بهترین مربیان تاریخ به انتخاب فورفورتو؛ 81 تا 90

در رده بندی فورفورتو، سیلویا ناید، مربی سابق تیم ملی زنان آلمان، بالاتر از مربیان بزرگی مانند ویک باکینگام، یوپ دروال و کلودیو رانیری قرار گرفت.

هفت‌یک– نشریه معتبر فورفورتو در شماره اخیرش (ژوئن 2020)، فهرست 100 مربی برتر تاریخ را اعلام کرد که مطمئنا مانند هر انتخاب دیگری، موافقان و مخالفی خواهد داشت. اما آنطور که خود این نشریه نوشته، در رده‌بندی این مربیان، به نوآوری‌های آنها در مسائل تاکتیکی، نحوه مدیریت بازیکنان و مهم‌تر از همه، جام‌هایی که آنها بردند، توجه شده است. این قسمت دوم این فهرست است که رتبه‌های 81 تا 90 را شامل می‌شود.

 

90- کلودیو رانیری

گاهی تنها یک دستاورد برای کسب شهرت کافی است. این اتفاق برای کلودیو رانیری در 64 سالگی رخ داد. او 30 سال بود که هدایت باشگاه‌های مختلف اروپایی را در برهه‌های حساس تاریخی آنها بر عهده داشت. در کارنامه کاری او نام 17 باشگاه به چشم می‌خورد اما در لیست قهرمانی‌های مهم تنها سه قهرمانی دیده می‌شود: دو قهرمانی در جام‌های حذفی با فیورنتینا و والنسیا و باورنکردنی‌ترین قهرمانی یک تیم نه چندان مطرح در تاریخ فوتبال مدرن.

مهم نیست که قبل یا بعد از آن چه اتفاقاتی رخ داده است. رانیری همیشه موفقیت درخشان خود در فصل 16-2015 با لسترسیتی را در کارنامه خواهد داشت. دستاوردی که احمقانه و به دور از منطق به نظر می‌رسد و شاید دیگر هرگز تکرار نشود. رانیری پس از شکست تحقیرآمیز خانگی یونان برابر جزایر فارو، از این تیم اخراج شد اما 9 ماه و نیم پس از این‌که حضورش روی نیمکت لسترسیتی، نیش و کنایه‌های زیادی را به دنبال داشت، او موفق شد تیم ضعیف فصل پیش از آن را به تیمی شکست‌ناپذیر تبدیل کند- و با اختلافی 10 امتیازی این تیم را قهرمان کرد. قهرمانی‌ها داستان کامل رانیری را نشان نمی‌دهند. این مربی ایتالیایی پیش از پیوستن به لسترسیتی همیشه موفق نبود اما هرگز از روبرو شدن با چالش‌ها شانه خالی نکرد.

او در اولین تجربه جدی مربیگری خود در سال 1991 در ناپولی با تیمی روبرو بود که فوق‌العاده‌ترین دوره تاریخش به ناگاه پایان یافته بود. دیه‌گو مارادونا دو ماه قبل به دلیل استفاده از کوکایین 15 ماه محروم شده بود و حضور در رده چهارم پس از این اتفاق بسیار ارزشمند بود. با این حال رانیری در نوامبر 1992 اخراج شد و پس از آن فیورنتینا را به سری A برگرداند و دو سال بعد آنها را قهرمان کوپا ایتالیا کرد.

رانیری در اولین دوره حضورش در والنسیا، این تیم میانه جدولی را به رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا رساند و در راه کسب قهرمانی کوپا دل ری 1999 از سد بارسلونا، رئال مادرید و اتلتیکو مادرید عبور کرد. اما بار دیگر دوره محدود حضور در یک تیم برای او تکرار شد. همان سال او هدایت اتلتیکو مادرید را بر عهده گرفت تا هفتمین باشگاهش در فاصله 13 سال باشد. هشت ماه بعد او به دنبال تیم هشتم خود بود و از کارش در اتلتیکو مادرید که کشتی شکسته‌ای بود که به مدت دو فصل به دسته پایین‌تر سقوط کرد، استعفا داد.

پس از آن رانیری به چلسی رفت و 4 فصل در این تیم ماند و درخشان‌ترین دوران تاریخ این باشگاه را رقم زد. او تنها یک فصل با رومن آبراموویچ کار کرد اما تا آن زمان کار خود را انجام داده بود. حضور لیگ قهرمانان در استمفوردبریج کافی بود که ثروتمند روسی برای سرمایه‌گذاری چند صد میلیونی در این باشگاه قانع شود. پس از آن زمان‌بندی برای رانیری مسئله مهمی بود.

او پس از چلسی بار دیگر به والنسیا برگشت و جانشین رافائل بنیتس شد که تصمیم درستی نبود. هدایت پارما را بر عهده گرفت و بعد از این تیم نیز دو سال بدون کسب جام روی نیمکت یوونتوس نشست؛ تیمی که به تازگی از سری B بازگشته بود. او شرایط رم را بهتر کرد اما گناه نابخشودنی درگیری با فرانچسکو توتی را مرتکب شد. رانیری پس از آن سه سال ناموفق در اینتر، موناکو و یونان را سپری کرد. اما هر داستان خوبی نیاز به یک پایان پر از خوشبختی، هرچند باورنکردنی، دارد. لستر تمام چیزی بود که کلودیو رانیری به آن احتیاج داشت.

 

89- یوپ دروال

رکورد کسب 23 پیروزی متوالی توسط تیم ملی آلمان در زمان حضور دروال به دست آمد و تا به امروز نیز پابرجاست. این مهاجم سابق دوران موفقی روی نیمکت آلمان داشت و آنها را در رقابت‌های جام ملت‌های اروپا 1980 به قهرمانی رساند. او دو سال بعد این تیم را به فینال جام جهانی برد اما علی‌رغم کامبک جذابی که در نیمه نهایی برابر فرانسه داشت، در بازی فینال برابر ایتالیا شکست خورد. دروال پس از آن هدایت گالاتاسرای را بر عهده گرفت و بسیاری او را اولین مربی می‌دانند که متدهای مدرن را به فوتبال ترکیه اضافه کرد.

 

88- استن کالیس

کالیس به عنوان بازیکن از تیم ملی انگلیس کنار گذاشته شد چرا که حاضر نشده بود پیش از دیدار برابر آلمان در سال 1938 سلام نازی دهد. او فردی بسیار پایبند به اصول بود و پس از این‌که در سال 1964 از باشگاه محبوبش، وولوز، اخراج شد، قسم خورد که دیگر مربیگری نکند (با این حال در بیرمنگام بار دیگر مربیگری را تجربه کرد). کالیس یک پدیده مربیگری در وولوز بود و در 32 سالگی آنها را در جام حذفی 1949 به قهرمانی رساند. او پس از آن سه بار این تیم را قهرمان لیگ دسته اول کرد و یک بار دیگر نیز جام حذفی را برای آنها به ارمغان آورد.

 

87- میرشیا لوچسکیو

داریو سرنا، کاپیتان شاختار دونتسک، پس از جدایی لوچسکو از این تیم در سال 2016 گفت: ” لوچسکیو اسطوره شاختار است. او نه تنها در فوتبال، بلکه در زندگی، هم یک معلم بود.” و او در این باره اغراق نمی‌کرد. او معمولا بازیکنان خود را ترغیب می‌کرد که مطالعه کنند، بخوانند، زبان‌های مختلف را یاد بگیرند و دروس آشپزی بگذرانند. مربی رومانیایی 12 عنوان قهرمانی در کشورهای اروپایی به دست آورد. این مربی رومانیایی 12 قهرمانی لیگ در کشورهای مختلف اروپایی به دست آورد؛ از جمله 8 قهرمانی- و یک جام یوفا- با شاختار، سال‌هایی که این تیم را به تیم اول اوکراین تبدیل کرد.

 

86- ویک باکینگام

درخشش فوتبال هلند پیش از ظهور توتال فوتبال، مدیون حضور یک مربی لندنی است که ویک نام داشت. این ویک باکینگام- قهرمان جام حذفی با وست بروموویچ و سرمربی آینده بارسلونا- بود که هویت آژاکس را بنیان گذاشت. او برای اولین‌بار از یوهان کرویف 17 ساله بازی گرفت و به گفته این اسطوره فوتبال هلند به آنها حرفه‌ای‌گری را آموزش داد. او در عین حال بازی بر پایه مالکیت توپ را نیز در آژاکس نهادینه و رینوس میشل را برای امپراطوری جدید هلندی‌ها آماده کرد.

 

85- ریچارد مولر نیلسن

ریچارد مولر نیلسن در سال 1992 یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌های فوتبال ملی را رقم زد. فدراسیون فوتبال دانمارک چند سال قبل تمام تلاش خود را کرده بود که هدایت این تیم به دست نیلسن نیفتد. نیلسن به فوتبال دفاعی شناخته می‌شد و از این تاکتیک در اولین و دومین قهرمانی‌های تاریخ باشگاه اودنسه استفاده کرده بود. او هدایت تیم ملی زیر 21 ساله دانمارک را بر عهده داشت و دستیار سرمربی تیم بزرگسالان نیز بود. بنابراین وقتی در سال 1990 سپ پیونتک پس از عدم کسب سهمیه حضور در جام جهانی از سمت خود کناره‌گیری کرد، نیلسن جانشین این سرمربی آلمانی به نظر می‌رسید. اما امیدهای او با فعالیت‌های پشت پرده نقش بر آب شد.

اعضای فدراسیون فوتبال دانمارک نگرانی‌های داشتند و این موضوع در مورد بعضی ستاره‌های تیم نیز صادق بود. آنها احساس می‌کردند که نیلسن تجربه کافی برای این کار را ندارد. این‌که تمامی اعضای تیم به او اعتماد نداشتند یک زنگ خطر جدی بود و رییس فدراسیون فوتبال دانمارک در آن زمان گفته بود: ” مادربزرگ من هم می‌تواند همان نتایج ریچارد مولر نیلسن را کسب کند. ” در نتیجه هوست وولرس، یک مربی آلمانی دیگر، به عنوان گزینه دانمارک مطرح شد.

فقط یک مشکل وجود داشت. فدراسیون فوتبال دانمارک نتوانست با بایرن اوردینگن، باشگاه این مربی، به توافق برسد و یک روز بعد این قرارداد منتفی شد. یک فهرست جدید با هشت نام اعلام شد اما هفت مربی از این فهرست نیز خط خوردند. در نهایت آنها به گزینه نیلسن بازگشتند.

شرایط بد آغاز شد. دانمارک تنها در یکی از سه بازی ابتدایی مسابقات انتخابی یورو 92 پیروز شد و همین موضوع باعث عصبانیت میشل و برایان لادروپ از سبک دفاعی تیم شد؛ در حالی‌که پیش از آن، آنها آزادی زیادی در کارهای هجومی داشتند. هر دوی آنها انتقادات خود را در رسانه‌ها مطرح کردند و امیدوار بودند این موضوع باعث برکناری نیلسن شود. این اتفاق رخ نداد. دانمارک در 5 بازی آخر خود در مرحله انتخابی بدون این دو نفر به پیروزی رسید و در بلگراد برابر یوگسلاوی،  تیمی که تنها یک ضربه پنالتی با حضور در نیمه نهایی جام جهانی 1990 ایتالیا فاصله داشت، نیز پیروز شد. نیلسن در این باره گفت:” همیشه این بهترین بازیکنان نیستند که بهترین تیم‌ها را می‌سازند. بازیکنان برای یکدیگر می‌دویدند.”

با این حال یوگسلاوی بالاتر از بازیکنان نیلسن صعود کرد. پیش از دیدار دوستانه دانمارک برابر نروژ در آوریل 1992، بعضی افراد به داخل ورزشگاه رفته و عبارات توهین‌آمیزی خطاب به نیلسن روی زمین نوشته بودند. وقتی بازی شروع شد نیز این عبارت به چشم می‌خورد. در همین حین جنگ بوسنی آغاز شد. در فاصله دو هفته تا آغاز این رقابت‌ها، یوگسلاوی از رقابت‌های یورو 92 کنار گذاشته شد و این دانمارک بود که به رقابت‌ها راه یافت. نیلسن که از شرایط بالکان به خوبی باخبر بود، در طول تابستان برای احتمال حضور تیمش در یورو برنامه‌ریزی کرده بود.

او تیمی در اختیار داشت که از سطح زیر 21 سال با او کار کرده بودند و برایان لادروپ نیز به آنها اضافه شد. میشل حاضر به بازگشت نشد و باورداشت که دانمارک به شکلی مفتضحانه حذف خواهد شد. در عوض آنها پس از تساوی بدون گل برابر انگلیس گراهام تیلور و شکست 0 – 1 برابر سوئد، میزبان و صدرنشین گروه، موفق شدند با پیروزی برابر فرانسه میشل پلاتینی، به مرحله بعدی صعود کنند. بازیکنان سختکوش نیلسن موفق شدند هلند، مدافع عنوان قهرمانی را مقهور تلاش خود کرده و برابر آلمان، مدعی اصلی رقابت‌ها، نیز به پیروزی برسند. این یک دینامیت واقعی بود.

 

84- آلبرتو سوپیچی

سوپیچی 31 ساله در سال 1930 موفق شد تیم ملی اروگوئه را به قهرمانی جام جهانی برساند. افتخاری که یک قرن بعدتر هنوز هیچ مربی جوان‌تری به آن دست پیدا نکرده است. “ال پروفسور” یک سال پیش از کسب این افتخار، هدایت قهرمان المپیک را بر عهده گرفت و در رقابت‌های قهرمانی آمریکای جنوبی در سال 1929 آنها را به مقام سوم رساند. اروگوئه در نیمه اول دیدار فینال از آرژانتین شکست خورد اما موفق شد در یک بازگشت طوفانی با نتیجه 4-2 به پیروزی برسد؛ در حالی‌که آخرین گل این تیم در این دیدار را مهاجم “یک دست” تیم، هکتور کاسترو،  به ثمر رساند (توضیح مترجم: دست راست کاسترو در 13 سالگی بر اثر حادثه با اره برقی قطع شد و به همین دلیل به او لقب El Manco یا یک دست داده بودند.)

 

83- جرج رمزی

رمزی به صورت اتفاقی به عنوان بازیکن به استون ویلا پیوست چرا که برای برابر شدن تعداد بازیکنان دو تیم در یک بازی تمرینی در سال 1876 دعوت شده بود. توانایی‌های او به اندازه‌ای تاثیرگذار بود که به عنوان بازیکن جدید به تیم پیوست. مصدومیت دوران بازی او را محدود کرد اما در سال 1884 درهای جدیدی به رویش گشوده شد و این بازیکن اسکاتلندی به اولین مربی تاریخ دنیای فوتبال تبدیل شد. پست او در استون ویلا که چهار دهه نیز در آن حضور داشت، اولین در نوع خود بود. این مربی موفق شد 6 قهرمانی لیگ و 6 قهرمانی جام حذفی نیز برای این تیم به ارمغان بیاورد.

 

82- فولویو برناردینی

گفته می‌شود که برناردینی، هافبک هنرمند ایتالیایی، در سال 1931 از سوی ویتوریو پوتزو، سرمربی تیم ملی این کشور، به این دلیل کنار گذاشته شد که بیش از اندازه خوب بود. پوتزو به او گفته بود: ” هم تیمی‌های تو فهم مشابهی از بازی ندارند. ” برناردینی به عنوان مربی نیز به همین اندازه درخشان بود. در لیگی که همیشه تحت سلطه شهرهای میلان و تورین بود، او در سال 1956 اولین قهرمانی فیورنتینا را به دست آورد. پس از آن بار دیگر در سال 1964 با بولونیا قهرمان سری A شد. در این میان نیز توانسته بود با لاتزیو قهرمان کوپا ایتالیای 1958 شود.

 

81- سیلویا ناید

پر افتخارترین سرمربی تیم ملی آلمان پس از اتحاد دوباره این کشور، یواخیم لوو نیست. در واقع ناید و تینا توینه با کسب 4 قهرمانی در فوتبال زنان این لقب را به خود اختصاص دادند. توینه اولین جام جهانی را در سال 2003 برای آلمان به ارمغان آورد. ناید چهار سال بعد بدون گل خورده این قهرمانی را تکرار کرد. تیم ناید موفق شد با بی‌رحمی و با تجربه بالای خود پیش برود و با درخشش تماشایی در مالکیت توپ در سال‌های 2009 و 2013 قهرمانی یورو را نیز از آن خود کند. او در رقابت‌های المپیک 2016 نیز مدال طلا را به دست آورد.

عنوان اصلی مقاله: 100 greatest managers ever نویسنده: FFT نشریه / وبسایت: FourFourTwo زمان انتشار: ژوئن 2020
کلمات کلیدی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − شانزده =