکر میکنم بن می یکی از بازیکنان است که این ذهنیت و آن ویژگیها را دارد و آن وقت است که میتوان از بازیکنی با 195 یا 198 سانتیمتر قد عملکرد بهتر و موثرتری داشت. برای مثال، سرخیو راموس، مدافع میانی پاریسنژرمن را در نظر بگیرید. بازیکنان بلندقامتتری از او وجود دارند، اما یکی از کسانی است که با تمام توان خود به توپ حمله میکند. من فکر میکنم که این مسئله معاملهای بین قد و ذهنیت است. برخی از بازیکنانی که با آنها کار کردهام 198 سانتیمتر قد داشتهاند اما در بازی روی توپهای هوایی به اندازۀ بازیکنی با 185 سانتیمتر قد عملکرد خوبی نداشته است، پس شرایط فرق میکند.»
در اوایل دوران حرفهای بن می، قد او به این معنا بود که او برای دفاع کناری مناسبتر از پستی بود که خودش فکر میکرد در آن قویترین است، یعنی هافبک میانی. او میگوید: «هرگز به من نگفتهاند که بیش از حد کوتاه هستم، زیرا همیشه پستی برای من وجود دارد. اما اگر با بازیکن دیگری رقابت میکردم که کمی قد بلندتر بود، با توجه به قدم به این فکر میافتادم که بازی در دفاع چپ گزینه بهتری است. این تصور همیشه وجود داشته است که مدافعان میانی باید قد بلندی داشته باشند و من حدس میزنم که بلندقدتر بودن در هافبک، به خصوص در لیگهای پایینتر مهمتر است.
فرصت بن می برای تاثیرگذاری بیشتر در قلب دفاع در نهایت در برنلی و زیر نظر دایش به دست آمد. در شرایطی که تیم دوران سختی را پشتسر میگذاشت، دایش از مِی خواست تا در دفاع میانی قرار بگیرد و این تنها فرصتی بود که او به آن نیاز داشت. مِی گفت: «من خودم را در یک بازی ثابت کردم. ما پیروز شدیم، من مقابل یک مهاجم 198 سانتیمتری قرار گرفتم و این تفاوت قدی واقعاً مانع من نشد. من بر او تسلط داشتم و این تازه شروع ماجرا برای من در مرکز دفاع بود.»
این بازیکن 32 ساله میگوید که تکنیکها و تاکتیکهایی را توسعه داده است که به او کمک میکند تا با قد خود «کنار بیاید» و زمانی که در مقابل مهاجمی قد بلندتر از خود قرار گرفت، برنامههای تاکتیکی خاصی را برای بازیها به اجرا بگذارد. او در این باره اضافه میکند: «با مشاهدۀ نقطه قوت بازیکن مقابل خود را آماده میکنم. معمولاً بازیکنان قد بلند زیاد نمیپرند زیرا هیچوقت واقعاً نیازی به پریدن ندارند. بنابراین اغلب اوقات میتوان پرشی زودهنگام روی آنها اجرا و از بدن خود برای رسیدن به بالای سر آنها استفاده کرد. یا اگر بازیکنی در استفاده از بدن خود توانایی بیشتری دارد، همیشه به دنبال این است که قبل از اینکه توپ را با سر بزنید با استفاده از قامت خود مانعی ایجاد کند. بنابراین شما سعی میکنید او را منحرف کنید تا چشم خود را از توپ بردارد و شما بتوانید برنده شوید. با هر کسی که روبرو شوید، همیشه چیز متفاوتی در مورد آنها و نحوه حمله آنها به توپ وجود دارد؛ برخی از بازیکنان دوست دارند برای حمله به توپ بدوند و بپرند، بنابراین شما باید کمی بیشتر از بدن خود استفاده کنید. در مقابل بازیکنان قدبلند روی ضربات ایستگاهی این روش بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. احتمالاً آنقدر رقابت نخواهید داشت، اما از بدن خود کمی بهتر استفاده میکنید.»

بن می معتقد است در فوتبال مدرن قد و قامت مدافعان میانی اهمیت کمتری پیدا کرده است.
توانایی همزمان دویدن و فکر کردن و استفاده از بدن ویژگیهای ضروری برای مدافعی کوتاهتر به شمار میرود. با این حال، از نظر بن می و پارسلو، جنبه تهاجمی بازی به همان اندازه مهم است. بن می اضافه میکند: «رقابت و تمایل هرچه بیشتر به شکست حریف خود. زمانی که از چیزی در برابر حریف خود صرفنظر میکنید، باید موارد دیگری را اضافه کنید. این موضوع واقعاً در هر موقعیتی مهم است. غیر از بازیکنان بسیار درجه یک، شما همیشه چیزی کم دارید، چه سرعت، چه هوش، چه قدرت فیزیکی یا توان بدنی. بازیکنان خوب همیشه سعی میکنند تا با کسب امتیاز در سایر زمینهها کمبودهای خود را جبران کنند.»
می میگوید که اغلب با مهاجمان بلندقدتری روبرو میشود که از توانایی او روی توپهای هوایی غافلگیر شدهاند، همان چیزی که او در جوانی با تقویت قدرت پاهایش روی آن کار میکرده. اما او معتقد است: «اکنون این ویژگی اهمیت کمتری دارد و بیشتر تمرکز بر داشتن قدرت برای دویدن سریع است؛ یعنی عضلات با انقباض سریع که برای عبور سریعتر از زمین به کار میآیند.»
داشتن مرکز ثقل پایین گاهی میتواند مزیت باشد. می میگوید: «در فوتبال مدرن، ماجرا همین است؛ چرخش، تغییر جهت، و بازگشت سریع.» او اضافه میکند: «الان خیلی از تیمها دوست دارند پرس بالا انجام دهند، پس توانایی چرخش سریع و دویدن به سمت دروازهی خودی قطعاً یک امتیاز است. مخصوصاً حالا که بازیکنان سرعتی زیادند- وینگرهایی که دوست دارند با توپ حرکت کنند و در بازی ترکیبی سریع شرکت کنند- توانایی حرکت سریع پاها همیشه مفید است.»
غریزه اولیه ماری، به عنوان مهاجمی تنومندتر، باید ترجیح بر بازی در برابر مدافع میانی کوتاهتری باشد. اما در واقعیت، او میگوید که مدافعان کوتاه قامت اغلب در زمین چابکتر و سریعتر عمل میکنند. او توضیح میدهد: «کمتر احتمال دارد که بازیکنان کوتاه قامت مطابق با نقاط قوت من بازی کنند. آنها سعی نمیکنند از نظر فیزیکی با من مقابله کنند، بلکه سعی میکنند سریعتر حرکت کنند و توپ را از من بگیرند. اغلب متوجه میشدم که گیرانداختن مدافعان کوتاهتر سختتر است چون اجازه نمیدادند که گیرانداخته شوند چراکه میدانستند این مسئله نقطه ضعف آنهاست. بنابراین این بازیکنان سعی میکردند جلو بازی کنند و زمانبندی بسیار خوب و جهش عالی داشته باشند. اما همه چیز به این بستگی دارد که مدافع چقدر خوب کارش را انجام میدهد. اگر به سمت او میرفتم و او کمی چابکتر از من بود، احتمالاً شانسم را روی دفاع میانی دیگری امتحان میکردم. اما اگر به او حمله کنم و از نظر بدنی تسلط داشته باشم، تمرکزم روی او میماند.»
ماری از دو مدافع کوچکتر یاد میکند که بازی را به طور خاصی برای او سخت کردند (کسی که او میخواهد نامش را نبرد زیرا نگران است بازیکنان دیگر از کوتاه خوانده شدن آزرده شوند). من از بازی در برابر او متنفر بودم، زیرا او چابک و سریع بود و جهشی باورنکردنی برای یک بازیکن به اصطلاح کوچکتر داشت و همینطور زمانبندی خوبی داشت. بنابراین من در همۀ جبههها به سختی در برابر او بازی میکردم. بازیکن دیگر جیمز چستر بود. او از نظر فیزیکی مسلطترین نبود، اما در بازی هوایی خوش میدرخشید. همۀ این نکتهها در ویژگیهای بازیکن خلاصه میشود. اگر مدافع قدکوتاهتری هستید، به خصوص مدافعی میانی، باید پرش خوبی داشته باشید و کمبود قد خود را به نحوی جبران کنید.»
یکی از راههای جبران سازماندهی تیمی است. به عنوان مثال، زمانی که آژاکس، تیم سابق مارتینز، در فصل گذشتۀ لیگ قهرمانان اروپا به مصاف بروسیا دورتموند رفت، هر زمان که توپ بلندی برای ارلینگ هالند (193 سانتیمتر) فرستاده میشد یک هافبک به این مدافع کمک میکرد و به مارتینز زمان و فضای بیشتری در هوا میداد. بن مِی میگوید: «این همان کاری است که من همیشه انجام میدهم. وقتی در هوا مقابل بازیکنان خوب قرار میگیرید، من همیشه سعی میکنم به قول خودمان یک هافبک میانی را گوش به زنگ نگه میدارم. اگر او روی بازیکن تمرکز کند، چشمش را از توپی که در حال آمدن است میگیرد و به شما اجازه میدهد تا بتوانید با استفاده از بازیکن جلوی خود به عنوان یک مانع، آزادانه بدوید و توپ را بدست آورید.»
بوون چندین سال به عنوان کمک مربی مارک هیوز در ولز، بلکبرن راورز، منچسترسیتی، فولام، کیوپیآر و استوک حضور داشت و هدایت ردینگ و ویمبلدون را نیز بر عهده داشت. او بر این باور است که اگرچه این روزها ممکن است از مدافعان میانی برای پیروزی در چالشهای هوایی استفاده نشود، قد همچنان عاملی کلیدی است. او میگوید: «شما باید ویژگیهای بسیار بیشتری داشته باشید (اگر قد بلند ندارید) و بازی را خوب بخوانید. گاهی اوقات اگر ورزشکار، قدرتمند، قوی و قدبلندی باشید، میتوانید از چیزهایی صرفنظر کنید که اگر کوتاهتر بودید، نمیتوانستید.»

لیساندرو مارتینز با حمایت همتیمیهایش میتواند مهاجمان تنومندی مانند ارلینگ هالند را مهار کند.
این مدافع کناری سابق نوریچ سیتی و چارلتون برای مدت کوتاهی در همان تیم نوریچ بازی کرد که استیو بروس در آن حضور داشت («او کوتاه نبود اما مطمئناً مانند گری پالیستر هم نبود») و میگوید سرمربی فعلی وستبروم از تاکتیک خاصی در نبرد برای توپهای بلند استفاده میکرد: «وقتی توپ بلند به جلو فرستاده میشد و مهاجمان برای ضربهی سر میرفتند، او با صدای بلند فریاد میزد “مال منه!”، انگار درست پشت سرشان است. اما در آخرین لحظه عقب میکشید و بارها پیش میآمد که مهاجم فکر میکرد بروس درست پشت سرش است، توپ را با سر به جلو میزد و در واقع توپ مستقیم به سینهی بروس میخورد.»
در حالی که بوون قد را «عاملی تعیینکننده» نمیداند و باور دارد که بازیکنان کوتاهتر راهها و ویژگیهای دیگری را برای رقابت پیدا میکنند، او همچنین اضافه میکند: « قد و قامت هنوز هم یکی از اولین چیزهایی است که مربیان و مدیران موقع چیدن تیم به آنها توجه میکنند. اگر آن بازیکن بزرگ، قوی، قدرتمند و سریع باشد، توجهها را جلب میکند.
من تضمین میکنم که بسیاری از مربیان و بازیکنیابهایی که به صورت آنلاین و شاید با استفاده از وایاسکاوت (پلتفرم بازیکنیابی و آنالیز)، به پروفایل بازیکنان نگاه میکنند، اول از همه در نظر میگیرند: «قد این یکی چقدر است؟». آنها ممکن است این کار را بدون فکر کردن انجام دهند اما من به شما قول میدهم که یکی از اولین چیزهایی که اگر بازیکنی را نمیشناسید- و هر روز بازیکنانی توسط تیمها و عوامل جذب نیرو معرفی میشوند- به سراغ آن میروید این است: «او چقدر بزرگ است؟»
بنابراین، اگر بوون مدافع میانی کوتاهتری معرفی شود، آیا فوراً او را کنار میگذارند؟ یکی از مربیان پاسخ میدهد: «نه، شما هرگز این کار را نمیکنید. اول باید بررسی کنید، اما این مسئلهای ناخودآگاه است. قبل از اینکه شروع به بررسی بازیکن کنید، قد او در پس ذهن شما تقریباً مانند نکتهای منفی شکل میگیرد. هیچ فایدهای در پنهان کردن آن وجود ندارد و من فکر میکنم این واقعیتی است.» ماری در پاسخ به سوالی مشابه، میگوید که بازیکن بدون داشتن برتری در قد باید در همه چیز «استثنایی» باشد و اضافه میکند: «تعجب نمیکنم اگر در فوتبال مدرن مدافع میانیای را ببینم که از نظر بدنی کوچکتر است و بازی چشمگیری هم دارد. اما من هم باور دارم که ویژگیهای دیگر شما باید بیشتر باشد.»
ماری اضافه میکند که تمرکز باید بیشتر بر این باشد که تیم بر اساس نقاط قوت بازیکن بازی کند، نه بر اساس قد و قامت او. او در این باره میگوید: «به (هری) مگوایر نگاه کنید. او دوران سختی را در منچستریونایتد گذراند و در حال حاضر مدافع میانی است: قوی، تنومند، قد بلند، مسلط اما او واقعاً برای شیوۀ بازی آنها چندان مناسب نیست. شما میتوانید هر نوع بازیکنی را در هر پستی قرار دهید اما اگر مطابق با نقاط قوت آنها بازی نکنید، آن عملکرد خوبی را که قبلا داشتهاند دوباره از آنها نمیبینید؛ یعنی همان عملکردی که در پستهای قبلی که مناسبشان بوده، داشتهاند.»
بنابراین قد برای مدافعی میانی در بازیهای مدرن چقدر مهم است؟ این عاملی کلیدی است، اما شاید به اندازه قبل کلیدی نباشد. پارسلو میگوید: «داشتن قد بلند در تیم مهم است، اما با وجود زمینهای باکیفیت هر چه بیشتر و بازی مبتنی بر مالکیت در فوتبال مدرن، قد در مدافعان میانی- اگرچه هنوز ویژگی مطلوبی است- در مقایسه با توانایی فوتبالی که قبلاً وجود داشته، اهمیت کمتری دارد. با این حال، اگر بتوانید مدافع میانی 195 سانتیمتری داشته باشید که در بازی بسیار عالی است، همیشه سودمندتر از داشتن مدافع میانی 155 سانتیمتری با بازی عالی است.»
بوکسوری تنومند و خوب همچنان بوکسوری ریزنقش و خوب را شکست میدهد، پس بگذارید بحث ادامه پیدا کند…
