چگونه مرسی‌ساید به ایالت پنجاه و یکم آمریکا تبدیل شد؟

روزی روزگاری، حضور یا عدم حضور مالکان محلی اورتون یا لیورپول در یک مسابقه، موضوع اصلی گفتگوهای مردم شهر بود.  اما امروزه این موضوع تنها زمانی خبرساز می‌شود که آن‌ها در ورزشگاه حاضر شوند و اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ دهد.

هفت‌یک- فراتر از گرد و غبار جادۀ بندر لیورپول و کامیون‌های عظیمی که در بندر شهر رفت و آمد می‌کنند، پنل‌های شیشه‌ای خانۀ جدید اورتون در اسکله‌ی برملی-مور به طور چشمگیری می‌درخشند و نمادی از بلندپروازی را به نمایش می‌گذارند.

این پروژه که قرار است سال آینده افتتاح شود با توجه به ابعاد محدود زمینی که زیر آن قرار دارد یک شاهکار مهندسی محسوب می‌شود. برای ساخت این ورزشگاه آب‌های قدیمی تخلیه شده‌اند تا یک ورزشگاه با ظرفیت ۵۲,۸۸۸ نفر احداث شود. این ورزشگاه برای میزبانی مسابقات قهرمانی اروپا ۲۰۲۸ در نظر گرفته شده است (توضیح مترجم: این مقاله قبل از افتتاح ورزشگاه جدید اورتون نوشته شده است).

ورزشگاه اورتون، همانطور که هنوز هم معروف است، تقریباً 30 سال در دست ساخت بوده و هیچ یک از مراحل ساخت آن به این سادگی‌ها نبوده است.  سه محل پیشنهادی دیگر وجود داشت: یکی خارج از مرزهای شهری لیورپول در کرکبی (که هرگز محقق نشدند)؛  یک قرارداد اسپانسری به دلیل حملۀ روسیه به اوکراین لغو شد؛ سه مالک، پیتر جانسون، بیل کِن‌رایت و فرهاد مشیری، جدا شدند؛ و چندین بار خطر سقوط به لیگ پایین‌تر وجود داشت.

در نهایت دن فریدکین، میلیاردر تگزاسی، با تکمیل خرید باشگاه در روز پنجشنبه، افتخار افتتاح این ورزشگاه جدید را از آن خود خواهد کرد.

ورزشگاه جدید اورتون سرانجام ساخته شد تا این تیم صاحب یکی از جذاب‌ترین ورزشگاه‌های اروپا شود.

این هفته برای اورتون و کل منطقه، هفتۀ سرنوشت‌سازی بوده است. تملک گروه فریدکین به این معنی است که هر دو باشگاه لیگ برتری مرسی‌ساید اکنون تحت کنترل آمریکایی‌ها هستند. در ضمن اگر لیگ فوتبال انگلیس خرید این باشگاه توسط کنسرسیومی به رهبری جو تاکوپینا، وکیل سابق دونالد ترامپ، را تصویب کند سومین باشگاه یعنی  یعنی ترنمیر راورز از لیگ دسته دو می‌تواند به آن‌ها بپیوندد.

از نظر فوتبالی، لیورپول در آستانه تبدیل شدن به ایالت ۵۱ آمریکا است (فیلم ایالت پنجاه‌ویکم محصول سال 2001 با بازی ساموئل ال جکسون و رابرت کارلاایل که در این شهر فیلمبرداری شده و از آنفیلد، خانۀ باشگاه لیورپول، به عنوان پس‌زمینه استفاده کرده است).

این یک تغییر فرهنگی بزرگ نسبت به آن دوران (زمانی که آن فیلم منتشر شد) است که لیورپول و اورتون مالکان بومی داشتند و مالکیت آمریکایی‌ها بر باشگاه‌های ورزشی معروف این شهر غیرقابل تصور به نظر می‌رسید.

علیرغم همه اشتیاق و هیجانی که خرید باشگاه‌های اورتون و ترنمیر ایجاد کرده است، هنوز نگرانی‌های اساسی و عمیقی وجود دارد که ناشی از سال‌ها ترس و ناامیدی درباره مسیرهایی است که این باشگاه‌ها انتخاب کرده‌اند. نگرانی‌هایی مبنی بر اینکه مالکیت آمریکایی چه تأثیری خواهد داشت.

***

اورتون باشگاهی از تضادها است.  اکثریت هواداران اورتون از مناطق محروم شمال لیورپول جایی که گودیسون پارک واقع شده، می‌آیند. این باشگاه که دیوید مویس، سرمربی‌شان، به آن لقب «باشگاه مردم» داده است، برخلاف همسایه نزدیک خود یعنی لیورپول، همواره به جدایی خود از تجارت بزرگ افتخار می‌کند.

برایان لابون، کاپیتان سابق بومی تیم اورتون که در دهه شصت میلادی سکاندار تیم محبوب کودکی‌اش بود، اظهار داشت: «یک هوادار اورتون به بیست هوادار لیورپول می‌ارزد.»

با این حال، همیشه اینطور نبوده است. در آن زمان، این اورتون بود (نه لیورپول) که زیر نظر جان مورس بیشترین پول را هزینه می‌کرد؛ این سرمایه‌گذار هم‌چنین بنیان‌گذار یک شرکت شرط‌‌بندی فوتبال به نام لیتل‌وودز پولز بود. در آن دوران، لقب آن‌ها «میلیونرهای مِرسی» بود و باشگاه بدون هیچ تردید یا ملاحظه‌ای تصمیمات سخت و بی‌رحمانه‌ای می‌گرفت. مثلاً یک بار یک مربی به نام جانی کری را سوار بر تاکسی اخراج کردند!

مورس چندین نوآوری را ارائه ‌کرد که موجب رشد و پیشرفت ورزش ‌شدند و آن را برای تجارت و کسب‌وکار جذاب‌تر ‌کردند. این نوآوری‌ها عبارتند از: ایجاد سوپر لیگ اروپا (آشنا به نظر می‌رسد؟)، ظهور تلویزیون و همچنین حذف سقف دستمزد بودند که بازار آزادی را به وجود آورد که در آن بهترین بازیکنان به ثروتمندترین باشگاه‌ها می‌رفتند.

زمانی که لیورپول شروع به تسلط بر فوتبال انگلیس کرد و تعداد تماشاگران گودیسون پارک کم شد، مورس تلاش کرد تا درآمد بیشتری کسب کند. یکی از راه حل‌های او آوردن پذیرایی ویژه به گودیسون و همچنین نصب تابلوهای تبلیغاتی بیشتر اطراف زمین بود، اما این اقدام با مخالفت روبرو شد.

گاوین باکلند، نویسنده کتاب «پایان» که به بررسی دلایل مشکلات طولانی‌مدت اورتون می‌پردازد، اظهار دارد: «هوا داران این کار را دوست نداشتند. آن‌ها احساس می‌کردند حضور این تابلوها، لذت تماشای بازی را برای آن‌ها کم می‌کرد و فکر می‌کردند که تجارت بیش از حد وارد فضای بازی شده است.

ورزشگاه قدیمی گودیسون پارک اکنون به تیم زنان اورتون تعلق دارد.

از آن زمان تاکنون نگرش‌ها چندان تغییر نکرده است، تا حدی به این دلیل که مالکان متوالی اورتون نتوانسته‌اند گودیسون را که در میان کوچه‌های باریک والتون محصور شده است، گسترش دهند. در دوران کن‌رایت، اورتون به عنوان تیمی جنگجو شناخته می‌شد که همیشه با تمام توان برای پیروزی می‌جنگید و فراتر از انتظارها ظاهر می‌شد؛ ورود فرهاد مشیری، تاجر فولاد بریتانیایی-ایرانی مقیم موناکو، به عنوان مالک مشترک در سال 2016، نقطه عطفی در تاریخ باشگاه بود که اوضاع را پیچیده کرد.

در دوران مالکیت فرهاد مشیری، باشگاه اورتون به دو بخش مجزا تبدیل شد. مشیری نیز مانند کن‌رایت امور باشگاه را از لندن مدیریت می‌کرد. اما برخلاف کن‌رایت ریشه و ارتباط عمیقی با مرسی‌ساید نداشت. در حالی که مشیری با هدف جذب ستاره‌ها و سرمایه‌گذاری کلان، نگاهی جهانی به باشگاه داشت، کن‌رایت با رویکردی سنتی‌تر، بیشتر به حفظ هویت و ارتباط باشگاه با جامعۀ محلی اهمیت می‌داد. تصمیم‌گیری‌های نامشخص و بلاتکلیف، باشگاه را به این روز انداخت.

ورود فریدکین. نکتۀ جالب اینجاست که وضعیت افتضاح فعلی اورتون، یکی از دلایل اصلی جذابیت این باشگاه برای این تاجر متولد سن‌دیه‌گو است. او اورتون را به عنوان یکی از معدود، یا شاید آخرین، باشگاه‌های فوتبال انگلیسی قابل خرید می‌بیند که هنوز پتانسیل رشد قابل‌توجهی دارد.

در مرسی‌ساید، نگرانی‌هایی در مورد پیامدهای این خرید وجود دارد: مالکان آمریکایی معمولاً باشگاه‌های فوتبال را مثل یک محصول برای سرمایه‌گذاری می‌بینند. آن‌ها بیشتر به فکر افزایش درآمد و تولید محتوا برای کسب سود هستند تا موفقیت تیم در زمین بازی.

برای مثال، آیا ورزشگاه جدید به یک مرکز خرید تبدیل خواهد شد و قیمت بلیت‌ها به شدت افزایش خواهد یافت؟ باکلند معتقد است که نقل مکان به ورزشگاه جدید، یک «نقطه عطف» مهم برای اورتون است. اما این تغییر بزرگ، در حالی رخ می‌دهد که باشگاه با چالش‌های دیگری نیز دست و پنجه نرم می‌کند، از جمله سازگاری با روال‌های جدید و حضور مالک جدید برای برخی از هواداران، این حجم از تغییرات، بیش از حد سریع و ناگهانی است و برایشان سنگین است.

با توجه به اینکه فریدکین در پروژه ساخت ورزشگاه مشارکت چندانی نداشته، نتایج تیم در زمین، مهم‌ترین معیار برای سنجش عملکرد او خواهد بود. هرگونه طرح جدید درآمدزایی تنها در صورتی موفق خواهد بود که عملکرد تیم در زمین بهبود یابد، در غیر این صورت، اولویت‌های او زیر سوال خواهد رفت.

برای اثبات این موضوع، کافی است پارک استنلی را ببینید. در سال 2016، زمانی که گروه ورزشی فِن‌وی (FSG) که مالک باشگاه لیورپول است، اعلام کرد که قیمت برخی بلیت‌های بخش جدید ورزشگاه آنفیلد به 77 پوند افزایش پیدا می‌کند، هزاران هوادار لیورپول در اعتراض به این تصمیم، در دقیقه 77 بازی مقابل ساندرلند، ورزشگاه را ترک کردند.

لیورپول در طول شش سال مالکیت گروه ورزشی فن‌وی تنها یک جام کسب کرده بود. هواداران محلی به خصوص احساس می‌کردند که وفاداری آن‌ها مورد سواستفاده قرار گرفته است، چرا که به نظر می‌رسید باشگاه بیشتر به فکر سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌هاست تا تقویت تیم. این اعتراض منجر به عقب‌نشینی خجالت‌آور گروه ورزشی فن‌وی شد.

لیورپول زمانی توسط روزنامه گاردین به عنوان «مثلث برمودای سرمایه‌داری» توصیف می‌شد. اگرچه لیورپول همیشه به عنوان شهری چپ‌گرا شناخته شده است اما نتایج انتخابات نشان می‌دهد که مردم این شهر لزوماً به طور یکپارچه از سیاست‌های چپ حمایت نمی‌کنند. هواداران فوتبال آن، چه آبی‌پوش باشند چه قرمزپوش، نسبت به شهرشان احساس تعلق عمیقی دارند و هرگاه احساس کنند که به آن‌ها یا جامعه‌شان ظلم شده است، به شدت واکنش نشان می‌دهند، به خصوص اگر این ظلم از سوی افرادی باشد که به شهرشان تعلق ندارند و سود خود را بر سود مردم محلی ترجیح می‌دهند. عملکرد ضعیف تیم در زمین نیز می‌تواند این واکنش‌ها را تشدید کند.

لیورپول ترکیب کارگری هوادارانش را حفظ کرده است.

خشم هواداران از وعده‌های محقق نشدۀ تام هیکس و شریکش جرج ژیلت، مالکان سابق، لیورپول را در سال 2008 به آستانه پرتگاهی مالی کشاند. در این شرایط، گروه ورزشی فن‌وی با زیرکی از فرصت استفاده کرد و با قیمتی ناچیز باشگاه را خرید. تام هیکس، مالک سابق، این معامله را «کلاهبرداری حماسی» خواند، غافل از اینکه این هواداران بودند که با شکل دادن یک اتحاد آنها را بیرون راندند.

گرت رابرتس از اعضای فعال گروه هواداری «روح شنکلی» که هنوز هم 16 سال پس از تشکیل آن فعال است و اکنون اعضای آن در هیئت رسمی هواداران باشگاه حضور دارند، می‌گوید: «اشتباهات هیکس و ژیلت باعث شد قدرت به دست هواداران بیفتد.» این هیئت، پس از آن‌که گروه مالکیتی فنوی به خاطر نقش اصلی‌اش در تلاش برای ایجاد «سوپرلیگ اروپا» در سال ۲۰۲۱ عذرخواهی کرد، به‌طور رسمی در اساسنامه باشگاه لیورپول گنجانده شد.

این اتفاق نمونۀ دیگری از بحران‌های روابط عمومی بود که که اعتماد را از بین برد. هنوز مشخص نیست که آیا افرادی مانند جان دبلیو هنری، مالک اصلی گروه ورزشی فن‌وی و لیورپول، به جای حرف‌های خالی و ادامۀ برنامه‌های خود به حرف‌های هیئت مدیره گوش خواهند داد یا خیر. رابرتس می‌گوید چالش اصلی «درک فرهنگ» توسط آن‌هاست و صحبت‌های تام ورنر (عضو هیئت رئیسه باشگاه لیورپول)، شریک تجاری هنری، مبنی بر علاقه‌مند بودن به برگزاری بازی‌های لیگ برتر خارج از آنفیلد و احتمالاً در سایر نقاط جهان، به این رابطه کمک نمی‌کند.

روزی روزگاری، حضور یا عدم حضور مالکان محلی اورتون یا لیورپول در یک مسابقه، موضوع اصلی گفتگوهای مردم شهر بود.  اما امروزه این موضوع تنها زمانی خبرساز می‌شود که آن‌ها در ورزشگاه حاضر شوند و اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ دهد.

اعضای ارشد گروه ورزشی فن‌وی اغلب از بوستون برای تماشای چندین مسابقه در هر فصل به انگلیس سفر می‌کنند؛ برای مثال ورنر در دیدار اخیر لیورپول با رئال مادرید و هنری در بازی افتتاحیه فصل مقابل برنتفورد در ورزشگاه حضور داشتند. آن‌ها مدیران اجرایی را برگزیده و به مرسی‌ساید یا لندن، محل استقرار دفاتر قدیمی باشگاه، اعزام می‌کنند تا امور تجاری باشگاه را به نمایندگی از آن‌ها مدیریت کنند. این افراد موظف هستند تا با تمام توان درآمدهای باشگاه را افزایش دهند و در نتیجه، امکانات مالی تیم را تقویت کنند.

رابرتس معتقد است که فروش بلیت در لیورپول، به دلیل محبوبیت زیاد باشگاه، موضوعی بسیار حساس و پیچیده است. به نظر می‌رسد رقابتی شدید برای نشستن ثروتمندان بر روی صندلی‌های ورزشگاه در جریان است و هواداران محلی در این میان تحت فشار هستند.

رابرتس هشدار می‌دهد که استفاده بیش از حد از انرژی آنفیلد در بازاریابی می‌تواند عواقب ناخوشایندی برای باشگاه داشته باشد. او تأکید می‌کند: «کاپ (هواداران دوآتشه لیورپول) هنوز قدرتمند است. اما اگر هواداران را از دست بدهیم، این مکان به جای خانۀ هواداران، به مکانی برای تماشاچیان تبدیل می‌شود و با این کار، شما این مرغ تخم طلا را خواهید کشت.»

او معتقد است که این اتفاق باید زنگ خطری برای هواداران اورتون باشد، به‌خصوص در آستانۀ ورود آن‌ها به دنیای سرمایه‌گذاری آمریکایی.

استیو روترام، شهردار لیورپول، همانند رابرتس، دارندۀ بلیت فصلی آنفیلد است و به خوبی نگرانی‌های موجود در این خصوص را درک می‌کند. او در اکتبر گذشته  دو هفته را در آمریکای شمالی گذراند تا فرصت‌های تجاری را بررسی کند و این تجربه به او کمک کرد تا متوجه شود که برند لیورپول در خارج از کشور به دلیل ارتباط آن با فوتبال و موسیقی و همچنین نقش مرکزی آن به عنوان بندری در جریان مهاجرت ایرلندی‌ها به سراسر اقیانوس اطلس در قرن نوزدهم، چقدر قدرتمند است.

او می‌گوید تاریخچه قوی لیورپول و زمین‌های خالی زیادی که در اطراف رودخانه مِرسی وجود دارد، باعث شده تا شرکت‌های آمریکایی، مخصوصاً در زمینه‌های جدید مثل زیست‌فناوری و فناوری، به لیورپول علاقه‌مند شوند و بخواهند در این شهر سرمایه‌گذاری کنند. این زمین‌های خالی به خاطر مشکلات اقتصادی گذشتۀ این منطقه به وجود آمده‌اند.

جان هنری، مالک لیورپول، معمولا برای دیدارهای ویژه و مناسبت‌های خاص در آنفیلد حضور پیدا می‌کند.

روترام می‌گوید فوتبال به ویژه نقش مهمی در اقتصاد گردشگری منطقه دارد که در سال 2018 ارزشی معادل 6.2 میلیارد پوند داشت. یک تیم اورتون موفق که در ورزشگاهی بازی می‌کند که علاوه بر برگزاری مسابقات فوتبال، به عنوان یک مرکز چند منظوره عمل می‌کند، می‌تواند درآمد قابل توجهی را برای باشگاه و منطقه ایجاد کند. ساخت ورزشگاه جدید در برملی مور، نویدبخش تحولات گسترده و احیای این منطقه است و اولین نشانه‌های این تغییر مثبت نیز مشاهده می‌شود. اکنون که نگرانی‌های مالی فوری اورتون برطرف شده است، شاید کسب‌وکارهایی که امیدوارند به این منطقه نقل مکان کنند، بتوانند با اعتماد به نفس بیشتری پیش روند.

***

برای رسیدن به سومین باشگاه فوتبال حرفه‌ای در مرسی‌ساید که سرمایه‌گذاری آمریکایی را جذب می‌کند، باید از رودخانه عبور کنید.

اگر روترام بتواند پل پیاده‌روی مورد نظرش را بین لیورپول و ویرال بسازد، این کار نه تنها دو سوی رودخانه را به هم نزدیک‌تر می‌کند، بلکه به رشد اقتصادی شبه‌جزیره ویرال، خانه باشگاه ترنمیر راورز نیز کمک شایانی خواهد کرد.  در حال حاضر تنها راه‌های ارتباطی بین این دو منطقه، تونل زیر رودخانه مِرسی و دیگری کشتی‌های فِری هستند که از پایرهِد به سیکامب می‌روند و این سفر کمتر از هفت دقیقه طول می‌کشد.

در میانۀ این سفر دریایی، ورزشگاه جدید اورتون در منظره‌ای متفاوت خودنمایی می‌کند؛ جایی که بین یک کارخانۀ متروکه و توربین‌های بادی قرار گرفته و همه در سایۀ انبار عظیم دخانیات پنهان شده است. ورزشگاه جدید اورتون به شهر بسیار نزدیک‌تر است. اگرچه از نزدیک، عظمت آن چشمگیر است، اما در برابر وسعت آسمان و آب‌های تیره، همچون جزیره‌ای کوچک به نظر می‌رسد.

هنگامی که ناتانیل هاثورن، نویسنده نامدار آمریکایی، در سال ۱۸۵۴ از همین مسیر آبی عبور می‌کرد، منظره‌ای پیش روی او قرار گرفت که به خوبی نمایانگر روحیه و شخصیت مردم لیورپولی بود؛ مردمی که او در طول شش ماه خدمت خود به عنوان کنسول آمریکا با آن‌ها زندگی کرده بود. در آنجا، روی کشتی، کارگری بود که با استفاده از یک چاقوی جیبی که از جیبش بیرون آورده بود، صدف‌ها را می‌خورد و پوسته‌های آن‌ها را به داخل آب پرتاب می‌کرد. پس از اتمام کار، کارگر یک پیپ گِلی بیرون آورد و با رضایت شروع به کشیدن آن کرد.

به گفته هاثورن، «خونسردی و استقلال کامل» این کارگر در برخی از مسافران دیگر نیز منعکس شده بود. هاوثورن نوشت: «در اینجا به نظر نمی‌رسد فردی به این فکر کند که دیگران در مورد رفتار او چه فکر می‌کنند، بلکه فقط به این فکر می‌کند که آیا انجام آن برای او مناسب است یا خیر.»

هاثورن مشخص نکرد که آیا این کارگر اهل لیورپول است یا از آن سوی آب، یعنی منطقه‌ای که اکنون به عنوان ویرال شناخته می‌شود. اغلب اوقات، خارجی‌ها تصویری کلی و یکسان از ساکنان یک منطقه دارند. با این حال، در مرسی‌ساید تفاوت‌هایی وجود دارد: ساکنان لیورپول تمایل دارند خود را سرسخت‌تر و باهوش‌تر معرفی کنند، در حالی که ساکنان “آن سوی آب” لهجه لطیف‌تری دارند و از مشکلات شهر فاصله گرفته‌اند.

در حقیقت، هر دو منطقه در اواخر دهه 1970 و 1980 با بیکاری گسترده در بندرها و کارخانه‌های کشتی‌سازی‌شان دست و پنجه نرم کردند. در حالی که مرکز شهر لیورپول در دهه‌های اخیر متحول شده است، ساحل ویرال کمتر امیدوارکننده به نظر می‌رسد. در حالی که لیورپول با اسکله آلبرت، موزه‌ها و آسمان‌خراش‌هایش، چهرۀ شهری مدرن و پرجنب‌وجوشی دارد، ویرال بیشتر شبیه یک شهر ساحلی آرام با دیواری بتونی و خاکستری است که آن را از رودخانه جدا می‌کند.

در فاصلۀ تقریبی پنج کیلومتری ترمینال سیکامب، شهر پرنتون واقع شده است؛ شهری که میزبان باشگاه فوتبال ترنمیر راورز است؛ تیمی که در سال ۲۰۱۸ به لیگ فوتبال بازگشت، پس از آن‌که از اوایل دههٔ ۱۹۹۰، زمانی که تا آستانهٔ صعود به لیگ برتر پیش رفت، دوران سختی را پشت سر گذاشته بود.

ورزشگاه جدید اورتون از سمت دیگر رودخانه مرسی کاملاً دیده می‌شود.

یکی از دلایل اصلی علاقۀ کنسرسیوم آمریکایی به رهبری تاکوپینا برای خرید باشگاه ترنمیر راورز از مارک پالیوس، تاریخچه پرفراز و نشیب این باشگاه است. آن‌ها امیدوارند با سرمایه‌گذاری در این باشگاه، آن را به دوران طلایی خود بازگردانند.

در ماه سپتامبر، اتلتیک گزارش داد که تاکوپینا در تلاش است تا با «سود بردن از قدرت ارتباطاتش با افراد مشهور» ترنمیر را از لیگ دو به لیگ‌های بالاتر برساند. در گزارشی در ماه بعد، در همین صفحات، مشخص شد کهA$AP Rocky ، رپر و مکس کراسبی، مدافع کناری لاس وگاس ریدرز، دو نفر از سرمایه‌گذاران هستند.

طبق گفته یکی از منابع آگاه به این معامله که به منظور حفظ روابط کاری خود خواست نامش فاش نشود، این باور وجود دارد که این مالکیت در اوایل سال 2025 تکمیل خواهد شد.

در حالی که این منبع ادعا می‌کند به دلیل کناره‌گیری یکی از سرمایه‌گذاران ناشناس، روند این معامله طولانی‌تر از حد انتظار شده است، گزارش‌های جداگانه اتلتیک نشان می‌دهد که درخواست سرمایه‌گذاری دیگری نیز توسط لیگ فوتبال انگلیس رد شده است. این نشان می‌دهد که مراحل نهایی این خرید با پیچیدگی‌هایی همراه بوده است. این امر منجر شد تا گروه خریدار به دنبال جایگزینی برای او باشند.

تاکوپینا یک دهه است که در فوتبال ایتالیا فعالیت دارد و فراز و فرودهای زیادی داشته است. او می‌داند که ترنمیر نام جذابی نیست، اما رکسهام نیز قبل از اینکه در سال 2021 توسط رایان رینولدز و راب مک‌‌النی، بازیگران هالیوودی، خریداری شود، اینگونه نبود. در حالی که ترنمیر در این فصل برای حفظ جایگاه خود در لیگ فوتبال تلاش می‌کند، تاکوپینا قصد دارد باشگاهی را خریداری کند  که از نظر مالی در وضعیت متعادلی قرار دارد.

پالیوس فردی بسیار محتاط است.  او علی‌رغم تلاش‌های مستمر برای یافتن شریک اقلیت، نتوانسته سرمایه‌گذاری را جذب کند. سرمایه‌گذاران بالقوه به دلیل عدم جذابیت کافی بازده مالی از این سرمایه‌گذاری صرف‌نظر کرده‌اند. با این حال، او موفق شده است تاکوپینا را متقاعد کند که با تصاحب کامل باشگاه ترنمیر، فرصت‌های رشد قابل توجهی وجود دارد. موقعیت جغرافیایی مناسب این باشگاه، پتانسیل تبدیل آن به یک قطب مهم در منطقه را فراهم آورده است.

ورزشگاه ترنمیر حس و حال ورزشگاه‌های قدیمی انگلیسی را حفظ کرده است.

بیش از ۵۰۰ هزار نفر در ویرال زندگی می‌کنند اما اکثر آنها نمی‌توانند بلیت‌های لیورپول یا اورتون را تهیه کنند. اگرچه علاقه‌ای به باشگاه ترنمیر وجود دارد، اما بسیاری از ساکنان ویرال هنوز به طور کامل به هواداران پر و پا قرص این تیم تبدیل نشده‌اند و پتانسیل بالایی برای افزایش تعداد هواداران واقعی وجود دارد. این موضوع با وجود یک تیم پرتحرک به طور قطع تغییر خواهد کرد، همانطور که ترنمیر در دهۀ ۱۹۹۰ تلاش می‌کرد به دسته برتر برسد و پرِنتون پارکِ مملو از تماشاگر شاهد چندین بازی هیجان‌انگیز جام حذفی بود.

ارزش ترنمیر حدود ۲۰ میلیون پوند است. حتی اگر باشگاه به چمپیونشیپ، دروازه ورود به لیگ برتر، صعود کند ارزش آن به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت و این احتمال وجود دارد که اگر تاکوپینا تصمیم به فروش بگیرد، سود قابل توجهی به دست آورد. مهم این است که ورزشگاه متعلق به باشگاه است و با انتقال مالکیت باشگاه، مالکیت ورزشگاه نیز به تاکوپینا منتقل خواهد شد. تاکوپینا با شنیدن داستان‌هایی از باشگاه‌هایی مانند بورنموث و برنتفورد که اکنون در لیگ برتر قرار دارند، با وجود بازی در ورزشگاه‌هایی با اندازه مشابه پرنتون پارک (استادیوم بورنموث در واقع بسیار کوچکتر است) و با سابقه‌ای کم در سطح بالا، اعتماد به نفس پیدا می‌کند.

با این حال، پرنتون پارک امکانات لازم برای ایجاد درآمد زیاد خارج از روزهای مسابقه را ندارد.  در دوران رونق اوایل دهه 90، ورزشگاه از سه طرف بازسازی شد اما این شامل جایگاه اصلی نمی‌شد که همچنان به شکل قدیمی خود با سقف‌های آهنی موج‌دار و آجر باقی مانده است. لورن راجرز، رئیس باشگاه قبل از پالیوس، معتقد بود که نگهداری از این جایگاه سالیانه ۵۰۰ هزار پوند برای ترنمیر هزینه دارد. در سال ۲۰۲۱، یک بازی لیگ دسته دو با استیوِنِج به دلیل جدا شدن بخشی از سقف در یک طوفان لغو شد.

پالیوس گزینه‌های دیگر برای ساخت یا انتقال ورزشگاه را بررسی کرده است. از ساحل رودخانه مرسی، مسیر وست فلووت اسلیپ‌وی به منطقهٔ بیدستون می‌رسد، جایی که درباره‌اش به‌عنوان محل احتمالی صحبت شده، اما هواداران دوآتشه چندان از این ایده استقبال نکرده‌اند؛ چرا که این جابه‌جایی سه مایلی، باشگاه را از ریشه‌هایش دور می‌کند و احتمال دارد ورزشگاه جدید در کنار یک کارخانهٔ زباله‌سوز قرار گیرد؛ ضمن اینکه در آن منطقه تعداد میخانه‌ها اندک است و دسترسی‌های حمل‌ونقلی هم محدودند.

تابستان گذشته، پالیوس در مصاحبه‌ای با لیورپول بیزنس نیوز پیشنهاد کرد که این منطقه آماده بازسازی است. او اظهار داشت: «به بچه‌هایم توصیه می‌کنم اگر روزی خواستند در ملک سرمایه‌گذاری کنند، در ساحل جنوبی رودخانه سرمایه‌گذاری کنند. «همچون برگ ریزان پاییز، توسعه این مکان نیز حتمی است.»

با این وجود، انجام هرگونه جابجایی به همکاری نزدیک با ویرال واترز و شورایی که طی یک دهه گذشته با چالش کاهش بودجه‌های دولتی دست و پنجه نرم کرده است، نیازمند است. در اوایل دسامبر، لیورپول اکو گزارش داد که شورا از دولت درخواست کمک مالی ۲۰ میلیون پوندی خواهد کرد تا از اعلام ورشکستگی جلوگیری کند.

تاکوپینا که توانست اسپال را به سطح اول فوتبال ایتالیا برساند، قصد دارد ماموریت مشابهی را با ترنمیر در انگلیس انجام بدهد.

در حالی که به طور کلی پذیرفته شده است که دوران پالیوس به پایان خود نزدیک می‌شود و ترنمیر نیازمند یافتن راهی برای پیشرفت است اما نگرانی‌هایی وجود دارد و برخی از هواداران ترنمیر این سوال را مطرح می‌کنند که آیا می‌خواهند کسی که نماینده ترامپ در یک پرونده تجاوز بوده است، باشگاه آن‌ها را اداره کند.

مت جونز، مجری پادکست تریپ تو دِ مون، از «هیجان، کنجکاوی و ترس» صحبت می‌کند. او دو سال پیش بروس اوسترمن، مالک آمریکایی قبلی ترنمیر (و اولین مالک آمریکایی در فوتبال انگلیس) را در سانفرانسیسکو پیدا کرد.

اوسترمن به جونز گفت که در سال ۱۹۸۴، توانست خرید باشگاه را تکمیل کند زیرا ترنمیر «چند روز با بسته شدن فاصله داشت». با وجود سرمایه‌گذاری قابل توجه ۵۰۰ هزار پوندی، اوسترمن با تواضع فراوان اذعان داشت که برای چالش‌های پیش رو آمادگی کافی نداشت. او اعتراف کرد: «نمی‌دانستم که چه کار می‌کنم.  هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشتم.  من یک وکیل دادگستری بودم… هیچ درکی از تاریخچه و یا جایی که به سمت آن می‌رفتیم، نداشتم.»

اوسترمن می‌گوید اگر دوباره فرصت داشت، «احتمالًا به رابطه تیم با جامعه محلی بیشتر توجه می‌کرد.» در طول سه سال و نیم بعد، وضعیت مالی ترنمیر رو به وخامت گذاشت و او در نهایت مجبور شد باشگاه را با زیان به جانسون، سلف پالیوس، که پسر یک قصاب بود و به یک تاجر میلیونر در صنعت غذا تبدیل شده بود، بفروشد.

در نهایت، جانسون اورتون را خریداری کرد، جایی که در آن محبوبیت چندانی نداشت. ماجرای او یادآور این نکته است که تنها مالکان آمریکایی، مانند فریدکین، نیستند که بین باشگاه‌ها جابه‌جا می‌شوند. جانسون به عنوان یک هوادار لیورپول بزرگ شده بود، یک واقعیت ناخوشایند که او را در گودیسون پارک در موقعیت دشواری قرار داد، جایی که با سوءظن‌ها و دیدگاه‌های منفی مواجه شد.

***

بدبینی عمیقاً در میان هواداران اورتون ریشه دوانده است. آن‌ها ممکن است مدت‌ها منتظر بمانند تا شاهد منافع حضور در ورزشگاه جدید و تحت مالکیت جدید باشند.

با این حال، ورود فریدکین می‌تواند به بسیاری از عدم قطعیت‌ها پایان دهد. سایمون هارت، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای که به طور گسترده دربارۀ باشگاه قلم زده، سال‌های اخیر را دوره‌ای توصیف می‌کند که در آن، نگرانی‌های عمیق و بنیادین درباره آینده باشگاه، هواداران را به جایی رسانده که به جای امید به پیشرفت، تنها به بقای باشگاه دلخوش هستند. این واقعیت که فریدکین تاکنون عملکرد قابل قبولی داشته و به رم آسیبی نزده، موهبتی است که باید قدرش را دانست.

«سؤال اصلی این است که آیا اورتون می‌تواند با حفظ جایگاهش در لیگ برتر، به استادیوم جدید نقل مکان کند؟ در شرایط فعلی، هر کاری برای بقای باشگاه توجیه‌پذیر است.»

در صورت رسیدن ترنمیر به لیگ برتر، پرنتون پارک بعد از سال‌ها شاهد حضور ستاره‌های بزرگ فوتبال دنیا خواهد بود.

هیجان کلمه مناسبی نیست، اما شاید بتوان گفت که احساس آرامش وجود دارد. هارت معتقد است که گودیسون پارک جایگزین‌ناپذیر است، جایی که سکو‌ها بر روی زمین بازی سایه می‌اندازند و برخی از سازه‌های چوبی آن به دوران ویکتوریایی بازمی‌گردند. گودیسون پارک به همان اندازه که ساختمان‌های لیور برای شهر لیورپول اهمیت دارند، برای هویت باشگاه نیز اهمیت دارد. ترک گودیسون پارک احساسات متناقضی را برمی‌انگیزد. از یک سو، هیجان برای آینده وجود دارد، اما این هیجان با واقعیت تلخ و سردی همراه است که اورتون از سال 1995 تاکنون هیچ جامی را به دست نیاورده است.

با گذشت سال‌ها و طولانی‌تر شدن این دورۀ بدون قهرمانی، فرار از این واقعیت دشوارتر می‌شود. هارت گودیسون پارک را «خانه دوم» خود می‌نامد اما با هر قدمی که در آن برمی‌دارد، سنگینی سال‌ها ناامیدی را بر شانه‌هایش احساس می‌کند. او در تساوی ۰-۰ با برنتفورد در ماه نوامبر حضور داشت، زمانی که تیم مهمان ۱۰ نفره بازی می‎کرد و احساس می‌کرد که  گودیسون پارک تحت فشار سنگین احساسات منفی قرار دارد.

شاید خانه جدید به باشگاه اجازه دهد یک شروع تازه داشته باشد و همانطور که او می‌گوید، «به اورتونی‌ها اجازه دهد به جلو نگاه کنند نه به پشت‌سر.»

 

عنوان اصلی مقاله: How Merseyside became America’s 51st state نویسنده: Simon Hughes نشریه / وبسایت: The Athletic زمان انتشار: 21 دسامبر 2024
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *