انقلاب دیزربی در تاتنهام؛ «دیگر وقت معمولی بودن تمام شده»
«دیزربی دیگر یک مربی ناشناخته نیست؛ اعتبار و شهرتش قبل از خودش وارد هر باشگاهی میشود.»
از یک سو، او بهعنوان یکی از درخشانترین ذهنهای دنیای مربیگری شناخته میشود. پپ گواردیولا، که بسیاری او را بهترین مربی تاریخ لیگ برتر انگلیس میدانند، دیزربی را «یکی از تأثیرگذارترین مربیان ۲۰ سال اخیر» توصیف کرده است. ژابی آلونسو، سرمربی جدید چلسی، نیز گفته تیمهای دیزربی از جمله تیمهایی هستند که بیش از همه از تماشای آنها لذت میبرد و یورگن کلوپ هم عملکرد او در برایتون را «باورنکردنی» خوانده است.
برای مربی ۴۷ سالهای که پس از دوران بازیگری نهچندان درخشان، کارش را از دارفو بوآریو در سری D (رده چهارم فوتبال ایتالیا) آغاز کرد، شنیدن چنین تمجیدهایی از بزرگترین مربیان فوتبال جهان، چیزی «خجالتآور» است.
دیزربی در گفتوگو با گروهی از خبرنگاران، از جمله The Athletic، در جریان اردوی پیشفصل تاتنهام گفت:
«این یکی از معدود چیزهایی است که واقعاً باعث میشود احساس خجالت کنم. من همیشه به خودم ایمان داشتهام و همیشه با انگیزه بودهام. اما وقتی مربیگری را شروع کردم، هرگز تصور نمیکردم روزی در لیگ برتر انگلیس مربی باشم؛ آن هم در تیمی مثل تاتنهام. یا اینکه بزرگترین مربیان دنیا درباره من اینقدر خوب صحبت کنند. حتی بعضی مربیان گفتهاند که من برایشان الگو هستم.»
او ادامه داد:
«در چنین لحظههایی خجالتی میشوم. به این موضوع عادت ندارم و فکر نمیکنم هیچوقت هم عادت کنم. فصل گذشته، وقتی وارد یکی از ورزشگاههای بزرگ شدیم، به دستیارم گفتم ما هنوز به کار کردن در چنین استادیومهایی و در چنین فضایی عادت نداریم. ما خوششانس بودیم، چون از تهِ فوتبال شروع کردیم.»
اما دیزربی در مسیر رسیدن از «ته فوتبال» به یکی از بزرگترین باشگاههای انگلیس، وجه دیگری از شهرت خود را نیز ساخت.
او در دو تجربه قبلیاش، یعنی برایتون و مارسی، در حالی باشگاه را ترک کرد که اختلافات علنی با بازیکنان و اعضای کادر فنی به وجود آمده بود. به همین دلیل، با وجود اینکه توانایی فنی او در مربیگری تقریباً مورد تردید هیچکس نیست، از بیرون این تصور شکل گرفته که هر جا دیزربی حضور داشته باشد، احتمال بروز بحران هم چندان دور از ذهن نیست.
اما خود دیزربی نگاه متفاوتی به این موضوع دارد.
او میگوید:
«دیشب با جیووانی کارنوالی، مدیرعامل یوونتوس، صحبت میکردم. او قبلاً مدیرعامل من در ساسولو بود و دوست صمیمی من است. با پل باربر، مدیرعامل برایتون، هم رابطه فوقالعادهای دارم.»
سپس با اشاره به دوران حضورش در بنونتو، نخستین تجربهاش در سریآ، انگشتانش را به نشانه خوششانسی روی هم میگذارد و میگوید:
«با مالک آن باشگاه هم هنوز رابطه بسیار خوبی دارم.»
دیزربی ادامه میدهد:
«اما اگر مالک باشگاه به من احترام نگذارد، دیگر فرقی نمیکند که او مالک باشد یا هر کس دیگری. من همیشه در زندگی همینطور فکر کردهام. گاهی پایان همکاریها خوب نبوده، اما در ۸۰ تا ۹۰ درصد موارد، روابط بسیار خوبی داشتهام.»
او اضافه میکند:
«گاهی ممکن است جاهطلبیها متفاوت باشد؛ مالک یک چیز میخواهد و من میخواهم تیم به سطح بالاتر و اهداف بزرگتری برسد. اما مالک، مالک است و من باید به او احترام بگذارم. در مقابل، او هم باید به من احترام بگذارد؛ چه مالک باشد، چه مدیر ورزشی یا اعضای هیئتمدیره.»

پس از یک دوره پرتنش هفتبازی در پایان فصل گذشته، که طی آن تاتنهام بیش از هر زمان دیگری در تاریخ حضورش در لیگ برتر به سقوط به چمپیونشیپ نزدیک شده بود، دیزربی سرانجام با پیروزی یک بر صفر مقابل اورتون در هفته پایانی، این تیم لندنی را در لیگ برتر حفظ کرد.
در آن مقطع، هواداران فوتبال انگلیس چهرهای متفاوت از دیزربی دیدند؛ مربیای که برخلاف سبک همیشگی خود، فوتبال تهاجمی و روان را کنار گذاشت و برای نجات تیم، رویکردی عملگرایانهتر در پیش گرفت.
آن دوره از نظر روحی نیز بسیار دشوار بود. دیزربی بهخوبی درک کرده بود که پیش از هر چیز باید ذهنیت باشگاه را تغییر دهد؛ از اعضای کادر فنی گرفته تا بازیکنان.
او اگرچه در کمپ تمرینی هاتسپر وی و در نشستهای خبری، چهرهای آرام و امیدوار از خود نشان میداد، اما فضای رختکن پس از شکست یک بر صفر برابر ساندرلند در نخستین مسابقهاش، عمق بحران را به او نشان داد.
دیزربی در این باره میگوید:
«فکر نمیکنم ماندن تیم در لیگ، دستاورد من بوده باشد؛ این موفقیت متعلق به بازیکنان است. وقتی بعد از بازی با ساندرلند وارد رختکن شدم، چیزی را دیدم که در کنفرانس خبری نگفتم. همه گریه میکردند؛ بعضیها روی زمین دراز کشیده بودند. به آنها گفتم: “مگر کسی از دنیا رفته است؟” بعد سعی کردم فضای مثبتی ایجاد کنم و به آنها کمک کنم از زاویهای متفاوت به شرایط نگاه کنند.»
دیزربی از همان ابتدا تصمیم گرفت حالوهوای تیم را کاملاً تغییر دهد.
او به کارکنان کمپ تمرینی باشگاه که پس از شکست مقابل ساندرلند «غمگین و منفیباف» شده بودند، هشدار داد که اگر از آنها حرفی منفی بشنود، به خانه میفرستد.
او همچنین شامی گروهی در رستوران باکانالیا در منطقه مرفه میفر در مرکز لندن ترتیب داد و حتی به بازیکنان اجازه داد نوشیدنی الکلی مصرف کنند؛ چون به گفته خودش:
«الکل یک داروی خوب است.»
دیزربی با ایجاد حس همبستگی و برادری میان بازیکنانش ــ چیزی که در جشن دستهجمعی آنها در زمین پس از پایان فصل بهخوبی دیده شد ــ روی بخشی از تیمسازی تمرکز کرد که به اعتقاد او، یکی از مهمترین عوامل موفقیت است.
او میگوید:
«اگر فقط احترام وجود داشته باشد، طبیعی است. اما اگر علاوه بر احترام، برای یک نفر ارزش قائل باشید، خیلی بهتر است. و اگر احترام، ارزش قائل شدن و عشق ــ دوستی و اهمیت دادن به یکدیگر ــ کنار هم باشند، آن وقت به بالاترین سطح ممکن میرسید.»
دیزربی ادامه میدهد:
«احترام داشتن عادی است؛ اینکه بگویی: “مربی، صبح بخیر، سلام.” این یعنی احترام. اما اگر به تو ایمان داشته باشم، خیلی ارزشمندتر است. و اگر بین بازیکنان و مربی عشق و علاقه واقعی وجود داشته باشد، آن وقت تیم به چیزی باورنکردنی تبدیل میشود.»

این رابطه ویژهای که دیزربی با بازیکنانش ایجاد میکند، حالا نتایجش را هم نشان داده است.
پدرو پورو تابستان امسال همراه اسپانیا قهرمان جام جهانی شد، اما پیش از آن، با وجود علاقه چند باشگاه بزرگ اروپا، قرارداد بلندمدت جدیدی با تاتنهام امضا کرد.
همچنین میکی فند فن فوتبال زیر نظر دیزربی را «واقعاً لذتبخش» توصیف کرده؛ موضوعی که جایگاه تاتنهام را برای تمدید قرارداد این مدافع هلندی، که قرارداد فعلیاش تا سال ۲۰۲۹ اعتبار دارد، تقویت کرده است.
دیزربی همچنین نقش مهمی در نهایی شدن انتقال رکوردشکن ساندرو تونالی با مبلغ ۱۰۰ میلیون پوند داشت. او جلسه سرنوشتساز این انتقال را در شهر برشا ــ زادگاه خودش و شهری که تونالی فوتبالش را از آنجا آغاز کرد ــ ترتیب داد.
علاوه بر این، او نقش تعیینکنندهای در پیروزی تاتنهام بر سایر رقبا برای جذب یان پل فنهکه ایفا کرد؛ مدافعی که پیش از این در برایتون با او همکاری کرده بود.
در حالی که بسیاری از مربیان، فعالیت در بازار نقلوانتقالات را بخش خستهکننده و طاقتفرسای کار خود میدانند، دیزربی از این فرآیند لذت میبرد و با استفاده از شخصیت کاریزماتیک و توانایی برقراری ارتباط با بازیکنان، تلاش میکند آنها را برای پیوستن به تیمش متقاعد کند.
«اگر مربی مستقیماً با بازیکن تماس بگیرد، میتوانی از همان ابتدا یک ارتباط ویژه ایجاد کنی؛ چون بازیکن میداند که تو عامل اصلی این انتقال هستی و شاید احساس کند باید چیزی بیشتر به تو برگرداند، نسبت به زمانی که مثلاً یوهان لانگه (مدیر فنی) با او تماس بگیرد.»
دیزربی ادامه میدهد:
«اینطوری میتوانی یک ارتباط خاص بسازی. درباره ماتئوس فرناندس، من با والدینش صحبت کردم؛ با مادرش و پدرش.»
او سپس با خنده، داستان جذب یان پل فنهکه را تعریف میکند:
«درباره JP (فنهکه)، بعد از بازی مقابل اورتون برایش پیام فرستادم:
“لعنتی، تو میخواستی با آن پاس گلی که به جورجینیو روتر دادی، تاتنهام را برای برایتون پایین بکشی؛ حالا باید بیایی پیش من، بله یا بله! انتخاب دیگری نداری!”»
دیزربی ادامه میدهد:
«بعد از بازی، در دفترم در ورزشگاه تاتنهام، اول به دخترم پیام دادم و بعد به JP.»
این بخش بهخوبی نشان میدهد که دیزربی انتقال بازیکن را فقط یک معامله حرفهای نمیبیند؛ او تلاش میکند از طریق رابطه شخصی، احساس تعلق و تعهد ایجاد کند. برای او، تماس مستقیم مربی با بازیکن بخشی از ساختن یک پیوند عاطفی است؛ پیوندی که بعدها میتواند در عملکرد بازیکن داخل زمین هم تأثیر بگذارد.
هیچکدام از این اتفاقها بدون سرمایهگذاری خانواده لوئیس و رابطه کاری مثبت با مدیرعامل باشگاه، وینای ونکاتشام، و مدیر ورزشی، یوهن لانگ، امکانپذیر نبود؛ رابطهای که دیزربی آن را «بهترین تجربه دوران مربیگریاش» توصیف میکند.
دیزربی گفته انتظار دارد تا پایان پنجره نقلوانتقالاتی دو یا سه بازیکن دیگر به تیم اضافه شوند، اما پس از گذراندن یک دوره آموزشی شبیه «دانشگاه» نزد تونی بلوم، مالک و رئیس برایتون، درباره اقتصاد بازار نقلوانتقالات، او ارزش فروش بازیکنان را هم بهخوبی درک میکند.

یکی از بازیکنانی که تابستان امسال شمال لندن را ترک کرد، لوکا ووشکوویچ بود؛ بازیکنی که برخلاف مسیر یان پل فنهکه حرکت کرد و به برایتون پیوست. مبلغ اولیه این انتقال ۴۶ میلیون پوند بود که یک رکورد باشگاهی برای برایتون محسوب میشود.
این مدافع ۱۹ ساله یکی از هیجانانگیزترین استعدادهای اروپا در پست دفاع میانی به شمار میرود، اما پس از چند دوره حضور قرضی در بلژیک و آلمان، هنوز اولین بازی خود در لیگ برتر را انجام نداده است.
اگر تاتنهام میخواهد ضمن حفظ جاهطلبی خود در بازار نقلوانتقالات، در چارچوب قوانین نسبت هزینههای ترکیب بازیکنان (SCR) لیگ برتر باقی بماند، دیزربی معتقد است باشگاه نباید از فروش بازیکنان بترسد؛ البته به شرطی که این تصمیم بهصورت جمعی و هماهنگ در کل باشگاه گرفته شود.
«در مورد ووشکوویچ، این یک تصمیم کاملاً جمعی بود. بعد از درخواست انتقال ووشکوویچ، من همراه با وینای و یوهان نشستیم و صحبت کردیم، چون من پول تاتنهام را مثل پول خودم میدانم. انگار مالک باشگاه پدر من است؛ آدم نمیخواهد از پدرش بخواهد پول خرج کند یا باعث ضرر مالی او شود.»
دیزربی ادامه میدهد:
«فکر میکنم باشگاههای بزرگ از فروش بازیکن نمیترسند. حتی رئال مادرید، بارسلونا یا بایرن مونیخ هم وقتی لازم باشد بازیکن میفروشند، این کار را انجام میدهند. اگر قیمت درست باشد، نباید خجالت بکشید. اما وقتی نیاز است پول خرج کنید، باید این کار را انجام دهید؛ قدرتمند، سریع، بدون تردید؛ برای بازیکن درست و سرمایهگذاری درست.»
در حالی که این باشگاهها دهههاست در بالاترین سطح فوتبال حضور دارند، دیزربی پذیرفت که تاتنهام هنوز در ابتدای مسیر بازگشت به آن جایگاه قرار دارد.
تاتنهام دو فصل متوالی را در رتبه هفدهم لیگ برتر به پایان رساند؛ اتفاقی که برای باشگاهی با چنین جایگاهی، یک شکست و مایه خجالت محسوب میشود.برای رسیدن دوباره به نقطهای که باشگاه بتواند بهطور مداوم برای کسب جامها رقابت کند، دیزربی از فشار آوردن به مدیران باشگاه برای سرمایهگذاری نمیترسد؛ چون معتقد است تاتنهام شایسته چنین حمایتی است — و خودش هم همینطور.
او این را یادآوری میکند که در شرایطی به پیشنهاد تاتنهام پاسخ مثبت داد که باشگاه درگیر خطر سقوط بود؛ تصمیمی که نشان میدهد او نیز برای بازگرداندن تیم به جایگاه واقعیاش، ریسک بزرگی پذیرفته است.
«دوست دارم فکر کنم که شایسته ماندن در اینجا هستم و شایسته این هستم که بازیکنان بزرگ بخواهم؛ چون حالا تاتنهام شایسته این است که یک تیم بزرگ بسازد.»
دیزربی ادامه میدهد:
«حرفها… شاید همیشه واضح نباشند، اما واقعیتها روی میز کاملاً روشن هستند.»
(در این لحظه دستش را روی میز میکوبد.)
«حالا باید بازیکنان سطح بالا جذب کنیم تا بتوانیم رقابتی باشیم. نمیدانم آیا این به معنای قهرمانی است یا نه، اما مطمئناً باید بهتر از نتایجی باشیم که در دو فصل اخیر لیگ برتر گرفتیم.»

دیزربی درباره نگاهش به قهرمانی هم میگوید:
«من جام را پایان یک مسیر میدانم. من نمیتوانم پایان مسیر را مدیریت کنم؛ چیزی که میتوانم مدیریت کنم، مسیر از شروع تا پایان است.»
«الان زمان فکر کردن به جام نیست. جام زمانی از راه میرسد که در این مسیر درست کار کرده باشید، بهترین نسخه خودتان باشید و بازیکنان بتوانند بهترین عملکرد ممکن خودشان را ارائه دهند.»
دیزربی در واقع تأکید میکند که موفقیت پایدار نتیجه یک فرآیند است؛ نه چیزی که بتوان با عجله یا صرفاً با صحبت درباره جامها به دست آورد. از نگاه او، وظیفه مربی ساختن مسیر درست است و اگر این مسیر بهدرستی طی شود، جامها نتیجه طبیعی آن خواهند بود.
کامنتها