چرا فوتبالیستها دائماً آب دهان پرتاب میکنند؟
هفتیک- تماسی از سوی سایت اتلتیک ذهن جوردن گراهام را درگیر میکند. وینگر لیتون اورینت با لحنی متفکرانه میگوید:«راستش، تا حالا با هیچکس دربارهی اینکه ممکن است این موضوع چه ابعادی داشته باشد، صحبت نکردهام.»
گفتوگویی مشابه، ذهن دیوید پراتون را هم به جنبوجوش میاندازد. پراتون، هافبک پیشین لیگ برتر و مفسر تلویزیونی فعلی، لبخند میزند و میگوید:«سؤال درخشانی است. واقعاً موضوعی جذاب و شایان تأمل است.»
موضوع گفتوگو چیست؟ تف کردن.
البته نه از آن نوع زشت و تحریکآمیز که مستقیم به سمت حریف پرتاب میشود و خشم بازیکنان فعلی و سابق از جمله آلن شیرر را برمیانگیزد؛ بلکه از همان نوع عادی و روزمره که تقریباً در هر مسابقۀ فوتبال حرفهای دیده میشود؛ چنان تکراری که گراهام اعتراف میکند گاهی اصلاً متوجه انجامش نیست.
او میگوید:«من قطعاً از آنهاییام که تف میکنند! برای همین وقتی شما این موضوع را مطرح کردید، برایم خیلی جالب بود، چون بحثیست خاص و کمتر مطرحشده.»
گراهام و پراتون پذیرفتهاند در اینباره با ما حرف بزنند؛ موضوعی که شاید بیش از آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد، اهمیت دارد؛ چراکه بسیاری از بازیکنان فعلی یا سابق که برای گفتوگو دعوت شدند، یا پاسخ ندادند یا مودبانه امتناع کردند.
به نظر میرسد «تف کردن» در فوتبال هنوز هم مسئلهای است که بسیاری ترجیح میدهند دربارهاش سکوت کنند. با اینحال، گراهام، بازیکن سابق ولورهمپتون و بیرمنگام، مایل است دستکم چند فرضیه دربارۀ چرایی این رفتار تکرارشوندۀ فوتبالیستها مطرح کند.
او میگوید: «چند دلیل میشود آورد. اول از همه اینکه انسانها محصول محیط خودشاناند. تو وقتی وارد فوتبال میشوی، افرادی را که تحسینشان میکنی، میبینی که این کار را میکنند. بعد خودت شروع میکنی به انجامش، و حالا میبینی بازیکنان نوجوان زیر سیزده سال هم همین کار را میکنند. وقتی چیزی را هر روز میبینی، کمکم به رفتاری طبیعی تبدیل میشود. بهنظرم همین دلیل کافی است که چرا این عادت سالهاست در فوتبال زنده مانده.»
شاید همین تکرار و عادت بتواند توضیح دهد که چرا فوتبالیستها مدام تف میکنند، در حالی که ورزشکاران دیگر رشتهها با همان میزان تلاش بدنی چنین رفتاری ندارند؛ نه در تنیس، نه در دوومیدانی.
پراتون، که بیش از ۴۵۰ بازی حرفهای برای تیمهایی چون ناتینگهام فارست، ساوتهمپتون و لیدز یونایتد انجام داده، میگوید: «بهنظر میرسد این کار تقریباً به رفتاری غریزی تبدیل شده است. انگار بازیکن با خودش میگوید “بازی متوقف شده، بذار همهچیزم رو ردیف کنم؛ جوراب، شورت، پیراهن… و البته دهنم.” بخشی از عادت همین است.»
او ادامه میدهد: «برای آدمهای معمولی، اگر وسط خیابان کسی را ببینی که روی زمین تف میکند، واکنشت احتمالاً این است که بگویی “خدایا، داری چی کار میکنی؟!” اما وقتی لباس فوتبالت را میپوشی، انگار ذهنیتت نسبت به آنچه قابل قبول است و آنچه نیست، تغییر میکند.

عادت و پذیرش عمومی شاید دلیل اصلی رواج این رفتار در فوتبال باشد، رفتاری که در بیشتر ورزشهای دیگر نشانۀ بیفرهنگی تلقی میشود.
در فوتبال خیلی کارها اتفاق میافتد که در زندگی عادی کاملاً غیرقابل قبولاند. اگر در هر شغل دیگری توی صورت کسی داد بزنی و فحش بدهی، اخراجت میکنند؛ ولی در فوتبال فقط کارت زرد میگیری.
الان من یک فوتبالیست سابقم، در رسانه کار میکنم و پدری هستم که سعی دارد به فرزندانش احترام، آداب معاشرت و معیارهای درست رفتار را یاد بدهد. اگر پسرم در خیابان تف کند، واکنش من این است “ببخشید، چی کار داری میکنی؟!” اما در فوتبال، همین رفتار کاملاً پذیرفتهشده است.»
بنابراین، عادت و پذیرش عمومی شاید دلیل اصلی رواج این رفتار در فوتبال باشد، رفتاری که در بیشتر ورزشهای دیگر نشانۀ بیفرهنگی تلقی میشود. اما پرسش اینجاست که اصلاً چرا چنین عادتی شکل گرفت؟ چون همانطور که پراتون میگوید، تف کردن ذاتاً رفتار طبیعی انسان نیست.
در پژوهشی در سال ۲۰۱۶، گروهی از دانشمندان هلندی، آنتون لیگتنبرگ، اروین لیم، هنک برند و انو فیرمن، نشان دادند که فعالیت بدنی میتواند موقتاً غلظت بزاق دهان را افزایش دهد؛ احتمالاً بهدلیل افزایش تولید پروتئینی به نام MUC5B، نوعی «موکین» ژلساز که در بزاق یافت میشود.
پروفسور «گای کارپنتر»، استاد زیستشناسی دهان در کالج سلطنتی لندن در گفتوگو با اتلتیک میگوید: «چند پژوهش وجود دارد که بررسی کردهاند هنگام ورزش، چه بر سر بزاق انسان میآید. برخی از آنها نشان دادهاند که هنگام فعالیت بدنی، میزان پروتئینهایی که از غدد بزاقی ترشح میشوند افزایش پیدا میکند.
بخشی از این پروتئینها که “موکین” نام دارند، همان موادی هستند که به بزاق خاصیت چسبندگی و غلظت میدهند. این ترکیبات در تمام غشاهای مخاطی بدن وجود دارند؛ در ریهها، در روده، در چشمها، همهجا.
موکینها نوعی گلیکوپروتئین هستند که از خشک شدن سطح مخاط جلوگیری میکنند، چون همۀ بافتهای مخاطی به نوعی در تماس با هوا هستند و در نتیجه مستعد خشک شدن هستند.
این گلیکوپروتئینها با حفظ آب در سطح مخاط، رطوبت طبیعی بدن را نگه میدارند. اما در همان زمانی که ورزش میکنی، نفسزدنت هم شدیدتر میشود و همین باعث خشک شدن دهان میگردد. بنابراین ممکن است غلظت بزاق در اثر جریان مداوم هوا و تنفس سنگین تغییر کند.»
از نگاه گراهام، انگیزۀ تف کردن تنها به عادت محدود نمیشود و ریشهای فیزیولوژیک نیز دارد؛ اما نه بهدلیل زیادی بزاق، بلکه برعکس، کمبود آن. او میگوید:«گاهی دهانت خشک میشود مثلاً وقتی مقدار زیادی کافئین یا نوشیدنیهای الکترولیتی یا ژلهای کربوهیدراتی مصرف کردهای، یا وقتی مضطربی. در چنین شرایطی تلاش میکنی بزاق دهانت را دوباره برگردانی. شروع میکنی به تف کردن، و بعد کمکم بزاق دوباره ترشح میشود. گاهی هم دهانم به خاطر ژلهای کافئینی که پیش از بازی مصرف کردهام خشک میشود، یا ممکن است موقعیتهایی پیش بیاید که به خاطر استرس چنین اتفاقی بیفتد.»
او ادامه میدهد:«فکر میکنم خیلیها میتوانند با این احساس همذاتپنداری کنند؛ نه فقط در فوتبال. آن حالت قبل از تهوع را تصور کن، وقتی دهانت خشک میشود و بدنت تلاش میکند با تف کردن، بزاق را دوباره برگرداند. در فوتبال هم گاهی لحظات پرفشاری وجود دارد که همین اتفاق میافتد: مثلاً وقتی برای اولین بار وارد زمین میشوی، یا قرار است پنالتی بزنی، یا در لحظات پایانی موقعیت حساسی داری. دلایل زیادی برای این رفتار در فوتبال وجود دارد، اما بهنظرم این عادت برای مدت طولانی باقی خواهد ماند؛ چون وقتی در محیطی بزرگ میشوی که همه اطرافت مدام این کار را انجام میدهند، حذفش تقریباً ناممکن است. باور کنی یا نه، این کار همیشه بیهدف نیست. با این حال کاملاً درک میکنم که یک هوادار معمولی فوتبال با خودش بگوید “واقعاً دارن چی کار میکنن؟!”»
در نتیجه، نظریههایی که از زبان بازیکنان و دانشمندان شنیده میشود، از زیستی گرفته تا فرهنگی و رفتاری، همگی بخشی از پازل را توضیح میدهند، اما پاسخ قطعیای وجود ندارد که چرا فوتبالیستها تف میکنند، در حالی که دیگر ورزشکاران حرفهای چنین عادتی ندارند.

پاسخ قطعیای وجود ندارد که چرا فوتبالیستها تف میکنند، در حالی که دیگر ورزشکاران حرفهای چنین عادتی ندارند.
آنچه روشن است، این است که همین بحث، ذهن هر دو نفر، گراهام و پراتون، را به تأمل واداشته است. پراتون میگوید:«من پسری سیزدهساله دارم که در آکادمی هادرسفیلد تاون بازی میکند، و دختری پانزدهساله که در سطح ایالتی هاکیِ ناحیه نورثیورکشایر فعالیت دارد. پس دو دنیای ورزشی نوجوانان را از نزدیک میبینم، و از آنچه تا حالا از پسرم و همتیمیهایش دیدهام، هنوز عادت تف کردن در آنها شکل نگرفته است.
پس لابد جایی در این مسیر نقطۀ تغییری وجود دارد، اما نمیدانم دقیقاً کِی. نمیدانم آیا این رفتار با افزایش سن پدید میآید، یا تحت تأثیر آن چیزی است که در تلویزیون میبینند. ولی خیلی خوب یادم هست که وقتی در لیگهای یکشنبه (توضیح مترجم: لیگهای آماتوری که دیدارهایشان در روز یکشنبه برگزار میشود) بازی میکردم و تازه داشتم پیشرفت میکردم، پدر و مادرم همیشه دربارهی آنچه پدرم “گابینگ” مینامید- یعنی تف کردن در زمین- موضعی کاملاً قاطع داشتند. پدرم همیشه میگفت: «لازم نیست ببینم داری تف میکنی، پسرم.» و راستش من هم هیچوقت احساس نکردم نیازی به انجامش دارم.
وقتی اتلتیک این سؤال را از من پرسید، با خودم گفتم: «باشه، بذار کمی بهش فکر کنم.» چون میدانستم ممکن است کسی مقاله را بخواند و بگوید: “من یادمه اون موقعها که برای اسکانتروپ بازی میکرد، همینطور همهجا تف میانداخت!” شاید واقعاً گاهی این کار را کرده باشم، اما همیشه به خاطر پدر و مادرم نسبت به آن آگاه بودم؛ و شاید هم به خاطر حضور پل هارت بهعنوان مدیر آکادمی ناتینگهام فارست. او دربارۀ احترام به داور، حریف و کادر فنی تیم مقابل بسیار سختگیر بود، و تف کردن از نظر او رفتاری کاملاً ناپسند محسوب میشد. چرا فوتبالیستها تف میکنند؟ راستش نمیدانم اما سؤال واقعاً خوبی است.»
گراهام هم پاسخ قطعی ندارد، اما میپذیرد همین گفتوگو باعث شده بیشتر به رفتار خودش فکر کند.او میگوید: «الان سعی میکنم آگاهانه جلوی این کار را بگیرم، مگر اینکه حس کنم دلیلی فیزیکی دارد یا کمکم میکند.
تقریباً نسبت به تف کردن در فوتبال بیحس شدهام. مثلاً اگر کنار مادرم نشسته باشم و بازیای تماشا کنیم و دوربین روی بازیکنی زوم کند که موقع بررسی VAR یا بعد از ازدستدادن موقعیت ایستاده، و همان لحظه بیهدف روی زمین تف کند، مادرم احتمالاً میپرسد: “چرا این کارو کرد؟”
ممکن است دوربین فقط یک دقیقه روی او باشد و او در همان زمان سه یا چهار بار تف کند؛ و من حتی متوجهش نشوم. آدم وقتی هر روز در آن محیط است، به این رفتار عادت میکند، اما کاملاً درک میکنم که تماشاگران از خودشان بپرسند چرا بازیکنان چنین کاری میکنند و چه دلیلی پشتش است.»
